|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
2 ـ عبادت سيدالشهداء(عليه السّلام): ابن عبدالبر و ابن اثير از مصعب زبيرى روايت كرده اند كه گفت: «كانَ الْحُسَيْنُ فاضِلاً دَيِّناً كَثيرَ الصَّلاةِ، وَ الصَّوْمِ، وَالْحَجِّ» حسين با فضيلت و متمسك به دين بود و نماز و روزه و حج او بسيار بود12. عبدالله بن زبير در وصف عبادت او گفت: «لَقَدْ كانَ قَوّاماً بِاللَّيْلِ صَوّاماً بِالنَّهارِ». عقاد مى گويد: علاوه بر نمازهاى پنجگانه، نمازهاى ديگر به جا مى آورد و علاوه بر روزه ماه رمضان، در ماههاى ديگر هم روزهائى را روزه مى گرفت، و در هيچ سال حج خانه خدا از او فوت نشد مگر آنكه ناچار به ترك شده باشد13. در شبانه روز هزار ركعت نماز به جا مى آورد، و بيست و پنج مرتبه پياده حج گذارد، و همراه او جنيبتهاى او را مى كشيدند14 و اين دليل كمال عبادت و خضوع او در درگاه خدا است. روزى از روزها ركن كعبه را گرفته بود و بدينگونه دعا و اظهار بندگى و ذلت در درگاه خداى عزيز مى كرد و او را مدح و ثنا مى گفت و ستايش مى نمود: النِّعْمَةَ بِتَرْك الشُّكْرِ، وَ لا اَدَمْتَ الشِّدَّةَ بِتَرْكِ الصَّبْرِ اِلهى ما يَكُونُ مِنَ الْكَريمِ اِلا الْكَرَم»15. اگر كسى بخواهد حال دعا و پرستش و مسكنت آن امام مجاهد مظلوم را در درگاه خدا بداند به همان دعاى معروف عرفه رجوع كند كافى است. از بشر و بشير پسران غالب اسدى روايت شده كه پسين روز عرفه در عرفات خدمت آن حضرت بوديم، از خيمه بيرون آمدند با گروهى از اهل بيت و فرزندان و شيعيان با نهايت تذلل و خشوع، پس در جانب چپ كوه ايستادند و روى مبارك را به سوى كعبه گردانيدند و دستها را برابر رو برداشتند، مانند مسكينى كه طعام طلبد، و اين دعا را خواندند: «اَلْحَمْدُللهِ الَّذى لَيْسَ لِقَضائِهِ دافِع...» دعا را خواندند تا به اين جمله رسيدند: «وَصَلَّى اللهُ عَلى خِيَرَتِهِ مُحَمَّد خاتَمِ النَّبِيّينَ وَ آلِهِ الطَيِّبينَ الطّاهِرينَ «وَ ادْرَءْ عَنّي شَرَّ فَسَقَةِ الجِنِّ وَ الاِْنْسِ». «يا اَسْمَعَ السّامِعينَ» «وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ يا رَبِّ». 3 ـ سخاوت حسين(عليه السّلام): جود و بخشش اين خاندان ضرب المثل است يكى از فضايل على عليه السّلام ـ كه موجب شد آياتى از قرآن در شأنش نازل شود، انفاق و صدقات آن حضرت در راه خدا بود. على و اهل بيتش در اين صفت، شهره آفاق شدند و تنها دِرهم، و قرص نانى را كه داشتند به فقراء مى دادند و ديگران را بر خود مقدم مى داشتند و ايثار مى نمودند. اى بسا كه خودشان گرسنه و برهنه به سر بردند و غذا و جامه خود را در راه خدا بخشيدند. ابن عساكر در تاريخ خود از ابى هشام فنّاد روايت نموده كه او از بصره براى حسين عليه السّلام ـ كالا مى آورد، و آن حضرت از جاى برنخاسته همه را به مردم مى بخشيد16. و هم ابن عساكر روايت كرده: گدائى ميان كوچه هاى مدينه قدم برمى داشت و سؤال مى كرد تا به در خانه حسين عليه السّلام ـ رسيد در را كوبيد و اين دو شعر را انشاء كرد: لَمْ يَخِبِ الْيَوْمَ مَنْ رَجاكَ وَ مَن حَرَّكَ مِنْ دُونِ بابِكَ الْحَلَقَةَ اَنْتَ ذُوالْجُودِ اَنْتَ مَعْدَنُه اَبُوكَ قَدْ كانَ قاتِلَ الْفَسَقَةِ يعنى: «نا اميد نمى گردد امروز آن كسى كه به تو اميدوار باشد، و حلقه در خانه تو را حركت دهد. تو صاحب جود و معدن بخششى، و پدرت كشنده فاسقان بود». حسين عليه السّلام ـ مشغول نماز بود. نماز را به زودى بجا آورد و بيرون آمد، در اعرابى اثر تنگدستى مشاهده كرد; برگشت و قنبر را صدا زد و قنبر جواب داد: «لَبَّيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهِ»، فرمود: از پول مخارج ما چقدر مانده است عرض كرد دويست درهم كه فرمودى در بين اهل بيت قسمت كنم. فرمود: آن را بياور! كسى آمده كه از آنها به آن پول سزاوارتر است، آن را گرفت و بيرون آمد و به اعرابى داد و اين اشعار را انشاء كرد: خُذْها فَاِنّى اِلَيْكَ مُعْتَذِر وَاعْلَمْ بِاَنّى عَلَيْكَ ذُوشَفَقَة لَوْ كانَ فى سَيْرنَا عصاً تَمِدُّ اِذَن كانَتْ سَمانا عَلَيْكَ مُنْدَفِقَةً لكِنَّ رَيْبَ الزَّمانِ ذُوغِيَر وَ الْكَفُّ مِنّا قَليلَةُ النَّفَقَةِ در اين اشعار از آن مرد عذر خواهى فرمود. اعرابى پولها را گرفت، و رفت، و مى گفت: «اَللهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»1718 فرمود: برادر چه غم دارى؟ عرض كرد: قرضى كه شصت هزار درهم است. حسين فرمود: آن به ذمّه من است. اسامه گفت: مى ترسم ادا نشده بميرم. فرمود: «نمى ميرى تا من آن را ادا كنم» و آن را پيش از مرگ او ادا كرد19. بحرانى روايت كرده كه حسين عليه السّلام ـ بعد از وفات برادرش حسن عليه السّلام ـ در مسجد جدش رسول خدا صلّى الله عليه و آله ـ نشسته بود. عبدالله بن زبير، و عتبة بن ابى سفيان هم هريك در ناحيه اى نشسته بودند. مردى اعرابى كه سوار ناقه بود آمد بر در مسجد زانوى ناقه را بست و وارد شد نزد عتبه ايستاد و سلام كرد و جواب شنيد. گفت: من پسر عمويم را كشته ام و از من ديه او را خواسته اند آيا ممكن است چيزى بمن بدهى؟ عتبه به غلامش گفت: صد درهم به او بده. اعرابى گفت: نمى خواهم مگر تمام ديه را. او را گذارد و نزد عبدالله بن زبير رفت او دويست درهم به او داد. اعرابى از او هم نپذيرفت و به خدمت حسين عليه السّلام ـ رفت و عرض كرد: يابن رسول الله! من پسر عمويم را كشته ام، و از من ديه او را مى خواهند، آيا ممكن است چيزى به من عطا كنى؟! حسين عليه السّلام ـ دستور داد تا ده هزار درهم به او بدهند سپس فرمود: اين براى اداى ديون تو، و فرمان داد كه ده هزار درهم ديگر به او بدهند، سپس فرمود: اين براى رفع پريشانى و حسن حال و مخارج عائله تو. پس اعرابى اين اشعار را انشاء كرد: طَرِبْتُ وَ ما هاجَ لى مَعْبَق وَ لا لى مَقامٌ وَ لا مَعْشَقٌ وَ لكِنْ طَرِبْتُ لاِلِ الرَّسُول فَلَذَّ لى الشِعْرُ وَ الْمَنْطِقُ هُمُ الاَْكْرَمُونَ هُمُ الاَْنْجَبُون نُجُومُ السَّماءِ بِهِمْ تُشْرِقُ سَبَقْتَ الاَنامَ اِلَى الْمَكْرَمات وَ اَنْتَ الْجَوادُ فَلا تلْحَقُ اَبُوكَ الَّذى سادَ بِالْمَكْرَمات فَقَصَرَ عَنْ سَبْقِهِ السَبَّقُ بِهِ فَتَحَ اللهُ بابَ الرَّشاد وَ بابَ الفَسادِ بِكُمْ مُغْلَقٌ20 «به طرب آمدم ولى از هيچ طرف بوى خوشى بر من نوزيده و هيچ مقام يا وسيله عشقى ندارم. فقط طرب من براى خاندان پيغمبر است و براى اين است كه شعر و نطق براى من لذّت بخش گرديده است! اين خاندان هستند كه از همه بزرگوارتر و نجيب ترند و ستارگان آسمان به واسطه آنها نور افشانى مى كنند. (اى حسين!) تو در نيكى و بزرگوارى بر همه پيشى گرفتى و تو آن بخشنده اى هستى كه كسى به تو نمى رسد. پدرت آن كسى است كه با بزرگوارى بر همه پيشى گرفت و تمام مردم از رسيدن به او عاجز ماندند. به وسيله پدرت خداوند در رستگارى را گشود و از وجود شماست كه درهاى فساد بسته شده است». 4 ـ ادب و عاطفه امام: حسين عليه السّلام ـ در آداب اجتماعى و حسن معاشرت با دور و نزديك بلند پايه و بى نظير بود. عفو و گذشت از خصال آن حضرت بود. جمال الدين محمد زرندى حنفى مدنى روايت كرده كه از على بن الحسين زين العابدين از پدرش حسين عليه السّلام ـ گفت: شنيدم مى فرمود: اگر مردى به من دشنام دهد در اين گوش و به گوش راستش اشاره فرمود و عذر بياورد در گوش ديگرم عذر او را مى پذيرم براى اينكه امير المؤمنين عليه السّلام ـ حديث كرد مرا كه شنيد، جدم پيغمبر صلّى الله عليه و آله ـ فرمود: «لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُحِقٍّ اَوْمُبْطل» حسين عليه السّلام ـ با فرزندان و بانوان و با كسان و اهل بيت خود در نهايت ادب، محبت، رحمت، مهربانى و انس و مودت زيست داشت. ابن قتيبه روايت كرده: مردى خدمت حضرت حسن عليه السّلام ـ آمد، و از آن حضرت درخواست چيزى كرد. حضرت فرمود: سؤال شايسته نيست مگر براى وام سنگين يا فقر خوار كننده يا ديه و تاوانى كه ادا نكردن آن سبب رسوائى شود. عرض كرد: نيامدم به خدمت شما مگر براى يكى از آنها. حضرت فرمان داد صد دينار به او دادند. سپس آن مرد خدمت حسين عليه السّلام ـ رفت و از آن حضرت نيز سؤال كرد، حسين عليه السّلام ـ هم همان سخن برادرش را به او فرمود و همان پاسخ را شنيد، سپس پرسيد، برادرم به تو چقدر داد؟ عرض كرد. صد دينار. حسين عليه السّلام ـ نودونه دينار به او عطا كرد; زيرا نخواست با برادرش برابرى كرده باشد22. ياقوت مستعصمى از انس روايت كرده كه گفت: در خدمت حسين عليه السّلام ـ بودم كنيزكى دسته گلى براى آن حضرت آورد حسين عليه السّلام ـ فرمود: «اَنْتِ حُرّةٌ لِوَجْهِ اللهِ تَعالى» گفتم كنيزكى يك دسته گل برايت آورده او را آزاد مى كنى؟ فرمود: اينچنين خدا به ما ادب آموخته است كه فرمود: «وَ اِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّة فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها اَوْرُدُّوها»23 عقاد بعد از آنكه اين شعر را از آن حضرت نقل كرده است: لَعَمْرُكَ اِنَّنى لاَُحِبُّ دارا تَكُونَ بِها سَكينَةُ وَ الرُبابُ اُحِبُّهُما، وَ اَبْذُلُ جُلَّ مالى وَ لَيْسَ لِعاتِب عِنْدى عِتابُ «به جان تو سوگند! آن خانه اى را كه سكينه و رباب در آن باشند دوست دارم. آن دو را دوست دارم و بيشتر مالم را نثار آنان مى كنم و كسى نمى تواند مرا بر اين دوستى ملامت كند». مى گويد: حسين عليه السّلام ـ از آن كسان بود كه به فرزندان خود محكم ترين علائق مهر و محبت را دارا هستند، و عواطف آنها نسبت به همسرهايشان بهترين و نيرومندترين عواطف است. سپس مى گويد: از وفاى همسرهايش بعد از شهادت آن حضرت اينست كه: رباب (همان بانوئى كه نامش در اين دو شعر برده شده) از طرف رجال و بزرگان قريش خواستگارى شد، نپذيرفت، و گفت: «ما كُنْتُ لاَِتَّخِذَ حَماً بَعْدَ رَسُولِ اللهِ» پدر شوهرى انتخاب نمى كنم. و تايك سال در زير سقفى منزل نكرد، و تا وفات كرد گريه و اندوه او كم نشد. موضوعات مرتبط: ویژه میلاد ها وشهادت ها برچسبها: ع [ جمعه پنجم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 18:49 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||