ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

  

نعمت های خدا؛ آخرت و دنیا

لذت های معنوی بهشت

بعضی از نعمت ها و مواهب الهی معمولاً به دیدة چشم نمی آیند اما دیدنی هستند، از این رو خداوند متعال در آیات متعدد قرآن کریم، فقط اشاره ای به این بخش از نعمت های بهشتی کرده است؛ نعمت هایی از قبیل: احترام مخصوص، محیط صلح و صفا، امنیت و زوال خوف، دوستان موافق و رفیقان با وفا، برخوردهای مملوّ از محبت، نشاط فوق العادة درون، احساس خشنودی خدا، و. .. برای این نعمت های والا و ارزش مند که با چشم دل دیده می شوند نیز باید خدا را ستایش کرد.

در این جا خلاصه ای از مواهب ذکر شده را از زبان قرآن مجید بازگو می کنیم.

1ـ احترام مخصوص

بهشت، بهترین و زیباترین جایگاه افراد خداپرست و نیکوکار و منزلگه جاودانة پیامبران و پیروان آن هاست. «کسانی که تقوای الهی را پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت سوق داده می شوند، تا موقعی که به آن می رسند در حالی که درهای آن گشوده شده و خازنان بهشت به آن ها می گویند: سلام بر شما، گوارا باد این نعمت ها برایتان، وارد شوید و در آن جاودانه بمانید.»[17]

مردی از ابوذر غفاری پرسید: ای ابوذر! حالِ ما هنگام ورود به جهان آخرت چگونه است؟ ابوذر گفت: مردم دو دسته اند: نیکوکاران و زشت کاران. نیکوکاران همانند کسانی هستند که مدت ها از خانه و کاشانه و آشنایان و بستگان خود دور بوده اند و اکنون وارد خانه و کاشانة خویش می شوند و بستگان و خانوادة خود را دیدار می کنند. چه نشاط و سروری به آن ها دست می دهد؛ چقدر خوش حال و خشنود می شوند. نیکوکاران این چنین هستند. آن ها بر خدای مهربان و بهشت زیبای او وارد می شوند و ملائکه و پیامبران و ابرار و اولیا، از آن ها استقبال می کنند و نعمت های بی پایان بهشتی در انتظار آن هاست.

آری، یک لحظه شنیدن ندای محبوب که از لطف و عنایتش برخاسته، برتمام دنیا و آن چه در آن است برتری دارد.

پیامِ دوست شنیدن سعادت است و سلامت

فدای خاکِ درِ دوست باد جانِ گرامی

***

سلامتِ منِ دل خسته در سلامِ تو باشد

زهی سعادت اگر دولتِ سلامِ تو یابم

جذابیت لقای پروردگار و دیدار لطف یار، آن قدر لذت بخش و شوق انگیز و روح پرور است که از والاترین افتخار و دل پذیرترین ساعات بهشتیان است.

2ـ محیط صلح و صفا

چیزی که بیش از هر چیز دیگر روح انسان را در زندگی دچار اضطراب و آشفتگی می کند، مسئلة احساس نا امنی در ابعاد مختلف است.

زندگی دنیا برای انسان گوارا نیست. این به دلیل آن است که انسان نسبت به آن چه دارد و نسبت به آیندة خود اطمینان ندارد.

در دو آیه از قرآن مجید تعبیر بسیار زیبا و پر معنایی دربارة بهشت به عنوان [خانة امن و امان] دیده می شود: یکی در آیة 137 سورة انعام «لهم دار السلام عند ربهم و هو ولیهم بما کانوا یعملون؛[18] برای بهشتیان خانة امن و امان است نزد پروردگارشان، و او ولی و یاور آن هاست به دلیل اعمال (نیکی) که انجام می دادند.»

و دیگری در آیة 25 سورة یونس: «و الله یدعوا الی دار السلام؛[19] خداوند، به سرای صلح و سلامت دعوت می کند.»

صفات متعددی در درون انسان وجود دارد که بر هم زنندة آرامش روح و جسم و خانواده و جامعه است. صفاتی هم چون: عداوت و دشمنی، کبر، حسد و. .. این صفات زشت سبب می شوند که نزاع های خونین در جامعه رخ دهد و امنیت و آرامش اجتماع از بین برود.

اما یکی از نعمت های روحانی بهشت این است که آن جا از هر نظر امن و امان است، نه ترس از جنگ وجود دارد، نه احتمال به وجود آمدن درگیری، نه عداوت و دشمنی وجود دارد و نه حسادت، بلکه همه جا از عشق و صفا صحبت می شود، همه جا محبت و برادری است.

3ـ دوستان موافق و رفیقان با وفا

انسان در زندگی دنیا، گریزی از معاشرت با دیگران ندارد. ارتباط با دیگران یک ضرورت است. لذا با این نگرش، انسان به معاشرت با آدم های خوب ترغیب شده است تا از معاشرت با آن ها متوجه خداوند متعال گردد و به حق نزدیک شود. از این رو یکی از بهترین لذت های معنوی و روحانی بهشت، بهره گیری از محضر دوستان با صفاست؛ یارانی که یک لحظه نشستن در کنار آن ها آن چنان نشاطی به آدم می دهد که با هیچ بیانی قابل توصیف نیست.

خداوند در این باره می فرماید: «کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند (درقیامت) هم نشین کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آن ها تمام کرده، از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان، و آن ها چه رفیقان خوبی هستند. این فضل و رحمتی است از ناحیة خدا، کافی است که خدا (از حال بندگانش) آگاه است.»[20]

حبیب الله حیدری، شمارة اشتراک 3007، از محمود آباد

از زمان خروج حضرت آدم(ع) از منزل حقیقی انسان که خالق مهربان برای زیست برترین مخلوق در نظر گرفته بود، باید مسیری برای برگشت تعریف می شد. این مسیر بر مبنای عبادات تعریف گردید، که در واقع بیان دوستی مخلوق در برابر خالق در محل زیست ثانوی نوع بشر است. بنابراین مدعا، خداوند متعال عبادات را در ابتدا به حضرت آدم(ع) آموزش داد (و همة اسما را به وی تعلیم داد)[21] و پس از آن، این آموزش توسط مرسلان بعدی تداوم یافت و برترین آن ها نیز به وسیلة خاتم الانبیا در قالب دین مبین اسلام شکل داده شد.

بدون تردید همان گونه که در آموزش های بشری برای بیشتر نمودن تأثیر و ایجاد انگیزه در آموختن، همیشه تشویق و تنبیه وجود دارد، در تمام ادیان نیز به عنوان یک بستة آموزشی کامل برای بازگشت ابنای بشر به جایگاه حقیقی خویش، این موضوع به صورت مطلوبی رعایت شده است. و در دین خاتم که کامل ترین ادیان است، باید در والاترین شکل ممکن وجود داشته باشد. قرآن مجید نیز که باید تا زمان قیامت هدایت گر نوع بشر باشد، دارای این خصوصیت در مطلوب ترین شکل است. خدای بزرگ در قرآن مجید به دو وجه به نعمت ها اشاره می کند. در وجه اول سعی بر آن است که مهر معلم بر قلب متعلّم تابانده شود تا تأثیر آموزش در بالاترین وجه ممکن گردد.

درس معلم گر بود زمزمة محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای ر

مهر الهی از روز ازل در فطرت بشری وجود دارد و هرگاه نوع بشر در خطری مهیب گرفتار گردد، ناخود آگاه در عاشقانه ترین لحن، خدای خود را می خواند، و این خود دلیل واضحی بر این مدعاست. اما خصوصیت زندگی بشر در جهان خاکی، وجود غباری است که توسط ابلیس و یارانش از روی حسد و دشمنی با انسان به صورت مداوم بر جایگاه این مهر پاشیده می شود تا اثری از آن باقی نماند. لذا خدای متعال با یادآوری نعمت های متعدد خویش به نوعی با غبارروبی قلب بشر، مهر بی زوال و بی انتهای خویش را آشکار می سازد تا بشر به مسیر دین بازگشته و آموزش را ادامه دهد تا هر چه سریع تر به جایگاه اصلی خویش باز گردد.

در وجه دیگر، خدای مهربان برای باقی نگاه داشتن انسان ها در مسیر آموزش دینی به صورت مداوم، با بیان نعمت های آشکار و نهان به تشویق او می پردازد. در این وجه، تشویق دارای طبقه بندی خاصی بوده و برای هر متعلّم بر اساس جایگاه آموزشی اش، تشویق شایستة آن درجه بیان می گردد و در والاترین درجه، حضرت حق، خود را به عاشقانش عرضه می کند:

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

دیوانة تو هر دو جهان را چه کند

بدون شک هر متعلّمی با یاد آوری نعمتی که به او ارزانی شده است برای باقی ماندن در محور تشویق ها با شتاب بیشتری به آموزه های بعدی عمل خواهد کرد و این همان مسیری است که خالق مهربان خواستار آن است.

عظمت السادات میری، شمارة اشتراک 4009، از رشت

اهمیت شکر گزاری از منظر دین

«الحمد لله الواصل الحمد بالنعم و النعم بالشکر؛[22] ستایش خداوندی را سزاست که حمد و ستایش را به نعمت ها و نعمت ها را به شکرگزاری پیوند داد.»

یکی از صفات زیبا و ارزش مندی که در تعالیم دینی و به خصوص در مکتب اسلام بسیار به آن توجه و تأکید شده، خصلت قدرشناسی و سپاس گزاری است.

از منظر دین، انسان موظف است در مقابل نیکی و احسان دیگران، بی تفاوت نباشد و چنان چه از جانب کسی لطف و محبتی دریافت کرد، حتماً با تشکر و قدردانی آن را پاسخ گوید و اگر توانست با عمل محبت آمیز دیگری، آن خوبی را تلافی کند. نبی مکرّم اسلام فرمود: «وقتی خداوند خیر کسی را به دست دیگری انجام دهد و او را سپاس نگزارد، خدا را نیز سپاس نگفته است.»[23]

 

امام صادق(ع) در این باره فرموده اند: «در تورات نوشته است کسی که به تو نعمت داد او را سپاس گزار و به کسی که از تو سپاس گزاری کرد، نعمتش ده، زیرا با سپاس گزاری، نعمت ها نابود نگردد و با ناسپاسی پایدار نماند.... »[24]

خردمند طبعان منّت شناس

بدوزند نعمت به میخ سپاس[25]

اولیای الهی، برترین الگوی شاکران

شکرگزاری نتیجة درک نعمت ها و شناخت منعِم است. شاکران کسانی هستند که خالق خویش را شناخته اند و نور ایمان در قلب هایشان جای گرفته است. آنان نعمت های خداوند و الطاف بی دریغش را درک کرده اند و از جان و دل، او را بندگی و اطاعت می کنند. به قدرت حکمت و رحمانیت پروردگار یقین دارند و به رضای او خشنودند و در مقابل خواسته هایش، تسلیم و فرمان بردارند.

نمونة کامل چنین انسان هایی، اولیای الهی و معصومین(ع) هستند. آن بزرگواران، بندگانی خاضع، مطیع و شاکر بودند و با تمام وجود، خدای خویش را ستایش می کردند و هیچ گاه از طاعت او خارج نشدند. از علی(ع) روایت است که: «اگر خداوند بر گناهان وعدة عذاب نمی داد، لازم بود برای سپاس گزاری از نعمت هایش نافرمانی نشود.»[26]

تو را آن که چشم و دهان داد و گوش

اگر عاقلی، در خلافش مکوش[27]

اهل بیت(ع) شکر انعام و احسان پروردگار را با رفتار و گفتار خود به جای می آوردند و با ذکر نعمت ها، پیوسته مردم را به سپاس گزاری و شکر خداوند ترغیب می نمودند و از گرایش به بدی ها که تضییع کنندة نعمت های الهی است، برحذر می داشتند.

شاکران نیز پیرو همین مکتب هستند و به تبعیت از اولیای دین، زندگی خویش را بر ستون های تقوا و نیکوکاری بنا نهاده اند.

تجلّی شکر در قلب و زبان شاکران

ضعف ایمان، گاهی انسان ها را دچار غفلت می کند و فراز و نشیب زندگی، آن ها را به سوی کفران و ناسپاسی می کشاند، به گونه ای که در شادی ها لطف پروردگار را نادیده می گیرند و در مصیبت ها لب به شِکوه می گشایند. حتی بعضی ها به زبان، شکر می گویند اما قلبشان آکنده از اندوه و نارضایتی است. ولی انسان های شاکر، این چنین نیستند؛ آنان همیشه زبانی ذاکر و قلبی شاکر دارند.

در شرح حال حضرت فاطمة زهرا(س) آمده است: «آن بزرگوار علی رغم کار زیاد و مسئولیت فراوانی که برعهده داشتند، وقتی پیامبر گرامی(ص) به ایشان فرمود: دخترم! به سختی دنیا برای شیرینی آخرت شتاب کن، حضرت با جان و دل فرمود: حمد و سپاس خدا را در برابر نعمت هایش، و شکر خدا را در برابر عطاهایش. و به این ترتیب خشنودی خود را آشکار نمودند.[28]

طاهره سادات خاتمی، شمارة اشتراک 5962، از تهران


موضوعات مرتبط: نعمت شناسی
برچسب‌ها: نعمت شناسی
[ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 8:1 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب