- خلق افسرده در بیشتر ساعات روز
- کم اشتهایی یا پر اشتهایی
- کم خوابی یا پر خوابی
- انرژی کم یا خستگی
- عزت نفس پایین
- تمرکز ضعیف
- مشکل در تصمیم گیری
- احساس ناامیدی
۳) اختلال افسردگی فصلی:
افسردگی است که در فصل پاییز و زمستان که روزها کوتاه تر هستند به وجود می آید. در این فصول چون هوا زودتر تاریک می شود، ملاتونین که هورمون تاریکی و راه انداز خواب است افزایش می یابد و در افراد مستعد باعث بروز افسردگی می شود. این اختلال در فصل بهار و تابستان ممکن است کمتر شده یا از بین برود.
علائم اختلال افسردگی فصلی:
- بی حوصلگی
- احساس غم و اندوه
- کاهش انرژی
- عدم تمرکز
- احساس بی ارزشی
- احساس گناه
درمان اختلال افسردگی فصلی:
درمان آن با دیگر انواع افسردگی متفاوت است. در این نوع افسردگی درمان با نوردرمانی انجام می شود. به این منظور فرد را از صبح قبل از طلوع آفتاب در معرض نور مصنوعی که معادل نور روز است، قرار می دهند.
۴) اختلال ملال پیش از قاعدگی:
یکی دیگر از اختلالات خلقی، ملال پیش از قاعدگی می باشد. علائم و نشانه های آن معمولا چند روز قبل از قاعدگی شروع شده و چند روز بعد از قاعدگی بهبود می یابد. این علائم و نشانه باید در اکثر سیکلها در طی یک سال بروز نماید.
علایم اختلال ملال پیش از قاعدگی:
- ناپایداری عاطفی محسوس
- تحریک پذیری با خشم محسوس یا افزایش تعارضهای میان فردی
- خلق افسرده محسوس، احساس نا امیدی یا افکار محکوم کردن خود
- اضطراب، تنش، احساس برانگیخته یا کفری بودن
- کاهش علاقه به فعالیتهای معمول
- مشکل در تمرکز
- رخوت و خستگی
- پرخوابی یا کم خوابی
- حساس از توان افتادن یا نداشتن کنترل
این علائم باید به قدری قوی باشند که روی عملکرد فرد به طور محسوس تاثیر گذار باشند.
۵) اختلال افسردگی پس از زایمان:
افسردگی پس از زایمان یک مشکل شایع و قابل درمان است که تاثیرات گسترده بر مادر و خانواده دارد. بعضی از زنان پس از تولد نوزاد خود، آن را تجربه میکنند.
علائم اختلال افسردگی پس از زایمان:
- احساس ناراحتی و افسردگی در اکثر روزها به مدت چندین هفته
- احساس بیگانگی و کنارهگیری از خانواده و دوستان
- از دست دادن علاقه به فعالیتها (از جمله رابطه جنسی)
- تغییر در عادتهای خوردن و خوابیدن
- احساس خستگی در اغلب ساعات روز
- احساس ناراحتی یا تحریکپذیری
- داشتن احساسات اضطراب، نگرانی، حملات ترس یا افکار رقابتی
علل بروز اختلال افسردگی پس از زایمان:
- تغییرات هورمونی پس از تولد کودک
- عوامل استرس آور روانی مثل فشارهای مالی، تغییرات شغلی، بیماری یا مرگ عزیزان
- تغییرات در روابط اجتماعی
- فقدان پشتیبان قوی
- پرورش کودک با نیازهای خاص
- داشتن سوابق خانوادگی در مورد اختلالات روانی
۶) اختلال افسردگی آتیپیک:
افسردگی آتیپیک که به آن افسردگی غیر معمول نیز گفته می شود با نشانه های نباتی معکوس همراه است. نشانه های نباتی معکوس یعنی پرخوری، پر خوابی و اینکه خلق فرد در اواخر روز بدتر می شود.
فرد در این نوع افسردگی به جای کاهش وزن دچار افزایش وزن می شود. این افراد بسیار حساس و زود رنج بوده و نسبت به طرد شدن بسیار واکنش نشان می دهند. آغاز این نوع افسردگی معمولا در دوره نوجوانی است.
علائم اختلال افسردگی آتیپیک:
- فرد نسبت به قبل بیشتر می خوابد
- در خورد و خوراک پرخوری می کند.
- میل جنسی افزایش می یابد.
- کندی روانی حرکتی دارد. به این معنی که گفتار، رفتار و واکنش فرد کندتر از بقیه است.
- بدتر شدن خلق در اواخر روز
۷) اختلال دو قطبی:
اختلال دو قطبی یک بیماری روانی است که تغییرات شدید خلق همراه است. که می تواند با خلق و خوی بسیار بالا یا افسردگی همراه باشد. دارای دو تیپ I و II است.
اختلال دو قطبی تیپ I :
در اختلال دو قطبی تیپ I، فرد حتما یک دوره مانیا ( سرخوشی ) را باید تجربه کند. که حداقل یک هفته طول می کشد. در این یک هفته خلق فرد به شدت بالاست. این اختلال میتواند همراه با افسردگی باشد یا نباشد.
علائم اختلال دو قطبی تیپ I:
- خود بزرگ بینی
- کاهش خواب
- افزایش انرژی
- افزایش اعتماد به نفس
- در موارد شدید نیز با توهم همراه است.
اختلال دو قطبی تیپ II:
در این اختلال فرد دارای یک یا چند دوره افسردگی اساسی به همراه حداقل یک دوره هیپومانیا است. هیپومانیا از نظر شدت ضعیف تر از دوره مانیا است و از نظر مدت از دوره مانیا کوتاه تر است. دوره آن حداقل چهار روز است. برای تشخیص گذاری این اختلال دوره افسردگی اساسی الزامی است.
۸) اختلال ادواری خویی (سیکلوتایمی):
شکل خفیف و مزمن اختلال دو قطبی تیپ II است. مشخصه آن وجود دوره های هیپومانیا و دوره های خفیف افسردگی است. در این افرار در کار و روابط بین فردی دچار مشکل میشوند. چرا که دیگران این افراد را دمدمی مزاج و نا مطمئن ارزیابی می کنند و به سختی با آنان کنار می آیند.
علائم اختلال ادواری خویی:
ویژگی اختلال ادواری خویی خلق بالای آن است که در حد علائم هیپومانیا است ولی هیچ گاه آنقدر علائم شدید نیست که ملاک مانیا را برآورده کند. و همچنین افسردگی نیز آنقدر شدید نیست که افسردگی اساسی نامیده شود.
تشخیص اختلالات خلقی
برای تشخیص اختلالات خلقی ابزار پزشکی خاصی وجود ندارد. کارشناس و متخصص مربوطه برای تشخیص افسردگی باید فرد را مورد ارزیابی و مصاحبه قرار دهد و سپس با توجه به ملاک های تشخیصی تصمیم بگیرد.
به عنوان نمونه در رابطه با افسردگی، طبق معیار های تشخیصی اگر حداقل پنج مورد از علایم زیر در یک دوره دو هفته ای و هم زمان وجود داشته باشد و نشان دهنده به هم خوردن کارکرد قبلی فرد باشند، نشانگر افسردگی است. ضمنا حداقل یکی از علائم باید خلق افسرده و یا از دست دادن علایق و لذت باشد.
- خلق افسرده در اکثر ساعت روز
- کاهش علایق یا لذت در تمام یا تقریبا تمام فعالیتهای شبانه روز
- کاهش وزن بدون گرفتن رژیم غذایی
- بی خوابی یا پر خوابی تقریبا در تمام روزها
- سراسیمگی یا کندی روانی – حرکتی
- خستگی و فقدان انرژی
- احساس بی ارزشی یا احساس گناه مفرط یا نا متناسب
- کاهش توانایی تفکر و تمرکز در تمام روزها
- افکار مکرر مربوط به مرگ یا خودکشی
از طرفی در بیماری هایی مانند اختلالات دو قطبی نوع یک فرد باید از نظر وجود دوره ی مانیا یا خلق بالا بررسی شود. برای تشخیص دوره ی مانیا یا شیدایی یک سری ملاک تشخیصی دیگری وجود دارد. از جمله:
- فرد خلق بالا و تحریک پذیری داشته باشد.
- عزت نفس افزایش یافته یا خودبزرگ بینی
- نیاز به خواب کمتری داشته باشد.
اما در اختلال دوقطبی نوع II فرد را از نظر وجود یا عدم وجود دوره هایپومانیا نیز بررسی می کنند. این دوره علایم مشابهی با مانیا ولی با شدت کمتر دارد و گاهی اوقات در دو قطبی نوع II دیده می شود.
شیوع اختلالات خلقی:
شیوع افسردگی در تمام کشورها و فرهنگها در زنان دو برابر بیشتر از مردان است. این تفاوت به دلیل تفاوتهای هورمونی، تاثیرات زایمان، تفاوت در فشارهای روانی- اجتماعی زنان و مردان است.
از طرفی شیوع اختلالات دو قطبی تقریبا در مردان و زنان برابر است.
درمان اختلالات خلقی
اختلالات عاطفی یا خلقی طیف وسیعی از اختلالات را شامل می شود پس نمی توان به راحتی به یک درمان خاص اشاره کرد. به طور کلی درمان های اصلی این اختلالات، شامل روان درمانی و دارو درمانی است. معمولا طی درمان از هر دو استفاده می شود.
دارو درمانی
داروهای متعادل کننده خلق و ضد افسردگی زیادی وجود دارند. ممکن است نیاز باشد مدتی پزشکتان داروهای مختلف موجود را برای شما امتحان کند تا سرانجام داروی مناسب شما را پیدا کند. دارویی که علایم اختلال را کم می کند در عین حال کمترین عوارض جانبی را دارد.
روان درمانی
روان درمانی برای اختلالات خلقی نقش بسیار مهمی دارد. در روان درمانی به فرد کمک می شود که بتواند با بیماری اش بهتر کنار بیاید و با آن زندگی کند. مثلا بعضی از رفتارهای خود را که باعث افزایش علایم بیماری می شوند تغییر دهد.
سایر درمان های اختلالات خلقی
علاوه بر روان درمانی و دارو، روش های دیگری هم در کمک به اختلالات خلقی سودمند هستند. مصرف مکمل های ویتامین D و در مواردی نور درمانی با استفاده از لامپ های مخصوص میتواند کمک کننده باشد.
اصلاح سبک زندگی هم یکی از دیگر از روشهای کمک به بهبود اختلالات خلقی است. مثلا گنجاندن ورزش در برنامه روزمره، تنظیم خواب و رژیم غذایی سالم در درمان اختلالات خلقی تاثثیر فوق العاده ای دارد.
لازم به ذکر است که حتما باید برای پیدا کردن درمان مناسب حالتان با پزشک و درمانگر خود مشورت کنید و از انجام درمانهای خودسرانه بپرهیزید.
- پرحرفی و تمایل زیاد به حرف زدن
- افکار فرد از هم پیشی می گیرند. (سبقت افکار)
- تمرکز فرد دچار مشکل شود و به راحتی حواسش پرت شود.
- درگیری بیش از حد در فعالیت های لذت بخش
- نقص شدید در عملکرد شغلی و تحصیلی