ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

وقت شناسی

چند راهکار اجرائی برای بهره‌مندی از فرصت :

به طور یقین عمر، سرمایه‌ای است که با بهره‌مندی صحیح از آن، می‌توان به هر جائی که می‌خواهد می‌رسد. بدین جهت بسیار در متون دینی ما تأکید گردیده است که از فرصت‌های عمر خود به بهترین وجه استفاده نمایید. با توجه به مباحث مطرح شده این که استفاده‌ی دقیق و ظریف از عمر و فرصت‌های انسان می‌تواند در بهتر سامان دادن زندگی انسانی بسیار تأثیر گذار باشد. نقل شده است که حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیهماالسلام) توانستند از فرصت مناسب نوسازی و بازسازی کعبه بهترین و بیشترین بهره را برای دعا و نیایش ببرند. در این بخش برخی از راهکارهائی که در بهتر سامان بخشیدن از فرصت می‌تواند مؤثر باشد، مورد بررسی قرار می‌دهیم.

1 – استفاده‌ی از فرصت جوانی :

به طور قطع و یقین فرصت‌های عمر انسانی هیچ گاه باز نمی‌ایستد؛ و نه تنها باز نمی‌ایستد بلکه گاه باعث ضرر بیش از حد و همه جانبه ی انسان خواهد شد. بنابراین بهترین فرصت برای استفاده‌ی از عمر، همان فرصت جوانی است زیرا زمانی که عمر او به سوی میان سالی و کهن‌سالی می‌گذرد، دچار بسیاری از بیماری‌ها و افسردگی‌های روحی و جسمی خواهد شد و لذا آن طوری که در جوانی می‌توانست از آن بهره ببرد، به طور قطع و یقین نمی‌تواند از آن بهره ببرد. در روایت نقل شده است که شنیدم ابو عبد اللَّه صادق (ع) می‌گفت: از خطبه‌های رسول خدا که در حفظ مانده این است: «ای مردم! برای شما نشانه‌هائی نصب شده است، از نشانه‌ها رهیاب شوید. برای این راه، پایانی مقرر است، تا پایان به راه مقرر ادامه دهید. بدانید که مؤمن از گذشته و آینده خود در بیم است: از کردار گذشته خود در بیم است که نمی‌داند خداوند در باره آن چه تصمیمی خواهد گرفت؛ و از کردار آینده خود در بیم است که نمی‌داند داوری خدا در باره بد و خوب آن چه خواهد بود. پس چه بهتر که مؤمن از تاب و توان بدن به سود جان کامیاب شود و از دنیای خود به نفع آخرت بهره گیرد. در جوانی قبل از پیری و در زندگی قبل از مرگ زاد سفر را تهیه بیند. سوگند به آن خدائی که جان محمد در دست او است، با رسیدن مرگ، فرصت معذرت‌خواهی از دست می‌رود. بعد از مرگ، تنها دو راه در پیش دارید: یا راه بهشت و یا راه دوزخ».( 27) بعضی خیال می‌کنند که توبه برای انسان‌هائی است که عمری از آن‌ها گذشته باشد و به اصطلاح پیر شده باشند. می‌گویند زمانی که پیر شدیم، آن موقع توبه می‌کنیم. قرآن بسیار از ناله کسانی نقل می‌کند که فرصت را از دست داده‌اند. مثلاً عده‌ای می‌گویند: (قالُوا یا حَسْرَتَنا عَلی ما فَرَّطْنا فیها) (28) یعنی : وای و حسرت بر ما که عمرمان هدر شد. پس مواظب جوانی و دقیقه‌های عمر خود باشید. باز نیز از عده‌ای نقل می‌کند که در روز قیامت تازه چشم‌هایشان باز می‌شود و می‌گویند: (فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ) (29) یعنی: چشم شما امروز باز می‌شود و تیز می‌شود ولی دیگر فایده ندارد چون فرصت‌ها از دست رفته است. بنابراین به جاست که جوانان ما برای پیشرفت علمی خود از لحظه لحظه‌ی عمر خود، از فرصت‌های خود کمال استفاده را ببرند و فرصت‌های عمر خود را به هیچ وجهی از بین نبرند. توجه به این نکته نیز ضروری به نظر می‌رسد که در زمان‌های قدیم که جنگ‌های قبیله‌ای و حتی کشوری همانند دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران بود، یکی از وظیفه‌های مهم جوانان این بوده است که اصول رزم و جنگیدن را به نحو احسن بداند ولی در این زمانی که جبهه‌های ما فرهنگی و علمی شده است، دفاع آن با تلاش و کوشش در درس و بحث و استفاده‌ی علمی آن می‌باشد.

2 – استفاده‌ی بهینه از اوقات فراغت :

بسیاری از اوقات فراغت ما، به بطالت و بیهوده می‌گذرد به همین خاطر ما می‌توانیم استفاده‌ی دقیقی از عمر و ساعت‌های فراغت خود داشته باشیم. گاهی اتفاق می‌افتد که ساعت‌های فراغت زندگی، درون ساعت‌های بسیار مفید واقع شده است که می‌توان از آن‌ها بهره‌های حیاتی بسیاری از آن‌ها گرفت. به طور نمونه می‌توان یاد کرد که از آداب کار و وظایف کارگر، این است که صبح زود دنبال کار برود؛ زیرا در ابتدای روز از نشاط بهتر و فراغت بیشتری برخوردار است و موفقیت او نیز چشم‌گیرتر خواهد بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود: (اللّهمَّ بَارِک لأُمَّتِی فِی به کورها) (30) یعنی: خدایا! صبح گاهان را که امت من در پی کسب روزی‌اند، آکنده از برکت فرما. همچنین امام صادق (علیه‌السلام) نیز در بیانی می‌فرماید: آن‌گاه که نماز صبح را گزاردید، صبح زود به دنبال کسب روزی بروید. (31) که این خود اهمیت استفاده‌ی اوقات فراغت و زمان‌های پِرت ما را شامل می‌شود.
با توجه به این بیانات باید عرض کنیم که در ایام تابستان که جوانان فراغت بال بسیاری دارند و ضمناً بسیاری از جوانان برای اوقات فراغت خویش برنامه ریزی جدی می‌کنند، می‌توان بهتر برای جوان‌ها برنامه ریزی نمود و همچنین آن‌ها را نسبت به نماز و یاد خداوند تبارک و تعالی و شرکت در برنامه‌های فرهنگی مسجد، بهتر فعال نمود.

3 – استفاده‌ی از تعطیلات :

یکی از نمود‌های اساسی در استفاده‌ی از فرصت، استفاده‌ی از ایام تعطیلات آن هم به شایسته می‌باشد؛ و قابل توجه این که بزرگان دین عمدتاً ایام تعطیلی خود را به بطالت نمی‌گذراندند و به طور معمول برای خود برنامه ریزی درسی می‌نمودند. مقام معظم رهبری در جمع جوانان اردوهای راهیان نور (که از بعد از زمان جنگ دید و بازدید این گونه از سرزمین مرسوم شده است) بارها این تذکر را می‌دادند که در دوران جنگ و دفاع مقدّس، برای آن مجموعه‌هایی که مشغول طرّاحی جنگ بودند، و با طراحی‌های سازمان یافته شب و روز، تعطیل و غیر تعطیل، اوّلِ هفته و آخرِ هفته معنا نداشت؛ مرتّب مشغول کار بودند. امروز نیز باید برای ایجاد اشتغال به همان نحو تلاش شود؛ و نیز تأکید داشتند به این که جوان ما باید بتواند از نیرویش، برای اداره‌ی زندگی خود و پیشرفت هر چه بیشتر کشور به معنای حقیقی کلمه استفاده کند؛ کشور هم این ظرفیت را دارد. خوشبختانه مسئولان تا آنجایی که من دیده‌ام و می‌شناسم به این امر معتقد و علاقه‌مندند و باید همّت کنند. (32) نکته‌ای که در این باره حائز اهمیت است این است که رمز توفیق بزرگی که نصیب و بهره‌ی دانشمندان و عالمان بزرگوار ما شده و آثار و برکات بزرگ و خوبی از خودشان به ارث گذارده‌اند، معرفت و شناخت آن‌ها نسبت به ارزش و غنیمت دانستن وقت و فرصت و تلاش آن‌ها برای این جهت بوده است که چیزی از عمر و زندگی خویش را که فردای قیامت می‌باید حساب سخت و دشواری درباره‌ی مصرف کردن آن پس بدهند، بیهوده و پست از کف ندهند؛ و از فرصت‌ها و اوقات تعطیل و فراغت استفاده‌ی کافی و وافی می‌نمودند. به درستی که دست آوردهای پر شکوهی از خود بر جای گذارده‌اند که ما خود را در برابر آن‌ها کوچک و حقیر می‌یابیم، به طور مثال این که چگونه و به چه جهت برای علامه‌ی بزرگوار حلی (رضوان اللَّه تعالی علیه) فرصت و وقت آن برایش فراهم آمد که هزار کتاب تألیف کند، که هر کدام یک از کتب ایشان دریائی از معارف اهل‌البیت (علیهم السلام) است در صورتی که امور مرجعیت و زعامت و سرپرستی مؤمنان و شیعیان را نیز بر عهده داشت؟ اگر با آفات و مرض‌های علم به مدد اراده محکم خود مبارزه نمی‌کرد، به یک دهم آنچه به آن رسیده است، ابداً نمی‌توانست برسد! مثلاً نقل نموده‌اند که هنگامی که به یک مجلس عروسی در شهری یا دهی دور دست دعوت شد، و روزهای تعطیل آخر هفته پنجشنبه و یا جمعه را به این کار اختصاص داده بود، در مراجعت از این سفر کتاب «تبصرة المتعلمین» را که خلاصه‌ای موجز از فقه اسلامی ماست و در همین گردش نوشته بود با خود همراه آورد که در آن ده هزار فرع فقهی آمده و هنوز هم در موضوع خود در اوج کتاب‌های نظیرش قرار دارد، و از این گذشته که برخی از بزرگان از فقهای مسلمان بر آن شرح و تعلیق نوشته‌اند و تا این اواخر از مهم‌ترین مواد درسی در حوزه‌های علمیه به شمار می‌رفت. (33)

4 – استفاده از فرصت عبادت :

بزرگان دین از هر فرصتی نیز برای بندگی و عبادت نمودن نیز غافل نمی‌شدند زیرا رمز موفقیت خویش را در این دنیا همان ارتباط با خدای تبارک و تعالی و راز و نیاز می‌دانستند چنان که به طور مکرر نقل شده است که ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام) از هر فرصتی برای عبادت و بندگی الهی استفاده‌ی شایان و قابل توجه می‌نمودند. زیرا آنان فقط به عبادت و بندگی خدای تبارک و تعالی دل خوش داشته‌اند. چنان که شاعر در بیانی می‌فرماید:
به غفلت بدادم ز دست آب پاک
چه چاره کنون جز تیمّم به خاک
مگر عمر ضایع به افسوس و حیف
که فرصت عزیز است و الوقت ضیف (34)
بنابراین کسانی که توانسته‌اند خدمت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسند، از عمر خویش برای ارتباط روز افزون با آن عزیز دل‌ها خود را مهیا می‌نمودند و از هر زمانی برای عبادت و پرستش خدای تبارک و تعالی غافل نمی‌شدند.

5 - استفاده‌ی از فرصت‌ها برای هدایت :

پیامبران الهی و انبیاء بزرگ دین و امامان و اولیاء الهی از هر فرصتی برای هدایت و دست گیری دیگران استفاده می‌نمودند و به طور کلی خود را هادی دیگران می‌دانستند؛ و البته در این راه زحمت‌های طاقت فرسایی را متحمل می‌شدند و گاه با مخالفت هائی از اطراف خویش مواجه می‌شدند ولی آن‌ها از هر فرصتی برای هدایت دیگران استفاده می‌کردند. چنان که خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: (فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِین) (35) یعنی: پس خداوند پیامبران را بشارت آور و بیم دهنده برانگیخت. به طور نمونه در داستان موسی (علیه‌السلام) می‌خوانیم: هنگامی که برای گرفتن پیام الهی به کوه طور آمده بود، و در غیاب او سامری گمراه از فرصت استفاده کرد و گوساله معروف خود را ساخت و بنی اسرائیل را به پرستش آن وادار نمود، و خداوند این خبر را در همان کوه طور به اطلاع موسی (علیه‌السلام) رسانید، موسی (علیه‌السلام) خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خویش باز گشت و الواحی که در آن احکام بنی اسرائیل بود. به کناری افکند، و موهای سر یا ریش برادر و جانشین خود را گرفت و کشید و بر او فریاد زد: که چرا در مقابل این انحراف بزرگ خاموش نشستی؟ چرا از من پیروی نکردی؟ و فرمان مرا به بوته فراموشی افکندی و در اینجا هارون به دفاع از خود پرداخت و ترس از تفرقه را به عنوان عذر خود ذکر نمود؛ این خشم و عصبانیت شدید تکانی به بنی اسرائیل داد، و بسیار زود متوجه اشتباه بزرگ خود، یعنی انحراف از توحید به شرک شدند به یقین این گونه عصبانیت‌ها و غضب‌ها که در برابر انحراف و گمراهی مردم ظهور و بروز پیدا می‌کند، مثبت و سازنده است و جنبه الهی دارد. همچنین تمام خشم و غضب‌های انبیای الهی در برابر اقوام گمراه به یقین اگر موسی علیه‌السلام با خونسردی با این مسئله برخورد می‌کرد،‌ای بسا خون سردی او را دلیل بر امضای گوساله پرستی می‌گرفتند و مبارزه با آن بعداً مشکل می‌شد ولی این خشم و غضب کار خود را کرد، و تکان سختی به آنان داد. (36) بنابراین با توجه به نمونه هائی که بیان داشتیم نتیجه می‌گیریم که یکی از وظائفی نیز که عالم دین دارد، این است که از هر فرصتی برای تبلیغ و ترویج احکام شریعت اسلامی در امر هدایت و رشد دیگران داشته باشد.

6 –استفاده از فرصت در امر تربیت :

اساس بعثت انبیاء الهی همان تربیت می‌باشد چنان که خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: (هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَه) (37) یعنی: او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آن‌ها بخواند، و آن‌ها را پاکیزه کند، و کتاب و حکمت بیاموزد؛ و آنان از هر فرصتی برای این امر استفاده می‌نمودند. مطلبی که از این آیه‌ی شریفه استفاده می‌شود این است که تزکیه زودتر از تعلیم ذکر شده است و معنای آن این است که هدف اصلی و اولیه‌ی انبیاء همان تربیت است و در زیر چتر تربیت، به آن‌ها تعلیم و بیان حکمت را آموزش می‌دادند. آنان از هر فرصتی برای امر تربیت مردم استفاده می‌کردند و از این امر هیچ گاه کوتاه نمی‌آمدند. با توجه به این مطالب می‌توان چنین نتیجه گیری نمود که علماء عامل و دانشمندان و حتی مربیان فرهنگی باید از هر فرصتی برای تربیت بهتر دینی دیگران استفاده نمایند که در این صورت می‌توانند چهره‌های درخشانی برای نسل‌های آینده‌ی جامعه‌ی اسلامی تربیت نمایند.
بنابراین تربیت نقش بسیار حساسی برای رشد انسان در عرصه‌ی اجتماع می‌تواند ایفاء نماید. لذاست که خانواده هائی که در این زمینه جوانان خود را رشد تربیتی نمی‌دهند و آن‌ها را رها نموده‌اند، چه در این جهان و چه در جهان آخرت، به شدت محزون و ناراحت هستند.

7 – استفاده‌ی از فرصت تبلیغ :

یکی از اموری که در استفاده نمودن فرصت می‌توان بیان نمود، این است که باید از فرصت‌های تبلیغ و ترویج استفاده‌ی بهینه کرد. زیرا بهترین زمان برای آموزش غیر حضوری، همان زمان تبلیغ و امر ترویج دین می‌باشد. به طور قطع کسانی در امر تبلیغ و ترویج دین فعال می‌باشند، از هر فرصتی استفاده می‌کردند. خدای تبارک و تعالی استفاده‌ی از فرصت تبلیغ را در جریان حضرت یوسف (علیه‌السلام) بیان کرده است. آن زمانی که یوسف زندان رفت. دید افرادی منحرف هستند. فکر کرد که چگونه این‌ها را هدایت کند، دو تا از این زندانی‌ها خواب دیدند، به یوسف گفتند: خواب ما را تعبیر کن. گفت: برایتان تعبیر می‌کنم اما بگویید ببینم این بت‌ها چیست که می‌پرستید. یعنی آنجا استفاده کرد برای تبلیغ. بنابراین به جاست که یک مبلغ برای امر ترویج و تبلیغ دین نیز از هر فرصتی برای تبلیغ در روستاها و شهرهائی که می‌رود، استفاده‌ی بهینه نماید.
لازم به تذکر است که بسیاری از بزرگان دین در زمان‌های قدیم، نسبت به تبلیغ در روستاها و شهر‌های مختلف برای تزریق نمودن مبانی دینی بسیار فعال بوده‌اند و بسا جا دارد که سازمان‌های تبلیغاتی برای فعال نمودن طلاب جوان نسبت به بیان احکام دینی در روستاها و شهر‌های مختلف فعال باشند.


موضوعات مرتبط: وقت شناسی
برچسب‌ها: وقت شناسی
[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 19:22 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب