|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
سپس به مشهد و یزد و کرمانشاه و سپس به عراق رفت. سپس از عراق به سوی مکه حرکت کرد، شیخ احمد اَحسائی در دمشق بیمار شد و با شدتیافتن بیماریاش در نزدیکی مدینه، در محلی به نام هدیه در روز یکشنبه 21 ذیقعده سال 1241 قمری درگذشت. پسرش شیخ حسن بر جنازه او نماز گزارد و او را به مدینه برد و در قبرستان بقیع، پشت دیوار بقعه ائمه بقیع از سوی جنوب و زیر ناودان محراب در برابر بیت الاحزان به خاک سپرد. زیارت فتحعلی شاهزمانی که شیخ احمد احسائی در یزد اقامت داشت در ایران شهرت داشت و فتحعلی شاه با او مکاتبه کرد و او را به تهران دعوت کرد. احسائی برای رد دعوت بهانه می آورد. اما شاه به او نوشت که اگر شاه با سپاهیانش به یزد بیاید، زندگی مردم یزد مختل می شود و از او می خواهد که به تهران برود. از آنجایی که احسائی تمایلی به قبول دعوت نداشت، تصمیم گرفت به بصره برود، اما مردم یزد به او گفتند که این کار برایشان دردسر خواهد داشت. سرانجام احسائی برای دیدار شاه به تهران رفت. پس از مدتی با اجازه شاه به یزد بازگشت.
معلمان و استادان شیخ احمد احسائیاحسائی با نا آرامی در احساء با حملات عبدالعزیز، حاکم سعودی، به کربلا و نجف مهاجرت کرد. معلمان و استادات او در عراق شامل : السید محمدمهدی بحرالعلوم محمد باقر الوحید البهبهانی او مورد احترام معلمانش بود. وی در مدت اقامت خود در کربلا و نجف، از علمای مشهور مجوزهای متعددی برای نقل احادیث دریافت کرد، مانند:
الشیخ جعفر کاشف الغطاء ؛ وی با مشاهده دو اثر احسائی در فقه و کلام، شخصیت عالمانه احسائی را در «اجازه» خود ستود. السید محمد مهدی بحرالعلوم مهدی شهرستانی السید علی الطباطبایی (معروف به مؤلف ریاض) الشیخ احمد بحرانی الدمستانی الشیخ موسی بن. جعفر کاشف الغطاء الشیخ حسین الاصفور الشیخ احمد الاصفور شاگردان شیخ احمد احسائی :السید کاظم الرشتی (متولد 1212 / 1798 - متوفی 1259 / 1843) پس از مرگ او در صدد ترویج افکار احسائی برآمد و جانشین وی شد. میرزا حسن گوهر احسائی وظیفه پاسخگویی به نامه هایی را به او واگذار کرد. الشیخ محمد حسن نجفی، مؤلف جواهر الکلام. محمد ابراهیم کلباسی محمدتقی النوری اسد الله الکاظمی الشوشتری علی براقانی رجب علی یزدی «علی بن. عبدالله سیمنانی «علی بن. درویش الکاظمی احسائی دو پسر داشت که از شاگردان او نیز بودند، محمدتقی و علی نقی.
تخصص در رشته های مختلفآثار احسائی نشان می دهد که وی علاوه بر فقه و سایر رشته های دینی، در فلسفه، ریاضیات، طبیعیات و «علوم غیبی» نیز صاحب نظر بوده است.
آشنایی با شیخ احمد احسائی
باورهای شیخ احمد احسائی :دیدگاه احسائی را می توان در این شعار خلاصه کرد که علم و حقایق درباره هر چیزی منحصراً در انبیا و امامان (ع) یافت می شود. حکمت - به عنوان علم به واقعیت هر چیزی - هم با باطن شرع و هم با ظاهر آن سازگار است. وی معتقد است که عقل در صورتی می تواند واقعیت را بشناسد که با اهل بیت (ع) - چه در علم نظری و چه در علم عملی - روشن شود. تعقل در عقاید دینی بر هر کس واجب است، اما از آنجا که حقایق نزد اهل بیت (علیهم السلام) است، صدق حکم عقل بستگی به نوری دارد که از اهل بیت (ع) می گیرد.
احسائی از یک سو موضع قناعت کنندگان به ظاهر یا ظاهری شریعت را نمی پذیرد و از سوی دیگر نظر کسانی را که معتقد به باطن شریعت هستند را رد می کند. شرع ما نیازی به ظاهر آن نخواهیم داشت.
در آثار او مخالفت های شدیدی با آرای ابن عربی وجود دارد. او همچنین به نظرات ملاصدرا و فیض کاشانی اعتراض دارد. احسائی می گوید توسل او به اهل بیت (علیهم السلام) به او کمک کرد که تنها بخش هایی از آرای فلسفی را بپذیرد که منافاتی با باطن شریعت او ندارد.
معاد و تحولات بدن مشهورترین دیدگاه احسائی دیدگاهی است که در مورد کیفیت معاد جسمانی است. او برداشت ظاهری شرعی را که بر اساس آن معاد جسمانی با بدن طبیعی دنیوی اتفاق می افتد را نمی پذیرد، این از نظر او با تغییرپذیری و فسادپذیری بدن منافات دارد. راه حل شیخ احمد احسائی تشخیص بدن و میت است. به گفته احسائی، انسان دو بدن و دو جسد دارد.
اولین جسد، بدن قابل مشاهده ظاهری ما است که از عناصر زمانی تشکیل شده است. این جنازه در قبر معدوم می شود. جنازه دوم حورقلیایی است که مانند اولی جاودانه نیست، بلکه در روز قیامت زنده می شود. از عناصر آرمانی ( میثالی ) و لطیف زمین حورقلیا تشکیل شده است که عنصری برتر از عناصر این جهان است. میت دوم در اولی تا هنگام مرگ مخفی می شود و بعد از معدوم شدن میت اول در قبر، میت دوم صاف می شود و در قبر زنده می ماند، هر چند به دلیل لطافتش دیده نمی شود. موضوعات مرتبط: فرقه شناسی برچسبها: فرقه شناسی [ جمعه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||