
انواع و مراتب ولایت
ولایت در اسلام انواعی دارد که عمده و مهم ترین آن ها چهار مورد ذیل است:
الف) ولایت الله: بر اساس تفکر ناب دینی، به ویژه اسلامی، اولی در مسأله ی ولایت، این است که ولایت اعم از تکویني و تشریعی، فقط برای خداوند سبحان است و در میان انسان ها، هیچ کس حق ولایت و سرپرستی نسبت به دیگر افراد را ندارد؛ زیرا انسان باید از کسی اطاعت کند که فیض وجود و هستی خود را از او دریافت کرده باشد و چون افراد عادی نه به انسان هستی بخشیده و نه در بقا و دوام هستی او مؤثرند، بنابراین رأی هیچ کس برای دیگری لازم الاتباع نیست. (ام اتخذوا من دونه اولیاء فالله هو الولی ...)(3) آیا غیر از خدا برای خود سرپرست و ولی قرار دادند، و حال آن که تنها او ولی و سرپرست است.
ب) ولایت رسول الله: گفته شد که اصل اولی این است که فقط خداوند متعال ولی انسان ها و مؤمنین است؛ لذا تبعیت از دستور غیر خداوند مشروط به اذن خداست. او می تواند این حق را به هرکسی بدهد و هرکسی که شایسته می داند در سمت ولایت و رهبری نصب کند. انبیا و پیامبران الهی کسانی هستند که با تحدی و اعجاز، رسالت آن ها از طرف خداوند اثبات شده و بر پیروی و اطاعت از آن ها فرمان داده شده است.
چنان که در قرآن کریم می خوانیم:
(و ما ارسلنا من رسولٍ الا لیطاع باذن الله)(4) هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر این که به اذن خداوند، مردم موظف به اطاعت فرمانبرداری از او هستند.
و نیز آمده است: (و من یطع الرسول فقد اطاع الله)(5) کسی که از رسول اطاعت کند به تحقیق از خداوند اطاعت کرده است.
ج) ولایت امام معصوم: از آن جا که رهبری، یک امر ضروری برای جوامع بشری است، از این رو بعد از شهادت پیامبر الهی نیاز به آن است که این سرپرستی و رهبری الهی ادامه پیدا کند.
علاوه بر این برهان عقلی که در ضرورت تداوم رهبری الهی وجود دارد، برهان دیگری نیز با استعانت از آنچه به وحی الهی نازل شده است می توان اقامه کرد؛ زیرا گذشته از یک دسته مسایل فردی که در دین مطرح است، یک سلسله دستورات اجتماع درون مرزی نظیر حدود و دیات وقصاص و تعزیزات و امثال آن و یک سلسله دستورات اجتماعی برون مرزی مانند جهاد، دفاع و مانند آن نیز در دین وجود دارد. خود این دستورات نشان دهنده ی آن است که دین نیازمند به یک قدرت اجرایی و یک سرپرستی و ولایت اجتماعی است.
در قرآن کریم و احادیث پیامبر و اهل بیت( علیهم السلام) بر این امر تصریح شده است چنان که می خوانیم (یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم)(6) ای اهل ایمان! فرمان خدا و رسول و والیان امر (امامان معصوم) را اطاعت کنید.
هم چنین حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم، از واژه ی (مولا) و ولایت استفاده کردند و فرمودند: (من کنت مولاه(7) فهذا علی مولاه) هرکس را که من ولی او هستم، این علی در حالی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را نشان می داد نیز ولی اوست.
این عمل پیامبر نصب است که حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان وصی و جانشین خود معیّن کردند، همان گونه که پیشتر بر این امر تصحیح کرده بودند، آن گاه که در مقابل بنی هاشم دست روی شانه ی علی(علیه السلام)گذاشته و فرمود: (ان هذا اخی و وصی و خلیفتی فیکم فاستعموا له و اطیعوا)؛ این مرد، برادر و وصی و خلیفه من در میان شما است، پس سخنانش را شنیده و مطیع او باشید.
لذا امامت و ولایت چنان که بعضی معتقدند، یک امر برون دینی نیست که اختیار تعیین امام و ولی هم با مردم باشد، بلکه یک امر مسلم درون دینی است.
ولایت فقیه: به طور اجمال می توان گفت به همان دلایل که امام بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) لازم و ضروری بود، در دوران غیبت امام معصوم نیز ولایت فقیه جامع الشرایط لازم و ضروری است.
پس، ولایت فقیه از ولایت امام، ولایت امام از ولایت رسول و ولایت رسول از ولایت الهی سرچشمه می گیرد و به تعبیر دیگر این سه نوع ولایت با واسطه یا بی واسطه از ولایت الله سرچشمه گرفته و در طول ولایت الهی هستند نه در عرض آن.
و اما از نقطه نظر اجرایی نیز ولایت دارای مراتب متعددی است که از آن به امامت تعبیر می شود:
الف) مرتبه ی استعداد و صلاحیت: به این معنی که شخص از صفات و ملکاتی ذاتی و اکتسابی لازم جهت بدست آوردن ولایت برخوردار باشد.
ب) مرتبه ی جعل ولایت: به این معنی که توسط خداوند ولایتی درباره ی پیامبري مقرر شود، اگرچه مردم آن را تنفیذ نکنند؛ همان گونه که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند ولایت را در مورد امیرالمؤمنین (علیه السلام) اعلام نمود ولی تا مدتی مردم آن را تنفیذ و اجرا ننمودند.
ج) ولایت عملی مجرد که مردم با کسی بیعت کنند و حاکمیت را به او تسلیم نمایند، ولی شرع آن را جعل نکرده باشد.(8)
د) ولایت شرعی که به فعلیت رسیده است؛ به این معنی که مردم با کسی که ولایت درباره ی او جعل شده بیعت کنند و او را بر امورشان حاکم گردانند.
این مرتبه از ولایت، در حقیقت، عینیّت ولایت و امامت است؛ و در این مرحله است که آثار واقعی امامت مترتب می شود و امامت تحقق می یابد.
انواع ولاء
در قرآن سخن از (ولاء) و موالات و تولّی زیاد رفته است. در این کتاب بزرگ آسمانی مسائلی تحت عناوین مذکور مطرح شده آنچه مجموعاً از تدبّر در این کتاب مقدس بدست می آید این است که از نظر اسلام دو نوع ولاء وجود دارد: منفی و مثبت؛ یعنی از طرفی مسلمانان، مأموریت دارند که نوعی ولاء را نپذیرند و ترک کنند و از طرف دیگر دعوت شده اند که ولاء دیگری را دارا باشند و بدان اهتمام ورزند.
ولاء اثباتی اسلامی نیز به نوبه ی خود به دو قسم است: ولاء عام و ولاء خاص. ولاء خاص نیز اقسامی دارد: ولاء محبّت، ولاء امامت، ولاء زعامت، ولاء تصرف یا ولایت تکوینی.
اکنون درباره ی بعضي از این ها به اجمال بحث می کنیم:
ولاء منفی
قرآن کریم، مسلمانان را از اینکه دوستی و سرپرستی غیر مسمانان را بپذیرند سخت بر حذر داشته است، نه از باب اینکه حتی کمک کردن به انسان های دیگر را بد بداند و طرفدار بغض مسلم نسبت به غیر مسلم در هر حال و مخالف نیکی با آن ها باشد؛ قرآن صریحاً می فرماید:
(لا ینها کم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم، ان الله یحب المقسطین)(9) خداوند باز نمی دارد شما را از کسانی که با شما در دین مقاتله و جنگ نکرده اند و شما را از خانه هاتان بیرون نرانده اند که نیکی کنید نسبت به آنان و دادگری کنید؛ همانا خداوند دادگران را دوست دارد.
اسلام نمی گوید کار محبت آمیز و کار نیکتان منحصراً باید درباره ی مسلمین باشد و به هیچ وجه خیری از شما به دیگران نرسد، دینی که پیغمبرش به نصّ قرآن (رحمه للعالمین) است، کی می تواند چنین باشد؟ ولی یک مطلب هست و آن اینکه مسلمانان نبايد از دشمن غافل شوند؛ دیگران در باطن، جور دیگری درباره ی آنان فکر می کنند؛ تظاهر دشمن به دوستی با مسلمانان، آنان را غافل نکند و موجب نگردد که آنان دشمن را دوست پندارند و به او اطمینان کنند.
اسلام دین بشر دوستی است. اسلام حتی نیکی به مشرک را جایز می داند اما نه از آن نظر که مشرک است بلکه از این نظر که مخلوقی از مخلوقات خداست و البته از آن جهت که در راه هلاکت و ضلالت افتاده است و راه نجات و سعادت را گم کرده است، ناراحت است و اگر خیر او را نمی خواست در مقابل شرک و بدبختی اش بی تفاوت می بود.
ولاء اثباتی
الف) ولاء اثباتی عام:
اسلام خواسته است مسلمانان به صورت جامعه ی واحد و مستقلّ زندگی کنند، نظامی مرتبط و اجتماعی پیوسته داشته باشند، هر فردی خود را عنصر پیکره ی جامعه ی اسلامی بداند، تا جامعه اسلامی قوی و نیرومند گردد، چرا که قرآن می خواهد جامعه ای اسلامی مسلمانان برتر از دیگران باشد:
(ولا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الا علون ان کنتم مؤمنین)(10) سست نشوید و اندوهگین نباشید که اگر به حقیقت مؤمن باشید شما برترید.
ایمان، ملاک برتری قرا گرفته است. مگر ایمان چه می کند؟ ایمان ملاک وحدت و رکن شخصیت و تکیه گاه استقلال و موتور حرکت جامعه ی اسلامی است. در جای دیگر می فرماید:
(و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم)(11) با یکدیگر نزاع نکنید و اختلاف نداشته باشید که سست و ضعیف خواهید شد و بو و خاصیت خود را از دست خواهید داد.
جدال و اختلاف، کیان و شخصیت جامعه ی اسلامی را منهدم می کند. ایمان، اساس دوستی و وِداد و ولاء مؤمنان است.
(محمد رسول الله و الذین معه اشداءُ علی الکفار رحماءُ بینهم) محمد پیامبر خدا و کسانی که با اویند، بر کافران سخت اند و با یکدیگر مهربان.
در این آیه، هم به ولاء نفی اشارت رفته و هم به ولاء اثباتی عام؛ مخفی نماند که آیات کریمه ی قرآن ما را متوجه این امر می کند که دشمنان اسلام در هر زمان سعی دارند ولاء منفي را تبديل به اثباتي و ولاء اثباتي را تبديل به منفي نمايند يعني همه ي سعيشان اين است که روابط مسلمین با غیر مسلمین روابط صمیمانه و روابط خود مسلمانان به بهانه های مختلف از آن جمله اختلافات فرقه ای – روابط خصمانه باشد. در عصر خود ما به وسیله ی اجانب در این راه فعالیت های فراوان صورت می گیرد، بودجه های کلان مصرف می گردد و متأسفانه در میان مسلمانان عناصری به وجود آورده اند که کاری جز این ندارند که ولاء نفیی اسلامی را تبدیل به اثباتی و ولاء اثباتی اسلامی را تبدیل به نفیی نمایند.
این بزرگترین ضربتي است که این نابکاران بر پیغمبر اکرم(ص) وارد می سازند.
برچسبها:
ولایت شناسی