|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
بسم اللّه الرحمن الرحيم فدايت شوم … در باب اعراض از جدّ و جهد رسميّات و عدم وصول به واقعيات كه مرقوم شده و از اين مفلس استعلام مقدمه موصله فرمودهايد بىرسميت بنده حقيقت آنچه كه براى سير اين عوالم ياد گرفته و بعضى نتائجش را مفصّلا در خدمت شريف ابتداءخود صحبت كردهام و از كثرت شوق آنكه با رفقا در همه عوالم همرنگ بشوم، أسّ و مخّ آنچه از لوازم اين سير مىدانستم بىمضايقه عرضه داشتم. حالا هم اجمال آن را به طريقهاى كه ياد گرفتهام مجدّدا اظهار مىدارم: طريق مطلوب را براى راه معرفت نفس گفتند: چون نفس انسانى تا از عالم مثال خود نگذشته به عالم عقلى نخواهد رسيد، و تا به عالم عقلى نرسيده حقيقت معرفت حاصل نبوده و به مطلوب نخواهد رسيد لذا به جهت اتمام اين مقصود مرحوم مغفور (جزاه الله عنّا خير جزاء المعلّمين) مىفرمودند كه: بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بكند تا جنبه حيوانيت كمتر، و روحانيّت قوّت بگيرد؛ و ميزان آن را هم چنين مىفرمود: كه انسان اوّلا روز و شب زياده از دو مرتبه غذا نخورد حتى تنقّل مابين الغذائين نكند. ثانيا هر وقت غذا مىخورد بايد مثلا يك ساعت بعد از گرسنگى بخورد، و آنقدر بخورد كه تمام سير نشود. اين در كمّ غذا؛ و أما كيفش بايد غير از آداب معروفه، گوشت زياد نخورد، به اين معنى كه شب و روز هر دو نخورد، و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را يعنى هم روز و هم شب را ترك كند؛ و يكى هم اگر بتواند للتكيّف نخورد، و لا محالة آجيلخور نباشد اگر أحيانا وقتى نفسش زياد مطالبه آجيل كرد استخاره كند. و اگر بتواند روزههاى سه روز هر ماه را ترك نكند. و اما تقليل خواب مىفرمودند شبانهروز شش ساعت بخوابد. و البته در حفظ لسان و مجانبت اهل غفلت اهتمام زياد نمايد. اينها در تقليل حيوانيت كفايت مىكند. و أما تقويت روحانيت: اولا دائما بايد همّ و حزن قلبى به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد. ثانيا تا مىتواند ذكر و فكر را ترك نكند كه اين دو جناح سير آسمان معرفت است. در ذكر عمده سفارش اذكار صبح و شام اهمّ آنها كه در اخبار وارد شده. و اهمّ تعقيبات صلوات و عمدهتر ذكر وقت خواب كه در اخبار مأثور است، لا سيّما متطهّرا در حال ذكر به خواب رود. و شبخيزى مىفرمودند زمستانها سه ساعت، تابستانها يك ساعت و نيم. و مىفرمودند كه من در سجده ذكر يونسيّه – يعنى در مداومت آن كه شبانهروزى ترك نشود، هرچه زيادتر توانست كردن اثرش زيادتر، اقلّ اقلّ آن چهارصد مرتبه است- خيلى اثرها ديدهام بنده خود هم تجربه كردهام چند نفر هم مدّعى تجربهاند. يكى هم قرآن كه خوانده مىشود به قصد هديه حضرت ختمى مرتبت (صلوات الله عليه و آله) خوانده شود.و اما فكر براى مبتدى مىفرمودند: در مرگ فكر بكن تا آن وقتى كه از حالش مىفهميدند كه از مداومت اين مراتب گيج شده فى الجمله استعدادى پيدا كرده آن وقت به عالم خيالش ملتفت مىكردند يا آنكه خود ملتفت مىشد چند روزى همه روز و شب فكر در اين مىكند كه بفهمد كه هرچه خيال مىكند و مىبيند خودش است و از خودش خارج نيست. اگر اين را ملكه مىكرد خودش را در عالم مثال مىديد يعنى حقيقت عالم مثالش را مىفهميد و اين معنى را ملكه مىكرد. آن وقت مىفرمودند كه بايد فكر را تغيّر داد و همه صورتها و موهومات را محو كرد و فكر در عدم كرد، و اگر انسان اين را ملكه نمايد لا بدّ تجلّى سلطان معرفت خواهد شد. يعنى تجلّى حقيقت خود را به نورانيت و بىصورت و حدّ با كمال بهاء فائز آيد، و اگر در حال جذبه ببيند بهتر است بعد از آنكه راه ترقيات عوالم عاليه را پيدا كرد هرقدر سير بكند اثرش را حاضر خواهد يافت. به جهت ترتيب اين عوالم كه بايد انسان از اين عوالم طبيعت اول ترقى به عالم مثال نمايد، بعد به عالم ارواح و انوار حقيقيه البته براهين علميّه را خودتان احضر هستيد. عجب است كه تصريحى به اين مراتب در سجده دعاى شب نيمه شعبان كه اوان وصول مراسله است شده است كه مىفرمايد: «سجد لك سوادي و خيالي و بياضي». اصل معرفت آنوقت است كه هر سه فانى بشود كه حقيقت سجده عبارت از فناء است كه عند الفناء عن النفس بمراتبها يحصل البقاء بالله (رزقنا الله و جميع اخواننا بمحمد و آله الطاهرين). بارى بنده فى الجمله از عوالم دعاگوئى اخوان الحمد لله بىبهره نيستم و دعاى وجود شريف و جمعى از اخوان را براى خود ورد شبانه قرار دادهام … حدّ تكميل فكر عالم مثال كه بعد از آنوقت محو صورت است آن است كه يا بايدخودبهخود ملتفت شده عيانا حقيقت مطلب را ببينيد، يا آنقدر فكر بكند كه از علميّت گذشته عيان بشود آنوقت محو موهومات كرده در عدم فكر بكند تا اينكه از طرف حقيقت خودش تجلّى بكند. قطعهاى از نامه مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى به مرحوم حاج محمد حسين كمپانى اين بود تمام آن نسخه كه بدون زياده و نقصان آن را استنساخ كردهايم. و چون براى تقديم داشتن نسخه اصل به مرحوم استاد علامه طباطبائى به حضور شريفش مشرّف شدم، عرض كردم حاجى آقا در ذيل اين نامه نوشته است «قطعهاى از نامه مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى به مرحوم حاج محمد حسين كمپانى» بقيه نامه و اصل آن را چگونه بايد تحصيل كرد؟ فرمودند كه من اصل آن را ديدهام آنچه كه دستور العمل بود همينقدر است كه استنساخ كرديد باقى احوالپرسى و سلام و عليك بود. سپس از مرحوم استاد علامه طباطبائى در بيان نامه مرحوم آميرزا جواد آقا كه فرمود: «آنوقت به عالم خيالش ملتفت مىكردند» يعنى چه؟ فرمود: آقا انسان بدانچه علم پيدا مىكند همه در صقع نفس او است، و همه عالم مثال علم او است. و هرچه كه مىبينى (يعنى ادراك مىكنى) همه خودتى و از تو خارج نيست. و مراد اينكه آقاى ملكى فرمود: «بايد فكر را تغيير دهد و همه صورتها و موهومات را محو كرد و فكر در عدم كرد» اين است كه همه اينها را مظاهر و مجالى حق داند و حق را در اين مظاهر ببيند و براى آنها استقلال وجودى ننگرد كه مراد عدم اين است. چه ظهور بدون مظهر و جلوه بدون مجلى معنى ندارد و تحقق پيدا نمىكند پس همه را حق بيند و عارف همان را در آخر مىيابد كه در اول يافته بود. و عامّه مردم در حال مىيابند جز اينكه نحوه يافتن تفاوت دارد؛ و در اين حال به عالم نور و بياض و عيان رسيده است. اين بود گفتار استاد علامه طباطبائى در بيان دو جمله فوق و بدانكه مراد مرحوم آقاى ملكى از «مرحوم مغفور جزاه الله عنا خير جزاء المعلمين» جناب آخوند ملا حسينقلى همدانى است. و آنكه فرمود: در سجده دعاى شب نيمه شعبان مىفرمايد: «سجد لك سوادي و خيالي و بياضي» اشاره است به سجده رسول الله (صلّى اللّه عليه و آله) در شب نيمه شعبان كه در سجده مىفرمود: «سجد لك سوادي و خيالي و آمن بك فؤادي» كه به جاى «بياضي» در نسخه ياد شده «فؤادي» آمده است، تفصيل آن در مفاتيح الجنان مرحوم محدث قمى مذكور است و اصل آن در مصباح المتهجد شيخ الطائفه شيخ طوسى مسطور است (ص ۵۸۵، چاپ سنگى). موضوعات مرتبط: عرفان شناسی برچسبها: آیت الله کمپانی, آیت الله ملکی تبریزی, حسینقلی همدانی, دستورالعمل عرفانی [ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||