|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
تعارض ادله اثبات دعواتعریف تعارض در لغت به معنای خلاف یکدیگر آمدن خبر و معارضه کردن یکی با دیگری آمده است. در علم منطق، تعارض مترادف تناقض بوده و آن عبارت است از: اختلاف بین دو قضیه به نحوی که از صدق یکی کذب دیگری لازم آید. در اصول فقه نیز تعارض را چنین تعریف نموده اند: “التعارض هو تنافی مدلولی الدلیلن علی وجه التناقض او تضاد” در اصطلاح حقوقی تعارض در ترکیبات متفاوتی از قبیل قوانین، تعارض دو حکم، تعارض ادله، تعارض اسناد مالکیت(اسناد مالکیت معارض)، تعارض دعاوی، تعارض عام و خاص و ….. به کار رفته است که در اکثر موارد مذکور تعارض به دلالت مربوط می باشد. حال سوال آن است که تعارض ادله اثبات دعوا به چه معنا می باشد؛ در پاسخ باید بیان داشت که تعارض ادله اثبات عبارت است از: تقابل و تضاد دلایل استنادی دو طرف دعوا به نحوی که عمل به هر دو دلیل و جمع آنها ممکن نباشد. شرایط تحقق تعارض در ادله اثبات دعویدر باب تعارض دو دلیل، اصل تساقط است و البته قبل از ساقط کردن هر دو دلیل، تا آنجا که ممکن است باید از تساقط پرهیزکرد؛ یعنی باید حتی الامکان در مقام جمع آنها برآمد؛ زیرا که «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» بنابراین اگر دو شاهد بر امری شهادت دادند که با حفظ اعتبار هر کدام، کاملاً باهم متعارض بودند. هر دو ساقط شده و از دلیلیت می افتند یا اگر دو سند کتبی هر دو با حفظ اعتبار دال بر وقوع معامله ای بر عین واحد بودند و تاریخ تنظیم یکی نسبت به دیگری مقدم نبود، هر دو از اعتبار می افتند و باید برای اثبات متعلق سند به دلایل دیگر رجوع کرد. همچنین در صورتی که دو نفر اقرار به نسبت طفلی کردند، چنین اقرارهایی به دلیل تعارض با یکدیگر از اعتبار ساقط می شوند. این است که در ماده۷۳ ١٢(قانون مدنی) شرط صحت اقرار در خصوص نسب صغیر را نبودن منازع دانسته است.
برای آنکه بین ادله دعوا تعارض حاصل شود، وجود شرایطی لازم می نماید که می توان آنها را در چهار عنوان ذیل خلاصه نمود: الف) وجود حداقل دو دلیل ۱-وجود حداقل دو دلیلتعارض مصدر باب تفاعل است که اقتضای دو فاعل دارد و به صورت دو جانبه واقع می شود. لذا اولین شرط نحقق تعارض، وجود دو دلیل و با دو دسته از ادله که مقدمات و شرایط حجیت و دلالت آنها کامل می باشد است. ذکر دو دلبل بیانگر حداقل ادله لازم برای تحقق تعارض ادله می باشد و لذا ممکن است چند دلیل با یکدیگر در تعارض با شد و با دو گروه از ادله در مقابل هم و متعارض با یکدیگر باشند (تعارض مرکب) ابن شرط در خصوص تعارض ادله اثبات احکام نبز صادق است. اهمیت این شرط خصوصاً در جایی مشخص میشود که گاهی ممکن در ظاهر امر دو دلیل وجود داشته باشد، لیکن به واسطه نبود یکی از شرایط، در واقع تنها بک دلیل جامع الشرایط و قابل استناد وجود داشته، لذا تعارض متصور نمی با شد. ٢- تنافی و تکذیب یکدیگربرای تحقق تعارض لازم است که هر دلیل جزئاً یا کلاً دلیل دیگر را تکذیب نماید، به طوری که اجتماع آنها با یکدیگر ممکن نباشد. چنانچه این تکذیب و عدم امکان جمع به صورت جزئی باشد، دو دلیل تنها در همان قسمت با یکدیگر تعارض خواهند دا شت و چنانجه تکذیب کلی باشد، ادله مذکور به طور کل در تعارض با یکدیگر قرار دارند. واضح است که هرگاه چند دلیل منافی یکدیگر نبا شد، تعارضی نیز بین آنها متصور نمی با شد. ۳- وحدت موضوعمهمترین شرط تحقق تعارض بین ادله اثبات دعوا، وحدت موضوع است. ۴-حجیت ادله (تابعیت استنادشرط چهارم از شرایط تحقق تعارض بین ادله اثبات دعوا آن است که، هر یک از دو دلیل یا دو گروه دلیل متقابل، فی النفسه دارای حجیت و قابل استناد در موضوع دعوا باشند، به این معنا که هر یک از آن دو به فرض نبود دلیل معارض، حجت بوده قابل استناد در رای قاضی برای صدور حکم باشد. گرچه ممکن است یکی از آنها در اثر تعارض و به واسبطه ارزش اثباتی کمتر از حجیت و قابلیت استناد بالفعل ساقط شود. خلاصه آنکه هرگز بین حجت و غیر حجت (دلیل و غیر دلیل) تعارض واقع نمی شود. تعارض مستقر و غیر مستقربا توجه به تعریفی که از تعارض ارائه گردیده، همچنین با توجه به شرایط چهارگانه تحقق تعارض، هرگاه واقعاً میان مدلول دو دلیل تنافی و تقابل وجود داشته باشد، آن را تعارض مستقر گویند. بالعکس هرگاه صرفاً در نگاه اول میان ادله تعارض به نظر رسد، اما پس از اندکی تامل معلوم شود که به دلیل فقدان معنی چهارگانه مذکور، هیچ گونه تعارضی وجود ندارد، این موارد را تعارض غیر مستقر (تعارض ظاهری) نامند.
موضوعات مرتبط: حقوق شناسی برچسبها: حقوق شناسی [ جمعه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||