
بایسته های متن درسی تفسیر موضوعی قرآن کریم
چکيده:
درس تفسير موضوعی قرآن کريم جايگاه ممتازی ميان دروس معارف اسلامی دارد. از اين رو با گذشت چهار سال از ارائه آن در دانشگاه ها، بررسی اهداف مورد نظر اين درس و وضعيت فعلی متون درسی آن ضروری است.
اين مقاله ضمن بررسی سرفصل های درس تفسير موضوعی قرآن و متون منتشر شده آن از سوی دانشگاه معارف اسلامي، به ارزيابی اجمالی آنها و راهکارهای ارتقا آن پرداخته است.
ارائه تذکرات لازم در مقدمه کتاب، استفاده از ابزار کمک آموزشي، نگارش متن درسی تفسير موضوعی به تفکيک رشته های تحصيلی حداقل برای چهار گروه اصلي: علوم انساني، فنی و مهندسي، پزشکی و هنر و يا رشته های خاص و نيز آموزش های غيرحضوری و مجازی از جمله راهکارهايی است که به ارتقاء متون درسی تفسير می انجامد.
مقدمه
1. دروس عمومی معارف اسلامی
نظام آموزشی حاکم، سه مقطع متمایز ابتدایی، متوسطه و عالی را پذیرفته است و مقطع آموزش عالی را به عنوان مرحله ورود به دانش تخصصی تعریف کرده است از این رو تلاش بر این است که دروس غیراختصاصی هر چه کمتر در میان واحدهای درسی گنجانده شود ولی گریزی از پذیرفتن واحدهایی با عناوین مشترک برای همه رشته ها نیست که از آنها به دروس عمومی تعبیر می شود.
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی با تصويب ستاد انقلاب فرهنگی دروس معارف اسلامی به عنوان بخشی از دروس عمومی دانشگاه ها الزامی شد. با توجه به قبض و بسط هایی که درباره کمیت واحدها و محتوای دروس و متصدی آنها وجود داشت، نهایتاً شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 542 مورخ 23/4/83 عناوین سرفصل های دروس معارف اسلامی را بازنگری و در پنج گروه مصوب کرد که پیرو آن شورای اسلامی شدن مراکز آموزشی در جلسات مورخ 6/4/83 و 23/10/83 سرفصل های تفصیلی دروس را مصوب و با امضای وزیر علوم به همه مراکز آموزش عالی ابلاغ کرد که هم اکنون مبنای عمل می باشد. (کتابچه عناوین و سرفصل های جدید دروس معارف اسلامی، 1374)
1 ـ 1. اهداف اعلام شده دروس معارف
عنوان کلی دروس معارف اسلامی بيشتر مباحث اعتقادی را به خاطر می آورد و شايد در نگاه نخست هدف اصلی از اين دروس تبيين معارف دينی متناسب با نياز و سطح عملی دانشجويان باشد، ولی در عمل مباحث تاريخي، حقوقي، اخلاقی و حتی فلسفی در ميان دروس معارف اسلامی جا گرفته است که تنها حلقه اتصال آنها عنوان «اسلامي» است؛ يعنی «اخلاق اسلامي»، «تاريخ و تمدن اسلامي» و «آشنايی با منابع اسلامي». از اين رو می توان گفت مباحث دروس معارف اسلامی بيشتر به حوزه های کلامي، اخلاقي، تاريخی و سياسی وابسته است. به همين جهت اهداف اعلام شده برای هر عنوان درسی متناسب با حوزه مربوط است.
2 ـ 1. نگاه اجمالی به اهداف
می توان اهم اهداف دروس معارف را به شرح زير دسته بندی کرد:
تعميق و گسترش اطلاعات دينی و تقويت خدا باوری و ايمان دانشجويان؛
آشنايی با ديدگاه اسلام دربارة انسان و جايگاه او و حقوق و آزادی های مدنی و سياسي؛
آشنايی با اخلاق اسلامی و تقويت پايبندی به رفتارهای اخلاقي؛
آشنايی با شيوه صحيح سير و سلوک و تزکيه نفس؛
آشنايی با انقلاب اسلامی و قانون اساسی و انديشه سياسی امام خمينی؛
آشنايی با ظهور و گسترش اسلام و شکل گيری تمدن اسلامی و عوامل تعالی و انحطاط آن؛
آشنايی با مفاهيم زندگی ساز قرآن کريم و نهج البلاغه.
3 ـ 1. هدف اختصاصی درس تفسير موضوعی قرآن کريم
در متن مصوبه هدف از 2 واحد نظری درس تفسير موضوعی قرآن کريم از مجموعه آشنايی با منابع اسلامی چنين آمده است:
هدف: آشنايی با برخی مفاهيم زندگی ساز قرآن کريم در قالب نگرش موضوعي
به نظر می رسد که مناسب بود در هدف ياد شده «آشنايی با کتاب آسمانی قرآن» نيز به صراحت ذکر می شد، همان گونه که عنوان آشنايی با منابع اسلامی اقتضا دارد و نيز در سرفصل دوم از سرفصل های مصوب اين درس تصريح می کند:
شايد ملاحظه ای که باعث شده است «آشنايی با کتاب آسمانی قرآن» به عنوان هدف درس تفسير موضوعی قرآن ذکر نشود، اين بوده است که مباحث مربوط به علوم قرآنی در تدوين متون درسی و ارائه درس پررنگ نشود و مباحث محتوايی و تفسيری را تحت الشعاع خود قرار ندهد از اين رو در درس تفسير موضوعی نهج البلاغه که چنين احتمالی در آن وجود نداشت، «آشنايی با نهج البلاغه و درک آموزه های اساسی نهج البلاغه با نگرش موضوعي» به عنوان هدف ذکر و اعلام شده است.
2. جايگاه متون درسی معارف
برنامه آموزشی، استاد، متن درسی و دانشجو ارکان اصلی آموزش اند که به تناسب نوع آموزش، مواد آموزشی و اهداف مورد نظر، اهميت نسبی هر کدام از اين ارکان متفاوت خواهد بود. با توجه با ماهيت دروس معارف اسلامی و اهداف آن می توان پس از رکن مهم استاد در آموزش، اولويت دوم را برای متن درسی در نظر گرفت.
همچنين می توان عواملی را که در پی می آيد، به عنوان ضرورت های توجه ويژه به متون دروس معارف نام برد:
کمبود استادان عضو هيئت علمی برای ارايه دروس معارف:
عمومی بودن دروس معارف باعث شده است که در هر ترم بخش عمده ای از واحدهای درسی در دانشگاه های سراسر کشور به اين دروس اختصاص يابد. از سوئی اگر افزايش کمی دانشجويان در سال های اخير را به اين مسئله اضافه کنيم، بنا به اظهار مسئولان مربوط، برای پوشش اين حجم از واحدهای درسی ارائه شده، نياز به تعداد 4000 نفر استاد معارف داريم که در حال حاضر تنها حدود 800 نفر هيئت علمی در گروه های معارف مشغول به فعاليت هستند و بقيه واحد ها توسط اساتيد حق التدريسی ارايه می شود که توانمندی های بسيار متفاوتی دارند. بنابراين بر خورداری از متن درسی قوی می تواند بخشی از اين مشکل را پوشش دهد.
جلوگيری از اعمال سليقه های شخصی و ظهور گرايش های گوناگون فکري:
ماهيت دروس معارف به گونه ای است که دست اساتيد را برای ارائه مطالب و مباحث سليقه ای باز می گذارد، از اين رو داشتن متن استاندارد می تواند تا حد زيادی به کاهش اين آسيب کمک کند.
امکان بروز تعارض فکری برای دانشجويان:
با توجه به اينکه دروس معارف اسلامی يک بسته متشکل از مباحث متنوع اعتقادی و اخلاقی و سياسی و تاريخی و غیره است و اساتيد از گرايش های مختلف تحصيلی وارد اين حوزه می شوند، امکان تعارض مباحث گوناگون ارائه شده در گرايش های پنج گانه دروس معارف اسلامی وجود دارد. از اين رو تدوين متون درسی هماهنگ می تواند از بروز اين مشکل پيش گيری کند.
بخش اول: تفسير موضوعی قرآن
1. تعريف
اصطلاح تفسير موضوعی در برابر تفسير ترتيبی و سوره به سوره، اصطلاحی جديد است. از اين رو در منابع کهن نشانی از آن يافت نمی شود؛ اگرچه نگاه موضوعی به برخی از مباحث قرآن مرسوم بوده است مانند: تفسير آيات الاحکام ولی می توان با توجه به منابع جديد، تفسير موضوعی را چنين تعريف کرد:
جمع آوری و جمع بندی آيات مختلفی که درباره يک موضوع در سرتاسر قرآن مجيد در مناسبت های مختلف آمده است به منظور استخراج نظر قرآن درباره ماهيت موضوع و ابعاد گوناگون آن. (مکارم شيرازي، بی تا، ج 1، ص 21)
از اين رو به اين روش گاهی روش تفسير توحيدی و يا تقطيعی نيز گفته می شود؛ زيرا لازمه تفسير موضوعی تقطيع آيات از مواضع مختلف قرآن و تلاش برای جمع بين تجربه بشری و مفاهيم قرآنی برای ارائه يک نظر واحد است.
1 ـ 1. فوائد تفسير موضوعي
به دست آوردن نظر نهايی قرآن در يک موضوع؛
پاسخگويی به پرسش های جديد؛
رفع ابهام های بدوی و روشن شدن آيات متشابه؛
بدست آوردن اسرار و پيام های تازه.
2ـ 1. آسيبهای احتمالی تفسير موضوعي
تقطيع کامل آيات و بی توجهی به قرائن موجود در آيات قبل و بعد؛
غفلت از به هم پيوستگی همه قرآن در موضوعات مختلف؛
پيش داوری و تحميل نظر بر قرآن.
نظر به همين آسيبها، عده ای به مخالفت با تفسير موضوعی پرداخته اند (مانند: استاد محمدباقر حجتی و عميد زنجاني) ولی مفسران بزرگ معاصر برفوائد اين شيوه اصرار دارند و خود نيز اقدام به تأليف تفاسير موضوعی کرده اند (ازجمله آيات عظام: سبحاني، مکارم، جوادی آملی و مصباح يزدي).
3 ـ 1. اقسام تفسير موضوعي: اتحادی و ارتباطي
برخی از صاحب نظران تفسير موضوعی قرآن را به دو قسم اتحادی و ارتباطی تقسيم کرده اند. در قسم اول به يک موضوع پرداخته می شود مانند: معاد در قرآن يا امامت در قرآن ولی در قسم دوم به ارتباط دو موضوع توجه می شود مثل: رابطه ايمان و عمل در قرآن يا جامعه و تاريخ در قرآن. (همان، ص 18؛ علوی مهر، بی تا، ص 365)
4 ـ 1. روش شناسی تفسير موضوعي
برای تفسير موضوعی به روش زير عمل می شود:
تبيين ابتدايی موضوع مورد نظر و ابعاد گوناگون آن؛
جستجو در واژه های مستقيم و غيرمسقيم قرآنی درباره موضوع؛
جمع آوری کليه آيات مرتبط با موضوع و ابعاد آن؛
دسته بندی دقيق آيات متناظر با ابعاد موضوع؛
توجه به تفسير آيات متناسب با جايگاه آيه و شأن نزول و ديگر قرائن موجود؛
محوريت دادن به آيات محکم و ارجاع متشابهات به آنها؛
جمع بندی مباحث برای استخراج نظر نهايی قرآن درباره موضوع با پرهيز از تحميل.
5 ـ 1. تفسير آيات برگزيده
به نظر می رسد اين اصطلاح با تفسير موضوعی کاملاً متفاوت است؛ زيرا در تفسير موضوعی محور اصلي، موضوع مورد نظر مفسر است و آيات به تناسب موضوع جستجو و گزينش می شوند؛ ولی در تفسير آيات برگزيده خود آيات موضوعيت دارند و هدف مفسر، تفسير همان آيات است اگرچه در انتخاب و گزينش اين آيات ممکن است يکی از معيارهای مورد نظر مفسر، موضوع نيز باشد.
ظاهراً اين نوع تفسير می خواهد ميان شيوه تفسير تربيتی و تفسير موضوعی راه ميانه ای انتخاب کند به اين صورت که در پی آن است از موضوعات مورد ابتلا و نياز جامعه برای گزينش آيات استفاده کند ولی هدف خود را تفسير همان آيات و استخراج پيام هايی از آنها قراردهد. گفتنی است که گاه در اين شيوه به جای آيات تقطيع شده، کل يک سوره گزينش و جداگانه تفسير می شود. مانند تفسير سوره حجرات که مباحث اخلاقی در آن تمرکز و محوريت دارند.
6 ـ 1. تفسير ناظر به پرسش و مسئله
در اين شيوه مفسر در پی ارائه پاسخ به يک پرسش مشخص و يا بيان راه حل يک مسئله در زمينه های اعتقادی يا سياسی يا اقتصادی و غیره به سراغ قرآن می رود. به عبارت ديگر در اين روش نگاه «مسئله محور» بر تفسير حاکم است نه «موضوع محور» اگرچه ممکن است مسئله يا پرسش مطرح شده پيرامون يکی از ابعاد موضوع خاصی باشد و مفسر مجبور شود برای پاسخ به آن ابتدا به يک کاوش عميق موضوعی بپردازد تا پاسخ و راه حل را به دست آورد.
7 ـ 1. جايگاه محوری تفسير ترتيبي
از زاويه مفسر، مطمئناً هر سه شيوه مذکور يعنی تفسير موضوعی و بر گزيده و مسئله محور متفرع بر تسلط مفسر بر تفسير ترتيبی و نگاه جامع او به همه قرآن است، اما از نگاه مخاطب می توان چنين گفت که:
تفسير مسئله محور مطلوبيت بيشتری دارد.
تفسير آيات بر گزيده برای او کاربردی تر است.
تفسير موضوعی مناسب تر از تفسير ترتيبی است.
2. سرفصل های مصوب تفسير موضوعی قرآن
برای 32 ساعت درس نظری در يک نيمسال تحصيلی اين سرفصل ها منظور شده است:
1. کليات
2. قرآن چگونه کتابی است؟
1 ـ 2. کلام خدا
2 ـ 2. کتاب هدايت
3. روش فهم قرآن
1 ـ 3. محکم و متشابه
2 ـ 3. تفسير و تأويل
4. نماز و تفسير قرآن
1 ـ 4. تفسير سوره حمد
2ـ 4. تفسير سوره توحيد
3ـ 4. تفسير سوره قدر
5. خدا در قرآن
6. رابطه انسان و خدا
7. روابط اجتماعی در قرآن
8 . سنت های الاهی در قرآن
9. بينش و انديشه در قرآن (کتابچه سرفصل های جدید دروس معارف اسلامی، 1374)
3. ارزيابی سرفصل های مصوب
1 ـ 3. نگاه تلفيقي
علی رغم اينکه عنوان درس «تفسير موضوعی قرآن کريم» است، ولی در سرفصل های مصوب ـ هم چنانکه گذشت ـ از «تفسير سوره حمد» و «تفسير سوره توحيد» و «تفسير سوره قدر» نام برده شده است که حکايت از نگاه تفسير ترتيبی يا برگزيده دارد. البته تهيه کنندگان سرفصل ها برای کم رنگکردن اين تعارض آشکار با نوعی تحمل اين سه عنوان را زيرمجموعه «نماز و تفسير قرآن» قرار داده اند که با توجه به تعريف ارائه شده ازتفسير موضوعی عنوان نامفهومی است؛ زيرا عنوان مناسب «نماز در قرآن» بود که در غير اين صورت با عناوين فرعی سرفصل قابل جمع نخواهد بود.
اين تعارض آشکار و تذبذب موجود در سرفصل ها ميان تفسير ترتيبی (برگزيده) و تفسير موضوعي، در تدوين متون درسی نيز خود را نشان داده است به گونه ای که در اولين متن تأليف شده توسط جمعی از نويسندگان، سرفصل «نماز و تفسير قرآن» با زير مجموعه اش کاملاً حذف شده است و شايد برای جبران اين نقيصه آشکار، متن ديگری تحت عنوان تفسير قرآن کريم (آيات برگزيده) تدوين و چاپ شده است که در ارزيابی متون چاپ شده به آن خواهيم پرداخت.
2 ـ 3. سرفصل باز
در مقايسه سرفصل های مصوب در عناوين ديگر واحدهای درسی معارف با سرفصل های تفسير موضوعی اين نکته حائز اهميت است که در تمام واحدها، سرفصل ها کاملاً معين و بسته است ولی در تفسير موضوعی (قرآن و نهج البلاغه) پس از ذکر برخی از عناوين و موضوعات، انتهای آن باز گذاشته شده است. البته ظاهر امر اين است که سرفصل های تعيين شده می بايد رعايت شود؛ ولی علاوه بر آن می توان موضوعات ديگری را اضافه کرد و اين نکته مثبتی است که در عناوين پيشنهادی به آن خواهيم پرداخت.
3 ـ 3. سرفصل های شماره 5 تا 9
اين سرفصل ها دقيقاً منطبق بر عنوان درس است ولی منطق خاصی در اولويت تعيين اين سرفصل ها ديده نمی شود. در عين حال عناوين بسيار کلی انتخاب شده است.
شايسته است منطق تعيين موضوعات با توجه به مواردی باشد، که در پی می آيد:
الف)توجه به سرفصل های مصوب ديگر عناوين دروس معارف؛ روشن است که عنوان کلی «آشنايی با منابع اسلامي» گويای اين هدف است که دانشجويان بتوانند مباحث گوناگون معارفی را با مراجعه مستقيم به منابع اصلی اسلامی يعنی قرآن و حديث (نهج البلاغه) برای خود مستند کنند و اصول اساسی انديشه اسلامی را از خود قرآن استخراج کنند و بدانند که چگونه همه مباحث معارفی دين اسلام ريشه در قرآن دارد از اين رو موضوعات اصلی چهار گروه ديگر دروس معارف در تعيين سرفصل های تفسير موضوعی اولويت می يابد.
ب) توجه به مسائل رايج درباره معارف قرآنی و ابهام هايی که مطرح می شود و يا شبهاتی که طرح شده است مانند حقوق زن (تعدد زوجات، ازدواج موقت، ارث و ديه و...)
با توجه به معيارهای فوق برخی از سرفصل های پيشنهادی و موضوعات اولويت دار ارائه خواهد شد.
در عين حال شايسته است به منظور تناسب کامل متون همه گروه های دروس معارف نگاه محوری به معارف قرآنی و استناد مباحث به آيات قرآن در تأليف و تدوين همه متون درسی مورد توجه جدی قرار گيرد.
موضوعات مرتبط:
تفسیر شناسی
برچسبها:
قرآن,
تفسير موضوعی قرآن,
دروس معارف اسلامي,
متون درسي