|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
مفهوم شخصيت : يكي از مهم ترين عناصر شخصيت كه در قرآن وجود دارد مفهوم شاكله است در سوره اسري آيه 84 آمده است : بگو هر كسي بر شاكله(ساختار رواني و بدني ) خويش عمل مي كند و خداي شما به كسي كه راهش از هدايت بيشتري برخوردار است داناتر است . استنباطي كه از اين آيه مي شود اين است كه منشا اعمال آدمي شاكله اوست كه معادل شخصيت در روان شناسي است . به طور كلي شاكله داراي معاني زير است : 1- نيت 2- خلق و خوي 3 – حاجت و نياز 4 – مذهب و طريق و 5 - هيئت و ساخت . اين موارد به عنوان زير بناي رفتارهاي انسان محسوب مي گردند : - نيت : نيت به معناي قصد و عزم قلب است . از ديدگاه اسلامي بين نيت و عمل تفاوت وجود دارد . نيت امري دروني است وعمل ثمره و حاصل نيت است . امام علي (ع) مي فرمايد : نيت زيربناي عمل است و اعمال ثمره نيات هستند و امام صادق (ع) مي فرمايد : همانا نيت همان عمل است كه اين مورد اشاره به اصالت نيت در مقابل عمل دارد و منشا و مبدا عمل نيت است . تصحيح نيت از سخت ترين اعمال است و آن تابعي است از حالتي كه نفس به آن حالت متصف است و از طريق رياضت هاي سخت ، تفكرات عميق و مجاهدت هاي شديد به دست مي آيد . خلق و خوي : مجموعه صفات انسان است كه در ارتباطات او با اشياء و افراد بروز مي كند و حكماي اسلامي آنرا محصول مزاج ، تركيب بدني ، مسائل محيطي ، تجربيات فرد و البته اختيار مي دانند . اين مجموعه نيز دست به دست هم داده هيئت و حالات نفساني انسان را مي سازد . حاجت و نياز : يكي ديگر از معاني شاكله ، حاجت و نياز است . نيازها از زير بناهاي رفتاري انسان هستند . نيازها دو دسته اند : نيازهاي فيزيولوژيكي مثل گرسنگي ، تشنگي و ميل جنسي كه نحوه ارضا و برخورد با آنها آموختني و بستگي به نوع شخصيت و شاكله فرد دارد . دوم نيازهاي رواني مثل نياز به تعلق داشتن ، نياز به امنيت از جمله نيازهايي هستند كه در نوع بشر ديده مي شوند . ميزان بروز هر يك از اين نيازها و نحوه ارضا و طرز تلقي آنها از فردي به فرد ديگر و به تناسب ساخت رواني آنها فرق دارد . مذهب و طريق : مذهب ، روش و برنامه اي است كه فرد در زندگي خود پيشه كرده و جهان ، آينده و گذشته را بر اساس آن تفسير مي كند . دين بر اساس هيئت و ساخت اوليه رواني انسان ( فطرت ) شكل گرفته و موجب پيدايش ساخت و هيئت رواني خاصي مي شود كه انسان را وادار به اعمال خاصي مي كند . هيئت و ساخت : اصلي ترين معناي شاكله هيئت وساخت رواني است . هيئت رواني انسان مجموعه واحدي است كه نيات از آن بر مي خيزد . خلق و خوي حاصل آن است ، مذهب بر اساس آن پذيرفته شده و خرد موجد شكل گيري آن مي شود و بالاخره نيازها در بروز و ظهور خود متاثر از آن هستند . در واقع شاكله عبارت است از ساخت و هيئت رواني انسان كه در اثر تعامل وراثت ، محيط و اختيار شكل گرفته به گونه اي كه محركات محيطي را منطبق با خود تفسير كرده و در مقابل آنها به شيوه اي خاص پاسخ مي دهد . همانطوري كه در سوره اسري آيه 82-84 آمده است : و ما آنچه را براي مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قران نازل مي كنيم و كافران را جز زيان چيزي نخواهد افزود و ما هرگاه به انسان نعمتي عطاء كرديم رو بگردانيد و دوري جست و هرگاه شر و بلايي به او روي آورد ، به كلي مايوس و نا اميد شد . بگو هر كسي بر شاكله خود عمل مي كند خداي شما به كسي كه راهش از هدايت بيشتري برخوردار است ، داناتر است . پيام اين آيه اين است كه مردم به اقتضاي شاكله خود عمل مي كنند و رسول گرامي (ص) مي فرمايد : اين خود مردم هستند كه اعمالشان بر طبق شاكله و فعاليتهاي موجودشان صادر مي شود ، آن كسي كه داراي شاكله معتدل است راه يافتنش به سوي كلمه حق و عمل صالح قدري آسان تر است و آن كسي كه شاكله ظلم و سركشي دارد او هم مي تواند به سوي كلمه حق راه يابد اما براي او قدري دشوارتر است . مراحل رشد شخصيت : براي تعيين مراحل رشد شخصيت دو ملاك بنيادي را بايد مد نظر قرار دهيم : عقل و نفس ( يا هواي نفس ) كه اينها دو محرك اصلي و اساسي افعال انسان به شمار مي آيند . مجموعه گرايشهاي انسان نسبت به محركهاي خوشايند و دافعه هاي او نسبت به محركهاي ناخوشايند كه ماهيتا" بر فرايندهاي ناخودآگاه متكي هستند ، نفس مي گويند . عقل نيز عبارتست از توانايي انسان بر تشخيص و استدلال . اصل لذت طلبي و گريز از الم ، اصل بسيار مهم و بنيادي موجودات است ، از اين رو انسان بدون تجزيه و تحليل عقلي و استدلالي و فارغ از خود آگاهي مي تواند به طرف محركهاي خوشايند جذب و از طرف محركهاي ناخوشايند دفع شوند . عقل در وراي اين اصل مي تواند نسبت به محركهاي مختلف آگاهي يافته و آنها را تجزيه و تحليل و در مورد آنها قضاوت كند . به اين ترتيب بين رشد عقلاني و گسترش تمايلات نفساني نسبتي معكوس وجود دارد . يعني هر قدر خود آگاهي و قضاوت عقلاني گسترش يابد دامنه اصل فوق محدود مي شود . مراحل رشد شخصيت بر اساس تعابير قرآني چنين است : 1 – نفس اماره 2- نفس لوامه و 3 – نفس مطمئنه . هر يك از اين نفوس ، تعبيري از شاكله و شخصيت انسان در مرحله اي خاص هستند . به اين معنا كه كسي كه صاحب نفس اماره است ، داراي شاكله و شخصيتي است كه در آن هواي نفس حاكم بوده و محرك اعمال و رفتار فرد در اين مرحله محركهاي نفساني به شمار مي آيد . كسي كه در مرحله نفس لوامه است هر چند كه محرك بسياري از رفتارهاي او نفس است ولي عقل در اينجا نقش خاصي يافته و با آگاهي و استدلال و قضاوت برخي از اعمال اين نوع شخصيت را زير سؤال مي برد و او را مورد سرزنش قرار مي دهد .شخصيت انسان در مرحله نفس مطمئنه تحت سيطره كامل عقل در آمده و عقل است كه مسير اعمال و رفتار انسان را تعيين مي كند ساختمان وجودي انسان فطرتا هم استعداد انجام كارهاي زشت ، پيروي از هواي نفس و شهوات جسماني ، غرق شدن در لذت هاي ملموس و تمايلات دنيوي را دارد و هم آمادگي ارتقاء به اوج فضيلت تقوا ، اخلاقيات عالي انساني و عمل صالح و پيامدهاي آن يعني رسيدن به آرامش رواني و خوشبختي معنوي ، به همين دليل طبيعي است كه فطرت انسان بالقوه متضمن تضاد بين خير و شر ، فضيلت و رذيلت و اطاعت و معصيت خداست و آزمايش واقعي انسان در اين دنيا نيز همين سمت و سوي گرايش اراده و موضوع انتخاب او است . در سوره فرقان آيه 43-44 آمده است : آيا ديدي كسي را كه هوي نفس را معبود خويش ساخت آيا(مي تواني ) ضامن او باشي يا گمان داري بيشترشان مي شنوند يا مي انديشند آنان جز مانند ستوران نيستند بلكه گمراه ترند و در سوره يوسف 53 : من هرگز نفس خويش را تبرئه نمي كنم كه نفس بسيار به بدي ها امر مي كند ، مگر آنچه را پروردگارم رحم كند، پروردگارم غفور و رحيم است . پيامبر اكرم مي فرمايند : دشمن ترين دشمنانت همان نفس توست كه در درونت قرار دارد هر كس آنرا ادب يا سركوب كند از ظلمش در امان خواهد بود . همچنين در سوره فجر آيه 27-30 (آن هنگام به اهل ايمان خطاب رسد) اي نفس قدسي ، مطمئن و دل آرام ، امروز به حضور پروردگارت باز آي كه تو خشنود و او راضي از توست . باز آي در صف بندگان خاص من در آي ودر آن بهشت من داخل شو . اين مفاهيم سه گانه نفس ( اماره ، لوامه و مطمئنه ) را مي توان حالاتي تصور كرد كه شخصيت انسان در سطوح مختلف رشد به آن متصف مي شود و شخصيت انسان در جريان تضاد دروني ميان جنبه هاي مادي و معنوي ماهيت ساختاري خويش آنها را پشت سر مي گذارد . زماني كه شخصي انسان در پايين ترين سطح قرار دارد به طوري كه هوي و هوس و شهوات بر او مسلط اند در واقع تحت تاثير و حاكميت نفس اماره است و هنگامي كه در بالاترين درجه رشد و كمال بشري مي رسد تا آنجا كه تعادل كامل بين خواسته هاي جسمي و رواني او برقرار مي شود و آنگاه به مرحله اي رسيده كه صفت نفس مطمئنه بر آن تطبيق مي كند . حد وسط اين دو مرحله ، مرحله اي است كه كه انسان نفس خود را به محاسبه مي كشاند و البته انسان گاهي به علت ضعف دچار اشتباه گرديده و در اين حالت به شخصيت انسان نفس لوامه اطلاق مي شود . اين مفاهيم با عناصر شخصيت در ديدگاه روان كاوي مشابهت هاي فراواني دارند و ايجاد هماهنگي بين آن سه ساختارشخصيت ( نهاد ، من و فرامن) و ايجاد تعادل بين آنها به سلامت نفس و روان خواهد انجاميد كه همواره بين خواسته هاي جسماني و رواني در ديدگاه اسلام ، تعارض وجود دارد و در نتيجه اين برخورد بين بعد مادي و معنوي حالات سه گانه نفس به وجود مي آيد . نظريه تعارض در روانكاوي مشابه اين برخورد حالات سه گانه نفس است . موضوعات مرتبط: شخصیت شناسی برچسبها: شخصیت شناسی [ یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:57 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||