ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

روشهاي تحقيق در جامعه شناسي

روشهاي تحقيق در جامعه شناسي

روشهاي تحقيق مختلف و گوناگوني در جامعه شناسي به کار مي رود. در مشاهده ی همراه با مشارکت يا کار ميداني (اين دو اصطلاح مي تواند مترادف يکديگر به کار برده شود). پژوهشگر با گروه يا جامعه ی مورد مطالعه زندگي مي

نويسنده: آنتوني گيدنز
مترجم: منوچهر صبوري
کار ميداني

روشهاي تحقيق مختلف و گوناگوني در جامعه شناسي به کار مي رود. در مشاهده ی همراه با مشارکت يا کار ميداني (اين دو اصطلاح مي تواند مترادف يکديگر به کار برده شود). پژوهشگر با گروه يا جامعه ی مورد مطالعه زندگي مي کند و ممکن است نقشي مستقيم در فعاليتهاي آنها به عهده بگيرد. نمونه اي از تحقيق ميداني بررسي مشهور اروينگ گافمن درباره ی رفتار در يک آسايشگاه است. (Goffman, 1961) گافمن چندين ماه را در يک بيمارستان رواني گذراند، و به عنوان دستيار مدير امور ورزشي کار مي کرد. يکي دو نفر از کارکنان مي دانستند که او محقق جامعه شناس است، اما بيماران نمي دانستند. از اين روي گافمن توانست به آساني و به طور غيررسمي با آنها حشر و نشر داشته باشد و حتي با بيماراني که دچار بيماري خيلي شديد بودند در "بخشهاي عقبي" تماس برقرار کرد. به اين ترتيب او توانست تصوير دقيقي از زندگي اين سازمان، همراه با نگرشها و عقايد افرادي که در آن زندگي و کار مي کردند ارائه کند. مطالب تحقيق او يادداشتهاي روزانه اي بود که درباره ی زندگي در بخشها مي نوشت، همراه با گزارشهاي گفتگوها و تماسها با بيماران و کارکنان بيمارستان.
براي مثال، او دريافت که در بخشهاي عقبي، که در آن بسياري از بيماران در برابر ارتباط اجتماعي عادي مقاومت مي کردند، نگهبانان بخش يکي دو "بيمار کار کن" از بخشهاي ديگر داشتند که به آنها در کارشان کمک مي کردند. بيماران کارکن معمولاً يک سلسله امتيازاتي به عنوان پاداش فعاليتهايي که به اين ترتيب انجام مي دادند دريافت مي کردند. اين شيوه رسماً مورد تصويب مقامات مسئول بيمارستان قرار نگرفته بود، اما در واقع براي گردش آرام و منظم کار سازمان ضروري بود. نمونه اي را مي توان در يادداشتهاي تحقيق ميداني که گافمن نگهداري مي کرد، و گزارش فعاليتهاي هر روز را در آن مي نوشت ملاحظه کرد:
با يکي از دوستان بيمار در يکي از کافه ترياهاي بزرگ بيماران مشغول صرف غذا هستم. او مي گويد "غذاي اينجا خوب است اما من کنسرو ماهي را دوست ندارم." او سپس پوزش مي خواهد، بشقاب غذايش را در سبد آشغال خالي مي کند، و به طرف صف قسمت غذاهاي رژيمي مي رود، و با يک بشقاب تخم مرغ برمي گردد. لبخند الکي شيطنت آميزي مي زند و مي گويد: "من با کارمندي که مسئول آن قسمت است بيليارد بازي مي کنم." (Goffman, 1961, pp.257-8)
گافمن توانست آسايشگاه را به جاي آنکه بر حسب مقولاتي که روانکاوان در مورد آنها به کار مي بردند بشناسد، از ديدگاه بيماران ببيند. او نوشت "اعتقاد من اين است که هر گروهي از انسانها، بدويان، خلبانان و بيماران، زندگي خاص خود را دارند که هنگامي که به آن نزديک مي شويد معني دار، منطقي و عادي مي شود...." (Goffman, 1961, p.7) کار گافمن نشان مي دهد که آنچه از ديد يک ناظر خارجي "ناشي از ديوانگي" مي نمايد هنگامي که در زمينه ی بيمارستان ملاحظه شود چندان غيرعقلاني نيست. در آسايشگاههاي رواني شکلهاي خاص انضباط، لباس و رفتاري رواج دارد که رفتار کردن مانند افراد دنياي خارج را براي کساني که در اين سازمانها به سر مي برند تقريباً غيرممکن مي سازد. هنگامي که بيماران در بيمارستان پذيرفته مي شدند اغلب اموال شخصي آنها از ايشان گرفته مي شد؛ لباس آنها را در مي آوردند، آنها را حمام و ضدعفوني مي کردند و لباس رسمي بيمارستان به آنها داده مي شد. از آن پس، عملاً کليه ی رفتارهاي آنها زير نگاه دقيق کارکنان صورت مي گرفت؛ آنها دنياي خلوت خود را نداشتند؛ و کارکنان آسايشگاه اغلب با بيماران مانند کودکان رفتار مي کردند. در نتيجه، آنها الگوهاي رفتاري پيدا مي کردند که براي ناظر خارجي عجيب به نظر مي رسد، اما براي پاسخگويي به تقاضاهاي غيرعادي محيطشان، اقدامهايي قابل درک بود.

نيازمنديهاي کار ميداني

پژوهشگر ميداني نمي تواند فقط در اجتماع حاضر باشد، بلکه بايد حضور خود را براي اعضاي آن توضيح بدهد و توجيه کند. او بايد اعتماد و همکاري اجتماع يا گروه را کسب کند و آن را در طول يک دوره ی زماني حفظ کند، چرا که در غير اين صورت نخواهد توانست به نتايج ارزنده اي دست يابد. اين امر ممکن است براي پژوهشگران به ويژه هنگامي که فرهنگهايي بسيار متفاوت با فرهنگ خود را مطالعه مي کنند، متضمن زندگي در شرايطي باشد که سازگار شدن با آن دشوار است.
مدتها رسم بود که در تحقيقات مبتني بر مشاهده همراه با مشارکت هيچ گونه گزارشي درباره ی خطرات يا مشکلاتي که محققان با آن روبه رو شده بودند ارائه نمي شد، اما اخيراً در خاطرات و يادداشتهاي منتشر شده ی پژوهشگران ميداني درباره ی اين مسائل صراحت بيشتري نشان داده شده است. غالباً بايد بر احساس تنهايي چيره شد- "سازگار شدن" با اجتماعي که شخص واقعاً به آن تعلق ندارد آسان نيست. پژوهشگر ممکن است پيوسته با ناکامي روبه رو شود زيرا اعضاي گروه يا اجتماع از گفتگوي بي پرده و صريح درباره ی خودشان امتناع مي کنند؛ سؤالات مستقيم ممکن است در بعضي زمينه هاي فرهنگي مورد استقبال واقع گردند، اما در فرهنگهاي ديگر با سکوت سردي روبه رو شوند. بعضي انواع کار ميداني ممکن است حتي از نظر فيزيکي خطرناک باشد- براي مثال، پژوهشگري که يک باند بزهکار را مطالعه مي کند ممکن است خبرچين پليس پنداشته شود، يا ممکن است ندانسته در منازعات گروههاي رقيب گرفتار گردد.
کار ميداني، مانند بيشتر انواع پژوهشهاي اجتماعي تا آنجا که به افرادي مربوط مي شود که رفتارشان مورد مطالعه قرار مي گيرد، معمولاً کوششي يک طرفه است. تصميم در مورد انتخاب يک گروه براي مطالعه معمولاً فقط توسط پژوهشگر اتخاذ مي شود؛ کمتر ممکن است افراد از قبل مورد مشورت قرار گيرند يا در تنظيم طرح تحقيق دخالت داده شوند. (Georges & Jones, 1980) جاي شگفتي نيست که پژوهشگران ميداني گاهي با سوء ظن مواجه مي شوند، يا کوشش براي پژوهش ميداني گاهي در همان آغاز به ناچار رها مي شود.
فرانک هاميلتون کوشينگ، يکي از نخستين پژوهشگران ميداني در رشته ی انسان شناسي که سرخپوستان زوني(1) نيومکزيکو را در دهه ی 1870 مطالعه کرد گزارشي درباره مشکلاتي که تجربه کرده (و نيز پاداشهايي که به دست آورده) نوشته است. (Cushing, 1967; 1882-3) هنگامي که کوشينگ نخستين بار وارد اين سرزمين شد هداياي کوچک فراواني با خود برده بود، و کوششهاي مختلفي به عمل آورد تا طرف توجه اين اجتماع قرار گيرد. زوني ها نسبتاً با او رفتار دوستانه داشتند، اما مصرانه از اين که به او اجازه دهند مراسم و تشريفات مذهبي آنها را مطالعه کند امتناع مي کردند. رئيس آنها سعي کرد او را مجبور به ترک آنجا کند، اما سرانجام به او اجازه داد بماند به شرط آنکه برخي از شيوه هاي زندگي سرخپوستان را بپذيرد- تا نشان دهد که او اعتقادات و شيوه هاي رفتار آنها را ابلهانه نمي داند. او مجبور گرديد لباس زوني ها را بپوشد، که برايش ناراحت کننده بود؛ ناچار بود غذاي زوني ها را بخورد؛ آنها ننوي او را پاره کردند و مجبور شد مانند خودِ زوني ها روي پوست گوسفند روي زمين بخوابد. يکي از دشوارترين تجربيات او هنگامي بود که به او گفته شد بايد همسري بگيرد و زني را فرستادند تا با او زندگي کند. ابتدا سعي کرد توجهات او را ناديده بگيرد، اما بي فايده بود. سرانجام او را روانه کرد، اگرچه اين کار موجب بي آبرويي آن زن در نظر زوني ها گرديد.
از آن هنگام تاکنون، زوني ها- مانند بسياري از گروههاي سرخپوست آمريکايي- به ديدن پژوهشگران عادت کرده اند، اما روابطشان با آنها غالباً تيره بوده است. يکي از باستان شناسان به نام اف. دبليو، هاج(2) در دهه ی 1920 با شروع حفاري در يکي از زيارتگاههاي مذهبي باستاني آنها دشمني ايشان را برانگيخت. (Pandey, 1972, pp. 331-2) آنها او را مجبور به ترک آنجا کرده، و دوربينهاي عکاس هيأت باستان شناسي را خرد کردند.
مردم شناس مشهور روت بنديکت(3) که مدتي بعد وارد سرزمين زوني ها شد با استقبال بهتري در ميان زوني ها روبه رو گرديد. يک مفسر زوني بعدها گفت که او مؤدب بوده و سخاوتمندانه ميان آنها پول تقسيم مي کرد. اما توصيفهاي او از زندگي زوني ها چندان پايه ی استواري ندارند، چرا که به طور فعال در جنبه هاي مختلف زندگي زوني شرکت نکرده بود. از آن زمان تاکنون، در موارد مختلفي پژوهشگران ميداني ديگري از اجتماع زوني اخراج گرديده اند. اخيراً يک نفر از پژوهشگري که به آنجا وارد شده بود پرسيد، "آيا ما هنوز آن قدر ابتدايي هستيم که شما مردم شناسان بايد هر تابستان بياييد و ما را مطالعه کنيد؟" (Pandey, 1975, p.203)

مزايا و محدوديتهاي کار ميداني

کار ميداني- در مواردي که موفقيت آميز است- اطلاعاتي بسيار غني تر درباره ی زندگي اجتماعي فراهم مي کند تا اکثر روشهاي تحقيقاتي ديگر. هنگامي که واقعيات را از درون گروه معيني مي نگريم، احتمالاً مي توانيم شناختي بسيار بهتر از قبل درباره ی علت رفتارهاي واقعي شرکت کنندگان به دست آوريم. هنگامي که پژوهشگر گروهي را مطالعه مي کند که فرهنگ آن تا اندازه ی زيادي براي خارجيان ناشناخته است و مي بايد فرا گرفته شود، تا فعاليتهايشان به طور کامل قابل درک گردد، تحقيق ميداني عملاً تنها روش قابل استفاده است. به اين دليل، اين روش مهمترين روشي است که در مردم شناسي، که با بررسي مستند و شناخت فرهنگهاي غیرغربي سر و کار دارد، به کار برده مي شود.
تحقيق ميداني به پژوهشگر انعطاف پذيري بيشتري مي دهد تا روشهاي ديگر (مانند پرسشنامه). پژوهشگر ميداني مي تواند با شرايط تازه يا غيرمنتظره سازگار شود و سرنخهايي را که در طي فرايند تحقيق پيدا مي کند، دنبال کند. تحقيق ميداني شايد بيشتر از اکثر روشهاي ديگر تحقيق نتايج غيرمنتظره به بار آورد، چرا که پژوهشگر ممکن است ناگهان کشف کند که عقايد قبلي او درباره ی گروه يا اجتماع مورد بحث کاملاً خطا بوده است. کار ميداني محدوديتهاي خود را نيز دارد؛ تنها گروهها يا اجتماعات نسبتاً کوچک را مي توان با اين روش مطالعه کرد و موفقيت آن تا حد زيادي به مهارت پژوهشگر در کسب اعتماد افراد مربوط بستگي دارد. بدون آن، به هيچ وجه ممکن نيست تحقيق پيشرفت کند.

پيمايش

تفسير مطالعات ميداني معمولاً مشکلات تعميم را در بردارد. چگونه مي توانيم مطمئن باشيم که آنچه در يک زمينه يافت مي شود در وضعيتهاي ديگر قابليت کاربرد دارد؟ اين مشکل در تحقيقات موسوم به پيمايش معمولاً کمتر است، اگرچه، بديهي است که اين روش نيز کاستيهاي خود را دارد. در اين روش پرسشنامه ها يا فرستاده مي شوند يا مستقيماً در مصاحبه به يک گروه منتخب از افراد- که گاهي تعدادشان به چندين هزار نفر مي رسد- داده مي شود. کار ميداني براي مطالعات ژرفانگر در زندگي اجتماعي مناسب تر است؛ پيمايش اطلاعاتي را به دست مي دهد که کمتر حاوي جزئيات است، اما ما مي توانيم نسبتاً مطمئن باشيم که بر حوزه اي وسيع تطبيق مي کند.

پرسشنامه هاي استاندارد شده و باز

در بررسيهاي پيمايشي از دو نوع پرسشنامه استفاده مي شود. بعضي از پرسشنامه ها داراي مجموعه اي از سئوالات استاندارد شده هستند که فقط يک دسته پاسخهاي معين به آنها مي توان داد. پاسخگويان يا پژوهشگر، با زدن علامت گروههاي معيني از پاسخها را به سئوالات پرسيده شده مشخص مي کنند- براي مثال، "آري نه نمي دانم" يا "خيلي احتمال دارد، احتمال دارد، بعيد است، خيلي بعيد است". پرسشنامه هاي برخوردار از سئوالات بسته اين مزيت را دارند که مقايسه و جدول بندي پاسخها آسان است، چرا که فقط با تعداد کمي از مقوله ها سر و کار داريم. از سوي ديگر، از آنجا که آنها مجالي براي موشکافي در عقايد يا بيان شفاهي فراهم نمي سازند. اطلاعاتي که ارائه مي کنند ممکن است داراي دامنه اي محدود باشد. نوع ديگر پرسشنامه، پرسشنامه داراي سئوالات باز است، که به پاسخگويان فرصت مي دهد نظرات خود را با عبارات خودشان بيان کنند. پاسخگو در اين پرسشنامه ها به علامت زدن پاسخهاي ثابت محدود نمي شود. پرسشنامه هاي باز انعطاف پذيرتر بوده، و اطلاعات ارزشندي نسبت به پرسشنامه هاي استاندارد شده فراهم مي کنند. پژوهشگر مي تواند پاسخها را پي گيري کند تا به نحو عميق تري به آنچه پاسخگو فکر مي کند پي ببرد. از سوي ديگر، استاندارد نکردن سئوالات ممکن است مقايسه پاسخها را دشوار کند.
سئوالات بررسي پيمايشي بايد با دقت تهيه شود تا نتايج مفيد باشد. پرسشي مانند اين که "عقيده ی شما درباره ی حکومت چيست؟" بي ارزش است زيرا که بيش از حد مبهم است. اگر هم پاسخگويان اصلاً بتوانند به آن پاسخ بدهند منظور پژوهشگر را به شيوه هاي گوناگون استنباط خواهند کرد. پژوهشگران همچنين بايد مراقب باشند که از پرسشهاي راهنما خودداري کنند- پرسشهايي که به شيوه اي بيان گرديده که مشوق جواب معيني است. پرسشي که با اين عبارت آغاز مي گردد: "آيا موافق ايد که....؟" راهنماست، زيرا از پاسخگو موافقت مي طلبد. يک پرسش بي طرفانه تر با اين عبارت شروع خواهد شد: "عقيده ی شما درباره ی .... چيست؟" تحريف يا ابهام در تنظيم سئوالات را بيان کند: "آيا اکنون وضع سلامت شما نسبت به يک سال پيش بهتر يا بدتر است؟" انتخاب دوگانه بين "بهتر- بدتر" و "اکنون- آن هنگام" است. يک شکل روشن تر تنظيم اين سئوال اين گونه خواهد بود: "آيا اکنون وضع سلامت شما از يک سال پيش بهتر است؟" (Smith, 1975, p.175) پاسخگويان ممکن است به هر دو پرسش پاسخ "آري" يا "نه" بدهند؛ در حالت قبلي پژوهشگر نمي توانست پاسخ را تفسير کند. سئوالات بايد تا آنجا که ممکن است ساده باشد تا بتوان از پاسخهاي مبهم اجتناب کرد.
موضوعات پرسشنامه معمولاً به ترتيبي طرح ريزي مي شود که يک گروه مصاحبه گر بتوانند سئوالات را با همان نظم از پيش تعيين شده بپرسند، و پاسخها را به همان ترتيب ثبت کنند. همه موضوعات بايد به آساني براي مصاحبه گر و مصاحبه شونده به طور يکسان قابل درک باشد. در بررسيهاي بزرگ ملي که به طور منظم به وسيله ی مؤسسات دولتي و سازمانهاي پژوهشي اجرا مي گردد، مصاحبه ها کم و بيش همزمان در سراسر کشور توسط مصاحبه گران متعدد انجام مي شود. اگر افرادي که مصاحبه ها را انجام مي دهند و يا نتايج را تحليل مي کنند، مجبور باشند دايماً با يکديگر تماس گرفته به ابهامات در سئوالها يا پاسخها رسيدگي کنند نمي توانند کار خود را به طور مؤثر انجام دهند.
جدول زماني پيشرفت کار بايد با دقت در ارتباط با مشخصات پاسخگويان طرح و تنظيم شود. آيا آنها نکته اي را که در طرح يک سئوال خاص مورد نظر پژوهشگر بوده است درک خواهند کرد؟ آيا اطلاعات کافي دارند که به طور مفيد به پرسشها پاسخ بدهند؟ آيا به سئوالات پاسخ خواهند داد؟ اصطلاحاتي که پژوهشگر به کار مي برد ممکن است براي پاسخگويان ناآشنا باشد: براي مثال، سؤال "وضعيت تأهل شما چيست؟" ممکن است پاسخگو را گيج کند. بهتر است پرسيده شود، "آيا شما مجرد هستيد يا متأهل يا طلاق گرفته ايد؟" اکثراً قبل از آغاز بررسيها مطالعات مقدماتي(4) انجام مي شوند تا مسائلي که توسط پژوهشگر پيش بيني نشده مشخص گردد. مطالعه ی مقدماتي، يک بررسي آزمايشي است که در آن پرسشنامه اي فقط به وسيله ی چند نفر کامل مي شود. هرگونه مشکلاتي که يافت مي شود مي تواند قبل از انجام دادن بررسي اصلي برطرف گردد.

نمونه گيري

جامعه شناسان اغلب به ويژگيهاي تعداد انبوهي از افراد علاقه مندند- براي مثال، نگرشهاي سياسي رأي دهندگان انگليسي. مطالعه ی همه ی اين افراد به طور مستقيم غيرممکن است، بنابراين در چنين مواردي تحقيق بر بخش کوچکي از گروه کلي- نمونه اي از کل- متمرکز مي شود. معمولاً به طور نسبي مي توان مطمئن بود که نتايج به دست آمده از بررسي نمونه اي از يک جمعيت مي تواند به کل آن جمعيت تعميم داده شود. براي مثال، مطالعه ی تنها دو تا سه هزار رأي دهنده ی انگليسي مي تواند نشانه اي بسيار دقيق از نگرشها و مقاصد رأي دهندگان در کل جمعيت به دست دهد. اما براي دستيابي به چنين دقتي، نمونه بايد معرّف باشد. نمونه گيري معرف(5) متضمن اطمينان از اين امر است که گروه افراد مورد مطالعه، نمونه ی نوعي جمعيت به طور کلي باشد. نمونه گيري پيچيده تر از آن است که ممکن است به نظر برسد و آمار شناسان قواعد گوناگوني براي محاسبه ی اندازه و ماهيت صحيح نمونه ها به وجود آورده اند.
يکي از روشهاي به ويژه مهم نمونه گيري تصادفي(6) است، که در آن نمونه طوري انتخاب مي شود که احتمال منظور شدن هر فردي از جامعه ی مورد بررسي در نمونه به يک اندازه است. کامل ترين شيوه ی به دست آوردن يک نمونه ی تصادفي اين است که به هر يک از افراد جامعه مورد بررسي يک شماره داده شود و سپس از يک کامپيوتر براي دادن اعداد تصادفي، که نمونه از آنها گرفته خواهد شد استفاده شود- براي مثال مي توان هر دهمين عدد در يک مجموعه از اعداد تصادفي را انتخاب کرد.

مثال: انتخاب مردم؟

يکي از مشهورترين نمونه هاي اوليه بررسي پيمايشي، "انتخاب مردم؟" (7) بود، مطالعه اي که توسط پل لازارسفلد و تعدادي از همکارانش در حدود نيم قرن پيش انجام شد. (Lazarsfeld, Berelson, Gaudet, 1948) اين مطالعه براي نخستين بار تعدادي از مهمترين تکنيکهاي پيمايش را که تا امروز معمول است به کار گرفت. اما در عين حال کاستيهاي آن تقريباً به طور آشکار محدوديتهاي اين روش تحقيق را نشان مي دهد. "انتخاب مردم؟" بر مبناي پژوهشي درباره ی مقاصد رأي دهندگان ساکن ايري کانتي(8) در ايالت اوهايو، طي مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري آمريکا در سال 1940 قرار داشت، و بر طرح ريزي بسياري از نظرخواهيهاي سياسي بعدي، و نه تنها بررسيهايي که توسط پژوهشگران دانشگاهي انجام گرديد، تأثير گذاشت. (Clemens, 1983) محققان براي اينکه اندکي عميق تر از آنچه تنها از يک پرسشنامه مي توان انتظار داشت مسأله را وارسي کنند، با هر يک از افراد نمونه اي از رأي دهندگان در هفت مرحله جداگانه مصاحبه کردند. هدف اين بود که دلايل تغيير در نيات رأي دهندگان رديابي و شناخت شود.
تحقيق با در نظر داشتن تعدادي فرضيه هاي معين آغاز گرديد. يک فرضيه اين بود که روابط و رويدادهاي نزديک به رأي دهندگان در اجتماع بيش از مسائل دوردست جهاني بر نيات آنان تأثير مي گذارد و نتايج به دست آمده روي هم رفته اين موضوع را تأييد کرد. پژوهشگران تکنيکهاي اندازه گيري پيشرفته اي براي تحليل نگرشهاي سياسي طراحي کردند. با وجود اين کار آنها قوياً از مفاهيم نظري نيز تأثير پذيرفته، و سهم قابل توجهي در پيشرفت تفکر نظري داشت. از جمله مفاهيمي که آنها به ابداعشان کمک کردند مفاهيم رهبران عقايد(9) و جريان دو مرحله اي ارتباط(10) بود. بعضي افراد رهبران عقايد- معمولاً به عقايد سياسي افراد پيرامونشان شکل مي دهند. آنها در تعيين واکنشهايي که نسبت به رويدادهاي سياسي نشان داده مي شود، با تفسير اين رويدادها براي افراد پيرامونشان، پيشقدم مي شوند عقايد مردم در مورد نظام سياسي فقط به شيوه اي مستقيم شکل نمي گيرد، بلکه در يک فرايند دو مرحله اي شکل مي گيرد: يعني عقايدی که به وسيله ی رهبران عقايد بيان مي شود با گذشتن از صافي روابط شخصي، بر واکنشهاي ساير افراد نسبت به مسائل سياسي روز تأثير مي گذارد.
اين مطالعه مورد ستايش افراد بسياري قرار گرفت، اما انتقادات زيادي نيز بر آن وارد گرديده است. لازارسفلد و همکارانش ادعا مي کردند که "به کليه ی شرايطي که رفتار سياسي افراد را تعيين مي کند علاقه مندند." همان گونه که منتقدان خاطر نشان کرده اند، تحقيقات آنها در واقع تنها بعضي از جنبه هاي رفتار سياسي را روشن کرده است. در مطالعه ی آنها چندان بحثي از نهادهاي واقعي نظام سياسي و چگونگي کارکرد آنها نشده، و در عوض بيشتر بر نگرشهاي سياسي تأکيد گرديده است. استفاده از روش تکرار مصاحبه(11)- يا آنچه مطالعه ی پانل(12) نام گرفته است- موجب مي شد که نتايج اين بررسي کمتر از بسياري شکلهاي ديگر پيمايش سطحي باشد. اما بررسيهاي پيمايشي بنابر طبيعتشان معمولاً تنها آشکار مي سازد که مردم درباره ی خودشان چه مي گويند- نه اينکه واقعاً چه مي انديشند و چه مي کنند.

ارزيابي

بررسيهاي پيمايشي به دلايلي چند همچنان در پژوهش جامعه شناختي کاربرد فراوان دارند. (C. Marsh, 1982; Miller, 1983) پاسخهاي سئوالات پرسشنامه اي را آسان تر مي توان به صورت کمي در آورد و تحليل کرد تا اطلاعاتي که به وسيله ی اکثر روشهاي تحقيقاتي ديگر گردآوري مي شود؛ تعداد انبوهي از افراد را مي توان مورد مطالعه قرار داد و به شرط داشتن منابع کافي پژوهشگران مي توانند يک سازمان پژوهشي را که متخصص در کار پيمايش است براي گردآوري اطلاعات مورد نياز خود استخدام کنند.
با وجود اين، بسياري از جامعه شناسان از اتکا بيش از حد به روش پيمايش انتقاد مي کنند. نتايج بررسيهاي پيمايشي را اغلب مي توان به آساني به صورت کمي در آورد و از نظر آماري تحليل کرد؛ اما منتقدان استدلال مي کنند که اين گونه کمي کردن(13) يک رويه ظاهري دقت به نتايجي مي دهد که دقت آنها، با توجه به ماهيت نسبتاً سطحي اکثر پاسخهاي بررسيها، ممکن است مشکوک باشد. معايب ديگري نيز وجود دارد. نسبت سؤالات يا پرسشنامه هاي پاسخ داده نشده گاهي بسيار زياد است، به ويژه در مواردي که پرسشنامه ها از طريق پست فرستاده شده و برگشت داده مي شود. غيرمعمول نيست که مطالعاتي منتشر شوند که مبتني بر نتايج به دست آمده از اندکي بيش از نصف افراد يک نمونه است- اگرچه معمولاً کوشش مي شود با افرادي که به پرسشنامه ها پاسخ نداده اند دوباره تماس گرفته شود، يا افراد ديگري جانشين آنها شوند. درباره ی کساني که تصميم مي گيرند به سئوالها پاسخ ندهند، يا هنگامي که سر و کله پژوهشگر پيدا مي شود حاضر به مصاحبه نمي شوند چيز زيادي نمي دانيم، اما معمولاً افرادي که براي بررسي انتخاب مي شوند، بررسيهاي پيمايشي را مزاحم و وقت گير تلقي مي کنند. (Converse & Schuman, 1974; Fitzgerald & Fuller, 1982; Goyder, 1987)
شرايطي که بررسيهاي پيمايشي در آن انجام مي شود و زباني که معمولاً براي توصيف نتايج به کار گرفته مي شود، اغلب اين گونه بررسيها را از پيچيدگيهاي افراد انساني که نسبت به سئوالات مطرح شده واکنش نشان مي دهند، بيگانه مي کند. هنگامي که پرسشنامه ها از طريق پست فرستاده مي شود، پژوهشگر آن قدر از افراد مورد بررسي در تحقيق دور است که ممکن است فراموش کند افراد مطالبي را که از طريق صندوق نامه هايشان مي رسد مي خوانند و برمي گردانند. بررسيهاي تلفني- که در مواقع نياز به تحليل فوري عقايد درباره ی يک مسئله روز فراوان در نظرخواهيها مورد استفاده واقع مي گردد- تقريباً به همان اندازه با هويت و شخصيت انساني بيگانه است. زباني که نتايج تحقيق به وسيله ی آن مورد بحث قرار مي گيرد، شامل اصطلاحاتي همچون "سوژه ها" (14)، "پاسخگويان" (15) يا "مصاحبه شوندگان" (16) بيانگر مفهومي انتزاعي و غيرشخصي از افراد مورد بررسي است. اين گونه نگرش نسبت به افراد انساني به عنوان موجوداتي اساساً منفعل و تأثيرپذير، احتمالاً نمي تواند صرفاً وسيله اي آسان براي تحليل پاسخهاي بررسي باشد- و اغلب نگرشي محدود و محدودکننده درباره ی فرايندهاي استدلال و تعقل انساني را بيان مي کند.
براي مثال، دو نفر ممکن است بر اساس سنجش يکي از موضوعاتي که در پرسشنامه بررسي شده داراي نگرش ظاهراً مشابهي باشند، اما دلايل کاملاً متفاوتي براي نظر خود داشته باشند. بدين سان هر دو ممکن است به سئوالي درباره ی سياست خارجي با گفتن اينکه آنها "قوياً" معتقدند که بريتانيا بايد دامنه ی تعهدات نظامي خود را در خارج از کشور کاهش دهد پاسخ دهند- و هر يک از آنها به عنوان اينکه نظري يکسان با ديگري دارد در نظر گرفته شود. اما جهت گيريهاي واقعي آنها ممکن است به کلي با يکديگر متفاوت باشد. يکي ممکن است به "دژ بريتانيا" اعتقاد داشته باشد- يعني به کاهش تعهدات خارجي به علت ديدگاهي انزواگرايانه که معتقد است خارجيان را بايد به حال خود گذاشت تا مسائلشان را حل کنند؛ حال آنکه ديگري ممکن است تعهدي نيرومند نسبت به خلع سلاح جهاني داشته، معتقد باشد که بريتانيا بايد از نفوذي که در جهان دارد به شيوه هاي ديگري استفاده کند و نه از راه کاربرد زور.
هنگامي که مصاحبه گران انعطاف پذيري بيشتري در دنبال کردن پاسخها به شيوه اي ژرف تر داشته باشند، ممکن است بتوانند از عهده ی اين گونه مشکلات برآيند. به طورکلي، هرچه برخورد بين پژوهشگر و افراد مورد مطالعه عميق تر و مستقيم تر باشد، نتايجي که مي توان از مطالعه گرفت آموزنده تر و اساسي تر خواهد بود. نتايج بررسيهاي پيمايشي بايد هرگاه که ممکن باشد با اطلاعات عمقي، از آن گونه که در روشهاي تحقيق ژرفانگر مانند پژوهش ميداني فراهم مي شود، تکميل شوند.


موضوعات مرتبط: روش شناسی
برچسب‌ها: روش شناسی
[ چهارشنبه نهم آذر ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب