|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
مسأله مهدویت و وجود منجی عالم بشریت در آخر الزمان مورد اتفاق همه ادیان الهی است. در دین اسلام نیز بر این مسأله تاکید بسیاری شده است. مزیت این مقاله در این است که مسأله مهدویت را در آیات قرآن جستجو کرده و شواهد قرآنی آن را بیان مینماید. در کنار آن روایات وارد شده در این موضوع را نیز دستهبندی میکند. به عنوان نمونه به برخی از نکات قابل توجه در این مقاله اشاره میکنیم: چکیدهاحادیث مربوط به امام زمان (ع) از زبان خود رسول اکرم (ص) بسیار نقل شده است و به همین خاطر در اصل مسأله مهدویت بین شیعیان و بین اهل سنت اختلافی نیست.
دستهٔ اول آیات مربوط به مهدویت بیانگر وعدهٔ اتمام نور الهی است.
نور الهی که به دست انبیاء آمد حتماً به دست رسول الله (ص) به اتمام میرسد. یعنی دین رسول خدا حتماً همهٔ عالم را فرا میگیرد.
دستهٔ دوم آیاتی است که از اصلاح جهان خبر میدهند که عاقبت زندگی زمینی به خیر و سلامت و پاکی منتهی خواهد شد.
دستهٔ سوم آیاتی هستند که در خصوص امام زمان (ع) و اصحاب او و برنامههای او هستند.
از پیامبر اکرم (ص) و ائمهٔ هدی در زمینههای مختلف احادیث متعددی رسیده است که در یک جا در منتخب الأثر جمعآوری کردهاند و 2951 حدیث شده است.
علامات حتمی ظهور سه علامت است: خروج سفیانی از شام، فرو رفتن لشکر سفیانی در سرزمینی به نام بیداء و علامت سوم هم یک صیحهٔ آسمانی است. مهدویت در اسلام :در این مقاله موضوع مهدویت یا همان دولت اهل بیت (ع) که بحث مهمی است را بررسی میکنیم. ﴿لِکُلِّ أُنَاسٍ دَوْلَهٌ یَرْقُبُونَهَا وَ دَوْلَتُنَا فِی آخِرِ الدَّهْرِ تَظْهَر﴾ 1 برای هر دسته از مردم دولتی است که در انتظار آن هستند و دولت ما در آخر الزمان به ظهور میرسد. همهٔ این عناوین به یک مسئله ختم میشوند. مردی از اهل بیت پیامبر اکرم (ص) قیام میکند عالم را پر از عدل و داد میکند بعد از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد.
ما در این مقاله مسئلهٔ مهدویت را در دو حوزه مورد دقت قرار میدهیم. یکی در حوزهٔ قرآن کریم و دوم در حوزهٔ روایات اهل بیت و رسول اکرم (ص). البته مباحثی که در قرآن کریم و روایات در این باره مطرح شده است با یکدیگر هماهنگ هستند. 1. مهدویت در قرآن :سه دسته آیات در قرآن کریم در زمینهٔ مهدویت و امام زمان (ع) وجود دارد. دستهٔ اول که بخش مهمی است آیاتی است که به طور کلی اتمام نور خدا و جریان نور خدا در عالم را بیان میفرماید. دستهٔ دوم آیاتی است که از عاقبت خوش دنیا و پایان زیبای زمین خبر میدهد. و دستهٔ سوم آیاتی است که از برنامهٔ امام زمان (ع) و اصحاب و یاران او و برنامههایی که انجام میدهند سخن میگویند.
وعده اتمام نور الهی :اما در دسته اول از آیات مهدویت که دربارهٔ اتمام نور الهی است چند آیه میباشد که از جمله این آیهٔ شریفه است که میفرماید: ﴿یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ﴾ 2 مىخواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند، ولی خدا ابا دارد جز اینکه نور خود را به نهایت و به اتمام برساند هر چند کافران را خوش نیاید. همین عبارت را با کمی تفاوت در سورهٔ صف بیان میفرماید: ﴿یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ﴾ 3 میخواهند نور خدا را به دهانهای خود خاموش کنند ولی خدا نور خود را به اتمام میرساند اگرچه کافران نخواهند و دوست نداشته باشند. توضیح این که خدای رحمان با ارسال پیامبران نور خود و نور الهی را به بشریت ارزانی داشت. قرآن نور است. در تورات و انجیل میفرماید «فِیهِ نُورٌ». پیامبر اکرم (ص) نور است. ائمهٔ هدی (ع) و اولیاء خدا نورها و یا مثلهای نور الهی هستند. اولین شریعتی را که قرآن تصریح میکند حضرت نوح (ع) است. ﴿شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصىٰ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِى أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَ مَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسىٰ وَ عِیسىٰ﴾ 4 براى شما (جامعه بشرى) از دین (آسمانى) همان را تشریع کرد که به نوح (اولین پیامبر صاحب شریعت) توصیه کرده بود و آنچه را که بر تو (آخرین صاحب شریعت) وحى کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسى و عیسى (صاحبان شرایع فیما بین) توصیه نمودیم. گویا از زمان حضرت نوح (ع) رسمیتی در دین الهی پیدا شده است. در این آیه میفرماید که خداوند دین را برای شما تشریع کرد آن دینی را که به نوح سفارش کردیم و این قرآن و دینی را که به تو نازل کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی (ع) سفارش کردیم. ﴿وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ أَلْفَ سَنَهٍ إِلاَّ خَمْسینَ عاماً﴾ 5 و همانا نوح را به سوى قومش فرستادیم، پس در میان آنها نهصد و پنجاه سال درنگ نمود. در جای دیگری میفرماید که جز اندکی به او ایمان نیاوردند: «ما آمَنَ مَعَهُ إِلا قَلیلٌ» 6 که در تاریخ هفتاد تا هشتاد نفر نوشتند. نتیجه هم این شد که بعد از این همه زحمات و مرارتها این جمع مؤمن جدا شدند و در کشتی نجات قرار گرفتند و بقیه غرق شدند. یعنی کلاس درس تعطیل شد. در زمان حضرت ابراهیم خلیل (ع) دین خدا پیشرفت بیشتری کرد. حضرت ابراهیم (ع) همزمان مأمور بودند در دو منطقه دین الهی را پیش برند. در حجاز خانهٔ کعبه را بنا کردند و در نسل حضرت اسماعیل (ع) اسلام کنونی ما را پایهگذاری کردند که در حقیقت ما پیرو آیین حضرت ابراهیم (ع) هستیم که به دست پیامبر اکرم (ص) کامل شد و جهانی شد. در فلسطین در نسل حضرت اسحاق (ع) نیز دین الهی را رایج کردند که شریعت حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) در آن جا ظهور کرد. ﴿یا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ﴾ 7 شما برای چه مرا میآزارید، شما که میدانید من پیغمبر خدا به سوی شما هستم؟ حضرت عیسی (ع) نیز به همین صورت. بیشترین توفیق را در بین پیامبران در زمان خودشان پیامبر اکرم (ص) داشتند و نزدیک بود که با برنامهریزیهای رسول خدا (ص) اسلام جهانی شود. ولی هواها و هوسها راه را عوض کرد. ﴿فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا﴾ 8 سپس در پى آنها جانشینانى آمدند که نماز را ضایع کردند و از شهوتهاى (نفس) پیروى کردند، پس به زودى (سزا و کیفر) گمراهى خود را خواهند دید. یعنی این روالی بوده که در انبیاء گذشته هم بوده است. بعد از پیامبر اکرم (ص) نیز مسیر عوض شد. برادر رسول خدا (ص)، وزیر، وصی و خلیفهٔ به حق او خانهنشین شد و راه دیگری پیش گرفته شد و نتیجهٔ آن این شد که جهانی شدن اسلام را که پیامبر اکرم (ص) طراحی کرده بودند به تعویق افتاد. علت توقف پیشرفت اسلام در مقاله «توقف گسترش اسلام بعد از پیامبر (ص)» بررسی شده است. بنابراین معنای دو آیه مهدویت که دربارهٔ اتمام نور الهی بیان شد به این صورت است که خداوند مدام نور خود را ارسال میکند ولی شهوت پرستان و مستکبرین مانع میشوند و جلوی نور را میگیرند. نمیخواهند بگذارند به نتیجه برسد. در این آیات وعده میدهند که خدا حتماً این نور خود را کامل میکند. یعنی نوری که به دست نوح (ع) آمد، به دست ابراهیم، به دست موسی و عیسی (ع) و نوری که به دست رسول خدا (ص) کامل شد را خداوند به اتمام میرساند هرچند که باجدیت تمام مانع شوند. تمام جدیت و همت آنها چون دم دهانی که بخواهد خورشید را خاموش کند نیست. در هر دو آیه میگوید حتماً خدا این کار را میکند. «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» 9 یا «وَ یأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» 10 اگرچه کافران نگذارند. مشرکان زمان ما که امام زمان (ع) با آنها مقابله خواهند کرد با مشرکان زمان رسول خدا (ص) متفاوت هستند. آنها خدا را قبول داشتند و میپرستیدند و در کنار آن آلههٔ دیگری را هم میپرستیدند. لکن مشرکان امروز دنیا 11 متأسفانه اصلاً با خدا بیگانه هستند و انسان را به جای خدا، محورِ ارزش قلمداد کردند. یعنی بتی تراشیدند که به نظر میآید پلیدترین بت تاریخ است و در عین حال زیباترین بت است. به هر انسانی بگویند تو محور ارزش هستی لذت میبرد اما در تفکر توحیدی این شرک است. امام زمان (ع) میآیند این شرک را بر میاندازند. 12 ﴿هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ﴾ 13 اوست که رسول خود را با (وسایل) هدایت و دین حق و درست فرستاد تا آن را بر هر دینى پیروز گرداند هر چند مشرکان خوش ندارند. یعنی بعد از این که فرمود خداوند نور خود را به اتمام میرساند بلافاصله چگونگی آن را بیان میفرماید که به دست رسول خدا (ص) این کار انجام میشود هرچند که مشرکین را خوش نیاید. خدا پیامبر اکرم (ص) را با هدایت و نور حق فرستاد که دین او را بر همهٔ ادیان غالب کند. این دین نورانی را خدا بر همهٔ ادیان غالب میکند. پیامبر اکرم (ص) را بر اجرای این دین به تمام و کمال به ظهور میرساند که البته امام زمان این کار را انجام میدهند. این یک پیوند خاصی است که در قرآن بین رسول خدا (ص) و امام زمان (ع) است و مجالی برای توضیح آن نیست. ﴿ هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّینِ کُلِّهِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا﴾ 14 اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند و خداوند برای اجرای این امر کفایت میکند. خداوند برای اجرای این امر و به سامان رساندن این امر کفایت میکند. نظارت خدا کافی است. او خود نظارت و مدیریت میکند تا این امر به ظهور برسد. توصیف اصحاب امام زمان در قرآنجالب است که قرآن در سورهٔ فتح بعد از بیان این نکته بلافاصله به توصیف اصحاب امام زمان (ع) میپردازد. یعنی ابتدا اعلام میکند که این دین به دست رسول خدا (ص) به کمال میرسد و به طور کامل در همهٔ دنیا به ظهور خواهد رسید. بعد در ادامه در توصیف اصحاب امام زمان (ع) که در این کار یاور رسول خدا (ص) هستند میفرماید: ﴿محمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلىَ الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنهمْ تَرَیٰهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فىِ وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَالِکَ مَثَلُهُمْ فىِ التَّورَیٰهِ وَ مَثَلُهُمْ فىِ الْانجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْئهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلىَ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بهِمُ الْکُفَّار﴾ [این پیامبری که فرستادیم که نور خدا را به اتمام برساند] محمد، فرستاده خداست و کسانى که با او هستند بر کافران سرسخت و در میان خودشان با یکدیگر مهربانند، همواره ایشان را در رکوع و سجود مىبینى که پیوسته فضل و خشنودى خدا را مىطلبند؛ نشانه ایشان در چهرهشان از اثر سجود پیداست، این است توصیف آنها در تورات، و اما توصیفشان در انجیل این است که وجودشان چون زراعتى است که جوانههاى خود را رویانده پس تقویتش کرده تا ستبر و ضخیم شده، و در نتیجه بر ساقههایش [محکم و استوار] ایستاده است، به طورى که دهقانان را [از رشد و انبوهى خود] به تعجب مىآورد تا خدا به وسیله [انبوهى و نیرومندى] مؤمنان، کافران را به خشم آورد. این پیامبری که فرستادیم که نور خدا را به اتمام برساند رسول خدا است. منظور از پیامبر (ص) در این آیه امام زمان (ع) است. لکن در این مجال فرصت توضیح آن نیست. کاری را که مربوط به امام زمان (ع) است به پیامبر اکرم (ص) نسبت میدهد. چرا که این کار در اصل کار پیامبر اکرم (ص) است که به دست امام عصر (ع) که امام امت او است انجام میشود. پس اصحاب رسول الله (ص) در این آیه در حقیقت اصحاب امام زمان (ع) هستند که میخواهند این برنامه را انجام بدهند. توصیفی هم که میکنند با اصحاب امام زمان (ع) همخوان است.
برچسبها: مهدویت شناسی [ یکشنبه ششم آذر ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||