ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

روان شناسی زبان

روان شناسی زبان

به گفته بارت «زبان، قدرت است، چون مرا مجبور می کند کلیشه هایی از پیش شکل گرفته را به کار ببرم و آنچنان ساختار محتومی دارد که به ما بردگان، اجازه نمی دهد که از آن، آزاد و خارج شویم، چون هیچ چیز بیرون از زبان نیست».(1)

یکی از ویژگی های انسان، این است که می تواند نشانه ها یا رمزها را جانشین اشخاص و اشیا و اوضاع بکند که مجموع این علایم و رموز را در فرهنگ روان شناسی، «زبان»(language) گویند؛ که عمل و وظیفه مهم و اساسی آن، ایجاد و تقویت «تفاهم و تعامل» میان مردم است. هرگاه این علامتها به صورت اشاره با دست، سر، چشم، لبها و ... باشد آنها را «زبان اشاره ای» یا «غیرکلامی» خوانند؛ و اگر شکل باشد یعنی به صورت کلمه درآید، «زبان کلامی» خوانده می شود. انسان، زبان اشاره ای را سالها قبل از زبان کلامی، مورد استفاده قرار داده است و هنوز هم با وجود پیشرفتهای زیاد در رفتار گویایی یا کلامی، باز از بکار بردن زبان اشاره ای بی نیاز نیست.(2) بنابراین، زبان مترادف حرف زدن (زبان گفتاری) نیست. اشخاصی که ناشنوا زاییده می شوند یاد می گیرند که به وسیله نشانه زبان با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند.

زبان کلامی را می توان از دو لحاظ تعریف کرد:
1. تعریف کنشی (functional defintion): زبان، یک وسیله اجتماعی برای تعبیر و بیان افکار است.
2. تعریف صوری(formal defintion) زبان، همه عبارات و جملات قابل درکی است که طبق قواعد دستوری ساخته و تولید می شود.(3)

در بحث از «زبان» در روان شناسی، تلاش می شود که به پرسشهایی از این قبیل پاسخ داده شود: ساختار زبان چیست؟ و چرا این ساختار، تغییر می کند؟ آیا زبان، این قدرت را دارد که در دیدگاه مردم به جهان شان اثر بگذارد؟ زبان چگونه در حافظه انسان، انبار می شود؟ مردم زبان را چگونه می فهمند و از عبارتهایی مانند «روان انسان جاوید است» چه احساس می کنند؟ وقتی زبان، سخن گفتن نیست سیستم ارتباطی حیوانات را می توان زبان نامید؟ و با چه خصایصی می توان زبان انسان را مشخص کرد؟

روان شناسان بویژه روان شناسان زبان (psycholinguists) برای پاسخ دادن به پرسشهای مذکور، مطالعات و تحقیقاتی به عمل آورده اند که هنوز هم ادامه دارد که از آن جمله می توان تحقیقات براون (Roger Brown)،روان شناس زبان آمریکایی، را نام برد. این دانشمند برای زبان انسان سه ویژگی را پیشنهاد می کند:

1) زبان به فرد اجازه و امکان می دهد که در غیاب اشیا از آنها سخن بگوید. یعنی زبان را جانشین اشیا کند و اطلاعات خود درباره اشیاء و حوادث را انتقال دهد.
2) معناداری (meaningfulness) که متضمن نشانه ها و رموز(کلمات یا اشارات) است و نمی توان آنها را یک رفتار ساده تلقی کرد. این نشانه ها اشیا، حوادث، یا افکار انتزاعی را معرفی می کنند. سیستم های ارتباطی بعضی از حیوانات در حد محدودی معنادار هستند.
3) باروری یا زایایی (productiveness) یعنی زبان انسان برای افزایش و گسترش، کاملاً باز است که هم به صورت ترکیب کلمات و تشکیل عبارات و جملات، انجام می گیرد و هم به شکل اختراع یا وضع کلمات تازه و دادن چندین معنا به یک کلمه.

این حقیقت مورد قبول تقریباً همه روان شناسان است که انسان تنها حیوانی است که بی اختیار زبان را در یک راه و روش زایا (مولد) به کار می برد؛ و این نشان می دهد که او از یک مکانیسم خاص نوعی برخوردار است. به عبارت دیگر، از تحقیقات روان شناسی درباره زبان و روان شناسی زبان، چنین نتیجه می شود که انسان طبیعتاً برای یادگیری زبان، «برنامه ریزی شده» است. ولی تکامل و گسترش زبان به عوامل محیطی نیاز دارد که مطالعه ی کیفیت زبان بازکردن و زبان آموزی در اطفال، این حقیقت را کاملاً ثابت می کند.(4)

اکثر روان شناسان و زبان شناسان معاصر به این نتیجه رسیده اند که رشد و تکامل زبان، همانقدر که به عوامل اجتماعی و شناختی نیاز دارد، مستلزم عوامل زیستی است.چنانکه چامسکی (یا چومسکی Noam chomsky)(5)(1928- ) زبان شناس معاصر آمریکایی اظهار نظر می کند که همه زبانهای طبیعی دنیا شکلهای عمومی و مشترک معینی دارند و مغز انسان، آنچنان تنظیم شده و سازمان یافته است که به انواع تمایزهایی که زبانها به وجود می آورند حساس است. به عقیده او همین ویژگی مغزی است که به کودک در تسلط بر صداها و قواعد زبان مادری کمک می کند.

از یافته های اخیر، چنین برمی آید که بعضی از کودکان «در خود مانده»(autistic) ممکن است از نوع خاصی آسیب مغزی رنج ببرند که توانایی ایشان را برای تسلط بر اصوات یا واجهای زبان، کاهش می دهد. اینگونه کودکان، رفتار مضطرب و پریشانی از خود نشان می دهند، از این قبیل؛ از تعامل اجتماعی گریزانند، نمی توانند حرف بزنند، به بیشتر زبان گفتاری، پاسخ نمی دهند (اگرچه لال نیستند)، و غالباً رفتار کلیشه ای را تکرار می کنند.

علاوه بر عوامل بیولوژیک (زیستی)، عاملهای شناختی و محیطی نیز برای رشد و تکامل زبان ضرورت دارند. نیاز شناختی بسیار اساسی برای زبان، این است که شخص بتواند علایم و رموز (سمبول ها) را مستقل از اشیاء مورد استفاده قرار دهد. به نظر پیاژه (Jean piaget) کودکان تا زمانی که استعداد تفکر تصویری» (representational thought) را دارا شوند (حدود 18 تا 24 ماهگی)، این توانایی را ندارند. پیش از این مرحله، کودکان نمی توانند درباره اشیایی که پیش چشم شان حاضر نیستند، بیندیشند و نیز نمی توانند برای سخن گفتن درباره اشیایی که نمی توانند در مورد آنها فکر کنند، علایم و رموز به کار ببرند. بعد از این مرحله بتدریج یاد می گیرند که اشیا وجود دارند، حتی اگر ایشان نتوانند آنها را ببینند.


موضوعات مرتبط: زبان شناسی
برچسب‌ها: زبان شناسی
[ یکشنبه چهارم دی ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب