|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
عاقبت حیات زمین :و اما دستهٔ دوم از آیات مهدویت آیاتی است که از اصلاح جهان خبر میدهند که عاقبت زندگی زمینی به خیر و سلامت و پاکی منتهی خواهد شد. یک جا در سورهٔ مبارکهٔ انبیاء در سه آیه به این مطلب میپردازد: ﴿ وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فىِ الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّلِحُونَ * إِنَّ فىِ هَذَا لَبَلَاغًا لِّقَوْمٍ عَبِٰدِینَ * وَ مَا أَرْسَلْنٰکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِین﴾ 16 در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!» * در این، ابلاغ روشنى است براى جمعیت عبادتکنندگان * ما تو را جز براى رحمت جهانیان نفرستادیم. به تحقیق ما در زبور داود این مطلب را نوشتیم بعد از اینکه در تورات موسی بن عمران نوشته بودیم و الآن نیز در قرآن بیان میکنیم که «أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ» بدون شک زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد و به دست آنها خواهد افتاد. زمین همینطور جابجا میشود، از دست کسی به دست دیگری تا اینکه عباد صالح خدا وارث زمین میشوند. بعد میفرماید در این بشارتی که گفتیم کفایت است برای قومی که عابد باشند و ما تو را نفرستادیم مگر اینکه برای همهٔ مردم دنیا رحمت باشی. نه فقط برای عربستان، نه فقط برای حجاز یا شبه جزیره یا منطقهای بلکه برای کل مردم دنیا. زمین در دست صالحان قرار میگیرد چون تو «رَحْمَهً لِلْعالَمینَ» هستی. این رحمت دین تو همهٔ دنیا را باید فرا بگیرد. ﴿إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقینَ﴾ 18 زمین از آن خدا است، آن را به هر کدام از بندگان خود که بخواهد به میراث میسپارد و عاقبت زمین از آن متقین است. یعنی آخرین مرحله خدا زمین را به دست متقین میسپارد. ﴿اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها﴾ 19 بدانید قطعاً خدا زمین را بعد از مردن آن زنده میکند. برای این آیه سه معنا میتوان بیان کرد: اول: فصل بهار میآید زمین آباد میشود. اینکه معلوم است. این مطلب روشن است و لازم نیست توجه ویژهای به آن داده شود و تعبیر «اعْلَمُوا» برای آن بیاید. ﴿یُحییها اللَّه تعالى بالقائم (ع) بعد موتها یعنی بموتها کفر أهلها و الکافر میّت﴾ 21 یعنی خداوند زمین را به قائم (ع) زنده میکند بعد از موت آن یعنی موت زمین به سبب کفر اهل زمین که کافر میت است. در سوره قصص نیز میفرماید: ﴿وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ﴾ 22 ما اراده کردهایم که بر مستضعفان زمین نعمتی بزرگ عطا کنیم و آنها را امام قرار دهیم و آنها را وارثان زمین قرار دهیم. در روایات این آیه نیز به ظهور امام زمان تأویل شده است، از جمله در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است که این کسانی که در این آیه میگویند خدا میخواهد منت بگذارد و امامت را به آنها بدهد، اینها آل محمد هستند: ﴿هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُم﴾ … خداوند مهدی آنها را بعد از اینکه مورد انکار قرار میگیرد مبعوث میکند، آنها را عزیز میکند و دشمنان آل محمد را ذلیل میکند. وعده حکومت صالحین :دستهٔ سوم از آیات مهدویت آیاتی هستند که در خصوص امام زمان (ع) و اصحاب او و برنامههای او هستند که آیه 29 سورهٔ فتح در این زمینه بود. آیهای دیگر میفرماید: ﴿ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکم وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فىِ الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لهُمْ دِینهُمُ الَّذِى ارْتَضىَ لهَمْ وَ لَیُبَدِّلَنهَّم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنىِ لَا یُشْرِکُونَ بىِ شَیئًا وَ مَن کَفَرَ بَعْدَ ذَالِکَ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْفَاسِقُون﴾ 23 خداوند به کسانى از شما (مسلمانان) که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند وعده داده است که قطعاً آنها را در روى زمین جانشین کند و حکومت بخشد همان گونه که کسانى را که پیش از آنها بودند جانشین ساخت، و حتماً آن دینى را که براى آنها پسندیده است (دین اسلام) براى آنها مستقر و استوار سازد، و بىتردید حال آنها را پس از بیم و ترس به امن و ایمنى تبدیل نماید به طورى که تنها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند. و هر که پس از این (نعمت بزرگ) کفران ورزد، چنین کسانى به حقیقت نافرمانند. خداوند وعده داده است به مؤمنانی که اعمال صالح انجام بدهند. از میان شما «آمَنُوا مِنْکُمْ» این خطاب به مسلمانها است، پس مسلمانها مؤمن هستند. معلوم میشود که اینجا ایمان خاصی مورد نظر است. شاید منظور خداوند مؤمنان به امام زمان (ع) است. خدا به آن مسلمانهایی از شما که مؤمن باشند و اعمال صالح انجام بدهند وعده داده است که آنها را در زمین به خلافت برساند. به ایشان وعده داده که برای اینها بعد از خوف امنیت ایجاد کند. «یعْبُدُونَنی لا یشْرِکُونَ بی شَیئاً» تا جایی که مرا بپرستند و هیچ چیز را با من شریک قرار ندهند. 2. مهدویت در روایات :در ادامه بحث مهدویت به بررسی روایات بربوط به موضوع مهدویت میپردازیم. ابتدا باید نکتهای را بیان کنیم. اخیراً بعضیها زبان به سخن باز کردند و گفتند وجود مقدس امام زمان از نظر تاریخی قابل اثبات نیست و خواستند خدشه ایجاد کنند. ما دو نکته را میگوییم: در این بخش نیز فقط آماری از احادیث مهدویت را مطرح میکنیم. از پیامبر اکرم (ص) و ائمهٔ هدی در زمینههای مختلف احادیث متعددی رسیده است که در یک جا مثل منتخب الأثر که جمعآوری کردند، دو هزار و نهصد و پنجاه و یک حدیث شده است. البته اخیراً گروهی در قم در این زمینه تلاش کردهاند و گزارش میدادند که بیش از چهار هزار حدیث دربارهٔ مهدویت و امام زمان (ع) و برنامههای ایشان است و ما در هیچ موضوعی به این مقدار تراکم حدیث نداریم. در کتابهای متعددی این احادیث را شمارش و موضوعبندی کردند. در یک جا در پنجاه و چهار عنوان احادیث را دستهبندی کردند که بعضی از آن را در جدول زیر آورده ایم: 24 شماره: عنوان حدیث: تعداد حدیث: اینها احادیث فراوانی است که در منابع شیعه و سنی نقل شده است. مهدویت از دیدگاه اهل سنتاما در نظر اهل سنت هم مسئلهٔ مهدویت قطعی است که تعدادی از بزرگان اهل سنت کتاب نوشتند. حافظ ابو نعیم اصفهانی کتاب «صفه المهدی» را نوشته است. گنجی شافعی «البیان فی اخبار صاحب الزمان»، ملا علی متقی «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان» و ابن یعقوب رواجنی «اخبار المهدی». سیوطی کتابی نوشته است به نام «العرف الوردی فی اخبار المهدی» یعنی بوی گل سرخ از لابهلای روایات امام زمان (ع). ابن حجر کتاب «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر» را نوشته است. و فراون هستند کتابهایی که علمای اهل سنت در این زمینه نوشتند. 25 روایتی از امام باقر (ع)در آخر روایتی را از امام باقر (ع) مطرح کنیم. ابن محبوب به واسطهای از امام ابی جعفر محمد باقر (ع) نقل میکند «إِذَا خُسِفَ بِجَیشِ السُّفْیانِی» وقتی که لشکر سفیانی به زمین فرو رود زمان ظهور نزدیک است. میدانید که علامات حتمی ظهور سه علامت است: خروج سفیانی از شام 26 یک جنایتکاری از اینجا خروج میکند میآید در کوفه و بصره و جنایات زیادی میکند. لشکری را میفرستد و مدینه را تصاحب میکند. این لشکر حرکت میکند به سمت مکه و به سرزمینی به نام بیداء میرسد که پیامبر اکرم (ص) وقتی به آن سرزمین رسیدند پا به زمین زدند و فرمودند که گروه اخابث اینجا به زمین فرو میروند. لشکر سفیانی آنجا به زمین فرو میروند. این علامت دوم که از قطعیات است. علامت سوم هم یک صیحهٔ آسمانی است. پس دو پدیدهٔ طبیعی همزمان با ظهور ایجاد میشود که اگر ما این را بدانیم اگر با مدعی دروغینی برخورد کردیم حرف او برای ما دیگر قابل قبول نخواهد بود.
فرمودند که وقتی لشکر سفیانی به زمین فرو برود امام زمان (ع) در آن روز در مکه در کنار خانهٔ خدا است. «مُسْتَجِیراً بِهَا» در حالی که به این خانه پناه برده، صدا میزند: ﴿یَقُولُ أَنَا وَلِیُّ اللَّهِ أَنَا أَوْلَى بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ فَمَنْ حَاجَّنِی فِی آدَمَ فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِآدَمَ﴾ من ولی خدا هستم. من از هر کس به خدا نزدیکتر هستم. من به رسول الله اولی و نزدیکترین هستم. اگر کسی گفتگویی دربارهٔ آدم دارد من اولی الناس به او هستم. اگر کسی دربارهٔ نوح گفتگویی دارد من نزدیکترین به او هستم. دربارهٔ ابراهیم اگر گفتگویی دارد من اولی به او هستم و اگر کسی دربارهٔ رسول خدا سخنی دارد من نزدیکترین به او هستم. بعد از ذکر بسیاری از پیامبران این آیه را تلاوت میکنند: ﴿إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ ذُرِّیَّهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾ 27 به یقین خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان (زمان خودشان) برترى داد. فرزندانى که برخى از نسل برخى دیگرند و خداوند شنوا و داناست. حدیث طولانی است، تا میرسد به اینجا که خدا سیصد و سیزده نفر اصحاب امام زمان را جمع میکند بدون این که با هم قراری گذاشته باشند که مثل پارههای ابر در پاییز گرد هم میآیند. «فَیبایعُونَهُ بَینَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ وَ مَعَهُ عَهْدُ رَسُولِ اللَّهِ» با او در بین رکن و مقام بیعت میکنند و عهد پیامبر اکرم (ص) با او است. بعد قیام میکنند و دنیا را در مدتی اندک پر از عدل و داد خواهند کرد. پی نوشت ها
برچسبها: مهدویت شناسی [ یکشنبه ششم آذر ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||