|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
صاحب سیف و القلم
کلام اولپیوسته باش بنده درگاه مرتضا (سبک خراسانی ) از علی آموز اخلاص عمل (سبک عراقی )شهنشاهی که بحر لا فتی را گوهر است(سبک هندی ) کلام آخرکلام اول :شعر را شاید بتوان کامل ترین و هنرمندانه ترین آفریده ذهن خلاق و روح سرشار آدمی دانست. از آن رو که شعر هم آهنگین است و هم به مدد استعارات و تشبیهات، احساسات درونی شاعر را به زیباترین وجه به تصویرمی کشد و پرده ای رنگین از احوالات عاشقانه و یا عارفانه ی وی در پیش چشمان خواننده یا شنونده می گشاید. هنری که روح را سیراب می کند، آهنگ آن گوش را می نوازد و زخمه ای بر تار وجود آدمی می نهد و او را به طرب می آورد. شاید بسیار پیش آمده که شنونده با شنیدن غزلی از مولوی یا حافظ در هوای سماع بال گشوده و دل و جان با نوای روح نواز آن همراه ساخته است. شعر زبانی جهان شمول است ؛حاصل مستی بسیار و مستوری طاقت فرساست. این مستی که از جذبه ها و مشاهدات بی حجاب روح شاعر حاصل آمده از سوی تمام آدمیان، فارغ از ملیت و نژاد و فرهنگ قابل درک است چرا که"هرچ از جان برون آید نشیند لاجرم بردل" ایرانیان با روح سرشار خود زبان شعر را در خدمت عواطف و احساسات خویش گرفتند، از سرایش حماسه ها و افسانه های ایران کهن، سرودن از عشق های آسمانی و زمینی، بیان فضایل اخلاقی و انسانی و سخن گفتن از حالات صوفیانه و عارفانه و در آخر بیان عشق و ارادت به خاندان بزرگ مردی که آنان را به شرف اسلام شرافت بخشید. حجم قابل توجهی از اشعار پارسی گویان در مدح و ستایش رسول اکرم و خاندان مکرم ایشان است و در این میان جان رسول و جانشین ایشان - حضرت امیر (ع) - از پایگاهی برجسته برخوردار است. ما در این زمان به اشتباه حُب علی بن ابیطالب را خاص شیعیان می دانیم ولی با نگاهی بر پیشینه اشعار فارسی آشکار می شود که بسیاری از شاعرانی که زبان به مدح این یگانه بزرگ مرد تاریخ بشر گشوده اند مذهب تسنن داشته اند و یا مذهب تشیع آنان مورد تائید همگان نیست. به راستی باید عشق به علی را خارج از محدوده مذهب و یا حتی دین دانست. به همین منظور در این مقال سعی بر آن است که در بازه زمانی هزاره اول اسلامی ، اشعاری را که در مدح امام علی(ع) سروده شده است ، به بررسی بنشینیم. این بازه زمانی از آن رو انتخاب شده است که مقارن با اوایل قرن ده هجری ، صفویان مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام کردند و از این تاریخ به صورت فزاینده ای این گونه اشعار افزایش یافته و در این اندک ، فرصت پرداختن به تمام آنها میسر نیست.
پیوسته باش بنده درگاه مرتضا (سبک خراسانی ):نخستین شاعری که در زبان فارسی مدحی بر امیر مومنان سرودهمنصور حلاج است. همان که به جرم گفتن " انا الحق " بر دار شد وی "از بزرگترین مشایخ صوفیه بود که در بغداد اقامت داشت... و اشعاری از وی باقی است. البته در هویت این کتاب که آیا این اشعار از حلاج است یا نه ، سخن بسیار است" در اهل تسنن بودن حلاج شکی نیست ولی با این وصف، اوصافی که وی در شعر خود برای امام علی آورده است نشان از شناخت عمیق و عشق بی دریغ وی نسبت به آن امام بزرگ دارد، اوصافی چون " سالار اهل ملت" ، " سلطان اصفیا" و " آن که آستانش قبله دعاست."
حلاج در ادامه این قصیده و در دو بیت پایانی آن چنین می گوید:
نخستین شاعر شیعی مذهب که شعری در مدح امیرمؤمنان سرودهکسایی مروزی است. وی پس از این که از مدح سلاطین دست می شوید به سرودن قصاید دینی و مطالب حکمی و پندهای اخلاقی روی می آورد ولی متأسفانه دیوان وی مفقود شده است. در زمان تألیف " کتاب النقص" دیوان کسایی به رؤیت مؤلف کتاب رسیده است چنانکه او در این باره می نویسد: "همه ذکر مناقب و مدایح پیغمبر اکرم و آل طاهرین است " کسایی در قرن چهارم می زیسته و با زمان استیلای غزنویان که خود را حامی پایگاه اهل تسنن (خلفای عباسی) می دانستند،همزمان بوده است ؛از این رو سرودن اشعاری در مدح امیرمؤمنان در چنین زمانه ای کار چندان ساده ای نبوده است.
"مَروَزی" در چنین دورانی علی را " زین الاصفیا" و "فخر اولیا" و "امام المتقین "و "رکن مسلمانی" می داند و او را فاضلتر از همه کس بعد از نبی اکرم می شمارد و به بانگ بلند می سراید:
چنانکه گفته شد ، دیوان اشعار کسایی موجود نیست و تنها در بعضی تذکره ها قصایدی چند از وی بر جای مانده، در تذکرة " لباب الالباب " قصیده ای با این مطلع در مدح حیدر کرار آمده است:
شاعر شیعی مذهب دیگری که پس از کسایی مروزی در ثنای علی بن ابیطالب اشعاری سروده است " بندار رازی " است " وی از شاعران بزرگ آل بویه و از مختصان صاحب بن عباد ( بزرگترین وزیر آل بویه ) است. دیوان وی موجود نیست و تنها دو بیتی زیر از وی در تذکره ها موجود است:
(روج صورت کهن روز است ) شاید بتوان گفت که بزرگترین شاعری که در سبک خراسانی اشعاری در مدح امیرمؤمنان دارد فردوسی است اگر چه فردوسی اشعار زیادی در مدح علی و آل او ندارد ولی در لابه لای همین ابیات اندک علاقه و ارادت کامل خود را نسبت به خاندان نبوت و ولایت ابراز نموده و نشان داده است که شیعی مذهب معتقد و متعهد و در واقع کم گوی و گزیده گوی بوده است... حکیم طوس رعایت ارزش انسانی و انسانیت را در تعالیم علی و آل او جلوه گر می داند:
و همین عشق فردوسی به خاندان پیامبر و به ویژه شهرت وی به مذهب تشیع بوده است که وی را از دربار محمود غزنوی سنی مذهب متعصب ناکام باز می گرداند و آن سلطان غزنوی با این بهانه شاهنامه سترگ وی را بی قدر و ارزش می خواند . ناصر خسرو قبادیانیدیگر شاعر شیعی مذهب( پیرو مذهب اسماعیلی) است که شعر خود را در خدمت دین، ترویج کلام الهی، تعالیم قرآنی و همچنین ترویج مذهب اسماعیلی درآورده است. علاوه بر این، حب علی و آل علی به اندازه ای وجود او را آکنده است که پیوسته بدان مباهات می کند و اشعارش مملو از این فخر و مباهات است . وی با چندین نسل فاصله، نسب به امام رضا(ع) می برد . در دیوان اشعار ناصر خسرو قصاید فراوانی در مدح خاندان رسالت آمده که دو مطلع از آن را در زیر می آوریم:
ودر ادامه با ظرافتی هنرمندانه به ذکر فضایل و مناقب حضرت امیر و خاندان پیامبر اکرم می پردازد و می سراید :
ناصرخسرو در قصیده 125 پیامبر اکرم را عرش پر نور می خواند چنین می سراید:
( شغب به معنای برانگیختن فساد ، شور و غوغا )
بیشترین مدایح سروده شده در مدح امام علی را در شعرسنایی غزنوی می یابیم شاعری که در مذهب وی اختلاف بسیار است ، ولی علیرغم این اختلاف نظرها اعتقاد راستین و دوستی خالصانه او به اهل بیت در شعرش هویداست . او پس از مدح عثمان (خلیفه سوم ) به مدح امام علی پرداخته و می سراید :
قصایدی با مطلع زیر در اشعار سنایی می توان یافت که در وصف امیرالمومنین سروده است:
و در قصیده ای دیگر با مطلع زیر سنایی امام علی را ملک الموت دیو آز و طمع می نامد و می سراید :
سنایی در قصیده ای می گوید که با وجود علی که باب علم است شایسته نیست جزاو مهتر و میری اختیار کردن: گر همی خواهی که چون مهرت بود مهرت قبول مهر حیدر بایدت با جان برابر داشتن
خاقانی شروانیشاعر نکته پرداز و نوآوری است که علاقه انکار ناپذیری به اهل بیت پیامبر و علویان داشته است. گرچه کتاب های "مجالس المومنین" و" طرائق الحقایق " در باره شیعه بودن وی سخنانی گفته اند ولی باید گفت به تحقیق خاقانی شیعه نبوده است . "او در تحفه العراقین در ستایش مدفن مطهر حضرت امیرمومنان ( نجف اشرف ) اشعاری دارد که گویای حب استوار علی در دل اوست. ... وی با صراحت یکی از انگیزه های اشتیاق خود را برای سفر به خراسان زیارت مشهد امام رضا می داند"همچنین در اشعار خاقانی سی و سه بار نام مبارک حضرت ولی عصر مورد اشاره قرار گرفته است ؛ اینها نمونه هایی از پاک اعتقادی خاقانی به امامان شیعه است. مطلع زیر قصیده ای است که خاقانی در سفر خود به نجف اشرف و مرقد مطهر امام علی سروده است:
عطار نیشابوریاز عارفان شاعر و شاعران عارفی است که معلومات وسیعی در علوم دین، فقه، حدیث، حکمت، کلام، تاریخ، علوم پزشکی، قرآنی و نجوم داشته است. عطار بر خلاف فردوسی که خرد گراست ، تابع شرع و شریعت است و از شعرای بزرگ پارسی گوست که اشعاری در مدح امیرالمومنین دارد."در مورد مذهب عطار باید گفت: او اهل سنت است و دوستدار خاندان رسالت و آل او که با شوق عجیب و در خور اعتنا از این خاندان مبارک و مهبط وحی الهی سخن می گوید." عطار در مثنوی منطق الطیر در فضیلت امیرالمومنین چنین می سراید:
وی در ادامه می سراید:
عطار اشعار بسیاری در این زمینه دارد که تنها به ذکر مطلع های آنها اکتفا می شود :
به دلیل حجم بسیار اشعار این شاعر بنام و همچنین عمق این مدایح ، قاضی نورالله شوشتری وی را شیعه پاک و خالص شمرده است. از علی آموز اخلاص عمل (سبک عراقی ):شاعر شیعی مذهب دیگری که امام اول شیعیان را مدح گفتهقوامی رازی شاعر سده ششم هجری است که در ری می زیسته است. در قصیده ای با مطلع :
در اشعارش حضرت امیر را با صفاتی چون " سپهدار اسلام" و "ولی نعمت اهل دین " می خواند و در قصیده ای دیگر با مطلع
( وار در این جا به معنای مهر و محبت است ) شاعر دیگری که تمام اشعارش به مدح امامان شیعه اختصاص یافته استمولانا شیخ حسن کاشی است . وی شاعری شیعی مذهب بوده و خود را غلام حیدر می خواند و می سراید:
وی در شعری می سراید:
شیخ کاشی در انتهای قصیده ای بلند و پس از بر شمردن صفات بسیار از امیرمومنان ، ناتوانی بشر را از ستودن این بزرگمرد چنین بیان می کند:
و اما خداوندگار شعر فارسیمولانا جلال الدین محمد بلخی که در عرفان به مقامات بلندی دست یافته ، چگونه می تواند عارف کامل و شاهد حق ، علی بن ابیطالب را وصف نگفته باشد. "در دفاتر شش گانه مثنوی اشعار بسیاری در ستایش و منقبت مولا علی آمده است" که متاسفانه ذکر همه آنها در این مختصر میسر نیست. در مثنوی بسیار معروفی که مولانا در توصیف نبرد امیرالمومنین باعمربن عبدود آورده با مطلع :
اوج ارادت مولانا به امیرالمومنین در این مثنوی آشکار است ، چرا که در ادامه روی و چهره امیرالمومنین را قبله ماه می نامند. و امیرالمومنین را از زبان عمربن عبدود باز عرش خوش شکار می خواند. گرچه در مثنوی و دیوان شمس نمی توان مدحی در ستایش امیرالمومنان یافت ولی در مثنوی که گنجینه عرفان اسلامی است ، مولانا حضرت امیر را نمونه کامل اخلاص و بندگی ،احسان و نیکی ،شجاعت و از جان گذشتگی و تمام فضایل ارزشمند انسانی می داند و در بسیاری از داستانهای عمیق مثنوی از این امام بر حق نام می برد . خداوندگار سخن و شاعر فضایل اخلاقیسعدی شیرازیاشعار مستقلی در منقبت علی بن ابیطالب ندارد اما به طور ضمنی موارد بسیاری از محتوای کلام امیرالمومنین را در مجموعه آثار سعدی می بینیم که حکایت از اخلاص و محبت او به مولای متقیان دارد . در باب چهارم از بوستان سعدی در حکایتی با عنوان " حکایت امیرالمومنین علی (ع) و سیرت پاک او " حسن خلق آن حضرت را چنین می ستاید :
علاوه بر این در گلستان و بوستان آیات قرآن و یا احادیث نبوی زیادی به عنوان شاهد یا مثال آورده شده است، در گلستان و بوستان به ترتیب 101 و115 مورد از آیات قرآنی و 70 و51 مورد از احادیث نبوی آمده است. به همین سیاق بازتاب احادیثی از مولای متقیان را نیز در سخن سعدی می توان یافت. سعدی در گلستان آورده: دوستی را که به عمری فراچنگ آرند نشاید که به یک دم بیازارند.
که ناظر به این کلام امام نخستین است که می فرماید: " ناتوان ترین مردم کسی است که نیروی به دست آوردن دوستان ندارد و ناتوان تر از او کسی بود که دوستی به دست آورد و او را ضایع گذارد." در بخش مواعظ ، قصیده شماره یک سعدی ، علی بن ابی طالب را چنین وصف می کند:
سعدی در ادامه مولا امیرالمومنین را با صفاتی چون " دیباچه مروت " ، " سلطان معرفت " و "سردار اتقیا" می ستاید و می سراید:
اوحدی مراغه ایینیز سروده ای با مطلع :
در وصف حضرت امیر سروده است. ذوالفقار شروانی شاعر شیعه مذهب قرن هفتم و هشتم بوده ولی قصاید و اشعار کاملی در مدح مولای متقیان ندارد. با این وجود از لا به لای دیوان او می توان ابیاتی یافت که نشان دهنده ارادت قلبی و عقیدت دینی اوست.
امیر حسینی هروی، که محمود شبستری او را بزرگی از بزرگان خراسان بر شمرده است در قرن هفتم و هشتم می زیسته است . شهرت وی بیشتر به این جهت بوده است که وی سراینده پرسش های منظوم هجده گانه ای است که شیخ شبستری " گلشن راز" خود را در پاسخ به آنها سروده است. در میان کتب وی کتابی است به نام " نزهه الا رواح " که به شیوه گلستان سعدی نگاشته شده و در دیباچه آن شاعر در مدح امیرالمومنین صفاتی مانند " سرور مطلبّی ابن عم نبی"، "اصل شجره ولایت" و "آن مردی که در همه جا از دشمن روی نتابید" یاد کرده است و در قطعه ای با مطلع :
حضرت امیر را مدح گفته است. ابن یمین فـَریُومَدی شاعر پارسی گوی دیگری است که در میان اشعارش می توان مدح و ثنای حضرت امیر را یافت. ابن یمین را پس از انوری بزرگترین شاعر قطعه سرای پارسی دانسته اند و شهرت وی در سرودن قطعات اخلاقی و اجتماعی و دعوت به آزادگی، عزت نفس، قناعت ، دانش و فضیلت است و چگونه می توان تصور کرد که شاعری این فضایل را در نظر داشته باشد و مردی را که تمام این محسنات را یک جا در خود جمع دارد نستاید. دو مطلع از قطعات ابن یمین را در زیر می خوانید :
و مطلع دیگر:
وی این قطعه را با این ابیات به پاپان می برد:
سلمان ساوجی شاعر قرن هشت آخرین قصیده سرای بزرگ ادب فارسی از دیگر شعرایی است که در مدح رسول اکرم، ائمه اطهار و حضرت امیر قصایدی دارد. وی علاوه بر قصاید نزدیک به پنج هزار بیت غزلیات و مقطعات و ترجیعات و ترکیبات و رباعیات دارد. سلمان ساوجی در ترکیب بندی طولانی با مطلع
حضرت امیر را مدح گفته است و در ادامه می سراید:
شهنشاهی که بحر لا فتی را گوهر است (سبک هندی ):با آغاز دوره صفویه، وبه دلیل کم توجهی این سلاطین به ادب و شعر و نظم ، رفته رفته فروغ و درخشش شعرفارسی در درون مرزهای ایران کاسته شده و ستاره ادب فارسی در هند و در دربار شاهان آن دیار ( گورکانیان هند ) درخشیدن آغاز می کند. از اینرو ست که پس از این دوره دیگر شاعر بزرگی به عرصه وجود در نمی آید و آنچه به شعر سروده می شود جز تکرار سروده های گذشتگان نیست. از این شاعران تا پایان سده دهم و پایان هزاره اول اسلامی می توان به شعرای زیر اشاره کرد. بابا فغانی شیرازی با اشعاری در مدح حضرت امیر با مطالع زیر
اهلی شیرازی با قصیده ای با مطلع :
حضرت امیر را مدح گفته است. محتشم کاشانی که با ترجیع بندهایی که در سوگ امام حسین سروده ، شهرت یافته است اشعاری نیز در مدح حضرت امیر دارد
عرفی شیرازی باقصیده ای با مطلع:
وفضولی بغدادی که شاعر انتهای سده 10 قمری است آخرین شاعری است که مطلع هایی از وی در مدح امیرالمومنین در این مختصرذکر می شود.
و مطلعی دیگر:
کلام آخر :آنچه آمد تنها اندکی بود از بسیار، که در این مجال فرصت بیان آن میسر شد و چنانکه دریافتید اغلب به ذکر مطلع های قصاید و قطعات بسنده شد تا راهی باشد بر پوینده ی جستجوگر عاشقی که شهد یافتن ، رنج جستن را بر او هموار می کند . این جستجو از مهری نشات می گیرد که از کودکی با تارو پودمان آمیخته و با هر نفس فرورفته و باز نیامده چرا که در اندرونمان با خون و گوشت و پوستمان عجین گشته است . آری مهر به علی را همه ما با شیر مادر نوشیده ایم و با عشق او برآمده ایم و در هوای او دم زده ایم و در وجودش انسانیت ناب را یافته ایم . و این مهر با ما آمده تا در بزرگسالی در حیرتمان فروبرد که این علی که بوده است که چنین جانهای آدمیان را فارغ ازملیت و دین این چنین شیفته خود ساخته است که در قاموس هیچ محبت و عشقی که آدمی بر آن تعریفی و تشریحی افزوده ، نمی گنجد ، الا اینکه عشق به علی از جنس عشق به همه ی خوبی هاست و عشق به او از آرزوهای فروخفته و در ناامیدی فسرده آدمی ریشه دارد ؛ عشقی که در دوران باستان در قامت اسطوره ها و رب النوع ها تجلی می یافت ، و اینک انسانی که در عمری به تمامی تاریخ در جستجوی این ابرمرد سرگردان بوده است ، به ناگاه او را با تمام آنچه در آرزوهایش می پرورد ، در قامت علی اعلا مجسم می یابد؛ از اینروست که مهر مواج به علی عشقی است که مرزهای میان ادیان و مذاهب را درهم نور دیده است. علاقمندان می توانند ادامه قصاید و قطعات را در کتابخانه تبیان پی بگیرند . سایت تبیان - فریبا کاظم نیاموضوعات مرتبط: ویژه میلاد ها وشهادت ها برچسبها: ع, وگرامیداشت روزپدر [ شنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||