|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
نفس شناسی ابن سینا ابن سینا همچون دیگر حکمای مشاء، نفس ناطقه انسانی را مجرد و غیرجسمانی دانسته و ادله ای را از طریق اثبات آنکه نفس محل معقولات مجرده است و ادله ای را برمبنای آنکه نفس افعالی غیرمادی داشته و تعقل نفس به ابزار و آلت جسمانی نیست، برتجرد نفس اقامه می نماید. البته شیخ تجرد خیالی و برزخی نفس انسان را نفی نموده و قوه متخیله را جسمانی شمرده است، اگرچه برخی معاصرین گرانقدر، اشاراتی را مبنی بر استبصار او بر تجرد غیرتام نفس، متذکر گردیده اند. شیخ الرئیس نفس را روحانیه الحدوث دانسته آن گونه که با تهیا بدن و اعتدال مزاج، نفس بدان افاضه می شود و نفس قبل از تعلق به بدن، وجود نداشته و تنها موجود به تقرر ماهوی بوده است. وی ملاک تعلق نفس به بدن خاص را حصول هیئتی مقتضی اختصاص دانسته و بدن را آلت و مملکت تدبیر نفس می شمرد. ادله مذکوره در باب تجرد نفس و عدم تعلق آن به بدن و بی نیازی آن به آلت در تعقل و همچنین ادله مبتنی بر بساطت و عدم ترکیب نفس، قابلیت نابودی و فساد نفس را رد نموده و بقا و دوام آن را اثبات می نماید. از دیدگاه ابن سینا، انسان دارای قوای پایین تر یعنی نفس حیوانی و نباتی است و علاوه بر آن واجد نفسی به نام نفس ناطقه مشتمل بر دو قوه عالمه و عامله است: " حدث الانسان، و تجتمع فیه جمیع اقوی النباتیه و الحیوانیه، و تزداد نفساً تسمی ناطقه. ولها قوتان: قوه مدرکه عالمه و قوه محرکه عالمه " (المبدا و المعاد، ص 96). حال پرسش شایان بررسی آن است که این قوای متعدد نفس، چه نسبتی به نفس دارد. ابن سینا مواضع متعددی را مطرح نموده که هریک، بخشی از پاسخ این پرسش را روشن می سازد. وی در مباحث متعددی ا زجمله نسبت قوا با بدن و نحوه نیازمندی نفس به بدن و وحدت نفس به این امر می پردازد. در نظر ابن سینا، هر قوه، آلت جسمانی خاصی دارد و بر این اساس تمامی قوای حیوانی، جسمانی و بدنی خواهند بود. (شفا، طبیعیات، فن سادس، ص 178). و از سوی دیگر به اثبات تجرد عقل نظری و غیر جسمانی بودن آن می پردازد " و اما العقل النظری، فان له حاجه ما الی البدن و الی قواه لکن لا دائماً " (شفاء، طبیعیات،فن سادس. ص 185). ما در این بررسی برخی مباحث شیخ و بیان عمده آراء وی براساس مباحث وحدت نفس خواهیم پرداخت.
قوا، فروع نفس ابن سینا، پس از بیان قوای مختلف که منشا افعال مختلف آن هستند، براساس اعتقاد خود در وحدت نفس، قوای نفس را فروع نفس دانسته است. وی براساس قول به جوهریت نفس و وحدت آن، به مقتضای قاعده الواحد، قوای متعدد را اثبات نموده و از سوی دیگر این قوا را که بالاستقلال مصدر افعال نمی باشند، فروع نفس دانسته است: " فهذا الجوهر فیک واحد، بل هو انت عندالتحقیق. وله فروع من قوی منبثه فی اعضائک " (اشارات، نمط الثالث، فصل السادس) براین اساس درنظر وی به واسطه علاقه و پیوند میان نفس و قوا هیاتی در نفس پدید می آید و بدین ترتیب حالات بدنی در نفس تاثیر می نماید و از سوی دیگر هیئات عقلی که در نفس پدید می آید به وسیله قرا، در بدن و اندامهای آن، موثر می گردد و بدین ترتیب جوهر یگانه می تواند به وسیله آلات و نیروهای گوناگون، مصدر افعال مختلف قرار گیرد. قوا، استعداد نفس ابن سینا در بحث عقل عملی و نظری، در نسبت آنها با نفس، نفس را واجد آنها دانسته و آنها را نامی برای استعداد نفس شمرده است: " لیس لا واحد منهما هو النفس الانسانیه، بل النفس هو الشی ء الذی له هذه القوی. و هو کما تبین جوهر منفرد و له استعداد نحو.... " (الشفاء طبیعیات، فن السادس، ص 185).
موضوعات مرتبط: نفس شناسی برچسبها: نفس شناسی [ پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||