ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

عرفان حلقه یا عرفان کیهانی

عشق مجازى، عشق به «نمود» است، نه عشق به «بود» از اين رو توقف و ماندگارى در اين عشق، هرچند بهتر از نداشتن عشق است ولى نتايج عشق حقيقى و راستين را ندارد.

عاشقى گر زين سر و گرز آن سراست‏

عاقبت ما را بدان سر رهبرست‏

گفت معشوقم: تو بودستى نه آن‏ ليك كار از كار خيزد در جهان‏
عاشق آن وهم اگر صادق بود آن مجازش تا حقيقت مى‏رود.
(۶) در روايتى آمده است: نوجوانى كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بود، به پيامبر «صلى الله عليه وآله» سلام كرد و از خوشحالى ديدن ايشان، چهره‏اش گشاده شد و لبخند زد. حضرت به او فرمود: اى جوان مرا دوست دارى؟ گفت: اى رسول خدا به خدا قسم آرى. فرمود: همچون خودت؟ گفت: اى رسول خدا به خدا قسم بيشتر. فرمود: همچون پروردگارت؟ گفت: خدا را، خدا را، اى رسول خدا اين مقام نه براى تو است و نه ديگرى. در حقيقت تو را براى دوستى خدا دوست مى‏دارم.

در اين هنگام رسول خدا به همراهان خويش روى كرد و فرمود: اين گونه باشيد خدا را به سبب احسان و نيكى‏اش به شما دوست بداريد و مرا براى دوستى خدا دوست بداريد.(۷)

در حسن رخ خوبان، پيدا همه او ديدم‏

در چشم نكورويان، زيبا همه او ديدم‏

در ديده هر عاشق، او بود همه لايق‏ ور نه ز نظر وامق، عذرا همه او ديدم‏
ديدم همه پيش و پس، جز دوست نديدم كس‏ او بود همه او بس، تنها همه او ديدم‏
(۸) گاه از عشق مجازى به «عشق اصغر» ياد مى‏شود كه همان عشق به انسان است زيرا مجموعه‏اى از لطايف عالم هستى و آيينه‏اى از صفات حق و راهنماى قلوب و معرفت بارى تعالى است. گاه از آن به «عشق اوسط» نيز نام مى‏برند كه همان اشتياق و محبت نسبت به همه اجزاى عالم است از آن رو كه مظاهر صفات الهى است و يا عشق به عالمانى است كه ناظر به حقايق موجوداتند و در آفرينش آسمان‏ها و زمين به تفكر مى‏پردازند.(۹) گاهى نيز به آن «عشق نفسانى يا عفيف» نيز اطلاق مى‏گردد كه همان عشق و محبت به صفات روحى و ملكات اخلاقى انسان‏ها است.(۱۰) اما عشق كاذب و دروغين، داراى منشأ جنسى و شهوانى است.

در اين عشق، عاشق به صورت ظاهرى معشوق و رنگ و روى او متوجه است. اين نوع عشق- كه به جفا، نام عشق بر آن نهاده‏اند- موجب تسلط نفس اماره و تقويت آن و حكومت شهوت بر قوه عاقله و در نتيجه خاموش شدن نور عقل مى‏شود.(۱۱)

عشق‏هايى كز پى رنگى بود

عشق نبود عاقبت ننگى بود

عاشقان از درد زان ناليده‏اند كه نظر ناجايگه ماليده‏اند
(۱۲) عشق دروغين، جز طغيان شهوت نيست.

عشقى كه از مبادى جنسى و حيوانى سرچشمه مى‏گيرد، به همان نيز خاتمه مى‏يابد و افزايش و كاهش آن بيشتر به فعاليت‏هاى فيزيولوژيكى دستگاه تناسلى بستگى دارد كه قهراً در سنين جوانى بيشتر بروز مى‏كند و با پاگذاشتن به سن، از يك طرف و اشباع آن از سوى ديگر، كاهش مى‏يابد و منتفى مى‏شود. اين گونه عشق‏ها به سرعت مى‏آيد و مى‏رود و خطرناك و فضيلت‏كش است. انسان آن گاه كه تحت تأثير شهوات خويش است، خود را مى‏پرستد. شخص مورد علاقه را براى خود مى‏خواهد و در اين انديشه است كه از وصال او بهره‏مند شود و حداكثر تمتع را از او ببرد. بديهى است كه چنين عشقى نمى‏تواند مكمل و مربّى روح انسان باشد و آن را تهذيب نمايد.(۱۳) اين نوع عشق، منشأ خشونت، جنايت، زبون كننده و ناپايدار است و همان است كه وصالش، مدفنش به شمار مى‏آيد. ملا صدراى شيرازى مى‏گويد: «كسانى كه شيئى از اشياى دنيايى را دوست دارند و فقط به ظاهر آن دل خوش كرده‏اند، وقتى به وصال محبوب رسيدند، بعد از مدت اندكى همان محبوب، براى آنها وبال شده، موجب زحمتشان مى‏گردد لذا حلاوتى را كه در حالت عشق و حب داشتند، از دست مى‏دهند(۱۴)».

عشق، آينه بلند نور است‏

شهوت ز حساب عشق دور است‏

سعديا عشق نياميزد و شهوت با هم‏ پيش تسبيح ملايك نرود ديو رجيم‏
امام صادق «عليه السلام» مى‏فرمايد: «من وضع حبّه فى غير موضعه فقد تعرّض للقطيعه»(۱۵) «هر كس محبتش را در غير جاى خويش قرار دهد [به جاى رابطه و پيوند] خود را در معرض جدايى قرار داده است».

عشق چون آينه است كه در آن، حالات و درجات استعداد هر عاشقى، نمودار مى‏گردد. دوام عشق، به دوام و پايدارى معشوق وابسته است. عشق آب و رنگ و حس صورى، چون ثبات ندارد، پايدار نمى‏ماند. اين عشق‏ها نوعى هوسرانى و بازى خيالى است كه فرجامى جز ننگ و رسوايى ندارد. اگر زيبايى ظاهرى، ذاتى آدمى بود، نبايد از ميان مى‏رفت زيرا «الذاتى لا يختلف و لا يتخلّف» «ذاتى، اختلاف و تخلف نمى‏پذيرد». پس با زوال زيبايى ظاهرى، بايد متوجه شويم كه رخ زيباى آدمى، عرضى او است:

عشق بر مرده نباشد پايدار

عشق را بر حىّ جان افزاى دار

(۱۶) معشوق، صورت نيست بلكه وصف معنى و حقيقت است و چون حُسن، كمال و معنى معشوق نهايتى ندارد سوز و گداز دل عاشقان راه حقيقت نيز پايان نمى‏پذيرد و هيچ‏گاه عاشقان از نثار عشق سير و بى‏نياز نمى‏گردند.

عشق بينايان بود بركان زر

هر زمانى لاجرم شد بيشتر

عشق ربّانى است خورشيد كمال‏ امر نور اوست خلقان چون ضلال‏
(۱۷)

(۱) (احياء علوم الدين، غزالى، ج ۴، ص ۲۸۳- ۲۷۹)
۰۰۰ (۲) (عشق كاذب شهوانى بيشتر در سنين جوانى رخ داده و گاهى همچون آتشفشان، جلوه مى كند كه بايستى از آن به خاطر اثرات مخرب و ويرانگرش پرهيز نمود)
۰۰۰ (۳) (كشف الاسرار، ج ۵، ص ۱۴۰ در اين خصوص نگا: عرفان اسلامى، صص ۱۷۷ و ۱۷۸)
۰۰۰ (۴) (مثنوى‏معنوى، دفتر ۳، ابيات ۱۲۷۰- ۱۲۷۴)
۰۰۰ (۵) سعدى.

(۶) مثنوى معنوى، دفتر ۱، ابيات ۷۶ و ۱۱۱ و دفتر ۳، بيت

۱۳۴۵
۰۰۰ (۷) ارشاد القلوب، ديلمى، ص ۱۶۱، ح. ۸۹۸
۰۰۰ (۸) عراقى.

(۹) ر. ك: اسفار، ج ۷، ص ۱۸۴ دامادى، سيدمحمد، شرح عشق و عاشقى هم عشق گفت، صص ۹۷ و

۹۸
(۱۰) محمد بن محمد بن الحسن، نصيرالدين الطوسى، شرح الاشارات و التنبيهات، نمط نهم، فصل هفتم و هشتم.
۰۰۰ (۱۱) همان.
۰۰۰ (۱۲) مثنوى معنوى، دفتر ۱، بيت ۲۰۵ و دفتر بيت. ۲۲۹
۰۰۰ (۱۳) ر. ك: مطهرى، مرتضى، اخلاق جنسى در اسلام و جهان غرب، صص ۸۳-

۹۴
(۱۴) اسفار، ج ۷، ص. ۱۸۶
۰۰۰ (۱۵) بحارالانوار، ج ۷۴، ص. ۱۸۳
۰۰۰ (۱۶) مثنوى معنوى، دفتر ۵، ابيات. ۳۲۷۲
۰۰۰ (۱۷) همان، ابيات ۹۸۲ و. ۹۸۳

پرسمان


موضوعات مرتبط: عرفان شناسی
برچسب‌ها: عرفان شناسی
[ جمعه یازدهم آذر ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب