ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید


خانواده، تثبیت کرامت انسانی و بسترسازی برای تمدن و فرهنگ اسلامی

اصول اسلام و اثرات فردی، خانوادگی و اجتماعی آن

تمام مکاتب در قسمت ایدئولوژی، دارای اصول فکری مشخصی هستند که جهان بینی مکتب ها در رابطه با آن اصول به وجود می آید. با بررسی کلی اصول و فروع موجود در اسلام، این نتیجه حاصل می آید که هدف آن است که انسان با داشتن این اصول راه کمال را به سلامت بپیماید. در مکتب توحیدی اسلام تمام تفکرات، بینش و ایدئولوژی از سه یا پنج اصل فکری پدید می آیند. این اصول در صورت یک قانون تغییر ناپذیر الهی غیر قابل انکار است.

اصل توحید با طرح «لا اله الا الله» و اصل معاد با طرح و انا لله و انا الیه راجعون، انسان را در مسیر واقعی تکامل قرار می دهد. برای اثبات "از خدایی بودن" شناخت توحید و خداشناسی و برای اثبات حرکت به سوی خدایی انسان او الیه، ادراک معاد و اثبات قیامت؛ و برای تحقق واقعی «بر می گردیم» «راجعون» پیمودن این راه تا «مقعد صدق عند ملیک مقتدر»، یعنی جایگاه درستی و دوستی نزد حاکمی قدرتمند مقصود نهایی است و به طور کلی با رویکرد دینی و متافیزیکی می توان چنین استدلال کرد:

1- در طبیعت، همه ذرات هستی در وحدت و هماهنگی کاملند (توحید)

2- اعتقاد به بعثت و پیام، حرکت و هدفداری و رهبری انبیاست. این اصل در فیزیک جهان همه جا وجود دارد، همان سان که حرکت ئیدروژن و اکسیژن در مسیری مشخص به سوی یکدیگر پیامی دارد و آن پیدایش آب است.

3- امامت با اعتقاد به ادامه راه پیامبران: این اصل در سراسر طبیعت ثابت شده است. هر عنصری خاصیت مخصوص خودش را دارد و پایدار مقات خویش است. ئیدروژن همیشه صفات خاص خودش را دارد و این امامت و پاسداری است که تکامل و رشد انسان را در هر زمان ممکن می سازد.

4- عدالت با اعتقاد به عدل خداوند: در هستی نظم و توازن کل هستی از کوچکترین عناصر از دل ذرات تا بزرگترین کهکشان ها، حاکی از این عدالت است.

5- معاد بازگشت دوباره، تولد تازه، آغاز زندگی نوین و استمرار تکامل و رشد است؛ بازگشت همه طبیعت به اصل خویش است. سرنوشت قطره بخار، آبی و دریا نمونه ای از همین مقوله است.

به این ترتیب ایدئولوژی اسلامی در ابعاد علمی، سیاسی، اقتصادی، معنوی و اخلاقی، نظامی و بهداشتی و اجتماعی در رابطه با این اصول فکری قابل بررسی است.

نتیجه بررسی اصل توحید ما را به اصول دیگری چون هدفمندی خلقت و هستی، نظم و جایگزینی درست هر ذره (عدالت) که خود یک اصل است و بدون آن آفرینش و پیدایش ناممکن است، و به اصل پاسخگویی و مسؤولیت خواهی تنهایی (معاد) می رساند.

فروع و شاخه های این اصول یعنی نماز، روزه، حج، خمس، زکات، جهاد، امر به نیکی و نهی از زشتی، دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا نیز در همین راستاست که انسان و جهان در حرکت تکاملی است. برای این حرکت نیاز به عشق (نماز) و استفاده بهینه از نعمت ها (شکر) است و برای پیمودن این راه، همدلی با دیگران و آمادگی و رشد لازم است (روزه)؛ حرکت ها محور و هسته مرکزی لازم دارند و همبستگی ایدئولوژیک (حج) به گذشت و بخشش اقتصادی لازم دارند با کمال عینیت یابد (خمس و زکات) و تلاش می طلبد (جهاد) و رفع موانع و مبارزه با مشکلات و یکدیگر را به نیکی یادآور شدن و فرمان دادن و از بدی بازداشتن تا عطر سستی و خستگی پویندگان مسیر از بین رود و انحرافات و گژی ها به راستی باز آیند (امر به معروف و نهی از منکر).

با عطف توجه به پیوند و رابطه عقیده با اصول فکری، روشن می شود که اگر اصول مکتبی دچار تزلزل شوند، تفکرات انسان با آن اصول متزلزل ثبات علمی نخواهد داشت و بدون اصول فکری مشخص و روشن، دیگر ادعای داشتن یک مکتب و برای امت اسلامی داعیه مسلمان بودن بی معنی خواهد بود.


خانواده، تثبیت کرامت انسانی و بسترسازی برای تمدن و فرهنگ اسلامی

نقش کرامت انسانی در خانواده

محقق کردن و احیای احساس کرامت در خانواده به منزله مهم ترین اصل خانواده یعنی ساخت و کارکرد آن است، ایجاد و حیات بخشیدن به موجود حی و پروردن او بر اصل کرامت جهت تحقق بخشیدن به اعتلای وجودی او. تا کودک انسان اولا زنده بماند و حیات یابد و به میهمانی حیات و زندگانی وارد شود و ثانیا حرمت خود را بشناسد و در جامعه به عنوان یک حق اساسی محترمانه زیست گناه و هیچ کس حتی خود وی حق ندارد با گفتار و رفتارش حیثیت او را با خطر مواجه سازد. انسان یگانه فرزند بالغ خلفت است. فرزند نابالغ در حدی است که پدر مادر در هدایت و راهنمایی و نگهداری سرپرست کودکی می باشند، اما فرزند بالغ به دلیل این که در حد کمال و بلوغ و رشد است، حالت به خود واگذاشتگی پیدا می کند. این وا نهادگی انسان به عالی ترین درجات ممکن می رساند، حتی بالاتر از ملائکه و همین وانهادگی است که انسان را از حیوانات پست تر می کند «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَ إِمَّا کَفُورًا» (22). ما به حقیقت راه را به انسان نمودیم. حال خواهد هدایت پذیرد و شکر این نعمت گوید و خواهد آن نعمت را کفران کند و بپوشاند. (23)

عوامل مؤثر در منش انسان

تربیت انسانی توام با تربیت دینی و ایمانی، سرمایه خام وجود انسانی را تبدیل به سرمایه ای قابل استفاده می کند در واقع باید گفت که رفتار و سلوک انسانی یک اتحاد عینی مرتبط و حاصل تعامل و دخالت عوامل و عناصر مختلفی است. موضع گیری انسان اعم از مهربانی، صداقت، آزادگی، عدالت و با کلمات پاکیزه سخن گفتن با دروغ و تفاق و جرم و جنایت و غیره در حقیقت اینه ای است که عوامل و عناصری را که با یکدیگر کارکرد دارند و میانشان تعامل ایجاد شده است. در خود منعکس می سازد. در نتیجه کارکرد متقابل و متداخل این عوامل است که انسانی با شخصیتی متعادل با انسانی نامتعادل ساخته می شود. به طور طبیعی، موضع گیری های رفتاری انسان ترکیبی از تعامل تعداد انگیزه عامل و دلایل درونی، محیطی وراثتی و اجتماعی است. این عوامل به ترتیب اهمیت عبارتند از:

1- خانواده و شرایط اولیه تربیت.
2- ساختار شکل گیری.
3- آموزش و پرورش مدرسه ای.
4- وسایل ارتباط جمعی.
5- حکومت و نیروی سیاسی غالب - فرهنگ و باورهایی که انسان به آن ها باور و ایمان دارد.

شکل گیری رشد و ساخته شدن انسان در مراحل مختلف وجودی او، در ارتباط با عوامل سازنده میان آن مراحل متبلور می گردد.

نقش خانواده در تربیت کودک

کودک انسان از زمان انعقاد نطفه و عوامل مؤثر در آن تا بلوغ و رشد وی و رسیدن او به مراحل پیری تحت تأثیر عوامل پیش گفته است. دین تمدن ساز اسلام میان غذایی که والدین می خورند و نطفه ای که تکوین می یابد، رابطه ای معنادار می بیند. همان سان که میان رفتار پدر و مادر با کودک در آغاز ایجاد و شکل گیری او و محیط و شرایط حاکم بر کودک و مراحله اولیه به وجود آمدش و میان تکوین و بافت شخصیت او رابطه برقرار است.

انسانی که سلوک درست و شخصیتی انسانی دارد، تحت تأثیر پدر و مادر و آغاز پیدایش خویش است؛ زیرا انسان بر اساس فطرت صاف و پاک و در مسیر حقیقت که اصل منشا اوست، آفریده می شود. ولی این فطرت قابل شکل گیری است و بخش مهمی از شخصیت آدمی در مرحله رشد آغازین وی ساخته می شود و پدر و مادر کودک را معتقد و مؤمن به یک ایدئولوژی یا فکر می پرورند، حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «کل مولود یولد على الفطره حتى یکون أبواء هما اللذان یهودانه و ینصرانه و یمجسانه» (24)

قرآن بر این حقیقت صحه می گذارد. حقیقتی که بیانگر تربیت اولیه کودک است که پدر و مادرش وی را می پرورند و او را به دین خاصی وارد می کنند و ارتباط این حقیقت با سلوک و رفتار آنان به بعد از مرحله بلوغ و تکامل عقلی و جسمانی او باز می گردد و خداوند، «شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی دانستند و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد؛ شاید که سپاسگزار او باشید.» (25)

از این رو پدر و مادر مسؤول تربیت فرزندان خویش با پرورش درست و نیکو و مقتضی هستند و از این که در این مسوولیت کوتاهی کنند و کم بگذارند منع شده و هشدار یافته اند.

حضرت امام على (علیه السلام) میان آنچه انسان در مرحله کودکی به دست می آورد و یاد می گیرد و یا تثبیت شخصیت وی و اوضاع درونی و رفتاری او در مرحله بلوغ به فرزندش امام حسین (علیه السلام) چنین می فرماید: «قلب کودک چون زمینی خالی است. هر چه در آن پاشیده شود، پذیراست. بنابراین من قبل از آنکه قلب تو سخت گردد و عقلت به چیزهای دیگر مشغول شود، به تربیت و ادب کردن تو پرداختم«.

امام (علیه السلام) بر این بنیان تربیتی اصیل و مهم یعنی "تربیت خانواده" تاکید می ورزد تا اثبات کند که شخصیت کودک قبل از شکل گرفتن، و خمیره او قبل از خشک شدن نیاز به آموزش و تربیت دارد، زیرا اگر کودک شکل گیرد و به گونه ای دیگر که مخالف حقیقت و واقعیت انسانی اوست. بار آید، دوباره سازی و تصحیح شخصیت و اصلاح وی به رنج و زحمت بسیاری نیاز دارد و چه بسا امکان آن از بین رفته باشد و انسان قربانی مشکلات تربیتی ای باشد که در آغاز کودکی خود داشته است


موضوعات مرتبط: خانواده شناسی
برچسب‌ها: خانواده شناسی
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب