ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

  

معنا و مفهوم فرهنگ چیست؟

انواع فرهنگ

صاحب نظران و فرهنگ شناسان، برای فرهنگ انواع یا سطوح مختلفی را ذکر می کنند و مبانی متفاوتی را برای تقسیم بندی در نظر می گیرند.یکی از تقسیم بندی ها بر مبنای دامنه شمولیت زمانی وجامعه تحت پوشش می باشد. دراین تقسیم بندی انواع فرهنگ عبار است از :

فرهنگ عمومی

فرهنگ عمومي عبارت است از محموعه منسجم و نظام يافته‌اي از اهداف، ارزشها، عقايد، باورها، رسوم و هنجارهاي مردم متعلق به يك جامعه بزرگ، قوم يا ملت»[2] بنابراين فرهنگ عمومي، شامل تمامي فعاليتهاي مبتني بر انديشه و عادت است كه در جهت برآوردن نيازهاي بشري بسته به انواع جوامع از نظر تاريخي، سياسي، اقتصادي، مذهبي، رفتارهاي عمومی مردم را شكل مي‌دهد. همه انسانهايي كه از گذشته‌هاي دور تا كنون در اقصي نقاط دنيا زندگي كرده‌اند؛ فرهنگ داشته‌اند. پس فرهنگ يك پديده عام است و هيچ گروه يا فردي در جامعه انساني نمي‌توان يافت كه فرهنگ نداشته باشد؛ اما از آنجايي كه اقوام و جوامع مختلف به نحوه يكساني در برآوردن نيازهاي خود و برخوردشان براي رفع نيازها يكسان نبوده است، طبيعتاً فرهنگ خاص خود را ساخته و پرداخته‌اند و از اين رو است كه در جوامع مختلف، تنوع فرهنگي به چشم مي‌خورد. ليكن در يك جامعه بزرگ، قوم ياملت، بسياري از ارزشها، باورها، هنجارها، معيارها و الگوهاي رفتاري هستند كه گذشته از تكثر فرهنگي قوميتهاي مختلف جامعه، جنبه عام داشته، همگان آن را پذيرفته‌اند و در يك كل اجتماعي از آن پيروي مي‌كنند. همين جنبه‌هاي عام در يك جامعه بزرگ يا ملت را به عنوان «فرهنگ عمومي» آن جامعه مي‌توان مورد مطالعه و بررسي قرار داد. شخصيت اجتماعي مردم يك جامعه در فرهنگ عمومي آن خلاصه مي‌شود و اهداف و كيفيت و مسير حركت به سوي تعالي با زوال و عقب افتادگي آن تحت تأثير فرهنگ عمومي است. لذا اهميت شناخت و بررسي فرهنگ عمومي براي ارتقاء و تحول آن در مسير رشد و توسعه، آشكار مي‌شود. بسياري از پژوهشگران براي واكاوي فرهنگ عمومي و اصلاح و برنامه ريزي آن ابتدا به بررسي دقيق آن از طريق كاركردهاي سطوح و لايه‌هاي مختلف فرهنگ مي‌پردازند. زيرا فرهنگ از سطوح مختلفي مشتق شده است. برخي از اين مشتقات در يك نظام فرهنگي، پايه‌ها و ريشه‌هاي فرهنگ عمومي را مي‌سازند. اين بخش را لايه زيرين مجموعه مي‌نامند كه ديگر سطوح و لايه‌ها بر آن قرار دارند. مي‌توان گفت كه جهان بيني‌ها و شناخت شناسي در اين سطح قرار دارد كه ريشۀ بسياري از باورها، اعتقادات و ارزشها را به عنوان لايه بعدي فرهنگ تشكيل مي دهند . (۱)

فرهنگ عمومی

فرهنگی است که وجوه مشترک زیادی با فرهنگ ملی دارد ولی در مظاهر فرهنگی با تغییرات متناسب با شرایط و مقتضیات محیطی همراه است. به یک معنا فرهنگ عمومی، ظهور ونمود فرهنگ ملی در دوره های زمانی کوتاه مدت وتحت تأثیر شرایط زمانی است. عموم افراد جامعه در فرهنگ عمومی مشترک اند. (۲)

فرهنگ ملی

فرهنگی است که چندین نسل در آن مشترک اند و به عنوان عامل مؤثر در تعیین هویت ملت ها قلمداد می شود. (۳)

فرهنگ تخصصی

فرهنگی است که بخشی از افراد یک جامعه براساس حرفه و تخصص و حوزۀ شغلی خویش در آن مشترک اند. (۴)

فرهنگ سازمانی

فرهنگی است که اعضای یک سازمان در آن مشترک اند. (۵)

 

 (1) http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31632

(2) Shams47.blogfa.come

(3) Shams47.blogfa.come

Shams47.blogfa.come  (4)          

 (5)   Shams47.blogfa.come

فرهنگ سیاسی :

به عنوان تابعی از فرهنگ عمومی، مفهومی است که سعی در ترکیب رهیافت­های روان­شناختی، مردم­شناختی، جامعه­شناختی و تاریخی برای پر کردن خلا موجود بین سطح تحلیل خرد رفتار سیاسی فرد و سطح تحلیل کردن رفتار سیاسی مبتنی بر متغیزهای مشترک جامعه دارد. پای معتقد است فرهنگ سیاسی مجموعه بازخوردها، اعتقادات و احساساتی است که به روند سیاسی سامان می­دهد و اصول و قواعد تعیین کننده حاکم بر رفتار نظام سیاسی را مشخص می­کند. رهیافت فرهنگ سیاسی بر سنّت ماکس وبر تکیه دارد. وی تغییر وتحوّل بینش مذهبی را عامل اساسی تحوّلات می­دانست؛ لذا فرهنگ سیاسی که کنش­های سیاسی انسان را نه در اقتصاد و اجتماع بلکه در بینش­ها و نگرش­های مذهبی و متغیرهایی از این دست می­جوید. با این همه واژه­ی فرهنگ سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم در آثار توسعه­ی سیاسی مطرح شده است. اصطلاح امروزی فرهنگ سیاسی با ایده­های قدیمی­تری نظیر روح ملی و شخصیت ملی تا حدی هم­پوشانی دارد. مقصود از روح ملی مجموعه خصوصیت­ها، اخلاق و استعدادهایی است که با وجود تحولات ظاهری ثابت است و در واقع مغز، منشاء ساختمان باطنی ملت­ها را تشکیل می­دهد. از این دیدگاه روح ملی در همه دوره­های زندگی، آثاری از خود بر جای می­گذارد. و به عبارتی ریشه و مبنای همه احوال آن ملت است. بر این اساس ملت­ها هر کدام طرز فکر و عمل مخصوص به خود را دارند. برای مثال آندره زیگفرید در کتاب روح ملت­ها از ابتکار فرانسوی­ها، سرسختی انگلیسی­ها، انظباط آلمانی­ها و بالندگی آمریکایی­ها به عنوان مشخصه­های بارز یا روح این ملت­ها نام برده است. (۱)

فرهنگ الهی

فرهنگ الهى ، انسان را آميزه اى از پيكر خاكى و روان آسمانى مى داند. كه فرهنگ اسلامى تبلور تمام و كمال آن است ، و هدفش دستيابى به كمال است كه در تابش آفتاب وحى حاصل مى شود و معيار برترى افراد را نيز پرهيزگارى و پايبندى به اصول ثابت اخلاقى مى داند. (۲)

(۱) http://kalamejomeh.blogfa.com/post/259

(۲) http://kalamejomeh.blogfa.com/post/259

فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی :

فرهنگ را می‏توان در دو سطح مادی و معنوی دسته‏بندی کرد؛ فرهنگ مادی عبارت است از تمامی آنچه که عینی و ملموس است؛ مانند آثار هنری، دستاوردهای صنعتی، بناهای تاریخی، خط، موسیقی و فرهنگ معنوی یاغیرمادی نیزعبارت است ازعقاید و رسوم، علوم ومعارف، ارزش‏ها و اندیشه‏ها، اخلاقیات، دانستنی‏ها و... (روسک3، 1369، ص 10 و روح‏الامینی، (ص ۲۴ )... . فرهنگ مادی معمولاً تحت تأثیر فرهنگ معنوی رشدمی‏کند؛ زیرا نوع نگرش به هستی وجهان، وارزش های حاکم بر جوامع، در ساخت ابزار جدید برای امور زندگی و رفاه اجتماعی به انسان جهت می‏دهد؛ برای مثال، طرز نگرش، نوع ارتباطات و معاشرتِ انسان‏ها، آنان را به ساختاری خاص در معماری سوق می‏دهد، و یا نوع نگرش زنان به حقوقشان، آنان را در انتخاب نوع لباس یا رفتار رهنمون می‏سازد(قیصی‏زاده، 1363). از طرف دیگر فرهنگ مادی نیز در فرهنگ معنوی تأثیر می‏گذارد. برای مثال، وارد شدن و جای گرفتن یک تکنولوژی جدید که در شمارفرهنگ مادی است، بالطبع ارزش‏های جدیدی رابا خودخواهد آورد و ارزش‏هایی را نیز متزلزل خواهد ساخت (روح‏الامینی، ص110 ) (۱)

فرهنگ عامه :

فرهنگ عامّه یا فرهنگ مردمی، اصطلاحی است که در سال ۱۸۴۶ از سوی ویلیام تامس (william Thams) عتیقه‌شناس انگلیسی ابداع شد و به نحوهٔ زندگی انسان‌ها در طبیعت، رفتارها و همچنین معناهای مشترکی گفته می‌شود که عامه مردم جامعه در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند. چند نظریه کلی پیرامون فرهنگ عامه وجود دارد :

نخست اینکه آن را از طرف صنایع فرهنگ‌سازی سرمایه‌داری تحمیل شده، و با هدف عوام فریبی و سود بردن می‌دانند. این دیدگاه، فرهنگ عامه را یک نظام (ساختار، قالب و چهارچوب) می‌بیند. دیدگاه‌های ساختارگرایی، مکتب فرانکفورت، برخی انواع پساساختارگرایی، و اقتصاد سیاسی مدافع این نگرش هستند.[۱] نگرشی که فرهنگ عامه را برآمده از اعماق جامعه و «ندای» واقعی مردم، عامه، طبقه کارگر، یا خرده‌فرهنگی «اصیل» می‌داند. این دیدگاه فرهنگ را شامل نوعی کنش‌گری مردم می‌داند. دیدگاه‌های تاریخ اجتماعی، تاریخ اعماق جامعه، و برخی انواع ساختارگرایی مدافع این نظر هستند.[۱]

نظریه‌پردازانی با به کار گیری مفهوم هژمونی، فرهنگ عامه را «موازنه‌ای مبتنی بر مصالحه» از هر دو دیدگاه بالا می‌دانند. این پژوهشگران توجه خود را بر نحوه فرهنگ‌سازی مردم با استفاده از کالاهای فراهم شده توسط صنایع فرهنگ سازی ِ سرمایه‌داری معطوف می‌کنند و رابطه میان کنش‌گری و نظام (میان تولید و مصرف) رابطه‌ای دیالکتیکی می‌دانند. این دیدگاه که «انسان‌ها هم فرهنگ خود را می‌سازند و هم توسط فرهنگ ساخته می‌شوند» را در واقع کارل مارکس نخستین بار ارائه کرد. آنتونیو گرامشی و دیگر نظریه پردازان نیز به طور جدی بدان پرداخته‌اند. (۲)

غالب ترين فرهنگ حاکم بر جو سازمان ها شناسايي شده و ساير فرهنگ ها به ترتيب نمره ميانگين کسب کرده عبارتند از:فرهنگ مشارکتي: 2.722، فرهنگ انعطاف پذيري: 2.525 و فرهنگ ماموريتي: 2.405. مقايسه ميانگين شاخص هاي موفقيت سازمان نشان داد که مولفه انعطاف پذيري با نمره ميانگين 2.96 بالاترين مولفه و ساير مولفه ها به ترتيب نمره ميانگين کسب کرده عبارتند از: مولفه انسجام: 2.885، مولفه سرعت: 2.88 و مولفه نوآوري: 2.725. در تفکيک داده هاي تحقيق به دو دسته 1- مراکز تحت پوشش دانشگاههاي علوم پزشکي و وزارت بهداشت و 2- مراکز تحت پوشش تامين اجتماعي نتايج نشان داد که فرهنگ سازماني غالب بر بيمارستان هاي تحت پوشش وزارت بهداشت، فرهنگ بروکراتيک و فرهنگ غالب در بيمارستان هاي تحت پوشش تامين اجتماعي فرهنگ مشارکتي مي باشد. همچنين ميانگين نمره موفقيت سازماني در بيمارستان هاي تحت پوشش سازمان تامين اجتماعي به صورت معني داري بالاتر از ميانگين نمره موفقيت سازماني بيمارستان هاي تحت پوشش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي بود. از نظر ارتباط فرهنگ سازماني با موفقيت سازماني تنها فرهنگ مشارکتي همبستگي مثبت با موفقيت سازماني داشت و در ساير فرهنگ ها يا فرض عدم وجود رابطه تاييد شد و يا همبستگي منفي حاصل شد. نتيجه گيري: بيمارستان ها اصلي ترين سازمان هاي ارائه دهنده خدمت در نظام سلامت و حوزه بهداشت و درمان کشور مي باشند، پياده سازي فرهنگ هاي مشارکتي و انعطاف پذيري، بيمارستان را در پاسخگويي به نيازهاي مراجعين و بيماران افزايش داده و ضمن تامين رضايتمندي مشتريان، در راستاي تحقق رسالت اصلي سازمان بيمارستان که ارائه خدمت مي باشد، نقش انکار ناپذيري ايفا خواهد کرد. (۳).


موضوعات مرتبط: فرهنگ شناسی
برچسب‌ها: فرهنگ شناسی
[ یکشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 8:33 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب