|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
سلام کردن از آداب خوب حرف زدنسلام از نامهای خداست. اهلبیت (ع) به ما تعلیم کردند که در برخورد با مردم قواعد اجتماعی را به خوبی رعایت کنیم. سلام کردن از پیامهای مهر و صلح و دوستی است که در جامعۀ اسلامی در آغاز هر دیداری، ولو در حدّ عبور کردنِ دو مسلمان از کنار یکدیگر، گفته میشود. سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه ثوابِ آن به سلام کننده میرسد. سبقت و پیشدستی در سلام پاداش فراوانی دارد و یک فضیلت و ارزش به شمار میآید. رسول خدا (ص) میفرماید: دوست دارم چند کار بعد از من سنّت شود: یکی از آنها سلام کردن به کودکان است. الحق که این رفتار آن حضرت شگفت است! در چنان جامعهای بر کودکان سلام کردن رفتار بزرگ و شکوهمندی است. فرشتگان الهی وقتی که به اهل بهشت سلام دهند چنین میگویند: «سَلامٌ عَلَیکُم بِما صَبَرتُم»[14] سلام بر شما به سبب صبری که کردهاید. خداوند سبحان در قرآن بارها به پیامبران سلام داده است: «سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِی العالَمینَ»[15] سلام بر نوح در میان عالمیان. بر حضرت ابراهیم و حضرت موسی (ع) نیز سلام داده است. بر تمام رسولان نیز سلام داده است: «وَ سَلامٌ عَلَى المُرسَلینَ»[16] سلام بر همۀ رسولان. آری، همین سلام کردن، به عنوان یکی از مصادیق خوب حرف زدن و ارتباط نیکو با دیگران گرچه کار کوچکی به نظر میآید، باعث میشود که محبّت در میان آحادِ جامعه رشد کند و عمومی و فراگیر شود. آداب سلام کردن نیز کاملاً عاقلانه و خردمندانه است. آنکه ایستاده است بر آنکه نشسته سلام میکند و آنکه وارد شده بر آنکه ساکن آنجاست. آنکه کم سالتر است بر آنکه سالمندتر است، آنکه در حرکت است بر آنکه ساکن و ایستاده است سلام میکند. در قرآن حتّی وقتی که نامۀ حضرت سلیمان (ع) را نقل میکند، سلام را میآورد. سلام کردن از مواردی است که بسیار مورد تأکید قرار گرفته است و از حیث گفتاری از اوّلیّات و مسلّمات است، و از بارزترین نشانههای ادب است. پرهیز از دشنامگویی و القاب زشتنکتۀ سوم در آداب خوب حرف زدن، پرهیز از تحقیر و توهین و دشنام است. بدزبانی، نهادن نامهای تمسخرآمیز و حقارتبار، سبّ و دشنام، و کلیۀ گونههای بدزبانی و زشتگفتاری از اموری است که در سیرۀ رفتاری و معاشرتی ائمّه (ع) به شدّت نهی شده است. قرآن میفرماید: «وَ لا تَنابَزُوا بِالأَلقابِ»[17] و با القاب زشت همدیگر را نیازارید. یکی از کارهایی که رسول اکرم (ص) انجام میدادند و ائمّه (ع) نیز همین کار را دنبال کردند آن است که هرگاه کسی اسم زشت و نامناسبی داشت آن را به نامی زیبا و مناسب تبدیل میکردند. روزی زنی نزد رسول اکرم (ص) آمد. حضرت پرسیدند: نام تو چیست؟ عرض کرد: عاصیه. آن حضرت فرمودند: این اسم را عوض میکنیم. جمیله را به جای عاصیه گذاشتند. نیز شخصی آمد و رسولالله (ص) نام او را پرسیدند: عبدالعزی[18] نام داشت. آن حضرت فرمودند: نام تو را عبدالله میگذاریم، یعنی بندۀ خدا. روزی شخصی نزد امام صادق (ع) آمد. آن روز تازه امام کاظم (ع) متولّد شده بودند. حضرت به آن شخص گفت که صاحب مولودی نوزاد شده است. آن شخص جلوتر رفت و بالای گهوارۀ امام کاظم (ع) ایستاد تا سلام کند. با آنکه امام کاظم (ع) در گهواره بودند، فرمودند: نام دختر خود را که تازه متولّد شده است عوض کن. فاطمه بگذار. او تعجّب کرد که طفلی در گهواره سخن بگوید و غیب را میداند. وی نامی برای دختر خود گذاشته بود که مناسب نبود. آن نام را به فاطمه تغییر داد. خداوند میفرماید: «لا تَجعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَینَکُم کَدُعاءِ بَعضِکُم بَعْضًا»[19] رسولالله را آنگونه صدا مزنید که همدیگر را میخوانید. یعنی با احترام و تکریم، آن حضرت را صدا کنید. خداوند در قرآن همیشه آن حضرت را با تعبیرهایی همچون: یا أَیُّهَا الرَّسُول، یا أَیُّهَا النَّبِی، یا أَیُّهَا المُزَّمِّل[20]، یا أَیُّهَا المُدَّثِّر[21] یاد میکند. به هر روی نباید روی همدیگر نامها و القابی بد و ناخوشایند و یا آمیخته به طنز و مزاح بگذاریم. از دشنام جدّاً بپرهیزیم. این موضع آن قدر مهم است که خداوند از دشنام دادن به بتها نهی کرده است، تا آنان به خداوند ذوالجلال اهانت نکنند. بت از چوب و سنگ است و هیچ ارزش و اعتبار و بهایی ندارد و گرچه استحقاق نکوهش و تحقیر هستند، امّا با این حال برای پرهیز از دشنام دادنِ متقابل از سوی مشرکان به خدا، باید خودداری کرد و دشنامشان نداد. «لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ»[22] دشنام ندهید به آنان که غیر خدا را میخوانند. گفتنی است که لعن با سب متفاوت است. سب یعنی ناسزا و دشنام، امّا لعن یعنی درخواست دوری از رحمت خداست. یعنی هنگامی که لعن میکنیم در واقع از خدا میخواهیم که آن ملعون از رحمت خداوند دور شود. نوعی دعای منفی است. در قرآن افراد فراوانی لعن شدهاند و لعن یک فرمان قرآنی است و ما را ملزم به عمل کردن میکند، و باید در مواردی خاص لعن کنیم. ظالمان، آزاردهندگان پیامبر اکرم (ص) منافقان، بیمار دلان، ابلیس و مانند اینها از شمار لعنت شدگاناند. و این با خوب حرف زدن منافات ندارد. روزی امیرمؤمنان (ع) شنیدند که یاران او به سپاهیان معاویه دشنام میدادند. آن حضرت فرمودند که این کار را نکنید؛ به جای آن، زشتیها و بدیهای آنان را بگویید. در فرهنگ شیعی و براساس سنّت اهلبیت (ع) دشنام دادن و سب کردن دیگران نکوهش شده و ممنوع است و با اصول اخلاقی و رفتار اجتماعی پسندیده منافات دارد. بر اساس این فرهنگ، اصحاب هنگام گفتوگو با ائمّه (ع) از تعابیری چون: جُعلتُ فداک؛ یعنی فدایتان بشوم، یا بأبی أنتَ و اُمّی؛ پدر و مادرم فدایتان باد، استفاده میکردند. این است فرهنگ شیعی که از سیرۀ معاشرتی آل الله گرفته شده است و همۀ این ارزشهای معاشرتی برگرفته از همان سیرۀ پاک و منور و الهی است. پرهیز از بلند کردن صدااز اموری که در ادب گفتاری و آداب خوب حرف زدن مطرح است و در سیرۀ ائمّه (ع) به خوبی رعایت شده است، پرهیز از صدای بلند و فریاد زدن است. خداوند هم در قرآن فرمان داده است که صدای خود را از صدای پیامبر بالاتر نبرید. درست است که این امر در خصوصِ رفتار و گفتوگو با رسول اکرم (ص) است، با این حال به طور کلّی یک امر و فرمانِ فراگیر و عام است و ما را ملزم میکند که در هنگام حرف زدن با یکدیگر آرامش گفتاری و آهستگیِ معقول و معتدل را رعایت کنیم و از داد زدن و فریاد کشیدن بپرهیزیم. در فرهنگ اخلاقی شیعی این امر منفی و ممنوع است و شایسته ما نیست که بلند بلند سخن بگوییم. باید آهسته و آرام و شمرده سخن بگوییم به گونهای که بیننده وقار و آرامش و سنگینی را در رفتار و گفتار ما ببیند. این از آداب خوب حرف زدن است. امام حسنمجتبی (ع) میفرمایند: از ابوهاله پرسیدم که رسولالله (ص) چگونه سخن میگفتند؟ او گفت: وقتی که رسول اکرم (ص) سخن میگفت، میشد کلمات او را یکییکی شمرد. آنقدر با وقار و متانت و شمرده و منظّم حرف میزد که میتوانستیم شمارشپذیری گفتارشان را به خوبی حس کنیم، تند و پرشتاب سخن نمیگفت. پرحرفی مانع خوب حرف زدننکتۀ دیگری که در آداب خوب حرف زدن است و در سیره اهلبیت (ع) به خوبی مشهود و محسوس است پرهیز از پرحرفی و پرچانگی است. ائمّه (ع) همیشه بر این موضوع تأکید میکردند. توضیح بیشتر برای این مطلب را میتوانید در مقاله مستقلی به نام «پرهیز از پرحرفی» مشاهده فرمایید. گفتار بیهوده مانع خوب حرف زدنهمانطور که میدانیم که سخن بیهوده و یاوه سخنی است که هیچ سودی ندارد و گفتن آن اثری ندارد یا حتّی زیان بار است. در روایت آمده است که از چنین سخنانی باید بپرهیزیم به گونهای که در کلام ما جملهای بیهوده پیدا نشود. یعنی کلامی که وقت را میکُشد، مخاطب را میآزارد یا خسته میکند. چنین کلامی جدای از اینکه با آداب خوب حرف زدن منافات دارد از اعتبار و شأن و شخصیّت گوینده نیز میکاهد. لب مطلب در آداب خوب حرف زدن:سخن گرچه دلبند و شیرین بُود سزاوار تصدیق و تحسین بُود گلستان سعدی، حکایت 6 [1]. سورۀ آل عمران، آیۀ 159. [2]. سورۀ انعام، آیۀ54. [3]. سورۀ فرقان، آیۀ 63. [4]. سورۀ حجرات، آیۀ 10. [5]. سورۀ حجرات، آیۀ 10. [6]. سورۀ بقره، آیۀ 83. [7]. سورۀ احزاب، آیۀ 70. [8]. سورۀ حج، آیۀ 24. [9]. سورۀ طه، آیۀ 44. [10]. سورۀ نساء، آیۀ 5. [11]. سورۀ اسراء، آیۀ 27. [12]. بحار الانوار، ج 42، ص 156. [13]. مجموعۀ ورام، ج 2، ص 135. [14]. سورۀ رعد، آیۀ 24. [15]. سورۀ صافات، آیۀ 79. [16]. همان، آیۀ 181. [17]. سورۀ حجرات، آیۀ 79. [18]. عزّی نام بتی مشهور است. [19]. سورۀ نور، آیۀ 63. [20]. سورۀ المزمل، آیۀ 1. [21]. سورۀ مدّثر، آیۀ 1. [22]. سوره انعام، آیۀ108. موضوعات مرتبط: سخن شناسی برچسبها: سخن شناسی [ یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||