|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
چهار تکلیف ضروری برای پایداری نظامهای اجتماعیتالکوت پارسونز، (15) جامعهشناس نیمهی سدهی بیستم، چهار تکلیف ضروری: تطبیق، دست یابی به هدف، یکپارچگی، تثبیت یا نگهداشت الگو را برای ماندگاری هر نظامی (سیستم) بر میشمارد. این چهار وظیفه، در بالاترین سطح خود، با چهار نظام کنش: نظام رفتاری، نظام شخصیتی، نظام اجتماعی و نظام فرهنگی پیوند مییابد. اگر این سطوح از واقعیت، در یک ستون از پایین به بالا ردیف گردد، میتوان اینگونه شرح داد که به ترتیب، سطوح پایینتر برای سطوح بالاتر انرژی و شرایط را فراهم مینماید و سطوح بالاتر بر سطوح پایینتر نظارت دارند. در واقع در پایینترین سطح، محیط جسمانی و زیستی جای میگیرد و در بالاترین لایه، واقعیت غایی. پارسونز، فرهنگ را نیروی کلانی میانگاشت که سازههای گوناگون جهان اجتماعی و یا همان نظام اجتماعی را به هم پیوند میدهد. فرهنگ، میانجی میانکنش (کنش متقابل) کنش گران است و شخصیت و نظام جامعه را با هم در میآمیزد. فرهنگ، میتواند کم و بیش بخشی از نظامهای دیگر به شمار آید؛ بدین سان که در نظام اجتماعی به ارزشها درمیآید، و در نظام شخصیتی، ملکهی ذهن کنش گران میگردد. شکل (2) نشان دهندهی الگوی پیشنهادی پارسونز در خصوص چهار تکلیف ضروری برای پایداری سیستم میباشد:
4. توسعهی فرهنگی، الگویی مناسب برای پیشرفت حقیقیمهمترین هدف در توسعهی فرهنگی، ایجاد زیرساختها و فراهم کردن بسترهای مناسب با استفاده از ظرفیتهای نهادی و زیرساختی لازم در بخش فرهنگ، برای تحقق رشد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که دست یابی به توسعهی همه جانبه مستلزم تقویت زمینهها و زیرساختهای فرهنگی است. زیرساختها در توسعه نقش قوام دهندگی و تنش گیری را ایفا میکنند. به قول برخی از صاحب نظران، از آنجا که به ناگزیر، هر تغییر و تحول در دل خود تنش و تحریک را دارد، توسعهی زیرساختها حد آستانهی مردم را بالا میبرد. چنین دیدگاهی به فرهنگ و برنامه ریزی فرهنگی، مستلزم نگاه فرابخشی به مقولهی فرهنگ است؛ به نحوی که میتوان آثار ابعاد فرهنگی را در تصمیمات اخذ شده توسط سطوح مختلف ملاحظه نمود. از سوی دیگر، این موضع بیانگر آن است که مدیریت و مدیران کشور نباید برنامهها و فعالیتها را آن قدر محصور و محدود در نظر گیرند که تنها به توسعهی بخش خاصی همچون اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی صِرف محدود باشد؛ زیرا همواره وجود تعامل متقابل و پویا میان توسعهی فرهنگی با سایر توسعهها میتواند هم افزایی اقدامات را بهبود بخشد. (شکل 3) (Quinn, 1985: 326-328)
5. سرمایهی اجتماعی (16) و نقش آن در ا لگوی حقیقی پیشرفتاصطلاح سرمایهی اجتماعی قبل از سال 1916، در مقالهای توسط «هانی فان» (17) از دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد اما نخستین بار در اثر کلاسیک «جین جاکوب» (18) به نام «مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکا (1961)» به کار رفته است. وی در این اثر توضیح داده است که شبکههای اجتماعی فشرده در محدودههای حومهی قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایهی اجتماعی را تشکیل میدهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان میدهند. (فوکویاما، 1379: 10) ابعاد سرمایهی اجتماعیمشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی و سرمایهی مذهبی از جمله ابعاد سرمایهی اجتماعی قلمداد میگردند. در یک تعریف کلی، مشارکت به معنای شرکت فعالانهی انسانها در حیات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات میباشد. (ساروخانی، 1370: 521) مشارکت اجتماعی به آن دسته از فعالیتهای ارادی دلالت دارد که از طریق آن، اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستا به طور مستقیم یا غیرمستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند.(محسنی تبریزی، 1375: ش1، 108) شبکههای مشارکت مدنی، یکی از اشکال ضروری سرمایهی اجتماعی میباشند و هر چقدر این شبکهها در جامعهای متراکمتر باشند، احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل، بیشتر است. شبکههای مشارکت مدنی، هنجارهای قوی معاملهی متقابل را تقویت میکنند. این هنجارها، شبکههای ارتباطی را که متکی به کسب حسن شهرت و وفای به عهد و پذیرش هنجارهای رفتار جامعهی محلی هستند، تقویت مینمایند. شبکههای مشارکت مدنی، ارتباطات را تسهیل میکنند و جریان اطلاعات را در مورد قابل قبول بودن افراد بهبود میبخشند. (پاتنام، 1380: 298) در کار «پاتنام» (20) مشارکت به دو حوزهی عمومی و داوطلبانه تقسیم میشود. حوزهی عمومی به مشارکت در انتخابات و مسائل مربوط به وظایف شهروندی است و در امر داوطلبانه، انواع مشارکتهایی است که به خواست فرد انجام میپذیرد. مشارکت اجتماعی با شاخصهایی، از قبیل شرکت در انتخابات مجلس و شوراها و...، شرکت در بحثهای سیاسی، فعالیت در ستادهای انتخاباتی، علاقه مندی به برنامههای صدا و سیما مورد سنجش قرار میگیرد.
سرمایهی مذهبیبا وجود اینکه در دورهای از تاریخ برخی اندیشمندان مذهب را عامل عقب ماندگی جوامع دانستند، باید گفت مذهب الهی و پیش برنده، سرمایهای است که برای فرد و اجتماع حاصل میشود و انباشت آن موجب بهبود وضعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه میگردد. از این رو، میتوان مذهب را در دو بُعد سرمایهی مذهبی فردی و سرمایهی مذهبی اجتماعی عامل محرک و برانگیزانندهی توسعهی جامعه تلقی کرد. مذهب میتواند در بهبود وضعیت اقتصاد فردی و اجتماعی آثار مثبت داشته باشد. از جمله مسیرهای اثرگذاری سرمایهی مذهبی بر رفتارهای اقتصادی، ایجاد وظایف و توصیههای اکید برای کار و تلاش بیشتر، هدفمند کردن زندگی، ایجاد نهادهای اقتصادی و اجتماعی مفید برای توسعهی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه است. موضوعات مرتبط: معرفت شناسی برچسبها: معرفت شناسی [ سه شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||