
گروه الطلیعه سلفی جهادی:
گروه دیگری که در مصر پدید آمد گروهی به نام «الطلیعه السلفیه الجهادیه» (أنصار الشریعه) بود که به دست «احمد عشوش» تشکیل شد. او در بیانیه تاسیسی آن هدف از تشکیل را تصحیح و اصلاح وضع اسلامی از طریق دعوت مردم به توحید به خداوند متعال و عدم شرک و حکم بر طبق دستورهای الهی و هشدار به مسلمانان از نواقض توحید و مقابله با بدعتها و اصحاب آن و دعوت مسلمانان به تمسک به اسلام و آداب و اخلاق آن و خارج کردن وطن عربی از تحت سیطره استعمار آمریکایی و صهیونیستی و محاربه با شرک سیاسی که متمثل در لیبرالیسم و کمونیسم است اعلام کرد. گروه «الطلیعه» همچنین جنگ و تقابل با نظامهای فاسدی که طبق شریعت اسلامی حکومت نمیکردند را اعلام کرد و بر دعوت به اسلام و جهاد به عنوان دو بال این گروه برای نشر و حفظ اسلام تأکید ورزید.
جمعیة العدل و الإحسان:
جمعیة العدل و الأحسان توسط رهبر آن عبدالسلام یاسین در سال 1987 میلادی در کشور مغرب تأسیس شد. این حزب در بیانیهها و نامههای خود از تکفیر به عنوان یک ابزار اساسی استفاده کرد و بسیاری از گروههای سیاسی معتدل مانند اعضای بسیاری از جریان بیست فوریه که در مخالفت با اوضاع بد کشور در ضمن بهار عربی انقلاب کرده بودند را تکفیر کرد هم چنان که علمای سلفی را نیز تکفیر کرد.
از مهمترین جریانات مغرب گروه «التوحید و الإصلاح» است که به مثابه ستون حزب عدالت و پیشرفت به حساب میآید.
گروه العدل و الإحسان، البدیل الحضاری، الحرکه من اجل الامه (از برای امت) و گروه صراط المستقیم که متهم به انفجار الدار البیضاء است، گروه تکفیر و هجرت، گروه سلفی جهادی که این گروهها در مجموعهای از عملیات تخریبی در برخی شهرها نقش داشتند مثل: الدارالبیضاء، و طاس و مکناس، وسلا، وطنجه، و تطوان، و الناظور و الیوسفیة.
راهحلهای پیشنهادی برای جلوگیری از پدیده تکفیر:
آنچه در جامعه عربی اسلامی معاصر میبینیم این است که تکفیر، پدیدهای است که در آن مبالغه شده و باعث غلو و تئوری و جمود فکری رشد کرده است، آیا عاقلانه است که فرد مسلمانی که به خدا ایمان دارد به کفر متهم شود، لذا باید در صدور احکام خطیری مانند تکفیر با صبر و عقل و تفکر روبه رو شد در این جا به مجموعهای از راه حلها برای جلوگیری از پدیده تکفیر اشاره میکنیم:
* دوری از غلو و تندروی در دین.
* اشاعه فرهنگ اعتدال و جلوگیری از تندروی.
* جلوگیری از خشونت و تندروی و ارائه فرهنگ مسالمتآمیز اخلاقی دینی و اجتماعی.
* به کارگیری راههای تسامح و تفاهم و بخشش و تعاون با دیگران، و دفاع از انسانیت و دوری از سیاست در حاشیه راندن و تبعید و کراهیت و تکفیر.
* ارتباط با سایر جوامع خواه قوی باشد یا ضعیف بر اساس تعارف و دوستی و تکامل و تفاهم.
* اعتراف به اختلافات موجود.
* به کارگیری عقلانیت و منطق و واقعیت در صدور حکم تکفیر، زیرا تکفیر ظلم و تعدی به معتقدات دیگری به حساب میآید؛ هرچند که با او در افکار و اعتقادات و تصورات اختلاف داشته باشیم.
* ایجاد صلح بین گروههای عمل اسلامی و جریانهای وطنی و قومی، و مؤسسات رسمی و مردمی و مصالحه فیمابین جوامع و حکومتها موجود با در نظر گرفتن دوری از غلو و تندروی و عدم به کارگیری از سلاح نابودی و دشمنی و خشونت و تروریسم و تکفیر.
* درک اسلام به صورت عمیق با مراعات مصالح و اهداف شرعی دور و نزدیک آن و همچنین احترام به عادات و تقالید و آنچه عرف محسوب میشود. صدور احکام و اجتهاد در استنباط احکام در تعامل با دیگران به صورت تدریجی.
* دوری از حکم نفسانی و دوری از اندیشههای ایدئولوژی و سیاسی و حزبی که باعث اختلاف میشود و عدم مدنظر داشتن مصالح شخصی.
حماد عبدالجلیل البریدی در کتاب خود التحذیر من الغلو فی التکفیر مجموعهای از راه حلهایی که در تصحیح اعتقاد، رجوع به عقیده سلف صالح و تحکیم کتاب و سنت و آموزش علم شرعی و تفقه در دین، طلب حق و آزادی و پیروی از دلیل و التزام به آن است معرفی کرده است.
درمان پدیدهی تکفیر:
برای علاج پدیدهی تکفیر و کاستن آثار آن در زندگی و دین انسان و برای شروع ریشه کن کردن آن به مجموعه از اقدامات، نیازمندیم که مهمترین آنها عبارتند از:
1. ریشهکن کردن جهل و نادانی از طریق نشر علم و معرفت در جامعه اسلامی.
2. حل مشکلات اجتماعی و سامان دادن به اوضاع اقتصادی.
3. گسترش عدالت اجتماعی در جوامع اسلامی.
4. ریشه کن کردن تعصبهای مختلف موجود در جوامع اسلامی.
5. گسترش وحدت و الفت داخل جوامع اسلامی.
6. رجوع به مرجعیت دینی حکیم و بیدار برای فهم دقیق دین و همچنین رجوع به آن برای حل اختلافات و منازعات که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
إنّی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی و اهل بیتی، ما إن تمسکتم بهما، لن تضلوا بعدی أبدا، و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض؛ من در نزد شما دو ثقل گرانبها باقی میگذارم: یکی کتاب خداوند قرآن و دیگری عترت من اهل بیت (علیه السلام) من است، اگر به این دو چنگ بزنید پس از من گمراه نمیشوید و این دو هیچگاه از یکدیگر جدا نخواهند شد تا نزد حوض کوثر به نزد من بازگردند.
7. بیداری امت اسلامی با شناساندن خطرهایی که دین، اسلام و مسلمین را تهدید میکند و شناساندن دشمنان حقیقی.
8. تحقیق و پژوهش در تراث و تاریخ اسلامی و پاکسازی آن از روایات ضعیف و اسرائیلیات که تکفیریون اساس فکری خود را بر اساس آن بنا میکنند.
9. بیان معارف اسلامی و ارزشها و تعالیم آن به وسیله قرآن و سنت و درک کامل و بدون نقص آن.
مسئولیت نهادهای جامعه در درمان پدیده تکفیر:
نهادها و مؤسسهها مسئولیت بسیار مهمی در مقابله با این پدیده دارند که در ذیل به برخی آنها میپردازیم:
نهادها و مؤسسات آموزشی و پرورشی
1. تشکیل برنامههای آموزشی و پرورشی برای مقابله با تکفیر.
2. تنظیم برنامههای آموزشی برای آشنایی با خطرات تکفیر و آثار آن بر زندگی و دین انسان.
3. ایجاد برنامههای آموزشی و پرورشی مناسب برای پیشگیری از اشاعه این پدیده در حال حاضر و آینده.
* نهادهای تبلیغی و ارشادی:
1. نشر علم و معرفت دینی صحیح.
2. بصیرت مسلمانان نسبت به خطرات تکفیر بر دین و زندگی انسان.
3. اشاعهی مفاهیم وحدت و برادری و ریشهکنی خشونت و تروریسم در نزد مسلمانان.
* نهادهای اجتماعی:
1. سامان بخشیدن به اوضاع اجتماعی و معیشتی جامعه.
2. سعی در نشر عدالت اجتماعی و مقابله با ظلم و فساد.
3. درمان مشکلات روانی و اجتماعی اصحاب فکر تکفیری.
* مؤسسات خبری:
1. اهتمام بر آثار منفی و مخرب این پدیده مانند خشونت، ترور، قتل و تخریب.
2. ترغیب به امنیت و صلح و نقش این دو در نشر دین و استمرار و پیشرفت زندگی انسان.
3. آشناکردن مخاطبان با فکر تکفیری و سوء استفادههایی که از دین و اتباع آن برای رسیدن به اهداف و منافع و نشر فتنه انجام میدهند.
* مؤسسات فرهنگی:
1. تشکیل کنگرهها و کنفرانسهایی با موضوع خطر تکفیر بر دین و زندگی انسان.
2. چاپ و نشر مجلات و کتابهای تخصصی در رابطه با معالجه و پیشگیری از پدیده تکفیر.
خاتمه:
در آخر همگی باید مسئولیت تعامل و درمان این پدیده که مسیر تکامل و زندگی انسان را تهدید میکند به گردن بگیریم.
و این مسیری است که شیطان رجیم تصمیم بر ایستادن در قبال این گونه افکار را از هنگام عصیان امر الهی تا روز قیامت به عهده گرفت، و مهمتر از همه این خطر حقیقی تکفیر است که امروزه توسط گروههای تروریستی با پشتیبانی خارجی در راه تحقق اهداف تروریسم صهیونیستی و استعماری در جهان موجود است.
در سالهای اخیر و پس از مداخله غرب و صهیونیزم در جنگهای تخریبی در سرزمینهای اسلامی فلسطین، عراق، افغانستان، سوریه و لبنان و غیره خطر تکفیر را بیش از پیش نشان میدهد.
مداخله در عراق با دلیل دروغین اسلحه کشتار جمعی مکر صهیونیستها در مسلح کردن گروههای بیشتری از تکفیریون و پدیدآمدن گروههای جدید را در پی داشت که نسل جریانهایی مانند القاعده را بیشتر کند و هدف اصلی آرامش صهیونیستها در سرزمین فلسطین اشغالی است که اهلش را با خشونت و ظلم و ستم از آنجا اخراج کردند و خود سکنی گزیدند که این نوع از تروریسم همانندی ندارد، علاوه بر به پا کردن فتنه بین مسلمانان و بالأخص شیعه و سنی، کما این که ما نمیتوانیم ظهور غلو و تندروی در نزد برخی مسلمانان را همانطور که در ادیان و مذاهب و ملتهای دیگر نیز وجود دارد را انکار کنیم که درمان آن با نزدیک کردن افکار و تصورات و کلام نرم امکانپذیر است و با تقابل به مثل چیزی حل نمیشود.
پینوشتها:
1. از محققین و پژوهشگران در علوم دینی و از مبارزان و تأثیرگذاران در جنوب لبنان
2. نساء، آیه 48.
3. بقره، آیه 217.
4. نساء، آیه 94.
منبع مقاله :
گروه نویسندگان؛ (1393)، مجموعه مقالات کنگره جهانی جریانهای افراطی و تکفیری از دیدگاه اسلام، قم: انتشارات دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیه السلام)، چاپ اوّل.
موضوعات مرتبط:
ایمان شناسی
برچسبها:
ایمان شناسی