ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

کتاب های پزشکی

وحدت نفس

مبدا واحد قوای نفس

ابن سینا در شفا (1) پس از بیان اقوال و مذاهب مشهور در باب نفس، به تبیین رای مختار خود در باب نفس و نسبت با قوای آن می پردازد. وی در بیان تعدد و تمایز قوای نفس می گوید: " قدبان مما ذکرناه ان الافعال المتخالفه هو بقوا متخالفه و ان کل قوه من حیث هی فانما هی کذلک من حیث یصدر عنهاالفعل الاول الذی لها فتکون القوه الغضبیه لاتنفعل من اللذات و لاالشهوانیه عن الموذیات و لا تکون القوه المدرکه متاثره مما تتاثر عنه هاتان و لاشی ء من هاتین من حیث هما قابل للصور المدرکه متصور لها ".

هریک از افعال متخالف، افعالی که اختلاف جنسی با یکدیگر داشته باشند، همچون ادراک رنگ و مزه، باید به وسیله قوه ای مختلف و متمایز انجام پذیرد. این قوا از یکدیگر جدا و منفک بوده و از یکدیگر تاثیر و تاثر نداشته و افعال مشترک ندارند. پس از بیان این مطلب، شیخ به اثبات مبدا واحد برای این قوا می پردازد. وی در استدلال به لزوم وجود منشأ و مرجع پیوستگی واحد برای قوا چنین استدلال می کند که: برخی از قوا، برخی دیگر را وا می دارد و برخی، برخی دیگر را به کار می گیرد. حال اگر مرجع ارتباطی میان آنها نباشد، راهی برای تحقق چنین رابطه ای میان قوا نخواهد بود: " انه یجب ان یکون لهذه القوی رباط یجمعها کلها، فتجتمع الیه و تکون نسبته الی هذه القوی نسبته الحس المشترک الی الحواس التی هی الرواضع ".

پس از اثبات این امر واحد، ابن سینا به بررسی ماهیت و حقیقت شی ء واحد می پردازد. وی در شفا سه دلیل اقامه می کند بررد آنکه این شی ء، جسم نیست. در نظر وی، این شی ء واحد و مبدا واحد قوای مختلف، نفس انسان است: " و هذا الشی ء الواحد الذی تجتمع فیه هذه القوی هو الشی ء الذی یراه کل منا ذاته، حتی یصدق ان نقول لما احسسنا استهینا... فیکون اذن الجمع هو شی ء غیر جسم و هو النفس ".

ابن سینا همچنین از طریق اثبات تجرد نفس، قائل به نفس به عنوان منشاء واحد غیر جسمانی قوا گردیده است. بنابر مبانی شیخ، قوه عامله نفس، تمامی افعال خود را به مدد آلات و اعضا به انجام می رساند و قوه عالمه نفس نیز در تحصیل تصورات و تصدیقات و ادراک جزئیات از بدن یاری گرفته و پس از حصول آن و خصوصاً پس از استکمال نفس، بی نیاز از قوای جسمانی جسم می گردد. شیخ معتقد است قوای مختلف نفس در اعضا و آلات جسمانی جاری و موثر گشته و افعال نفس تحقق می یابد: " فلا یمنع ان تنفذ من مبدا واحد قوی مختلفه فی آله واحده ثم تنقسم فی الاعضاء فتتفرق، فتحض کل عضو منها قوه علی حده " (2).

شیخ الرئیس و حکمای مشاء قائل به روحانیه الحدوث بودن نفس اند؛ لذا شیخ در باب رابطه نفس و قوا، قلب را محل نفس و مبدا تمامی قوا می شمارد که با آمادگی و استحقاق جسم و تعادل مزاج آن، نفس حادث شده و حال در قلب گردیده و به تدبیر امور بدن با قوه عامله و ادراک و تعقل با قوه عالمه می پردازد: فالقلب مبدا للقوی کلها، و ذلک لان النفس واحد بالذات و انما تحل هذا القلب. ثم یکون مبداؤ القوی کثیره"(3) چنانکه بیان شد، شیخ الرئیس، قوای نفس را در فروع آن دانسته و علاقه و رابطه ای را میان نفس و قوای آن بیان نموده است. اما حقیقت رابطه میان نفس و قوا را نمی توان از جهت جسمانی و روحانی بودن به گونه ای قاطع معین نمود. شیخ الرئیس درمباحثی، قوای حیوانی و به تبع، برخی قوای انسانی را جسمانی شمرده و از سوی دیگر به صراحت و تفصیل قوه عاقله نفس که مدرک و مرتسم معقولات است را مجرد دانسته است. (4) اما وی در شفا و در کتاب النبات به نکته ارزشمندی اشاره دارد مبنی بر تشان قوای نفس نسبت به آن و تاکید بر وحدت نفس و جامعیت آن بر تمامی قوای نفس: " الحق هو ان النفس واحده و لها قوی تنبعث عنها یحسب الوجود القابل و ان هذه الوجوه کالجزء من النفس التی کان فی الاصل الذی تولد عنه البرز و لکن بدل التعبیر عن الفروع و الاجزاء باشؤون اولی لما یاتی من ان النفس وحدها کل القوی ". (5)

براین اساس نفس حقیقت واحده ای خواهد بود که قوای آن شؤون و فروع آن بوده و هر یک از این مراتب و شؤون که قوای نفس اند، به وسیله آلات جسمانی و بدنی به انجام افعال می پردازند که سبب استکمال نفس و نیل به مرتبه تجرد خواهد بود.

تجرد نفس

بسیاری از حکماء و فیلسوفان، نفس ناطقه انسانی را مجرد دانسته و ادله متعددی بر نفی جسم و جسمانی بودن و اثبات تجرد تام آن اقامه نموده اند. شیخ، بوعلی سینا نیز نفس انسانی را مجرد دانسته و درکتب خود به ویژه شفا ادله متعددی بر تجرد نفس اقامه نموده است. ادله شیخ بر تجرد نفس را بر دو قسم می توان دانست:

1. ادله ای که نفس را محل معقولات دانسته و با اثبات تجرد صور معقوله، تجرد نفس را ثابت می نماید.

2. ادله ای که از طریق فعل نفس، به اثبات تجرد آن می پردازد.

شیخ الرئیس خود به این تمایز در ادله در موضوع تجرد نفس توجه داشته و می گوید: " ثم ان البراهین التی اقمناها علی ان محل المعقولات، اعنی النفس الناطقه، لیست بجسم و لا هی قوه فی جسم، فقد کفتنا مؤونه الاستشهاد علی صحه قیام النفس بذاتها مستغنیه عن البدن، الا انا نستشهد لذلک ایضاً من فعلها ". (6)

برهان اول:

قوه عالمه، و عقل نظری نفس انسانی، مدرک صور کلیه مجرده است. (7) ابن سینا با اثبات قاعده ای مبنی بر آنکه مدرک جزئیات،‌مجرد نبوده و مدرک کلیات عقلی نیز، مادی نمی باشد، (8) به اثبات تجرد تصور معقول می پردازد. وی همچنین، نفس انسانی را محل معقولات دانسته و براین اساس به اثبات تجرد نفس می پردازد. " ان الجوهر الذی هو محل المعقولات، لیس بجسم و لا قائم بجسم، علی انه قوه فیه او صوره له بوجه " (9). وی پس از اثبات آنکه محل معقولات نمی تواند جسم یا جسمانی باشد، چرا که مستلزم قول به انقسام معقول است، تجرد نفس را استنتاج می نماید: ان المعنی المعقول لا یرتسم فی منقسم، و لا فی ذی وضع. "

برهان دوم:

قوه عقلیه، تجرد معقولات از کم محدود و این و وضع و نظایر آن است و از آن جا که در وجود خارجی، اشیاء جدای از مکان و زمان و دیگر اعراض نمی باشند، لذا ضروری است که معقول در عقل مفارق از این اعراض باشد و چنان چه فرض جسمانی بودن صور معقول گردد، این امر با مفارقت صور معقول از اعراض ناسازگار خواهد بود.

برهان سوم:

قوه عاقله می تواند، معقولات را ادارک کندو این معقولات که بالقوه می توانند معقول قوه عاقله باشند بی نهایت می باشند و آن چه که بر امور بی پایان بالقوه، توانایی داشته باشد، نمی تواند حال در جسم یا قوه ای در جسم باشد: " ان المعقولات المفروضه التی من شان القوه الناطقه ان تعقل بالفعل و اجداً و احداً منها غیر متناهیه بالقوه. و قد صح لنا ان الشی ء الذی یقوی علی امور غیر متناهیه بالقوه لا یجوز ان یکون جسماً و لا قوه فی جسم. "(10)


موضوعات مرتبط: نفس شناسی
برچسب‌ها: نفس شناسی
[ پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب