|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
به نظر میرسد وقتی از شخصیت شناسی حرف میزنیم، یا دربارهی شخصیت کسی اظهارنظر میکنیم، تا حد خوبی میدانیم دربارهی چه چیزی صحبت میکنیم. همچنین اگر کسی به شما بگوید که از نظر شخصیتی با همکارش تفاوت دارد و به همین علت، تعارضهای فراوانی را در محیط کار تجربه میکند، احتمالاً فکر میکند منظور خود را به صورت واضح و شفاف بیان کرده است. وجود تقاضای قابلتوجه برای کتابهای شخصیت شناسی و نیز انواع کلاسها و دورههای آموزشی درباره شخصیت، مورد دیگری است که ممکن است باعث شود فکر کنیم شخصیت و شخصیت شناسی برای اغلب انسانها، اصطلاحاتی شفاف و دارای تعریف مشخص هستند. اما اگر کمی جستجو کنید و بخواهید بفهمید که «شخصیت یعنی چه؟»، به سرعت به نتیجه میرسید که بر سر تعریف شخصیت در روانشناسی اتفاقنظر وجود ندارد و در مورد شخصیت، هر کس دیدگاه و سلیقهی خود را مطرح کرده است. بنابراین اصلاً نمیتوانید به سادگی شخصیت را تعریف کنید. اجازه بدهید ابتدا چند تعریف شخصیت را با هم بخوانیم و مرور کنیم و سپس به سراغ تعریف کاربردی شخصیت برویم (لازم نیست این تعریفها را به خاطر بسپارید. صرفاً به تنوع آنها توجه کنید): مهمترین نکتهای که باید در این تعریفها مد نظر قرار دهیم این است که تعریف رفتار و شخصیت، شباهتها و اشتراکاتی دارند. اما آنچه شخصیت را از رفتار متمایز میکند، پیوستگی، دوام و بقاء الگوهای رفتاری است: یک بار فریاد زدن، یعنی شما عصبانی شدهاید (رفتار)؛ اما به صورت مکرر و در شرایط مختلف فریاد زدن بر سر این و آن، میتواند به این معنا باشد که شما عصبی و نوروتیک هستید (شخصیت). چرا بر روی تعریف شخصیت توافق نظر وجود ندارد؟شخصیت شناسی به شناخت شخصیتِ انسان میپردازد و زمانی میتوان به تعریفی واحد از شخصیت رسید، که تعریف انسان برایمان مشخص و شفاف باشد. اما دانشمندان و محققان مختلف، نگاههای متفاوتی نسبت به انسان داشتهاند. این تنوع دیدگاهها، در تعریف شخصیت هم منعکس شده است.
مثلاً در اولین تعریفی که نقل کردیم (ریچلاک)، از اصطلاح ارگانیسم استفاده شده است. این نشان میدهد که ریچلاک علاقه نداشته انسان را از سایر موجودات زنده تفکیک کند و معتقد بوده که همان ابزارهایی که برای شخصیت شناسی انسان مورد استفاده قرار میگیرند، میتوانند (یا باید بتوانند) برای تحلیل رفتارهای یک سگ یا گربه یا حتی یک قارچ نیز بهکار گرفته شوند. اما در بسیاری از تعاریف دیگر، مشخصاً به انسان اشاره شده و میتوان نتیجه گرفت که ارائهدهندگان آن تعریفها، انسان را موجودی متمایز از سایر جانداران در نظر گرفتهاند. از سوی دیگر، کسی مثل اسکینر که از دانشمندان کلیدی در روانشناسی رفتارگراست، اعتقادی به ارادهی آزاد ندارد و موجودات را یک ماشین پیچیدهی مکانیکی با توانایی یادگیری به کمک شرطی سازی میداند. پس به سادگی میتوان حدس زد که چرا اسکینر علاقهمند به تعریف شخصیت نیست. او نمیتواند ویژگیها و صفاتِ باثباتی را برای انسان تصور کند و معتقد است که این ماشین مکانیکی، در طول زمان و در شرایط مختلف، میتواند به کلی تغییر کند.
موضوعات مرتبط: شخصیت شناسی برچسبها: شخصیت شناسی [ یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:27 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||