
نحوهی اثرگذاری سرمایهی مذهبی فردی بر توسعه با نگرش نظام مند
سرمایهی مذهبی فردی از راههای مختلف موجب اثرگذاری بر رفتارهای افراد میشود؛ مذهب، موجب رشد معنویت و اخلاق میگردد؛ این دو عامل موجب بهبود اعتماد به نفس از طریق توجه کمتر به مادیات میشود؛ اعتماد به نفس بیشتر، موجب افزایش تواناییها، ابتکارات، نوآوریها و در نهایت کیفیت و کمیت تولید میگردد. همچنین اعتماد به نفس، موجب بهبود رفتارهای اجتماعی و برخورد با سایر افراد جامعه میشود. اخلاق نیز این اثر را دارد و موجب تقویت ساختارهای اجتماعی و خانوادگی و در نتیجه افزایش کارایی افراد جامعه، رفاه و توسعه میگردد. وجود سرمایهی مذهبی فردی موجب میشود روحیهی نوع دوستی، حمایت و کمک به دیگران، همکاری و تعاون عمومی و نظیر اینها در افراد افزایش یابد. این امر موجب میشود افراد در جهت کمک به دیگران و حمایت مالی و اقتصادی از افراد کم درامد تلاش کنند و در نتیجه فقر کاهش یافته و وضع رفاه عمومی و عدالت بهبود یابد. این کمکها از طریق هبات، زکات، صدقات، مشارکت، همیاری، قرض الحسنه و مانند اینها انجام میشود. وجود سرمایهی مذهبی کافی در افراد، موجب پرهیز از جرم، فساد و ناهنجاریهای اجتماعی میشود که به امنیت و رفاه عمومی و در نتیجه توسعه اثرگذار است و آن را بهبود میبخشد. سرمایهی مذهبی فردی موجب مشارکت و تلاش برای توسعهی نهادهای اجتماعی مذهبی میشود که به توسعه و رشد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کمک شایانی میکند.

شکل 7: نحوهی اثرگذاری سرمایهی مذهبی فردی بر توسعه با نگرش نظام مند
نحوهی اثرگذاری سرمایهی مذهبی-اجتماعی بر توسعه
در این زمینه نیز به چند مورد از اثرگذاری سرمایهی مذهبی اجتماعی بر عوامل مؤثر بر توسعه اشاره میشود. سرمایهی مذهبی اجتماعی موجب تقویت بسیاری از ساختارهای جامعه میگردد. سرمایهی مذهبی اجتماعی از طریق گسترش نهادهای مشارکتی، تعاون و همکاری در جامعه، موجب گسترش و توسعهی نهادهای مدنی و اجتماعی و... میشود که اینها خود زمینه ساز توسعه و فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و رفاهی بیشتر در جامعه هستند. توسعهی نهادهای مذهبی مانند قرض الحسنه، وقف، زکات، صدقات، هبات و مانند اینها، موجب بهبود امکانات جامعه برای رفع نیازهای طبقات و اقشار نیازمند میشود و از این طریق عدالت، توسعه و رفاه عمومی افزایش و فقر کاهش مییابد. قوانین مذهبی جامعه موجب هدایت جامعه به سمت و سویی که مذهب خواهان آن است، میشود. وجود دولت مذهبی نیز همین اثر را دارد و میتواند جامعه را به سمت و سوی مورد نظر مذهب، هدایت کند. این دو عنصر باعث خودافزایی سرمایهی مذهبی نیز میشوند و از این طریق به فزایندگی اثرگذاری سرمایهی مذهبی در جامعه کمک میکنند. آموزش مذهبی، همچنین فضاها، نمادها و سمبلهای مذهبی موجود در جامعه، موجب تقویت دانش، اعتقادها، باورها، هنجارها، ارزشها و رفتارهای مذهبی افراد جامعه میشود و در نتیجه موجب افزایندگی اثرگذاری سرمایه مذهبی بر خود و بر سایر عوامل و مسیرهای توسعه میگردد. (عزتی، 1384)
اسلام، کاملترین نگاه نظام مند
پرسشی که این بحث عهده دار پاسخ به آن است، این است که «دین اسلام برای مدیریت زندگی جمعی در محیط رقابت نظریات و ایدهها مدعی کارامدی است؛ از سوی دیگر ابعاد گسترده و پیچیدهی زندگی مدرن که نیازها، افکار، ارتباطات و معادلاتی جدید را پدید آورده است، سبب بروز ادعای کارامدی «مدیریت علمی» و ناکارآمدی «مدیریت دینی» در این عرصه شده است، آیا راهبردی برای فعال و محسوس کردن کارآمدی دین وجود دارد؟» آنچه پس از بررسی اولیهی محورهای مختلف «فلسفهی دین»، «فلسفهی حقوق و فقه»، «فلسفهی فرهنگ و اخلاق»، «فلسفهی سیاست و حکومت» و گزارههای درون دینی مربوط به این حوزهها و تحصیل ابتدایی آنها (تعیین اولیهی متغیرها و رابطهی بین آنها) به همراه بررسی حوزههای کاربردی مربوط به مدیریت و برنامه ریزی، ساختارسازی، طراحی سیستم، مدل سازی، فرهنگ سازی، آینده سازی و مهندسی اجتماعی به دست آمد، (42) فرضیهی این بحث را به صورت ذیل شکل داد:
"به نظر میرسد که راهبرد فعال سازی و محسوس کردن کارامدی دین در عرصهی زندگی امروز و فردا نگرش نظام مند و راهبردی به گزارههای دین (نظریهی دین راهبردی در برابر نظریهی دین اقلی و اکثری) است. راهبرد الگویی که برای تحقق دیدگاه فوق باید طراحی و اجرا شود، عبارت است از: تقسیم گزارههای دین به سه لایهی نگرش ساز، راهبردساز (استراتژیکی) و راهکاساز (تاکتیکی) و الگوسازی به وسیلهی پیوند زدن این سه لایه به یکدیگر در مصادیق و موضوعات. این تحقیق با تمرکز بر مفهوم و مصادیق «سیستم» و «راهبرد (استراتژی)»، سعی در توصیف هویت نظام مند دین و خصلت راهبردی گزارههای آن دارد که شاید حلقهی مفصلی بین «جامعیت، خاتمیت و ابدیت دین»، «سیستماتیک و شبکهای بودن دین»، «ثابت و متغیر در دین»، «تأثیر زمان و مکان در دین» باشد. (اوسطی، 1383: 101)"

شکل 8: فرآیند دست یابی به الگوی حقیقی پیشرفت
استدلال در نظاممند بودن گزارههای دینی
مقدمهی اول
مباحثی که در قسمت توصیف سیستم، نگرش سیستمی و راهبرد مطرح وجود دارد، نتایج ذیل را ارائه میکند:
الف. سیستم فعال و هوشمند، سیستمی است که عناصر و اجزای آن تابع اهداف سیستم بوده، دارای لایههای عمقی و عرضی است. ساختار ارتباطی میان لایههای آن نیز بر اساس اهداف سیستم جهت گذاری و نیروبخشی میشوند. اهداف و ساختارهای سیستم، دارای اولویت بندی و تعیین حداقل و حداکثر ارتباطی هستند، بر عناصر محیطی خود تأثیر گذارند و ساختارهای موجود محیطی را تحول میبخشند، قابلیت خود تنظیمی و تعادل گرایی دارند، به طور مستمر و تدریجی در حال رشد و تحول هستند و معادلات موجود در هستی را ترسیم میکنند.
ب. گزارههای راهبردی جملاتی هستند که دارای بار معنایی با حداکثر زاویهی دید، حداکثر نفوذ به مبانی و ریشهها برای دست یابی به ساختارهای بنیادین موضوع، دارای حداکثر کلیت و فراگیری در موضوع خود هستند که در حداقل لفظ و متمرکزترین قالب ارائه شدهاند و شفاف سازی جهت گیریها، اهداف، ساختارها، نقاط کلیدی و محوری در تمام ابعاد موضوع را تأمین میکنند.
راهبرد، طرحی منسجم، جامع نگر و یکپارچه کننده برای حرکت در کوتاهترین راه به سوی هدف، با بهترین بهره برداری از منابع و امکانات موجود است. راهبرد، راه و روش رسیدن به اهداف بلند مدت و حیاتی است. یک موضوع راهبردی، موضوعی است که جنبهی حیاتی دارد؛ یعنی در استمرار شاخصههای حیات تأثیر عمده دارد و معمولاً در محیط رقابتی اهمیت خود را نشان میدهد. (43) از دلایل اصلی نیاز به راهبرد و تفکر راهبردی، وجود اختلاف عملکردها و برنامهها، وجود محیطهای مختلف، وجود تمایلات و سلایق متفاوت و پیچیدگی روابط انسانی است.(44)
برای تعیین راهبرد باید اهداف بلند مدت و مجموعه اقدامات کلان لازم برای رسیدن به آنها مشخص شود. راهبرد، از تصمیمها، برنامهها و قواعد مرتبط ساختن اقدامات به یکدیگر برای رسیدن به هدف تشکیل شده است. معمولاً افراد و مجموعهها در تشخیص اهداف کلی تا حدودی صحیح و مشترک عمل میکنند؛ اما در تدوین راهبرد، تفاوتهای آشکاری بین آنها وجود دارد. تدوین یک راهبرد صحیح، مهمترین عامل برتری بر الگوها و فعالیتهای دیگران است. آیهی شریفهی وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (آل عمران/139) بیانگر همین حقیقت است که اگر راهبرد اسلام در زندگی فردی و جمعی ما مورد توجه قرار گیرد، الگوهای دیگر فرهنگها و تمدنها قدرت رقابت با اسلام را نخواهند داشت. راهبرد، یک دید تمام نگر و یکپارچه است و برنامه ریزی راهبردی، تغییر فعالیتها برای حداکثر استفاده از فرصتها است. در راهبرد، یک اصل قوی و ثابت وجود دارد و آن تمرکز است (تمرکز بر یک موضوع). این اصل ناشی از محیط رقابتی و محدودیت منابع است. راهبرد، اثربخشی خود را از زاویهی دید راهبردی نسبت به محیط رقابت (45) میستاند؛ برای تدوین یک راهبرد اثربخش باید کلان نگری به همراه دقیق نگری داشت و قواعد رقابت را به درستی شناخت. درون مایهی اصلی راهبرد، فرصتها هستند. ماهیت راهبرد، تشخیص فرصتهای اصلی برای تحقق اهداف نهایی و تمرکز منابع در جهت تحقق منافع نهفته است. (46) شناخت پارادایم (47) حاکم و پارادایم آینده، حیاتیترین عامل در طراحی یک راهبرد اثربخش است؛ مثلاً اگر پارادایم آتی «فناوری اطلاعاتی» باشد، کشورهایی که از هم اکنون راهبرد خود را بر این محور استوار کردهاند، آینده را به دست خواهند داشت. (تافلر، 1380: 78)
مقدمهی دوم
با توجه به خصصوصیاتی که از هویت دین، اهداف دین، قلمرو دین، زبان دین، ذاتیات دین، فهم دین و کارامدی دین میتوان گفت:
الف. اگر دین برای حرکت دادن انسانها به سوی خدا است و حرکت به سوی کمال جز با ارادهی آگاهانه حاصل نمیشود، بنابراین باید بتواند ارادهی آگاهانهی انسانها را برانگیزاند و از آنجا که ارادهی جدی انسانی بدون علم و اطلاع از کمال هدف، نقص خود، رساننده بودن فعل مورد نظر به هدف و شیوهی انجام فعل برانگیخته نمیشود، (اوسطی، 1381: 79) پس دین مفاهیم بالا را که زمینه ساز یا علت برای ایجاد حرکت به سوی هدفش هستند، طوری به انسانها منتقل کند (جوادی املی، 1387: 91) که بتوانند دست کم فهم کاربردی از آنها بیابند؛ (یعنی مفاهیم را طوری تصور کنند که حداقل رابطهی آنها با زندگی و نفع و ضرر آنها را در زندگی شان بیابند)؛ بنابراین زبان دین باید زبان مفهوم برای مخاطبان باشد و از سبکهایی در سخنان خود استفاده کند که بتواند رابطهی مفاهیم مورد نظر با زندگی آنها را در برابر دیدگان مخاطبان قرار دهد. اگر سخن و کلامی مدعی جهان شمولی و برتری در محور زمان و مکان باشد، باید در مرحله نخست از مفاهیمی استفاده کند که مشترک بین انسانها است (مفاهیم مشترک بین انسانها و زندگی انسانها، مفاهیم فطری و زندگی طبیعی هستند) و دوم نیازهای فکری و روحی طیفهای متنوع مخاطبان (یعنی مخاطبانی که در سطح ادراکی برتر قرار دارند، به اندازهی ظرفیت خود اشراب شوند و نیازمند به منبع دیگری نباشند) را پاسخ دهد. معادلات و معانی کلیای که طیفی از مصادیق را تحت پوشش قرار میدهد، میتواند تبدیل به گزارههایی با خصوصیت جهان شمولی شوند. بیان معادلات فطری و طبیعی، استفاده از تشبیه مطالب برتر به مفاهیم فطری و طبیعی، ارائهی مصادیق و اشاره به ملاک کلی قابل انطباق بر موارد مشابه، شیوههایی هستند که ظرفیت انتقال مفاهیم جهان شمول را دارند. (48)
ب. دین، مجموعهای از عناصر و گزارههای به هم پیوسته و نظام مند است. این عناصر و اجزا تابع اهداف دین هستند و هدف گرایی دین به این عناصر شکل میدهد و ساختار ارتباطی آنها با یکدیگر را تعیین میکند. اتحاد مبدأ پیدایش دین با مبدأ پیدایش پل ارتباطی دین با واقعیتها است و بر این اساس، برنامههای دین جلوههایی از معادلات واقعی است و برنامههای دین، الگو کردن واقعیتها است. دین، اهداف و برنامههای خود را اولویت بندی میکند. دین، به عناصر محیطی خود تعامل دارد. دین، برای شکل دهی به عناصر محیطی خود برنامه دارد و آرمانها و هنجارها را در چارچوب اهداف خود تغییر و تحول میبخشد. دین از تضاعف نیروبخشی رأی حرکت به سمت هدف برخوردار است. دین از طریق تحلیل گزارههای نگرشی، راهبردی و راهکاری ممکن است. برنامههای دین، قابلیت خود تنظیمی دارد؛ تعادل گرا و تکاملی است. برنامههای دین در فرایندی پیوسته، مستمر و تدریجی تحقق مییابد.
هویت و برنامههای دین را میتوان از منظر «محرک پاسخ» مطالعه کرد. دین دارای شبکهی عصبی منسجم و در تحت مدیریت اهداف است که نسبت به محرکها واکنش نشان میدهد. گزارههای دین را باید در عرصهی اهداف و اولویتهای آن بررسی کرد. (همان، 94)
خرده نظامهای دین
سیستمهای دین از سه خرده نظام نگرشی، قانونی و فرهنگی تشکیل شده است. این خرد نظامها، مسئولیت تقسیم کار و فعالیتها را در سیستم اصلی به عهده دارد. در یک الگوی حقیقی پیشرفت مبتنی بر معنویت بایستی بر هر سه خرده نظام توجه کامل را عنایت نمود. بخش راهبردی هر سیستمی از سه مؤلفه: تعادل حیاتی، میدانهای نیرو و برآیند برداری تشکیل میشود. تعادل حیاتی، نقطهی ثقلی است که مجموعهی سیستم خود را بر اساس آن متعادل میکند و محیط درونی خود را ثبات میبخشد و بین نیروهای درونی و بیرونی موازنه برقرار میکند. میدان نیرو، صافی کلیهی ارتباطات در راستای تحقق اهداف است که نیروهای سوق دهنده و بازدارنده را فعال میکند. برایند برداری، ابزار اندازه گیری نیروها و عوامل علّی و محرکهای سیستم هستند. در این تحلیل، سطوح تعامل عوامل با یکدیگر مشخص میشود. (حمیدی زاده، ش110)
در سیستم دین این سه مؤلفه به وضوح وجود دارد:
1. تعادل حیاتی در دین، طیف اهداف دین است که نقطهی نقل فازی است که مجموعهی گزارههای دین را منسجم و متعادل و موازنههای لازم بین محرکها و پاسخها را ایجاد میکند؛
2. میدانهای نیرو در دین، حداقلها و حداکثرهایی است که در موضوعات مختلف توسط دین تعیین شده است. این حداقل و حداکثرها، مرزها و حدودی هستند که به عنوان صافی جهت دهنده به کلیهی ارتباطات میان گزارهای در عرصهی دین و صافی فعالیتها در عرصهی دینداری عمل میکنند.
3. برآیند برداری در دین، گزارههایی هستند که سطوح و لایهها و معادلات کلی را بیان میکند و رابطهی بین آنها را تبیین میکنند. بنیانهای دست یابی به این گزارهها توسط علم «قواعد فقه» و علم «اصول فقه» ارائه شده است.(49)
آیا دین و ارزشهای درونی آن میتواند راهگشای رسیدن به الگوی حقیقی پیشرفت باشد؟
با مقایسهی هویت گزارههای راهبردی و مجموعههای سیستمی با هویت گزارههای دین و ساختارهای دینی و هم پوشانی خصلتهای ذاتی آنها، میتوان گفت: دین هویتی سیستمی دارد و گزارههای دین راهبردهای لازم برای برنامه ریزی و مدیریت جوانب مختلف زندگی فردی و جمعی را ارائه کردهاند و راهبرد فعال سازی و محسوس کردن کارآمدی دین در عرصهی زندگی امروز و فردا، نگرش سیستمی و راهبردی به گزارههای دین است. (نظریهی دین راهبردی در برابر نظریهی دین اقلی و اکثری) و بر اساس روند طراحی راهبردی، راه الگویی که برای پاسخ به سؤال بالا باید طراحی و اجرا شود عبارت است از: تقسیم گزارههای دین به سه لایهی نگرش ساز، راهبردساز (استراتژیکی) و راهکارساز (تاکتیکی) و الگوسازی به وسیلهی پیوند زدن این سه لایه به یکدیگر در مصادیق و موضوعات. (علی، 1383: 89 به بعد) سؤال مهم این است که آیا اهداف راهبردی، آن هم بر اساس راهبرد آینده ساز، آن هم آیندهای ابدی و در تمام جوانب حیاتی، نیاز به چه حجمی از اطلاعات و چه عمقی از آگاهی دارد؟ اشراف بر انسان، جهان، جامعه، تاریخ و زمان از عهدهی چه کسی برمیآید؟ به نظر میرسد برای دست یابی به الگوی حقیقی پیشرفت بایستی آرمانها را از خدا و راهبردهای رسیدن به آنها را از پیام آوران او بخواهیم و با تفکر خلاق به دنبال تغییر وضعیت موجود و خلق شرایط زمانی و مکانی مطلوب باشیم و خود را در دام هماهنگی با شرایط زمانی و مکانی که دیگران با تفکرات نفسانی خود برای ما ساختهاند، نیندازیم. میگویند: جهانی فکر کن، همگانی بیندیش، منطقهای و فردی نباش. در واقع بایستی: آسمانی فکر کرد، فقط این جهانی نبود؛ ابدی اندیشید، محدود به زمان نبود؛ تمام لایههای وجود انسان را دید، فقط جسمانی نبود؛ تمام مخلوقات را دید و فقط انسان مدار نبود. میگویند: بیاموز تا بر طبیعت مسلط شوی. بگو: بیاموز تا با همراهی طبیعت به حقیقت متصل شوی و البته فقط او است حق و حقیقت؛ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ؛ «این به خاطر آن است که خداوند حق است و آنچه را غیر از او میخوانند، باطل است. (الحج/62)
برخی از الزامات طراحی الگوی اسلامی-ایرانی توسعه
قبل از تدوین و طراحی الگوی اسلامی ایرانی توسعه نیازمند کسب تواناییهایی در زمینههای مختلف هستیم که در اینجا تحت عنوان برخی از الزامها به آن پرداخته میشود. لازم به ذکر است الزامات از تحلیل محتوای فرمایشات مقام معظم رهبری و همچنین فرمایشات بنیانگذار نظام اسلامی حضرت امام (رحمه الله) و سایر صاحب نظران به شرح ذیل استحصال شدهاند:
1. تأکید بر انسانشناسی و مبانی جهان بینی اسلام
هر مسلک بر نوعی اعتقاد، بینش و ارزیابی دربارهی هستی و یک نوع تفسیر و تحلیل از جهان مبتنی است. نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب دربارهی جهان و هستی عرضه میکند، زیرساز و تکیه گاه فکری آن مکتب به شمار میرود؛ این زیرساز و تکیه گاه، جهان بینی نامیده میشود.
جهان بینی اسلامی، جهان بینی توحیدی است؛ بدین معنا که جهان از یک مشیت حکیمانه پدید آمده و نظام هستی براساس خیر، جود، رحمت و رسانیدن موجودات به کمال شایستهی آنها استوار شده است. جهان بینی توحیدی به حیات و زندگی معنا، روح و هدف میبخشد؛ زیرا انسان را در مسیری از کمال قرار میدهد که در هیچ حد معینی متوقف نمیشود و همیشه رو به تعالی و پیشرفت است. با این شناخت از جهان و انسان است که برنامه ریزی برای زندگی انسان جهت گیری درستی متناسب با واقعیت انسان به خود میگیرد.
2. داشتن تصویر کلان و دقیق وضع موجود و علل توسعه نیافتگی گذشته
برای برنامه ریزی به سوی کمال و تعالی جامعه، قبل از آینده نگری ضروری است تحلیل درستی از وضع موجود داشته باشیم. شناسایی مسائل و مشکلات و قابلیتها و توانها از یک سو و شناخت لازم از محدودیتها تنگناها و کشف و شناسایی مزیتهای نسبی ملی و منطقهای از سوی دیگر، از پیش نیازهای اساسی طراحی الگو به شمار میآیند.
3. استفاده از توان کارشناسی تمام صاحب نظران و نخبگان
نخبگان هر جامعهای در پیشرفت و توسعهی آن کشور نقش مؤثری ایفا میکنند. یکی از مسائل و مشکلات کشورهای اسلامی از جمله ایران که تأثیر فزایندهای بر رشد و توسعه همه جانبهی کشور دارد، مربوط به تولید علم، نظریه پردازی و جنبههای نرم افزاری توسعهی کشور است که در ارتباط مستقیم با نقش نخبگان قرار دارد. از این رو، برای طراحی و تدوین الگوی اسلامی-ایرانی توسعه باید از تمام ظرفیتهای کارشناسی و علمی حوزوی و دانشگاه بهره گرفت و تعامل مثبتی بین نهاد حوزه و دانشگاه برقرار کرد. در این بین، قوای سه گانه به خصوص قوهی مجریه که از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی بهترین مکان برای طراحی و تدوین الگوی اسلامی-ایرانی توسعه است. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای دولت، 1388/6/16) باید زمینه ساز شکل گیری این مهم باشند.
4. تعریف دقیق موضوع و تفاهم عمومی روی آن
با تعریف درست و دقیق هدف از تدوین الگوی اسلامی-ایرانی توسعه، درک دقیقتر و روشنتری از آنچه به دنبال آن هستیم، به دست میآوریم. در بحث توسعه و برنامه ریزی برای پیشرفت باید محققان و مجریان برنامه ریزی توسعه و مردم به یک تعریف و نقطهی مشترک برسند؛ زیرا فرآیند توسعه، جریانی دوسویه است و نیازمند مشارکت دو قطب جریان توسعه یعنی کارگزاران توسعه و مردم است. (ناطق پور، 1387) که این خود باعث میشود محوری ملموس برای وحدت و انسجام ملی برای طراحی الگو، ایجاد عزم ملی را در جامعه در پی دارد و باعث میشود آحاد ملت از دانشگاهی، حوزوی و سایر اقشار با جدیت تمام برای پیشرفت کشور حرکت کنند. این الگو میتواند ما را از وضع موجود به سمت وضع مطلوب سوق دهد.
5. عزم راسخ و دوری از عافیت طلبی
در طول تاریخ، هیچ ملتی به پیشرفت و توسعه دست پیدا نکرده است مگر با همت و تلاش مستمر. در حقیقت همت و دوری از عافیت طلبی است که میتواند کشور را به مطلوب خود برساند. همان گونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی میفرمایند: «با عافیت نشینی و وارد نشدن در میدانها، هیچ کشور و ملتی پیشرفت نکرده و نخواهد کرد». (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، 1386/2/25)
برخی فرصتهای پیش رو برای تدوین الگوی اسلامی-ایرانی توسعه
امروز انقلاب اسلامی به حدی از توانمندی رسیده که میتواند با برنامه ریزی حساب شده، الگویی طراحی کند که به فرمودهی رهبر معظم انقلاب اسلامی، سایر کشورها حتی غیرمسلمان از آن استفاده کنند. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار استادان و دانشجویان دانشگاههای استان کردستان، 1388/2/27) و حال که مجاهدتها و ایثار ملت بزرگ ایران بعد از چند دهه مبارزه با طراحی الگوی اسلامی-ایرانی توسعه در حال به ثمر نشستن است، باید ظرفیتها و فرصتهایی که میتواند باعث تحقق این مهم شود، شناسایی و به بهترین نحو به کار گرفته شود. برخی از این فرصتها به شرح زیر است: (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، 1386/2/25)
1. منابع عظیم و غنی اسلامی مانند قرآن، نهج البلاغه و احادیث؛
2. باورهای عمیق دینی در جامعه؛
3. تجارب ارزشمند تاریخی ایران به خصوص در 200 سال اخیر؛
4. فرهنگ غنی ایرانی و حوزهی نفوذ آن؛
5. جایگاه رفیع ایران در بین افکار عمومی جهان و منطقه به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛
6. موقعیت راهبردی و ارزشمند ایران در جهان؛
7. ارتباط عمیق مردم با ارکان نظام اسلامی؛
8. ظرفیتهای موجود در جمعیت جوان کشور و برخورداری از ضریب هوشی بالا در مقایسه با سایر ملل؛
9. توانمندی بالقوه در منابع معدنی و طبیعی کشور؛
10. دست یابی به فناوریهای پیشرفته در زمینههای مختلف؛
11. باور قلبی و عزم دولتمردان برای تدوین الگوی اسلامی-ایرانی توسعه.
تحلیل نتایج و جمع بندی
در این تحقیق، به 10 نفر از خبرگان، آموزش اولیهای برای کدگذاری مبانی و الزامات داده شده و سپس از ایشان خواسته شد محتوای خلاصه شدهای از ادبیات و سایر مطالب گردآوری شده در این مطالعه را اعم از فرمایشات حضرت امام، فرمایشات مقام معظم رهبری و سایر مطالب موجود را که البته خلاصه برداری و چکیده نگاری شده بود، مطالعه نموده و این سؤال مدنظرشان باشد که کدام یک از محتویات مورد مطالعه میتواند در ارائهی الگوی حقیقی پیشرفت به کار گرفته شوند. البته برای قضاوت، چارچوب یکسانی در اختیار کدگذاران قرار گرفت و سپس از ایشان خواسته شد تا آنها را کدگذاری کنند. براین اساس محتوای منابع در هشت طبقه به شرح ذیل دسته بندی شد:
1. لزوم برانگیختن ارادهها (همت افزایی)؛
2. لزوم ایجاد علم و آگاهی در درک مبانی پیشرفت (اجماع نظری)؛
3. تعیین اهداف و اولویت بندی آنها (هدف گذاری)، اهداف ارزشی و توسعهی فرهنگی؛
4. تنظیم برنامهها بر مبنای ارزشهای دینی با تمرکز بر سرمایهی اجتماعی مذهبی؛
5. تعامل با عناصر محیطی؛
6. تعادل گرایی و متناسب سازی؛
7. تعیین مؤلفههای سه گانه (حیاتی، میدانهای نیرو، برایند برداری)؛
8. لزوم توجه به مرکز ثقل تعادل (کمالات انسانی)، استفاده از سیستم ارتباطات (عمودی و افقی و مورب) به عنوان صافی یا جداکنندهی اصول از فروع، در نظر داشتن سیستم اندازه گیری و سنجش میزان موفقیت.
با توجه به ضریب پایایی اندازه گیری شده که 5/89 درصد به دست آمد، چنین نتیجه گیری میشود که توافق کاملی بین کدگذاران وجود دارد. در ضمن، ماهیت قضاوتها بیشتر حالت عینی داشته تا ذهنی؛ چرا که براساس تحلیل محتواهای قبلی اعداد در حدود 70 درصد بیشتر نشان دهندهی قضاوت ذهنی است که در این حالت توافقی به طور نسبی پایین است. اما در این رابطه با توجه به عدد به دست آمده توافق بالایی در ارتباط با الزامات الگوی پیشرفت به دست آمد.
روایی تحقیق
چنان که پیداست، روایی در تحلیل محتوا، به عواملی نظیر انتخاب شایسته خبرگان (خبره بودن)، میزان آموزش مناسب کدگذاران و دقت بالای چارچوب تهیه شده برای داوری کدگذاران، بستگی دارد. با توجه به ویژگیهای خبرگان انتخابی و چارچوب مبنایی گرفته شده از مفاهیم ارزشی دینی، تحقیق از روایی قابل قبولی برخوردار بوده اما معمولاً در تحلیل محتوا از تحلیلهای آماری به دلیل توصیفی بودن موضوع استفاده نمیشود. (دلاور، 1385: 280-284)
الگوی مفهومی پیشرفت حقیقی بر مبنای معرفتشناسی دینی و با رویکرد نظاممند
با توجه به جمیع مطالعات انجام شده و تحلیل نتایج حاصل از کدگذاری و اولویت دهی با در نظر گرفتن رویکرد جامع نگر (در نظر داشتن تمام موارد، کل نگری) و جامعه نگری (متناسب سازی)، الگوی مفهومی زیر حاصل گردیده است:
پینوشتها:
* دانشجوی دکترای مدیریت راهبردی و پژوهشگر پژوهشکدهی مطالعات راهبردی و امنیت ملی دانشگاه عالی دفاع ملی
1- مدیریت بهرهوری بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، (1375). مبانی نظری عدالت اجتماعی. ویراستار: علمی: محمدمهدی عقایی، نشر بنیاد مستضعفان. پاییز، صص 42-48.
2- Huffe
3- Proportionality
4- Egalitarianism
5- Gorgias
6- Sied week
7- Harsny
8- Hear
9- Heum
10- اسباب دنیوی، مکتسبات
11- Daglas Damis
12- Pareto
13- Amar Teyasen
14- Sheyama Charan Dob
15- Talkot Parsons
16- Social Capital
17- Hani Fan
18- Jin Yakob
19- Fouke Yama
20- Patnam
21- Solidarity
22- Durk Him
23- Mechanic
24- Organic
25- منظور جوامعی است که هرچند در بین خود روابط ارگانیک ایجاد کردهاند ولی کماکان به این روابط و انسان به عنوان عامل اصلی و یک ابزار نگاه میکنند.
26- Jnatan Terner
27- Emotional Energy
28- Socially Confide
29- Weber
30- Stark
31- Wilkes
32- Burnett
33- Howell
34- Iannaccone
35- Hoge
36- Yong
37- Gaiso
38- Sapienza
39- Zingales
40- Glah
41- Vorhies
42- برای مطالعهی بیشتر به منابع ذیل مراجعه فرمایید:
ویلیام فرانکنا، فلسفهی اخلاق. (1376). ترجمهیهادی صادقی، نشر مؤسسهی فرهنگی صراط؛ مرتضی مطهری، (1368). فلسفهی اخلاق. انتشارات صدرا؛ ایمانوئل کانت. (1378). درسهای فلسفهی اخلاق. ترجمهی منوچهر صانعی دره بیدی. انتشارات نقش و نگار؛ محمدتقی مصباح، (1378). فلسفهی اخلاق، انتشارات اطلاعات.
43- ر.ک: فرهنگ شفیعی. «دیدگاه استراتژیک در مدیریت پروژه». در پایگاه الکترونیکی:
www.nioc.org/seminar/mproject/paper 1-12.htm
44- متخصصان مدعی هستند که درصد بسیار بالایی از راهبردها با شکست روبه رو میشود. (ر.ک: وفا غفاریان و غلامرضا کیانی، «استراتژی اثربخش»، 205، به نقل از: مجلهی تحقیقات استراتژیک «Furtune»).
45- برخی از متغیرهای فعال در محیط رقابتی که باید قواعد آنها تحلیل و بررسی شود عبارتاند از: بازار مواد اولیه، شیوهی تولید و گستردهی خط تولید، شیوهی توزیع، قواعد عرضه و فروش، تجهیزات، موقعیت جغرافیایی، وضعیت جمعیتی، سلایق مردم، تجربه، مزایا، توانایی کارکنان، تصور و احساس عمومی، (ر،ک:علی احمدی. برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک. 116).
46- توجه به قابلیتهای درونی موضوعات، قابلیتهای محیطی، قابلیتهای انعطاف و تغییر، از مهمترین فرصت یابیها هستند. (ر.ک: وفا غفاریان و غلامرضا کیانی، استراتژی اثربخش، 42).
47- در کتاب استراتژی اثربخش، فصلی به توصیف پارادایم اختصاص داده شده است. (فصل دوم، 61-81)
48- در تفسیر مجدالبیان، علامه شیخ محمد حسین اصفهانی نجفی، انتشارات مؤسسهی بعثت قم، مقدمهی چهارم، 67-80، کیفیت پیدایش معانی طیف دار و طولی و انسجام آنها با یکدیگر و چگونگی ارادهی معنای کلی از مصادیق جزئی، از دید فلسفه و اصول بررسی شده است.
49- برای آگاهی بیشتر ر.ک: محمد بن مکی (شهید اول، شهادت 786ق). القواعد و الفوائد. قم، انتشارات مفید؛ زین الدین بن علی عاملی (شهید ثانی). (1374). تمهید القواعد. قم، دفتر تبلیغات اسلامی؛ حسن بجنوردی، (1377). القواعد الفقهیه. نشر الهادی؛ محمد فاضل لنکرانی. (1374). القواعد الفقهیه؛ ناصر مکارم شیرازی، (1379). القواعد الفقهیه. نشر مدرسهی امام علی بن ابی طالب؛ مصطفی محقق داماد. (1379). قواعد فقه، انتشارات سمت؛ عیسی کشوری (1374). کاربرد قواعد فقه در حقوق. نشر غیاث؛ محمدکاظم مصطفوی. (1379). القواعد. نشر جامعهی مدرسین حوزهی قم؛ باقر ایروانی، (1376). دروس تمهیدیه فی القواعد الفقهیه. نشر فقه.
کتابنامه :
الف. منابع فارسی
1. نهج البلاغه. (1377). ترجمه و شرح: فیض الاسلام. انتشارات اسلامیه. چاپ سوم، بهار.
2. احمدی، علی، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک. چاپ سوم.
3. اصفهانی نجفی، شیخ محمدحسین. تفسیر مجدالبیان. مقدمهی چهارم. قم. انتشارات مؤسسهی بعثت قم.
4. اکبری، امین. (1383). «نقش سرمایهی اجتماعی در مشارکت؛ بررسی تأثیر سرمایهی اجتماعی بر مشارکت سیاسی و اجتماعی». پایان نامهی کارشناسی ارشد. دانشگاه علوم اجتماعی تهران.
5. اوسطی علی. (1383). نگرش سیستمی به دین، قم، انتشارات دارالعلم. چاپ اول.
6. ______. (1381). راهنمای تدریس بر اساس نگرش اسلام به علم و علم آموزی. قم. انتشارات دارالعلم.
7. ایروانی، باقر. (1376). دروس تمهیدیه فی القواعد الفقهیه. نشر فقه.
8. بابایی، محمدباقر. (1384). مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه علی (علیه السلام). دورهی عالی جنگ سپاه.
9. بجنوردی، حسن. (1377). القواعد الفقهیه. نشر الهادی.
10. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار استادان و دانشجویان دانشگاههای استان کردستان. 1388/2/27.
11. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای دولت 1388/16/6.
12. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد 1386/2/25.
13. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی. روزنامهی جمهوری اسلامی، 1380/12/13.
14. بیانات مقام معظم رهبری در جمع اعضای شورای انقلاب فرهنگی. 1381.
15. پائنام، رابرت. (1380). دموکراسی و سنتهای مدنی. ترجمهی محمدتقی دل فروز.
16. برخیده، احمد. شاخص توسعه نیافتگی، تهران، مؤسسهی تحقیقاتی تدبیر اقتصادی.
17. تافلر، الوین. (1380). موج سوم. ترجمهی شهیندخت خوارزمی، انتشارات فاخته.
18. تفسیر نورالثقلین، ج3. انتشارات نوید اسلام.
19. جعفری، محمدتقی. (1378). فلسفهی دین. انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
20. جوادی آملی، عبدالله. (1387). دین شناسی، نشر اسرا، چاپ دوم. زمستان.
21. حمیدی زاده، محمدرضا. «رویکرد سیستمی برای تحلیل رفتار مصرف کننده». مجلهی تدبیر، شمارهی 110.
22. حیدر تقوی، سید نواب. (1378). اقتصاد توسعه و اندیشهی اسلامی. ترجمهی حسن توانایان فرد. تهران. انتشارات سمت. چاپ دوم. زمستان.
23. دلاور، علی. (1385). مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی. انتشارات رشد. چاپ چهارم. پاییز.
24. دوب، شیاما چاران. (1377). نوسازی و توسعه. ترجمهی مرتضی قره باغیان و مصطفی ضرغامی. تهران. نشر رسا.
25. ساروخانی، باقر. (1370). درآمدی بر دائرةالمعارف علوم اجتماعی. کیهان. تهران.
26. ساندل، مایکل، (1374). لیبرالیسم و منتقدان آن. ترجمهی احمد تدین. تهران. انتشارات علمی و فرهنگی.
27. سن آمارتیا، اخلاق و اقتصاد. ترجمهی حسن فشارکی. تهران. نشر شیرازه.
28. حضرت امام خمینی (رحمه الله). صحیفهی نور. ج 22. مؤسسهی تنظیم و نشر آثار امام.
29. صفار محمد ابن حسین بن. (1404). فروخ. انتشارات کتابخانهی آیت الله مرعشی نجفی.
30. طباطبایی، محمد حسین. تفسیر المیزان. ج 12.
31. عاملی، زین الدین بن علی (شهید ثانی). (1374). تمهید القواعد. قم. دفتر تبلیغات اسلامی قم.
32. عبدالحمید، ابوالحمد. (1370). مبانی سیاست. تهران. توس. چاپ ششم.
33. عزتی، مرتضی. (1384). نظریهی اسلامی رفتار مصرف کننده. تهران. مرکز پژوهشهای اقتصاد.
34. علاقه بند، مهدی. (1384). درآمدی بر سرمایهی اجتماعی، مجلهی علوم اجتماعی فصل نو. http://www.fasleno.com.
35. غفاری، غلامرضا. (1380). «تبیین عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مشارکت اجتماعی و اقتصادی سازمان یافته به عنوان مکانیسمی برای توسعهی روستایی در ایران». پایان نامهی دکترا. دانشکدهی علوم اجتماعی تهران.
36. غفاریان، وفا و کیانی، غلامرضا. (1380). استراتژی اثربخش. نشر فرا.
37. فرانکنا، ویلیام. (1376). فلسفهی اخلاق. ترجمهی هادی صادقی، نشر مؤسسهی فرهنگی صراط.
38. فرهنگ شفیعی، «دیدگاه استراتژیک در مدیریت پروژه». در پایگاه اطلاعاتی www.nioc.org/seminar/mproject/paper112.htm.
39. فوکویاما، فرانسیس. (1379). پایان نظم؛ سرمایهی اجتماعی و حفظ آن. ترجمهی غلامعباس توسلی. تهران. انتشارات جامعهی ایرانیان.
40. قدیری اصل، باقر. (1364). سیر اندیشهی اقتصادی. تهران. نشر دانشگاه تهران.
41. کاتوزیان، ناصر. (1377). فلسفهی حقوق. ج1. تهران. شرکت سهامی انتشار.
42. کانات، ایمانوئل. (1378). درسهای فلسفهی اخلاق. ترجمهی منوچهر صانعی دره بیدی. انتشارات نقش و نگار.
43. کای، نیلسن. (1382). «واکاوی مفهوم عدالت». ترجمهی علیرضا کاهه. راهبرد. شمارهی 30، زمستان.
44. کتابی، محمود و همکاران. (1385). «دین، سرمایهی اجتماعی و توسعهی اجتماعی». مجلهی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان.
45. کشوری، عیسی. (1374). کاربرد قواعد فقه در حقوق. نشر غیاث.
46. کلمن، دیوید و فورد، نیکسون. (1378). اقتصاد شناسی توسعه نیافتگی. ترجمهی غلامرضا آزاد (ارمکی). مؤسسهی انتشاراتی و فرهنگی وثقی.
47. کاتوزیان، همایون. (1386). ایدئولوژی و روش در علم اقتصاد. ترجمهی یدالله دادگر، تهران. انتشارات باشگاه اندیشه. چاپ دوم. زمستان.
48. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق. (1367). اصول کافی، ج 1، تهران، نشر فرهنگ اهل بیت.
49. کوئن، بروس. (1372). مبانی جامعه شناسی. ترجمهی غلامعباس توسلی. انتشارات سمت. چاپ هجدهم. بهار.
50. گیدنز، آنتونی، (1378). تجدد و تشخص، ترجمهی ناصر موفقیان. تهران، نشر نی، چاپ اول.
51. فاضل لنکرانی، محمد. (1374). القواعد الفقهیه. انتشارات اعتماد. قم. چاپ دوم.
52. مجموعه نویسندگان. (1382). مبانی اندیشه و ارزشهای دینی در برنامههای توسعه. انجمن علمی اسلام و توسعهی اقتصادی. انتشارات مؤسسهی عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی. زمستان.
53. محبوب الحق. «مردم و توسعه». ترجمهی عزیز کیاوند. مجلهی اطلاعات سیاسی اقتصادی. شمارهی 29.
54. محسنی تبریزی، علیرضا. (1375). «بیگانگی، مانعی برای مشارکت و توسعهی ملی». نامة پژوهشی. شمارهی 1.
55. محقق داماد، مصطفی. (1379). قواعد فقه. انتشارات سمت.
56. محمد بن مکی (شهید اول). القواعد و الفوائد. قم. انتشارات مفید قم.
57. محمدی، بیوک و مؤید حکمت، ناهید. (1381). بررسی نقش عوامل فرهنگی در توسعهی ایران. انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. پژوهشکدهی علوم اجتماعی، تابستان.
58. مدیریت بهره وری بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی. (1375). مبانی نظری عدالت اجتماعی، ویراستار علمی: محمدمهدی عقایی، نشر بنیاد مستضعفان. پاییز.
59. مرادی، مسعود. (1379). «نوگرایی و تأثیر دستاوردهای مادی غرب در فرهنگ ملی (طرح پژوهشی)». دانشگاه سیستان و بلوچستان. معاونت پژوهشی.
60. مصباح، محمد تقی، (1378). فلسفهی اخلاق. انتشارات اطلاعات.
61. مصطفوی، محمدکاظم. (1379). القواعد. نشر جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم.
62. مطهری، مرتضی. (1368). فلسفهی اخلاق. تهران. انتشارات صدرا.
63. مکارم شیرازی، ناصر. (1379). القواعد الفقهیه. نشر مدرسهی امام علی بن ابی طالب.
64. مؤسسهی فرهنگی مطبوعاتی ایران. (1384). «دولت نهم؛ فرهنگ در مسیر دشوار توسعه».
65. ناطق پور، محمدجواد. (1378). روشهای توسعه.
66. نائینی، (1417 ق)، فوائد الاصول. دفتر انتشارات اسلامی.
67. هوفه، اتفرید. (1383). دربارهی عدالت؛ برداشتهای فلسفی، ترجمهی امیر طبری. تهران. نشر اختران.
68. الوانی، سیدمهدی و شیروانی، علیرضا. «سرمایهی اجتماعی، اصل محوری توسعه». ماهنامهی علمی آموزشی تدبیر، شماره 147.
69. وبر، ماکس. (1371). اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری. ترجمهی عبدالمعبود انصاری. سمت. تهران.
70. وسائل الشیعه. ج 27. محمد بن حسن الحی العاملی "م1104 ". موسسهی آل البیت.
71. ولفگانگ، ژاکس. (1377). نگاهی نو به مفاهیم توسعه. ترجمهی فریده فرهی و وحید بزرگی. تهران. نشر مرکز.
ب. منابع لاتین
1. Campbell, Tom. (1990). Justice. Atlantic Highlands. Humanities Press International.
2. Robert, E.Quinn. (1985). The Transformation of sociology culture; SABE.
3. Prusak, Larry. knowledge management: social capital and trust: talking in Washington dc in October 2000, In: http://www. Creatingthe21stcentury.org/larry12-social-capital-trust.html.
منبع مقاله :
جمعی از نویسندگان؛ (1392)، مجموعه مقالات نخستین همایش ملّی الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول.
موضوعات مرتبط:
معرفت شناسی
برچسبها:
معرفت شناسی