ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

اصل عدم ولایت ، ولایت فقیه

ب) ولاء اثباتی خاص:

ولاء اثباتی خاص، ولاء اهل بیت (علیهم السلام) است. در اینکه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مسلمانان را به نوعی ولاء نسبت به خاندان پاک خود خوانده و توصیه نموده است جای بحث نیست؛ یعنی حتی علمای اهل تسنن در آن بحثی ندارند. آیه ذوی القربی (قل لا اسئلکم علیه اجراً)(12) ولاء خاص را بیان می کند.
آنچه در حدیث معروف و مسلّم غدیر نیز آمده است که با این عبارت است: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» خود بیان نوعی از ولاء است.
آیه کریمه «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون»(13)
ولی تان خداست و فرستاده اش و آنان که ایمان آورده اند که نماز را بپا می دارند و زکات را در حال رکوع ادا می کنند.
به اتفاق فریقین در مورد علی(علیه السلام) نازل گشته، طبری روایات متعددی را در این باره نقل می کند.(14)
وز مخشری که از اکابر علمای اهل تسنن است به طور جزم می گوید:
این آیه در شأن علی نازل شده و سرّ اینکه لفظ جمع آورده با اینکه مورد نزول آن یک مرد بیش نبوده این است که مردم را به اینچنین فعلی ترغیب کند و بیان دارد که مؤمنان باید اینچنین سیرت و سجیه ای را کسب کنند و اینچنین بر خیر و احسان و دستگیری از فقیران ساعی و حریص باشند و حتی با نمازی نیز تأخیر نیندازند (یعنی با اینکه در نمازند و موضوع زکات پیدا می شود تأخیر نکرده و در حال نماز انجام وظیفه می کنند)(15)
فخر رازی نیز که همچون زمخشری از اكابر اهل سنت و جماعت است می گوید: این آیه در شأن علی نازل گشته و علما نیز اتفاق کرده اند که ادای زکات در حال رکوع واقع نشده جز از علی همچنان که قبلاً گفتیم، در اسلام به نوعی ولاء توصیه شده است که اثباتی و عام است و آیه کریمه ی «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض» ناظر به آن نوع از ولاء است. اکنون می گوییم آیه کریمه ی «انما ولیکم الله ...» مطلب را به شکلی بیان می کند که عمومیت بردار نیست و به هیچ وجه نمی توان احتمال داد که این آیه نیز در صدد بیان ولاء اثباتی عام است؛ زیرا قرآن در اینجا در صدد بیان یک نوع قانون کلی نیست. نمی خواهد استحباب یا وجوب ادای زکات در حال رکوع را بیان کند و به عنوان تشریع یا منروب یا یک فریضه ی اسلامی، جعل قانون کند، بلکه اشاره است به عمل و اقع شده ای که فردی در خارج انجام داده و اکنون قرآن عمل را معرّف آن فرد قرار داده و به نحو کنایه، حکمی را که همان ولایت خاص است اثبات می کند این سبک سخن که یک حادثه ی شخصی مربوط به فرد معین به لفظ جمع بیان می شود در قرآن بی نظیر نیست.
مثلاً می فرماید: «یقولون لئن رجعنا الی المدینه لیخزجن الا عز منها الا ذل»(16) می گویند اگر به مدینه برگشتیم، عزیزتر، خوارتر را بیرون می کند. در اینجا نیز قرآن به داستان واقع شده ای اشاره کرده، می فرماید «یقولون» می گویند، با اینکه گوینده یک نفر است عبدالله بن ابی بیش نبوده است؛ کما اینکه در عرف امروز ما این مطلب متداول است، می گوییم «می گویند چنین و چنان» با اینکه گوینده یک نفر بیش نیست.
زکات دادن در حال رکوع یک کار معمولی برای مسلمانان نبوده است تا بگوییم قرآن همه را مدح می کند و ولایت را به معنایی که بگوییم برای همه اثبات می کند.
خود این مطلب شاهد زنده ای است بر اینکه مورد آیه، شخصی و خصوصی است؛ یعنی یک کسی بوده که در حال رکوع و در حال عبادت از بندگان خدا نیز غافل نبود و چنین کاری را کرده است و اکنون قرآن می فرماید او نیز همچون خدا و رسولش ولی شماست. پس سخن شخص معینی است که او نیز مانند خدا و رسول، ولیّ مؤمنین است و مؤمنین باید ولاء او را بپذیرند.
اما اینکه مقصود از این ولاء چیست، آیا صرفاً محبت و ارادت خاصی است که مردم باید نسبت به آن حضرت داشته باشند یا بالاتر از این است، مطلبی که عن قریب درباره اش سخن خواهیم گفت. فعلاً سخن ما در این است که بر خلاف تصور بعضی از علمای اهل تسنن مفاد این آیه، ولاء خاص است نه ولاء عام.

انواع ولاء اثباتی خاص

الف) ولاء محبت یا ولاء قرابت:

ولاء محبت یا ولاء قرابت به این معنی است که اهل البیت، ذوی القربی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) هستند و مردم توصیه شده اند که نسبت به آن ها به طور خاص، زائد بر آنچه ولاء اثباتی عام اقتضا می کند، محبت بورزد و آنها را دوست بدارند.
این مطلب در آیات قرآن آمده است و روایات بسیاری در این زمینه از طریق شیعه و اهل تسنن وارد شده که محبت اهل بیت و از جمله علی(علیه السلام) را یکی از مسائل اساسی اسلامي قرار می دهد و قهراً در این مورد، دو بحث به وجود می آید.
1) بحث اول اینکه چرا در موضوع اهل البیت(علیهم السلام)، این همه توصیه شده است که مردم به آن ها ارادت بورزند و این ارادت و محبت را وسیله تقرب به خداوند قرار دهند گیرم همه ی مردم اهل البیت را شناختند و به آن ها محبت و ارادت واقعی پیدا کردند. چه نتیجه و خاصیتی دارد؟ پاسخ این پرسش این است که دعوت به محبّت اهل البیت (علیهم السلام) و به عبارت دیگر ولاء محبت اهل البیت(علیهم السلام)حکمت و فلسفه خاص دارد، گزاف و گتره نیست، پاداش به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) یا به خود آن ها نیست. قرآن کریم از زبان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تصریح می کند که پاداشی که از شما خواستم – یعنی مودت ذی القربی فایده اش عاید خود شماست.(17)
2) آیا ولاء محبت از مختصات شیعیان است یا سایر فرق اسلامی نیز به آن اعتقاد دارند؟ در جواب باید گفت که ولاء محبت از مختصات شیعیان نبوده، سایر فرقه های مسلمان نیز به آن اهمیت می دهند.
زمخشری و فخر رازی که در بحث خلافت به جنگ شیعه می آیند، خود راوی روایتی هستند در موضوع ولاء محبت، فخر رازی از زمخشری نقل می کند که پیغمبر فرمود: هرکس که بر دوستی آل محمد مرد، شهید مرده است؛ هرکس که بر دوستی آل محمد مرد، آمرزیده مرده است؛ هرکس که بر دوستی آل محمد مرد، توبه کار مرده است؛ هرکس که بر دوستی آل محمد مرد، مؤمن و کامل ایمان مرده است.(18) که در این بحث به همین روایت اکتفا می کنیم که از راویان اهل تسنن نقل شده است.

ب) ولاء امامت:

ولاء امامت و پیشوایی و به عبارت دیگر مقام مرجعیت دینی یعنی مقامی که دیگران باید از وی پیروی کنند، او را الگوی اعمال و رفتار خویش قرار دهند و دستورات دینی را از او بیاموزند و به عبارت دیگر زعامت دینی، چنین مقامي مستلزم عصمت است و چنین کسی قول و عملش سند و حجّت است برای دیگران. این همان منصبي است که قرآن کریم درباره پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
(لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً)(19) برای شما در رفتار فرستاده ی خدا پیروی نیکوست برای آنان که امیدوار به خدا و روز دیگرند و خدا را بسیار یاد کنند.

ج) ولاء زعامت:

ولایت زعامت یعنی حق رهبری اجتماعی و سیاسی، اجتماع نیازمند به رهبر است.
آن کس که باید زمام امور اجتماع را بدست گیرد و شئون اجتماعی مردم را اداره کند و مسلط بر مقررات مردم است ولی امر مسلمین است پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خودشان ولی امر مسلمین بودند و این مقام را خداوند به ایشان عطا فرموده است و پس از ایشان طبق دلایل زیادی که غیر قابل انکار است به اهل بیت (علیهم السلام) رسیده است.
به عنوان نمونه آیه کریمه (اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم)(20)

د) ولاء تصرف:

ولاء تصرف یا ولاء معنوی بالاترین مراحل ولایت است. سایر اقسام ولایت یا مربوط است به رابطه قرابتی با رسول اکرم بعلاوة مقام طهارت و قداست شخصی اهل البیت( علیهم السلام)یا مربوط است به صلاحیت علمی یا اجتماعی آن ها. آن چه به نام ولایت در دو مورد اخیر نامیده می شود از حدود تشریع و قرارداد تجاوز نمی کند گو اینکه ریشه و مبنا و فلسفه ی این قرارداد، صلاحیت علمی یا اجتماعی است؛ اما ولایت تصرف یا ولایت معنوی، نوعی اقتدار و تسلط فوق العاده تکوینی است.

ولایت مداری خصیصه مهم حزب الله در قرآن

قرآن کریم در دو آیه تعبیر حزب الله را به کار برده است. یکی از آن ها آیه 56 و سوره مائده است:
(الذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون) هرکس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده اند ولی خود بداند که حزب خدا همان پیروزمندان اند. این آیه ی شریفه در مورد اتفاق معروف حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)در نماز در حال رکوع است. مفسران و محدثان شیعه و سنی در مورد شأن نزول این آیه چنین گفته اند که سائلی به مسجد آمد و اظهار نیاز کرد، ولی کسی به او چیزی نداد. امیرالمؤمنین که مشغول نماز و در حال رکوع بود، به آن سائل اشاره فرمود و انگشتر خود را به او داد. پس از این واقع آیه ی مزبور در شأن و مقام حضرت علی(علیه السلام)نازل شد که این آیه می فرماید: کسانی که ولایت خدا، پیامبر و مؤمنانی را که او صافشان ذکر شد، بپذیرند آنان از حزب الله هستند بنابراین خداوند در این آیه اهل ولایت و حزب الله را یکی قرار داده است.
دومیّن آیه ای که تعبیر حزب الله در آن آمده آیه 22 سوره مجادله است(لا تجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آبائهم او ابناء هم آو اخوانهم او عشیرتهم اولئک کتب فی قلوبهم الأیمان و ایدهم بروح منه و یدخلهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها رضی الله عنهم و رضوا عنه اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون) خداوند در این آیه نیز اوصاف اهل ولایت و حزب الله را ذکر نموده و می فرماید: مردمی را نخواهی یافت که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشند و در عین حال با دشمنان خدا و پیامبر دوستی کنند؛ حتی اگر آن دشمنان پدرانشان، فرزندانشان، با اهل فامیل و نزدیکانشان باشند. آری اگر کسی ایمان به خدا داشته باشد هرگز با دشمنان خدا رابطة دوستی برقرار نخواهد کرد. هیچ گاه ایمان به خدا با دوستی با دشمنان خدا جمع نمی شود.
از مطالعه و تطبیق این دو آیه (56 مائده و 22 مجادله) به خوبی به دست می آید که اهل البیت (عليهم السلام) مصداق تام و کامل حزب الله هستند. حزب الله کسانی هستند که خدا را به ولایت پذیرفته اند و او را ولی خویش قرار داده اند پس از پذیرش ولایت الهی نیز هنگامی که برای ایشان پیامبری معرفی گردد ولايت پیامبر را پذیرا می گردند.
آنان همچنین پس از ولایت پیامبر، ولایت جانشینان آن حضرت، یعنی ولایت ائمه را نیز می پذیرند.
در مقابل حزب الله، حزب الشیطان وجود دارد که ولایت هیچ کدام را قبول ندارند و خود را تحت ولایت شیطان قرار داده اند و از او فرمان می برند.

ولایت تکوینی و تشریعی خداوند

مقدمه

انقسام ولایت، ولایت تشریعی و ولایت تکوینی به این معناست که ولایت بر تشریع و تکوین از آن ولی است، زیرا علت سایه افکن سرپرست معلول و معلول مولی علیه و تحت تربیت علت است، اگر علت کار حقیقی انجام دهد، مانند آن که درخت یا انسانی را بیافریند، در این صورت علت ولی آن امر تکوینی، یعنی ولی التکوین است و اگر کار اعتباری انجام دهد، مانند آن که به چیزی امر و یا از چیزی نهی کند، در این صورت ولی اعتبار و به عبارتی ولی التشریع خواهد بود.

ولایت تکوینی و تشریعی خداوند

با توجه به مقدمه مذكور روشن مي شود كه خداي سبحان هم داراي ولايت تكويني است و هم داراي ولايت تشريعي، زيرا بر اساس توحيد ربوبي تنها خداوند است كه با اعمال ولايت، جهان هستي را اداره كرده و اوست كه همواره به انحاي گوناگون ربوبيت خود را اعمال مي كند. همچنين بر اساس پذيرش نبوت و فراغت از اثبات وحي، تنها خداست كه حق وضع قانون دارد و قوانين وضع شده را توسط پيامبر(ص) به مردم ابلاغ مي كند.
در قرآن آياتي كه ولايت تكويني و تشريعي خداوند را بيان مي كند، دو دسته هستند؛ بعضي آيات هم ولايت تكويني را بيان مي كند و هم ولايت تشريعي را، و بعضي ولايت تشريعي را.
از جمله آياتي كه جامع ولايت تشريعي و تكويني است، آيه معروف به آيه الكرسي است كه مي فرمايد: «الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور» خداوند ولي مؤمنان است در تكوين و تشريع.
اما بيان ولايت تشريعي به اين صورت است كه خداوند با وضع قوانين نوراني انسان ها را از ظلمت به نور هدايت مي كند، چنان كه قرآن را نور ناميده و فرمود: «كتاب انزلنا إليك لتخرج الناس من الظلمات إلي النور» خداوند ولي مؤمنان است در تكوين و تشريع.
اما بيان ولايت تشريعي به اين صورت است كه خداوند با وضع قوانين نوراني انسان ها را از ظلمت به نور هدايت مي كند؛ چنان كه قرآن را نور ناميده و فرمود: «إليك لتخرج الناس من الظلمات إلي النور بإذن ربهم إلي صراط العزيز الحميد»(21) قرآن بر پيامبر نازل شده تا مردم را به نور هدايت كند. بنابراين خداوند با وضع قوانين و احكام نوراني و ابلاغ آن ها، ولايت خود را نسبت به مؤمنان اعمال مي كند. اين احكام و قوانين، برخي تكليفي هستند، نظير وجوب و حرمت و استحباب و كراهت و برخي وضعي هستند، مانند صحت و بطلان و طهارت و نجاست.
با توجه به مباحثي كه گذشت و با استناد به آيه ي«انما وليكم الله و رسوله و الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلاه و يؤتون الزكوه و هم راكعون و آيه يا أيها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» تمام شئونات ولايت تكويني و تشريعي در مورد پيامبر(صلي الله عليه و آله) و معصومين(عليهم السلام)به اثبات مي رسد و كوتا سخن اينكه ولاء و ولايتي كه در قرآن و روايات به حضرات نسبت داده شده صرف رفاقت و محبّت نيست بلكه همان قدرت ولايت و حاكميت بر جميع اطوار و عوالم وجوده بوده و هست و زماني، مي توانيم خود را مطيع فرامين الهي و معتقد به ابعاد گوناگون توحيد و خداپرستي بدانيم كه به اين ولايت مطلقه ي تكويني و تشريعي معتقد و پايبند باشيم و لا غير.
اميد كه خداوند متعال توفيقي كرامت فرمايند كه تا آخرين نفس از اين ولاء و ولايت دم زده و سر سپرده ي اين آستان ملائك پاسبان باشيم.

پی نوشت ها :

توبه، آيه 71.
2 -التبه در جای خود به اثبات رسیده که علامت صداقت در بحث این است که انسان مؤمن نسبت به خدا و ولی خدا محبت و نسبت به دشمنان خدا، دشمن باشد و نمی شود کسی ادعا کند، من خدا و اولیائش را دوست دارم ولی با دشمنان خدا هم دوستی و رفاقت دارم و لذا به طور مقطع و مسلّم می توان گفت محبتی که اهل تسنن مدعی آن هستند ادعای محبت است که حقیقت بحث و بحث حقیقی چرا که در قلوب شان علاوه بر محبت ظاهری نسبت به اهل البیت علیهم السلام محبت واقعی نسبت به دشمنان ایشان هم وجود دارد که این دو متناقضین و اجتماع نقیضین هم محال است.
3 سوره شوری، آیه9.
4 سوره نساء، آیه 64.
5 سوره نساء، آیه 80.
6 نساء، آیه 59.
7 در جایی خود علمای بزرگ شیعه ثابت كرده اند که کلمه ی مولی در این حدیث نبوی به معنای والی و حاکم است نه دوست و رفیق.
8 این صورت خود به خود از مراحل ولایت شرعی خارج است.
9 سوره ممتحنه، آیه8
10 آل عمران, آیه 139.
1 انفال/46.
12 فتح, آیه29.
13 مائده، آیه55.
14 تفسیر طبری، ج6، ص288 و 289.
15 تفسیر کشاف زمخشری، ج1، ص505.
16 تفسیر کبیر، ج12، ص30.
17 قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی (شوری، آیه 23).
18 تفسیر کبیر فخر رازی، ج27، ص166 و کشاف زمخشری، ج4.
19 احزاب، آیه 21.
20 نساء، آیه59.
21 سوره ابراهيم، آيه1.
منابع و مأخذ :
1- قرآن كريم.
2- شميم ولايت، آملي جواد، مركز نشر اسراء، چاپ: چهارم، بهار1388.
3- ولاء ها و ولايت ها، مطهري مرتضي، انتشارات صدرا، چاپ: يازدهم، آبان 1376.
4- در پرتو ولايت، مصباح محمدتقي، مركز انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي
امام خميني،: 1382.
5- تفسیر کبیر، مفاتیح الغیب، فخر الدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر (قرن ششم)، ناشر:‌دار احیاء القرات العربی، چاپ بیروت، سال 1420 ق، چاپ سوم.
6- تفسیر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری ابوجعفر محمد بن جریر، ناشر: دار المعرفه بیروت، سال 1412 ق – چاپ اول.
7- کشاف، الکشاف من حقائق غوائص التنزیل، محمود زمشخری، دار الکتاب العربی- چاپ 1407 ق- چاپ سوم، بیروت.


برچسب‌ها: ولایت شناسی
[ شنبه یکم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب