|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
خدا يعني عشق و آزادي ازاين رو ولتر در معنايي كه خود مشخص كرده ، دينداراست . زيرا او دينداري را ستايش خدا ، عشق به آزادي و دادگري مي داند : « دين حقيقي اين است كه خدا را بپرستيم و انساني شايسته باشيم ». هنگامي كه بنجامين فرانكلين فرزند خود را به زيارت ولتر پير برد ، ولتر در حالي كه دست برسر جوان گذاشته بود از او خواست تا خود را وقف « خدا و آزادي » كند . ... آنده مورا در باره او مي گويد : « ولتر با جدا كردن مذهب از خشونت ، به آنان كه براستي ديندارند خدمت كرد .» « ديدرو » يكي ديگر از خداپرستان همين دوره است كه اگر چه گه گاه ، تحت تاثير ستم سلاطين و تزوير كشيشان تندگويي هايي مي كند اما او ، بيش از اين كه با دين سر ستيز داشته باشد با آداب دكانداران ديني سر جنگ دارد . چنانكه مي گويد : « ... من هيچ چيز را ناپسند تر از گفته هاي بي معنايي كه عالمان مذهبي برضد خرد مي گويند ، نمي شناسم . شنيدن گفته هاي اينان اين تصور را پديدمي آورد كه رفتن انسانها به آغوش مسيحيت همچون رفتن گله اي است به آخور . » ديدرو دين طبيعي را مي پذيرد و مي گويد : « دين هاي تاريخي مانند مسيحيت ويهود نسبت به يكديگر بي گذشت بوده رَد كننده يكديگرند . اين گونه دين ها كه زاده خرافات اند در دوره اي معين از تاريخ پديد آمدند وپس از زماني ، همه ازميان خواهند رفت . همه دين هاي تاريخي نيازمند دين طبيعي اند و فقط دين طبيعي است كه همواره بوده است . اين دين برنشانه هايي كه خدا در ما نهاده است استواراست ، نه برچيزهايي كه ساخته انسان هاي خرافي است .[3]» حكومت خرافه پرستان از فضاي دوره هاي انقلابات ملل كه بگذريم ، فضاي عمومي تاريخ فضايي است كه خرافه گويان برآن حاكم اند و اين خرافه گويان ، اجازه ي نقد و بررسي انديشه هايشان را به روشنگران نمي دهند تا مبادا دلايل و براهين ابراز شده فضا را روشن كند و مردم را بيدار . دزدان در تاريكي توان دزديدن دارند نقد ، نور است و نور بينايي به همراه مي آورد و از انسان بينا دزديدن كاريست ناممكن . فضاي بسته جلو نقد انديشه ها را مي گيرد و هرگاه انديشه اي نقد نشد گرفتار ركود و جمود مي گردد و انديشه اي كه گرفتار ركود و جمود شد هم خود و هم پيروانش را به جاي بهشت به جهنم مي برد . علت سكوت فلاسفه پس ، اگر فلاسفه دربيان انديشه هاي خود در باب علل پيدايش و تداوم اديان كم گويي مي كنند نه به سبب نخواستن يا ندانستن آنها بلكه به دليل فضايي است كه به سقراط شوكران مي دهد ، دموكريتوس را تهديد به مرگ مي كند ، كتب رازي را مي سوزاند ، ابن سينا را وادار به سكوت مي كند ، اسپينوزا را مي خواهند ترور كنند ، كانت تهديد به تنبيه مي شود ووو علل گرايش به دين از نگاه بعضي فلاسفه در باره ي علل گرايش به دين ، بعضي از انديشمندان نوشته اند كه : « ... انسان هميشه مي كوشيد تا در هستي به جستجو بپردازد و كنجكاوي خويش را ازبين ببرد . انسان اوليه ، براي نگهداري زندگي و ادامه آن در تلاش بود و طبيعت در برابرش ايستادگي مي كرد و چون انسان نمي توانست دلايل پيشامدهاي گوناگوني كه مُخل كارش مي شد بفهمد و به همين دليل مشوش شده بود براي هركدام از آنها سببي كه داراي روح باشد خيال مي كرد و بتدريج در ذهنش خداياني آفريد كه براي نگهداري خود بايد به آنها متوسل مي شد . به مرور جادو و مراسم آن به زندگي انسان راه يافت و كم كم باور كرد هرچيز داراي جان يا همزاد است و با جادو مي توان همزاد يا جان را همراه خود كرده از آن سود برد يا از زيانش درامان ماند . انسان گذشته ، جان يا همزاد را جدا از جسم نمي دانست و نمي توانست جسم بي جان را در ذهن مجسم كند و كم كم به جان يا همزاد گرايي ( Animism ) باور كرد و به آن ايمان يافت و به اين ترتيب يگانگي طبيعت از بين رفته ، هستي به زميني و آسماني بخش شد و در پس آن جهان بيني هاي ديني شكل گرفت و نيرومند گرديد .[4]» هلباخ ( 71 ـ 1723 ) در كتابي به نام سيستم طبيعت نوشت : « ... اگر به آغاز تاريخ بشر بنگريم خواهيم ديد كه ترس وناداني خدايان را ساخت ، خيالپردازي واحساسات وفريب ، آنهارا آراست و به شكل هاي گوناگون در آورد. ناتواني ، آنها را مي پرستد ، زودباوري آنها رانگهميدارد ، آداب ورسوم آنها رامحترم مي شمارد ، وخودكامگي براي سود خويش از آنها پشتيباني مي كند تامردم را نابينا كرده ، بخدمت خود بگيرد .[5]» اسپنسر مي گويد « ... ديانت از پرستش موهومات مانند ديو و پري آغاز كرده ، كم كم به پرستش ارواح مردگان و جانوارن بلكه چيزهاي بي جان و بُت و امثال آن رسيده ، سپس مردم به پرستش اشخاص زنده كه در نظر ايشان اهميت داشته اند مانند پادشاهان و دانشمندان و پهلوانان پرداخته ، و پس از مدتي ، براي بعضي از خواص اين فكر پيش آمده كه اشياء يا اشخاص موهوم يا موجود قابل پرستش نيستند و از پي حقيقت بايد رفت . [6]» موضوعات مرتبط: ادیان شناسی برچسبها: ادیان شناسی [ پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||