|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
آداب خوب حرف زدن در اسلامیکی از آداب معاشرتی که اسلام به ما میآموزد خوب حرف زدن است. گفتار نیکو و رفتار مناسب با دیگران از آداب اسلامی است که در سیره معصومین (ع) نمایان است و به آن توصیه شده است. برخی از مطالبی که در این مقاله به آن میپردازیم عبارتند از:
چکیده
سیرۀ معاشرتی معصومین (ع) با عموم مردمدر سیرۀ معصومین (ع) شیوۀ برخورد با مردم و تعامل و همزیستی با اقشار مختلف از محورهای مهمّی است که در خور توجّه و دقّت است. تأمّل در این شیوۀ برخورد ما را در شناخت سیرۀ معصومین (ع) یاری میکند. باری، چون رسول اکرم و ائمّۀ معصومین (ع) تجسّم عینی اخلاق قرآنیاند، طبعاً تعامل و رفتار آنها با عامۀ مردم هم ریشه در معارف قرآنی دارد. قرآن کریم خطاب به پیامبراکرم (ص) میفرماید: «فَبِما رَحمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظًّا غَلیظَ القَلبِ لاَنفَضُّوا مِن حَولِکَ فَاعفُ عَنهُم وَ استَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فِی الأَمرِ فَإِذا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ المُتَوَکِّلینَ»[1] ای پیامبر، پس به مهر و رحمتی از سوی خداوند با آنان نرمخوی شدی، و اگر درشتخوی و سخت دل بودی از اطرافت پراکنده میشدند، بنابراین از آنان بگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت و رایزنی کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکّل کن که خداوند متوکلّان را دوست میدارد. در این دستور خدایی، رسولالله موظف شدهاند که در قبال مردم نرمخویی را رعایت کنند و آنها را با مهر و عطوفت دریابند، زیرا این نرمخویی مایۀ اجتماع مردم میشود. در جای دیگر میفرماید: «وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤمِنونَ بِآیاتِنا فَقُل سَلامٌ عَلَیکُم»[2] پس هرگاه آنان که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آمدند به آنان بگو: سلام علیکم. باید دقّت کرد که در اینجا از لفظ سلامٌ علیکم استفاده شده است که بار معنایی ملایم و مهرآمیز و پرمحبّتی دارد. در معارف قرآنی با آیۀ دیگری برمیخوریم که میفرماید: «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلُونَ قالوا سَلاماً»[3] و هرگاه جاهل و نادان با مؤمنان سخن گوید به او سلام میگویند. یعنی خوب حرف زدن حتی با جاهلان. همچنین در جای دیگر به رسولالله (ص) امر میکند و میفرماید: «خُذِ العَفوَ وَ أمُر بِالعُرفِ وَ أَعرِض عَنِ الجاهِلینَ»[4] همواره ببخش و به نیکی و خوبی فرا بخوان و از نادانان روی بگردان. اینها فرمانهای الهیاند که به رسولالله (ص) فرموده است. مهر بورز، نرمخوی باش، از درشتخویی و سنگ دلی بپرهیز، برای آنان استغفار کن، با آنان مشورت و رایزنی کن، بخشنده باش، با جاهلان از درِ سلم و صلح در آی، همیشه مردم را به خوبی و نیکی فرا بخوان، و مانند اینها. اسلام دینی است اجتماعی و فعّال که در آن معاشرت با مردم و برادران دینی مورد تأکید قرار گرفته است. در سورۀ حجرات به آیاتی برمیخوریم که ما را در معاشرت با مردم یاری میرسانند. میفرماید: إِنَّمَا المُؤمِنونَ إِخوَهٌ؛[5] مؤمنان با یکدیگر برادر هستند. نیز پرهیز از غیبت، دوری از تهمت و سوءظن و بدگمانی، خودداری از نهادن نامهای بد بر یکدیگر از اموری است که در سورۀ حجرات آمده است. بجاست بخش سیرۀ معصومین (ع) را در دو قسمت بیان میکنیم: یکی برخورد گفتاری و دیگر برخورد رفتاری. آنچه در این مقاله بررسی میشود برخورد گفتاری اهل بیت (ع) است. خوب حرف زدندر برخورد گفتاری اگر مادۀ «قُل» و «قُولوا» را در قرآن دنبال کنیم درمییابیم که قرآن کریم برای گفتار اهمیت خاصّی قائل است و هرگز بدزبانی و بدگویی را روا نمیداند. ادب زبانی و تربیت گفتاری در قرآن جایگاه ارجمند و ارزشمندی دارد. به عنوان مثال: قولوا لِلنَّاسِ حُسناً؛[6] با مردم به خوبی و نیکی سخن بگویید. بنابراین، خوب حرف زدن و خوشزبانی و خوشبیانی و پرهیز از گفتارِ بد در قرآن بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. نیز میفرماید: قولوا قَولاً سَدیداً؛[7] با مردم محکم و مستدل سخن بگوید. در جای دیگری میفرماید: وَ هُدوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ القَولِ؛[8] به گفتارهای خوب راهنمایی شدهاند. گرچه این آیه مربوط به قیامت است، امّا چون قرآن ذو وجوه و چند لایه است، میتوان از آن برداشت دنیایی کرد که به سمت پاک زبانی و خوش گفتاری هدایت یابید و بکوشید همیشه خوش بیان باشید. نیز در جریان حضرت موسی (ع) این تعبیر آمده است: فَقولا لَهُ قَولاً لَیِّناً؛[9] شما دو تن (موسی و هارون) به او (فرعون) با نرمی سخن بگویید. از آیات پیش گفته و آیات دیگر دربارۀ گفتار، به این ویژگیها اشاره شده است: سَدیداً، حَسناً، لیناً، الطَّیّبِ مِنَ القَول، مَعروفاً [10]، مَیسوراً [11].پس در گفتار باید مراقب بود که مخاطب آزرده خاطر نشود یا گفتار ما مایۀ ملال، تحقیر، دلزدگی و خستگی نشود. در روایت آمده است که هرگاه کسی خطایی میکرد، پیغمبر گرامی اسلام هیچ وقت او را با نام صدا نمیکرد بلکه به صورت کلّی میفرمود: ما بالُ قَومٍ…[12] نه «ما بال فلانٍ» یعنی به جای چرا فلان کس میفرمود چرا مردم چنین و چنان میکنند. در تاریخ میخوانیم که هرگاه کسی به ائمّه (ع) اهانت و اسائۀ ادب میکرد، ایشان تغافل کرده و خود را به نشنیدن میزدند و میگذشتند. علاوه بر این، حتّی گاه بیادبیهای آنان را با مهربانی پاسخ میدادند. در حالات امام صادق (ع) چنین میخوانیم که آن حضرت در سفرشان در بغداد وارد روستایی به نام سالِحین شدند. دو نفر هم به نامهای مُزارِم و مُصادف همراه آن حضرت بودند. شخصی که نگهبان یا محافظ آن منطقه و روستا بود به امام صادق (ع) و همراهانشان اجازۀ ورود نداد و گفت که چون شب شده است اجازۀ ورود نمیدهم، برگردید. اصحاب آن حضرت عرض کردند که آقا ما سه نفریم و او یک نفر؛ اجازه بدهید با زور وارد شویم. آن حضرت از سخنان یارانشان خوششان نیامد و نگذاشت که با او برخورد کنند. کنار آن شخص نشستند و با زبانی نرم و اخلاقی و مالامال از محبت و مهر به گفتوگو پرداختند. پس از مدّتی آن مرد دل نرم و مهربان شد و در را باز کرد و گفت: آقا، بفرمایید؛ وارد شوید. آن حضرت به اتّفاق اصحاب خود وارد شدند. در این هنگام فرمودند: هذا خَیرٌ أَمِ الَّذی قُلتُما؛[13] آیا این بهتر است یا آنکه شما گفتید؟ این سیرۀ پاک آل الله است که کاملاً قرآنی و خدایی است. موضوعات مرتبط: سخن شناسی برچسبها: سخن شناسی [ یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||