ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

معروفات و منكرات  بايد احصا ومشخص شود

اضطراب به منزله بخشى از زندگى هر انسان، در همه افراد در حدّى اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد، به عنوان پاسخى سازش یافته تلقّى مى شود، به گونه اى که مى توان گفت: «اگر اضطراب نبود، همه ما پشت میزهایمان به خواب مى رفتیم.»1 فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه اى مواجه کند: اضطراب است که ما را وامى دارد تا براى معاینات پزشکى و درمان بیمارى ها به پزشک مراجعه کنیم، کتاب هایى را که از کتابخانه به عاریت گرفته ایم بازگردانیم، در یک جاده لغزنده با احتیاط رانندگى کنیم... و بدین سان، زندگى طولانى تر، سازنده تر و بارورترى داشته باشیم. بنابراین، اضطراب به منزله بخشى از زندگى هر انسان، یکى از مؤلّفه هاى ساختار شخصیت وى را تشکیل مى دهد و از این زاویه است که برخى از اضطراب هاى دوران کودکى و نوجوانى را مى توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن ها را بر فرایند تحوّل پذیرفت; چرا که این فرصت را براى افراد فراهم مى آورد تا سازوکارهاى سازشى خود را در جهت مواجهه با منابع تنیدگى زا گسترش دهند. به عبارت دیگر، مى توان گفت: اضطراب در برخى مواقع، سازندگى و خلّاقیت را در فرد ایجاد مى کند، امکان تجسّم موقعیت ها و سلطه بر آن ها را فراهم مى آورد و یا آن که وى را برمى انگیزد تا به طور جدّى با مسؤولیت مهمى مانند آماده شدن براى یک امتحان یا پذیرفتن یک وظیفه اجتماعى مواجه شود.
اما اگر اضطراب از این حد فراتر رود و از حالت سازندگى خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پیدا کند، نه تنها نمى توان این صورت را پاسخى سازش یافته دانست، بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگى و استیصال گسترده اى تلقّى کرد که فرد را از بخش عمده اى از امکاناتش محروم مى کند، آزادى و انعطاف او کاهش مى یابد و طیف گسترده اختلال هاى اضطرابى را، که از اختلال هاى شناختى و بدنى تا ترس هاى غیر موجّه و وحشت زدگى ها گسترده اند، به وجود مى آورد.2
با توجه به این مقدّمه و عنوان مقاله، روشن است که در این نوشتار تأثیر ایمان و آثار آن در کاهش و رفع اضطراب نابهنجار و مرضى مورد بررسى قرار مى گیرد. اما به دلیل آنکه براى «اضطراب» تعاریف متعددى ذکر شده و در تبیین آن نظریات گوناگونى مطرح گردیده است و همچنین براى فهم دقیق جنبه هاى درمانى ایمان به خدا در کاهش و رفع اضطراب، پیش از آنکه به این جنبه ها پرداخته شود، لازم است به برخى از تعاریف اصطلاحى اضطراب3 اشاره شود و پس از معرفى تعریف مورد قبول، «ایمان» تعریف مى گردد. آن گاه تبیین هاى نظرى گوناگون در مورد چگونگى بروز اضطراب ارائه مى شود و چگونگى تأثیر ایمان مذهبى بر کاهش اضطراب بیان مى گردد و در پایان، به تحقیقات انجام شده اشاره شده و نتیجه گیرى مى شود.
تعاریف «اضطراب»
بر اساس موضع گیرى هاى گوناگون متخصصان، تعریف هاى گوناگونى براى «اضطراب» ارائه شده است. براى اجتناب از هرگونه سوء تفاهم، مهم ترین آن ها ذکر مى شوند:
الف. «اضطراب» عموماً یک انتظار به ستوه آورنده است و ممکن است در تنشى گسترده و موحش و اغلب بى نام، اتفاق افتد. این حالت، که به شکل احساس و تجربه کنونى، مانند هر اغتشاش هیجانى در دو سطح همبسته روانى و بدنى در فرد پدید مى آید، ممکن است به یک تهدید عینى «اضطراب آور» (تهدید مستقیم یا غیرمستقیم مرگ، حادثه شوم شخصى یا مجازات) نیز وابسته باشد. (لافون Lafon، 1973)4
ب. «اضطراب» عبارت است از: واکنش فرد در مقابل یک موقعیت ضربه آمیز; یعنى موقعیتى که تحت تأثیر بالا گرفتن تحریکات، اعم از بیرونى یا درونى، واقع شده و فرد در مهار کردن آن ها ناتوان است. (چاپلین، Chaplin، 1975)5
ج. ناراحتى در عین حال روانى و بدنى که بر اثر ترسى مبهم و احساس ناایمنى و تیره روزى قریب الوقوع در فرد آدمى به وجود مى آید. (پیه رون Pireron، 1985)6
د. اضطراب به منزله حالت هیجانى توأم با هشیارى مستقیم نسبت به بى معنایى، نقص و نابسامانى جهانى است که در آن زندگى مى کنیم. (ربر Reber، 1985)7
هـ. نگرانى پیشاپیش نسبت به خطرها یا بدبختى هاى آینده، همراه با احساس بى لذتى8 یا نشانه هاى بدنى تنش ـ که البته منبع خطر پیش بینى شده مى تواند درونى یا بیرونى باشد. (DSMIV,1994)9
و. ترسى که در اثر به خطر افتادن یکى از ارزش هاى اصولى زندگى شخص ایجاد مى شود. (رولومى Rolomy)10
در یک جمع بندى کلى از چند تعریفى که ذکر شد، مى توان «اضطراب» را به عنوان احساس رنج آورى که با یک موقعیت ضربه آمیز کنونى یا با انتظار خطرى که به شیئى غیرمعین وابسته است، تعریف کرد. به عبارت دیگر، اضطراب مستلزم مفهوم ناایمنى یا تهدیدى است که فرد منبع آن را به وضوح درک نمى کند.
تعریف «ایمان»
«ایمان» عبارت است از: پذیرایى و قبول مخصوصى از ناحیه نفس نسبت به آنچه که قبول کرده; قبولى که باعث شود که نفس در برابر آن ادراک و آثارى که اقتضا دارد، تسلیم شود.»11 علاّمه طباطبائى با تأکید بر این که عمل جزء ایمان است، در مورد علامت تسلیم و قبول مى فرماید: «علامت چنین قبولى این است که سایر قوا و جوارح آدمى نیز آن را قبول نموده و مانند خود نفس در برابرش تسلیم شود.»12
هرگاه این ایمان نسبت به خدا باشد، آن را «ایمان به خد» مى گویند. این ایمان به خدا، که همان اعتقاد قلبى و انجام دادن اعمال صالح است، صفات دیگرى را در روح مؤمن به وجود مى آورد که با بودن ایمان، آن ها نیز هستند و شدت و ضعف آن ها، که تعیین کنندگان رفتارهاى انسان هستند، به شدت و ضعف خود ایمان بستگى دارد. این صفات را مى توان از ارکان ایمان به حساب آورد.
حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: ایمان بر چهار رکن و پایه قرار داده شده است، آن چهار پایه عبارتند از: صبر، یقین، عدل و جهاد.
1. «صبر» یعنى پایدارى بر انجام واجبات، خوددارى از معاصى و بردبارى در مقابل ناملایمات و سختى ها.
2. «یقین» یعنى یقین به وجود خدا، روز جزا، ثواب و عقاب و معارف حق.
3. «عدل» یعنى اعتدال در اخلاق، اعمال، دادگرى و عدم تعدّى به حقوق دیگران.
4. «جهاد» یعنى کوشش و فداکارى در راه ترویج خداپرستى، ارشاد و هدایت انسان ها و جلوگیرى از بى دینى، دنیاپرستى، ظلم و بیدادگرى.13


موضوعات مرتبط: معروف شناسی
برچسب‌ها: معروف شناسی
[ یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب