
تعامل ایمان و رفتار، از نگاه قرآن و حدیث
علی اصغر تجری
یکى از آموزههاى مهم در معارف اسلامى آن است که بین اعتقادات انسان و رفتارهایش تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد، و در نتیجه اگر انسان از ایمان و اعتقادات درست برخوردار باشد نوعاً اعمال و رفتار او نیز بر اساس صحیح و درست شکل خواهد گرفت، و متقابلاً هر رفتار درست و خوب در رشد و شکوفایى اعتقادات صحیح و ایمان صاحب عمل مؤثّر است.
از طرف دیگر ضعف ایمان و یا انحراف اعتقادى زمینه بروز رفتارهاى زشت و ناشایست را در انسان فراهم مىکند، و متقابلاً رفتارهاى ناشایست و گناه، موجب سستى ایمان و حتّى تباهى آن مىشود. بر هر یک از فرضیههاى چهارگانه بالا گروهى از آیات قرآن و احادیث دلالت مىکند. علاوه بر آنکه بررسىهاى عقلى و روحى- روانى نیز بر درستى فرضیههاى مذکور تأکید دارند.
کلید واژه : رفتار، شالکه، کلمه طیّب، صدّیق، خمول فطرت، نَکَد، رَین.
مقدّمه
آیا بین اعتقادات یک انسان و رفتارهایش پیوند و ارتباطى برقرار است؟ و در نتیجه هر یک از آن دو بر روى دیگرى تأثیرگذار است؟
در صورتى که پاسخ مثبت باشد، این پرسش رخ مىنماید که کدام نوع از افکار و اعتقادات بر روى کدام نوع از رفتارها اثرگذار و در بروز آنها مؤثّر است؟ و همچنین کدام نوع از رفتارها بر کدام نوع از اعتقادات اثر مىگذارد؟ آیا در قرآن کریم و حدیث به مسایل بالا پرداخته شده است؟ پاسخ قرآن و حدیث به پرسشهاى فوق چه مىباشد؟
نویسنده ضمن پذیرش اصل وجود ارتباط و پیوند بین اعتقادات و رفتارها، کوشش نموده است به پرسشهاى فوق از نگاه قرآن و حدیث و احیاناً با بررسىهاى عقلى و روحى- روانى پاسخ دهد.
با توجّه به نقش اساسى رفتارها و بهویژه اعتقادات انسان در سعادتمندى و یا شقاوتمندى آن جهانى و حتّى این جهانى او، اهمّیّت و ضرورت این بحث بر کسى پوشیده نیست.
قابل توجّه اینکه منظور ما در این مقاله از «رفتار» معناى عام آن است، که هم شامل رفتارهاى درونى یعنى صفات و کیفیّات روحى و اخلاقى و هم شامل رفتارهاى بیرونى و عملى که بروز و ظهورى عینى و آشکار دارند، مىشود.
* * *
یکى از آموزههاى مهم در قرآنکریم و احادیث اسلامى که بررسىهاى عقلى و روحى- روانى نیز بر آن تأکید مىکند، مسأله «تأثیر متقابل ایمان و رفتار» است؛ یعنى همچنانکه اعتقادات صحیح و ایمان سبب بروز اعمال و رفتارهاى شایسته و خوب از یک انسان مؤمن و معتقد مىشود، این رفتار خوشایند و پسندیده نیز سبب شکوفایى هر چه بیشتر ایمان شخص و رشد آن مىشود.
عکس مطالب بالا نیز صادق است؛ به این صورت که بىاعتقادى و ضعف ایمان سبب بروز رفتارهاى بدو ناشایست بوده، متقابلاً اعمال ناشایست و مذموم سبب نابودى یا کاهش ایمان و اعتقاد مىشود.
در واقع مسأله بالا به چهار مطلب فرعى زیر قابل تجزیه و تحلیل است:
1. تأثیر ایمان و اعتقادات سالم در بروز رفتارهاى صحیح و سالم؛
2. تأثیر رفتارهاى صحیح و سالم در شکوفایى و رشد ایمان و اعتقادات بحق و سالم؛
3. تأثیر ضعف ایمان و بىاعتقادى و یا انحرافات اعتقادى در بروز رفتارهاى زشت و گناه؛
4. تأثیر گناه و رفتارهاى زشت و ناسالم در کاهش ایمان و فرو ریختن بناى اعتقادات درست و بحق.
هنگامى که آیات قرآن کریم و احادیث را در رابطه با مطالب ذکر شده مورد بررسى قرار مىدهیم، با شواهد و دلایل فراوانى مواجه مىشویم که بهوضوح و روشنى آنها را تأیید و اثبات مىکند. به همین جهت هر یک از مطالب چهارگانه را به صورت جداگانه و مستقل از منظر آیات و روایات بررسى مىکنیم.
الف. تأثیر ایمان و اعتقاد سالم در بروز رفتارهاى صحیح و شایسته
کاملاً واضح و آشکار است که اگر انسان داراى ایمان و افکار و اعتقادات درست و سالمى باشد، غالباً رفتارها و اعمال او نیز بر اساس درستى و پاکى خواهد بود، و این مطلب نیاز چندانى به اثبات و دلیل ندارد. ولى در عین حال به برخى از آیات و روایات در این زمینه اشاره مىشود.
1. قل کل یعملُ على شاکِلَتِهِ فَرَبّکم أعلم بمن هو أهدى سبیلاً؛ «بگو هر کس طبق شخصیت و خلق و خوى خود عمل مىکند، پس پروردگار شما آنها را که راهشان هدایت یافتهتر است بهتر مىشناسد.» (اسراء/84)
«شاکله» در اصل از ریشه «شکل» به معنى «دربند کردن حیوان» است.(1) از آنجا که روحیات و سجایا و عادات هر انسانى او را مقید به رویّهاى مىکند، به آن «شاکله» مىگویند.(2)
از تعریف بالا استفاده مىشود که «شاکله» همان هویّت و شخصیت درونى هر انسانى است که عواملى متعددى از قبیل روحیّات و عادات و بهویژه افکار و اعتقادات شخص، در شکلگیرى آن مؤثر است. این شاکله در نوع و کیفیت اعمال و رفتارهاى انسان کاملاً تأثیرگذار است. همچنانکه شیخ طبرسى همین معنى را در قالب سه نقل قول از بزرگان تفسیر که از لحاظ واقعى تفاوت چندانى بین این اقوال نیست، بیان مىکند و مىنویسد: أى کل واحدٍ من المؤمن و الکافر یعمل على طبیعته التى تَخَلَّقَ بها عن ابن عبّاس. و قیل على طریقته و سنّته التى اعتادها عن الفرّاء و الزجاج. و قیل على ماهو أشکل بالصواب و أولى بالحق عنده عن الجبائى؛ «هر یک از مؤمن و کافر بر طبق طبیعت و خلق و خویى که متخلّق به آن شده است، عمل مىکند. این قول ابنعباس است و از فراء و زجاج نقل شده که آنان در تفسیر آیه گفتهاند: «هر انسانى بر طبق راه و سنّتى که به آن عادت کرده رفتار مىکند» و از جبائى نقل شده است که در تفسیر آیه گفته است: «هر کس رفتارى را که به اعتقاد او درستتر و به حقیقت نزدیکتر است انجام مىدهد.»(3)
در بعضى از روایات شاکله به «نیّت» تفسیر شده است. از امام صادق علیهالسلام روایت شده: النیة أفضل من العمل، ألا و ان النیّة هى العمل ـ ثمّ تلا قوله عزّوجلّ:- «قل کلّ یعمل على شاکلته؛ یعنى «على نیّته»؛ «نیت افضل» از عمل است. اصلاً نیّت همان عمل است. سپس امام علیهالسلام آیه قل کل یعمل على شاکلته را قرائت فرمود و اضافه نمود: منظور از «شاکله» نیّت است.(4)
و آشکار است که نیّت هر انسان از افکار و اعتقادات و مرام او برمىخیزد و از همین جا نقشافکار و اعتقادات شخص در نوع رفتارى که از او بروز مىکند، مشخص مىشود.
2. الحمدلله الذى انزل على عبده الکتاب و لم یَجْعَلْ له عَوجاً قَیّماً لیُنذِر بأساً شدیداً من لَدُنْهُ و یُبَشِّرَ المؤمنین الذین یعملون الصالحات أنّ لهم أجراً حسنا؛ «حمد مخصوص خدایى است به این کتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزیدهاش) نازل کرد. هیچگونه انحرافى در آن قرار نداد و کتابى که سر و ساماندهنده (به وضع کسانى که به آن عمل مىکنند) است، تا (بدکاران را) از عذاب شدید بترساند و مؤمنان را که عمل صالح انجام مىدهند، بشارت دهد که پاداش نیکویى براى آنها است.» (کهف/1-2)
آنچه از دو آیه فوق محل نظر است، آنجاست که مىفرماید: و یبشّر المؤمنین الذین یعملون الصالحات. در اینجا خداوند با توصیف مؤمنان به انجام اعمال صالح، بین اعتقادات سالم و ایمان از یک طرف و انجام اعمال درست و رفتارهاى صالح از طرف دیگر ارتباط و پیوند برقرار کرده است. به ویژه آنکه این توصیف به وسیله فعل مضارع انجام شده که دلالت بر دوام و استمرار دارد.
علاوه بر آیه فوق تمامى آیاتى که در آنها مؤمنان توصیف به انجام اعمال صالح شدهاند، مىتواند شاهد و دلیل بر مدعاى ما باشد که بهخاطر پرهیز از اطاله سخن از نقل و تفسیر آن آیات خوددارى مىکنیم.
3. و الذین آمنوا باللّه و رُسُلِهِ أولئک هُمُ الصّدّیقون و الشهداءُ عند ربّهِم لهم أجرُهُمْ و نورُهم، «کسانى که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آنها صدّیقین و گواهان نزد پروردگارشان هستند. بر آنهاست پاداش (رفتار)شان و نور (ایمان)شان.» (حدید/19)
در آیه بالا اهل ایمان توصیف به صفت «صدّیق» شدهاند و در واقع «صدّیق» شدن از ثمرات ایمان شمرده شده است. «صدّیق» اسم مبالغه از ریشه «صِدق» به معنى «راستگویى» است. بنابراین «صدّیق» یعنى بسیار راستگو. البته نمونه بارز و آشکار راستگویى، این است که سخنان انسان مطابق با واقع باشد، ولى مفهوم راستگویى به آنچه گفته شد منحصر نمىباشد، بلکه شامل مطابقت اعمال و رفتار انسان با گفتارش نیز مىشود. در تفسیر نمونه درباره مفهوم «صدّیق» در آیه محلّ بحث چنین آمده است: «صدّیق صیغه مبالغه از «صدق» است و به معنى کسى است که سراپا راستى است، کسى که عملش گفتارش را تصدیق مىکند و نمونه کامل صداقت است.»(5) بنابراین لازمه «صدّیق» بودن مؤمنان، آن است که رفتار و اعمال آنان بر اساس ایمان و اعتقاداتشان باشد و از همین جا نقش و تأثیر ایمان و اعتقادات در انجام اعمال و رفتار صالح آشکار مىشود.
از مجموع آنچه بیان شد نتیجه مىگیریم که طبیعت و اقتضاى ایمان و اعتقادات سالم آن است که از انسان معتقد با ایمان رفتار شایسته و سالم سر زند و به اصول اعتقادى و ایمانى خود پایبند باشد. لیکن باید توجّه داشت که این مسأله به صورت قطعى نیست و کلیّت ندارد؛ زیرا چه بسا ممکن است از فرد با ایمانى نیز اعمال ناشایست و بر خلاف اقتضاى ایمانش سر بزند که این خود بنا بر علل و عواملى مىباشد؛ لیکن به هر علّتى که باشد امرى خلاف قاعده و طبیعت ایمان و اعتقاد خواهد بود.
این مسأله مانند مسأله علم و یقین است که طبیعتاً اقتضاى رفتار و عمل متناسب با خود را دارد، لیکن گاهى عمل و رفتار بر خلاف اقتضا علم و یقین مىشود، همچنانکه قرآنکریم به این مسأله پرداخته و صریحاً مىفرماید: کسانى هستند که با دارا بودن علم و آگاهى از راه صحیح و درست، راه غلط را مىپیمایند، مثلاً درباره آل فرعون مىفرماید: و حَجَدُوا بها و اسْتَیْقَنَتْها أنْفُسُهم ظُلماً و عُلُوّاً؛ «آنها آیات ما را از روى ظلم و سرکشى انکار کردند، در حالى که در دل به آن یقین داشتند.» (نمل/14) و درباره گروهى از اهل کتاب نیز مىفرماید: و یقولون على الله الکَذِب و هم یعلمون؛ «آنها بر خدا دروغ مىبندند، در حالى که مىدانند.» (آل عمران/75)
البتّه علل و عوامل این دو مسأله در بسیارى از موارد متفاوت مىباشد.
ب. تأثیر عمل و رفتار صحیح و سالم در شکوفایى و رشد ایمان و اعتقادات سالم
این مسأله نیز مانند مسأله قبلى واضح و آشکار است؛ زیرا هر عمل و رفتار سالم و درستى که انسان انجام مىدهد، در روح و جان او اثر مثبت مىگذارد و تکرار رفتار و عمل صالح این اثر را دارد که تیرگىها و کدورتها را از دل و جان انسان بزداید و بهجاى آن شفّافیّت و روشنایى بیاید و زمینه براى بروز هر چه بیشتر و شکوفایى و رشد و توسعه ایمان و اعتقادات سالم فراهم شود، و در نتیجه نور ایمان سراسر وجود و هستى چنین انسانى را فرا گیرد.
به تعبیر دیگر، هر رفتار خوب و شایسته ـ خصوصاً اگر از سوى شخص مؤمن و معتقد و به صورت آگاهانه و با قصد و نیّت انجام گیردـ نوعى ذکر و یادآورى مبادى و مبانى آن کار و رفتار نیز هست که از جمله آن مبادى و مبانى این است که این رفتار خیر و خوشایند خداوند است.
بنابراین با انجام هر کار خوب و شایستهاى نوعى ذکر و یادآورى خداوند نیز انجام مىگیرد و تأثیر این مسأله بر روى اعتقادات و شکوفایى ایمان بر کسى پوشیده نیست.
موضوعات مرتبط:
رفتار شناسی
برچسبها:
رفتار,
شالکه,
کلمه طیّب,
صدّیق