ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

چگونه ابقای امام علی (ع) بر امامت به ولایت امام زمان (عج) منجر می‌شود؟

ب) دیدگاه روایات

با مراجعه به روایات نیز پی می بریم که برای امامت، معنای جامع و کاملی است که مرجعیت دینی و سیاسی از شؤونات آن به حساب می آید.


1- 55. سوره سجده، آیه 24.

2- 56. سوره انبیا، آیات 72 - 73.

1 - در حدیث معروفی که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده است: «من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة»؛(1) «هر کس بمیرد و پیشوای زمان خود را نشناسد مرده است از نوع مردن زمان جاهلیت.»

این تعبیر خیلی شدید است؛ زیرا در زمان جاهلیت مردم مشرک بودند و حتّی توحید و نبوّت نداشتند. روشن است که امامت به معنای ولایت معنوی، می تواند از اصول دین باشد و عدم شناخت آن باعث مردن به نوع جاهلی گردد.

2 - در سیره ابن هشام آمده است: «بنی عامر بن صعصعه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله رسیدند، حضرت آنان را به سوی خدا دعوت نمود و نبوّت خود را بر آنان عرضه کرد... در این هنگام یک نفر از آن جماعت (بحیرة بن فراس) به پیامبر صلی الله علیه وآله عرض کرد: به من بگو! اگر ما با تو بر اسلام بیعت کردیم و خداوند تو را بر مخالفانت غلبه داد، آیا ما در خلافت بعد از تو سهمی داریم؟ آن حضرت فرمود: امر خلافت به دست خدا است، هر کجا که بخواهد قرار می دهد.

در این هنگام بحیره به پیامبر صلی الله علیه وآله عرض کرد: آیا ما جان خود را برای دفاع از تو بدهیم ولی هنگامی که خداوند تو را بر دشمنانت غلبه داد خلافت به غیر ما برسد؟ ما احتیاجی به اسلام تو نداریم.»(2)

3 - امام رضاعلیه السلام به عبدالعزیز بن مسلم فرمود: «مردم مگر مقام و منزلت امامت در میان امّت را می دانند تا روا باشد که انتخاب آن به اختیار ایشان واگذار شود؟ همانا امامت، قدرش والاتر و شأنش بزرگ تر و منزلتش عالی تر و مکانش رفیع تر و عمقش ژرف تر از آن است که مردم با عقل خود به آن برسند یا با آرای خود آن را دریابند و یا به انتخاب خویش امامی را منصوب کنند؟

همانا امامت مقامی است که خدای - عزّ وجلّ - بعد از رتبه نبوّت و خلّت در مرتبه سوم به ابراهیم علیه السلام اختصاص داد و به آن فضیلت، مشرّفش ساخت و نامش را


1- 57. شرح مقاصد، ج 5، ص 239.

2- 58. سیره ابن هشام، ج 2، ص 32.

بلند و استوار نمود و فرمود: «همانا من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم خلیل علیه السلام از نهایت شادی به خداوند عرض کرد: «از فرزندان من هم؟» او فرمود: «پیمان و فرمان من به ستمکاران نمی رسد....»

همانا امامت، خلافت خدا و خلافت رسول خداصلی الله علیه وآله و مقام امیرالمؤمنین علیه السلام و میراث حسن و حسین علیهما السلام است. همانا امامت، زمام دین و مایه نظام مسلمانان و صلاح دنیا و عزّت مؤمنان است. همانا امامت، ریشه با نموّ اسلام و شاخه بلند آن است. کامل شدن نماز، روزه، حجّ، جهاد و بسیار شدن غنیمت و صدقات به آن است.

امام؛ مانند خورشید طالع است که نورش عالم را فرا گیرد و خودش در افق است به نحوی که دست ها و دیدگان به آن نرسد.

امام، ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره راهنما در شدّت تاریکی ها است.

امام، آب گوارای زمان تشنگی، رهبری به سوی هدایت و نجات بخش از هلاکت است.

امام، آتش روی تپّه (رهنمای گمشدگان)، گرما دِه سرما زدگان و رهنمای مهلکه ها است. هر که از او جدا گردد هلاک شود.

امام، ابری بارنده، بارانی شتابنده، خورشیدی فروزنده، سقفی سایه دهنده، چشمه ای جوشنده و برکه و گلستان است.

امام، از گناهان پاک و از عیب ها برکنار است. به دانش مخصوص و به خویشتن داری نشانه دار است. موجب نظام دین و عزّت مسلمین و باعث خشم منافقان و هلاکت کافران است.

پس کیست که بتواند امام را بشناسد و یا انتخاب امام برای او ممکن باشد؟

هیهات! هیهات! در اینجا خردها گم گشته، خویشتن داری ها بیراهه رفته است. عقل ها سرگردان، دیده ها بی نور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیر، خردمندان کوتاه فکر، خطیبان درمانده، شاعران وامانده، ادیبان ناتوان، و سخندانان درمانده اند که

بتوانند یکی از شؤون و فضایل امام را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و ناتوانی معترفند. چگونه می توان تمام اوصاف و حقیقت امام را بیان کرد، یا مطلبی از امر او فهمید و جایگزینی که کار او را انجام دهد برایش پیدا کرد؟!

ممکن نیست، چگونه و از کجا؟ در صورتی که او از دست یاران و وصف کنندگان اوج گرفته و مقام ستاره در آسمان را دارد، او کجا و انتخاب بشر کجا؟ او کجا و خرد بشر کجا؟ او کجا و مانندی برای او کجا؟.»(1)

منصب امامت والاتر از منصب نبوّت

خداوند متعال می فرماید: { وَإِذِ ابْتَلی إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً...}؛(2) «به یاد آر هنگامی که خداوند ابراهیم را به اموری چند امتحان کرد و او همه را به جای آورد. خداوند به او گفت: من تو را به پیشوایی برگزیدم....»

خداوند متعال در سنین پیری حضرت ابراهیم علیه السلام را به امامت برگزید و این بعد از امتحان هایی بود که از او گرفته شد و حضرت نیز از آن ها سرافراز بیرون آمد، از آن جمله ذبح فرزندش بود که در مقابل این امتحان نیز تسلیم پروردگار بود. مطابق نصّ قرآن کریم خداوند در سنین پیری به حضرت ابراهیم فرزند عطا کرد، آنجا که می فرماید: { الْحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْماعِیلَ وَإِسْحاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعاءِ}؛(3) «حمد مخصوص خداوندی است که به من در سنین پیری اسماعیل و اسحاق را بخشید، همانا پروردگار من شنونده دعا است.»

قرینه دیگر بر این که امامت حضرت ابراهیم در اواخر عمر او بوده این که آن حضرت مقام امامت را برای ذریه خود می طلبید و طبعاً این هنگامی است که حضرت فرزند داشته اند و لذا به فکر ذریه خود بوده است. و می دانیم که فرزند در هنگام پیری به او بخشیده شد.


1- 59. کافی، ج 1، ص 198 - 203.

2- 60. سوره بقره، آیه 124.

3- 61. سوره ابراهیم، آیه 39.

از اینجا استفاده می کنیم که امامت حضرت ابراهیم بعد از نبوّت او بوده است؛ یعنی بعد از آن که از امتحانات پیاپی سرافراز بیرون آمد، خداوند متعال او را به درجه ای عالی تر نایل کرد که همان هدایت و دستگیری ظاهری و باطنی و تکوینی بشر است. مقام نبوّت، تنها مقام اخبار از خداوند متعال است، امّا کسی که می خواهد مردم را دستگیری کند، به قابلیت های دیگری نیاز دارد.


موضوعات مرتبط: امام شناسی
برچسب‌ها: امام شناسی
[ چهارشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب