ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

  

تست شخصیتی از ابزارهای روانشناسی شخصیت برای گسترده‌تر کردن این علم است.

شخصيت بهنجار و سلامت رواني :

شخصيت بهنجار از نظر اسلام ، شخصيتي است كه جسم و روح در آن متعادل باشند و نيازهاي هر كدام ارضا شوند . انساني كه داراي شخصيت بهنجار است به جسم و سلامت و نيرومندي آن اهميت مي دهد و نيازهاي آن را در حدودي كه شرع مقدس روا مي دارد برآورده مي سازد و همزمان با آن به خدا ايمان مي آورد . از نظر اسلام فردي كه پيرو هوي نفس خودش باشد فردي نابهنجار است و نيز كسي كه خواسته هاي جسماني خود را سركوب و مقهور كند و رهبانيت افراطي و رياضت شديد دارد و تنها به ارضا نيازهاي معنوي مي پردازد شخصي نابهنجار است زيرا اين گونه گرايشهاي افراطي و تفريطي با فطرت انسان مخالف هستند به همين دليل هيچ كدام از اين دو گرايش به شكل گيري و تحقق ماهيت حقيقي انسان نمي انجامد . ملاكهاي سلامت رواني در اسلام از اين قرارند :

1-خودآگاه و هشيار زيستن : انسان سالم پيوسته خودآگاه است . در مكاتب گشتالتي و روان كاوي و بسياري مكاتب ديگر معتقدندانسان بهنجار خودآگاه و هوشيار است و نسبت به تمام حالات دروني و رفتاري خودآگاه است .

2-شناخت واقعيت و پذيرش آن : انسان سالم با جهان درون و جهان برون خود ارتباطي مبتني بر واقعيت و پذيرش آن دارد . پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد : خدايا اشياء را آن گونه كه هستند به ما بنمايان . انسانهاي سالم مصداق اين آيه اند : انسان سالم جهان را با عقل خويش مي شناسد نه با هواي نفس خود .

3-در حال زيستن : انسان هوشيار سالم اوقات خود رادر حال مي گذراند . او در همه حال در حال زندگي مي كند . انسانهاي ناسالم درحال نفس مي كشند ولي يا درگذشته زندگي مي كنند يا درآينده كه اين موضوع در كليه مكاتب روان درماني مورد تاكيد است . در قران آمده است يا ايها الذين آمنو، آمنو : يعني اينكه پيوسته در حال باشيد و به گذشته و ايماني كه درگذشته داشته ايد اكتفا نكنيد .

4- پويا و متكامل زيستن : انسان سالم در نظر اسلام انساني پوياست . انساني كه امروزش با ديروزش مساوي است انساني مغبون است .

5- در جمع زيستن : انسان سالمي كه واقعيت ها را مي شناسد در جمع زندگي مي كند . او فرد است و فرديت او مسؤل و متعهد است لذا جمع نه مسؤليت را از وي ساقط مي كند و نه تعهد او را زايل مي كند ولي با اين حال او در جمع زندگي مي كند . پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند : تجمع رحمت است و تنهايي عذاب و نيز مي فرمايد : دست خدا بر جماعت است .

6- با خدا زيستن و تواب بودن : انسان هوشيار و آگاه و پويا به طرف عالي ترين كمال هستي و عالي ترين حقيقت وجود يعني حق و در واقع خداوند در حركت است . او هر گامي را كه در جهت تكامل بر مي دارد قدمي است كه او را به حقيقت نزديك مي سازد . او با ذكر خويش ارتباطي قلبي و عقلي با خدا پيدا مي كند . انسان سالم هرگاه كه از مسير حق منحرف مي شود بلافاصله بازگشت كرده ( توبه مي نمايد ) و متكي به عالي ترين مرتبه هستي مي شود . 

تفكر تساوي گونه و قطعيت گرايي در سلامت رواني و تكرار جرم :

ديدگاههاي شناخت گرايي در روانشناسي ، سلامت رواني يا عدم سلامت رواني را مربوط به نحوه دريافت و تفسير ما از جهان و به طور اخص محيط پيرامون مان مي دانند .آنچه از محيط پيرامون خود در مي يابيم و در ذهن ما منعكس مي شود هر اندازه نزديك به واقعيت باشد ما در روابطمان با محيط اطراف ، ديگران ، به حوادث و وقايع منطقي تر و به سلامت رواني نزديكتريم ، در غير اين صورت در معرض انواع آسيب هاي رواني – اجتماعي قرار مي گيريم . اهميت اين مسئله تا آنجاست كه توجه انبياء و اولياء الهي را به خود معطوف كرده است . از ام سلمه همسر پيامبر (ص) نقل شده است كه ايشان در دعاها و تضرعات دل شب از خداوند با تضرع مي خواست : اللهم ارني الاشياء كما هي : خدايا اشياء را آن گونه كه هست به من نشان بده . اين گونه دعاها نشان از دغدغه اي است كه حتي اولياء الهي در مورد ما انسانها دارند كه نكند واقعيتها در ذهن ما با فرسنگها فاصله و تحريف شده منعكس گردد و بالتبع آسيب ها و مشكلات در زندگي رواني – اجتماعي ما تشديد شود . دراين فرايند عواملي بيش از همه در دريافت ادراك و تفسير ما از واقعيت خارجي مؤثر هستند و واقع نمايي ذهن ما را تحت تاثير قرار مي دهند . از اين عوامل كه سبب تحريف شناختي در افكار و تصورات ما مي شود تفكر تساوي گونه است . اين تفكر نوعي تحريف است كه حادثه اي يا امري را با قاطعيت مساوي چيز ديگر مي داند و مادر تحريفات شناختي است . براي مثال :قبولي در كنكور سراسري = خوشبختي ، ردشدن در كنكور سراسري= بدبختي ، زيبايي در چهره = خوشبختي ، عدم زيبايي در چهره = بدبختي و زنداني شدن ، ارتكاب جرم = ناتواني در عدم تكرار جرم و ناتواني در بازگشت سالم به خانواده و فقر و بيكاري = غير قابل اجتناب بودن ارتكاب جرم . . .

ده ها مورد از تساوي ها به طور روزمره بسياري از افراد به كار مي برند و به آن اعتقاد دارند ، بدون توجه به اين كه توسط اين قطعيتها روابط خود را با محيط و حتي خود به صورت آسيب زايي تحت تاثير قرار مي دهند . همچنين در تفكر تساوي گونه افراد هيچ گونه تبصره و شرط و استثنايي قائل نيستند . در ديدگاه شناخت گرايان به دليل آسيب زايي و سبك زندگي بيمار گونه اي كه اين نوع تفكر ايجاد مي كند ، به دنبال القاء نامناسب و اشتباه بودن اين نوع تفكر و همچنين به دنبال راههاي مقابله با آن هستند .

اين در حالي است كه تفكر تساوي گرايي با اعتقادات ديني و مذهبي ما كاملا منافات دارد . خداوند هيچ دو چيز يا دو امر را عين هم و مساوي و يكسان با همديگر نيافريده است زيرا خدايي كه داراي صفت قدرت مطلق مايشاء است ، دوباره كاري نمي كند . دوباره كاري صفت موجودي ناقص است و نه وجودي كامل و بي عيب و نقص . آنچه مفاهيم قرآني و اسلامي به ما مي گويند ، صفتي از خداست كه هر لحظه او در حال خلقتي جديد است : كل يوم هو في شان .

بسياري بر اين عقيده اند كه در پديده هاي طلاق ، نداشتن زيبايي ، اخراج از كار، زنداني شدن ، ارتكاب جرم و به سرقت رفتن لوازم منزل = بدبختي . اما واقعيت اين است حتي با وقوع چندين حادثه نامطلوب ديگر نمي توانيم با قاطعيت نوعي تساوي را در نتيجه گيري هايمان داشته باشيم و درهاي اميد و اميدواري را به روي خودمان ببنديم ، زيرا چنين تساوي هايي وجود ندارد . در بسياري از موارد وحتي شديدتر و بدتر براي افراد ديگر اتفاقات اين گونه افتاده و مقدمه اي براي جهش شديد و پيشرفت غير قابل تصور بر خلاف اين تساوي ها شده است .

مقابله با تفكر تساوي گونه بدين معناست كه در صورت انجام يا وقوع عملي نامطلوب و ناهنجار جامعه، يكي از نتايج آن مي تواند عواقب ناگوار باشد (نه فقط تنها نتيجه) ولي با وقوع آن عقوبت ناگوار ، تمام راهها بسته نيست و راه بازگشت وجود دارد و بالتبع راه منتهي شدن به چيز ديگر غير موارد مورد انتظار وجود دارد و اين مفهوم آيه لا تقنطو من رحمه الله ان الله يغفر الذنوب جميعا باشد . بزرگترين و نابخشودني ترين گناه در فرهنگ اسلام نااميدي از رحمت خداست . يكي از نتايج تفكر تساوي گونه نااميدي است . اينچنين ديد از امور حتي خطا كارترين افراد با خصيصه هاي شديد ضد اجتماعي نيز در امكاني از بازگشت به سمت هنجارها قرار مي دهد و راه را براي آنان يك سويه و غير قابل بازگشت نمي كند .

يكي از دلالت هاي شكستن تفكر تساوي گونه در ذهن مجرمان و افراد بزهكار و داراي شخصيت ضداجتماعي ايجاد روزنه هاي اميد براي ذهن چنين كساني است كه تا در آخرين گام ها راه بازگشت را براي خود ببيند و حتي تا قبل از آخرين خطا مجالي براي تغيير داشته باشد كه اين خود عاملي بسيار قوي در كاهش ميزان جرائم چنين افرادي است .

آنچه كه مجرمان را بيشتر به سمت گرداب تشديد جرم مي كشاند حاكميت تفكر تساوي گونه در ذهن آنان است . زيرا آنان با قطعيت اعتقاد دارند كه راهي براي بازگشت وجود ندارد ( بازگشت به خودش و اجتماع ) . تنها و فقط به عقوبت خطا انديشيدن (براساس تفكر تساوي گونه) نوعي مداومت در انجام خطا به جاي اصلاح و تغيير در ذهن فرد را بارز مي سازد و راههاي بازگشت را مي بندد . به عبارت بهتر توبه با اعتقاد كامل به تفكر تساوي گونه سازگاري ندارد چون درواقع اگر راه بازگشت حتي براي خطاكارترين افراد نبود ، اينقدر به جايگاه توبه و توابين توجه و سفارش نمي شد . اهميت توبه در اسلام دقيقا معادل شكسته شدن اين نوع تفكر تحريفي تساوي گونه و قطعي نگري است . از نتايج ديگر مقابله با تفكرات تساوي گونه در افراد ايجاد حالت بيم و اميد ( خوف و رجاء) است . از امام علي (ع) نقل شده است : بهترين كارها اعتدال در بيم و اميد (خوف و رجاء)است . حضرت امام صادق (ع) نيز مي فرمايند : هيچ بنده ي مؤمني نيست مگر آن كه در دلش دو نور است : نور بيم و نور اميد ، اگر اين وزن شود از آن بيشتر نباشد و اگر آن وزن شود از اين كمتر نباشد .

نكته اي جالب از فرهنگ ديني :

از نكات جالب در فرهنگ ديني و اسلامي ما استعمال و كاربرد كلمه ان شاءالله براي پرهيز از قطيت و تفكر تساوي گونه در رابطه با حوادث وپديده هاي مثبت و مطلوب است . به عنوان مثال اگر تمام شرايط و لوازم مورد نياز و مقدمات يك سفر براي ما فراهم باشد ، فرد نمي تواند با قطعيت ادعا كند حتما به سفر مي رود . در دستورات ديني ما تاكيد شده با وجود محقق شدن تمام شرايط و مقدمات كاري حتما گفتن جمله ان شاء الله فراموش نشود زيرا بسياري از موارد بوده كه افرادي تمام مقدمات و شرايط از هر نظر برايشان فراهم بوده ولي به آن هدف خود نرسيده اند و در امور مثبت و مطلوب هم قطعيتي وجود ندارد و نمي توان تفكر تساوي گونه داشت . قطعيت و قطعيت گرايي وجود ندارد بلكه تبصره ها و استثنا ها در كارند به ويژه در مسائل اجتماعي و انساني و همين روزنه هاي اميد را هر چند درمواقعي كوچك در مقابل ما انسان باز نگه مي دارند و ما را از غلطيدن به سمت افسردگي ، اضطراب و نا اميدي باز مي دارد و گرنه طبق نظريه افسردگي ( از نوع نا اميدي ) آبرامسون و همكارانش ( 1990) ما بايد به تعداد حوادث نامطلوب وقوع يابنده در جهان اقدام به انتحارداشته باشيم . آيه صريحي در اين رابطه هست كه خط بطلاني بر قطعيت گرايي حاكم بر اذهان انسانهاست :

عسي ان تكرهو شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم : اي بسا آنچه را بد مي پنداريد خيري براي شماست و اي بسا آن چه را خير مي پنداريد شري براي شماست . پس نمي توان با جمع ساده چندين مورد منفي به تساوي و نتيجه گيري نامطلوب رسيد . جالب است كه اين اصطلاح اخيرا در فرهنگ غرب توسط بسياري از مردم با همان معادل عربي استفاده مي شود .

 

بحث و نتيجه گيري :

در اديان الهي به ويژه اسلام به موضوع آگاهي و شناخت از خود اهميت زيادي داده شده است . يكي از راههاي پيشگيري از گناه و يا انجام توبه ، خود مشاهده گري يا شناخت خود است . قرآن در اين زمينه مؤمنان را به رجوع به خودشان تشويق مي كند : « اي مؤمنان شما را باد به رعايت نفس خودتان . (آيه 105 سوره مائده ) . در دين اسلام فراموشي خود در طول فراموشي خدا قرار گرفته است « و مانند كساني نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا به خاطر ان فراموشي ، نفس شان ( خودشان) را از يادشان برد ، ايشان همانا فاسقانند »( آيه 19 سوره حشر) . در تفسير آيه 105 سوره مائده علامه طباطبايي سخنان بسيار فراواني دارد ، ايشان با تمسك به روايات متعدد در اين زمينه اشاره دارند كه يكي از بهترين و مطمئن ترين راه شناخت خدا ، شناخت خود است : « خودشناس ترين شما ، خداشناس ترين شماست . كسي كه خود را شناخت ، خدا را شناخت »( حضرت علي عليه السلام ) .

با توجه به موارد فوق دستيابي به خود آگاهي و خود شناسي كليدي طلايي در رسيدن به معرفت حقيقي است و مسائلي كه در اين زمينه ما را به شناخت مي رسانند ارزشمند هستند .

منابع :** قرآن كريم ** نهج البلاغه - احمدي ، علي اصغر( 1371 ) ،روانشناسي شخصيت از ديدگاه اسلامي ، چاپ دوم ، انتشارات اميركبير.- بابا زاده ، علي اكبر(1370 )، مسائل ازدواج و حقوق خانواده ، (مقدمه جعفر سبحاني )تهران انتشارات بدر.-طباطبايي، علامه محمدحسين (1362 ) . تفسير الميزان ، انتشارات اميركبير .

- نجاتي ، محمد عثمان (1367 )، قرآن و روانشناسي ،ترجمه دكترعباسي عرب ، انتشارات آستان قدس رضوي .

- يونسي، سيدجلال(1387)،درمان ناهنجاريهاي رواني در كودكان ، نوجوانان و خانواده ها ، چاپ سوم ، انتشارات دانشگاه علوم بهزيستي و توان بخشي تهران .-يونگ ، كارل گوستاو(1937) ، روان شناسي و دين ، ترجمه فواد روحاني ، انتشارات اميركبير ، تهران .

 


موضوعات مرتبط: شخصیت شناسی
برچسب‌ها: شخصیت شناسی
[ یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 9:8 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب