ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قوم یهود؛ آیین یهودیت و علل پیدایش صهیونیسم (1)

علل پيدايش اديان

ازنگاه فلاسفه

سخن در باره ي دين با توجه به بسته بودن فضا ؛ چه در روزگار سقراط و افلاتون كه به نام مخالفت با دين به انديشمندان شوكران مي نوشاندند و چه در دوران رازي و ابن سينا و دكارت و اسپينوزا ، كه سخن دگر انديشان به تكفير و مجازات مرگ مي انجاميد كاري آسان نبود و اگر در اين باره ، در آن دوره ، سخن زيادي گفته نشده ، نه براي اين است كه آنها موضوع دين را دست كم گرفته بودند يا در اين باب سخني نداشته اند، بلكه حكومت فكري كاهنان و كشيشان چنان برسرشاه و گدا سايه افكنده بود كه توان گفتن حقايق را از هرگوينده اي سلب مي كرد و انديشمند را چاره اي نبود مگر سخنش را كوتاه ،‌ در لفافه و در قالب تمثيل و استعاره بياورد . نگاه كنيم به زماني كه شرايط به مراتب بهتر از زمان دموكريتوس و سقراط و فارابي و ملاصدرا و امثالهم بوده است .

در روزگار كانت ، در سده هجده ، در آلمان . نوشته اند :‌ « پس از دوره فردريك بزرگ و وزير فرهنگ او سدليzedliz كه فرهنگ پرور و از دوستان كانت بود ، سخت گيري و كنترل بركار استادان و نويسندگان شدت يافت . از اينرو پس از آنكه كانت در 1793 (69 سالگي ) كتابي به نام « دين در درون حدود خرد تنها » منتشركرد ، نامه اي به تاريخ اول اكتبر 1794 به امضاء فردريك ويلهلم دوم ( جانشين فردريك بزرگ ) به او نوشته شد كه در آن آمده بود « ... ازمدت ها پيش مامتوجه شده بوديم كه شما فلسفه خود را براي تغيير شكل و خفيف كردن بعضي از اصل ها و آموزش هاي كتاب مقدس بكار مي بريد ؛ اين كار را در كتاب تازه خود « دين در درون حدود خرد تنها » بيشتر عملي كرده ايد . ما ازشما مي خواهيم كه از اين پس چنين كتاب هايي ننويسيد ، و گرنه مورد بي لطفي ما واقع خواهيد شد ... »

در ياداشت هايي كه بعدها ميان نوشته هاي كانت پيداشد ، آمده بود كه انكار كردن عقيده دروني خود ، فرومايگي است . ولي در وضعيتي اين چنين ، يك تابع ( تبعه ) بايد خاموش بماند زيرا با آنكه انسان وظيفه دارد كه فقط راست بگويد با اين همه ، وظيفه او نيست كه هميشه ، حقيقت را به همه بگويد . » اين بود كه در پاسخ نامه نوشت كه تعهد مي كند بعنوان تابع آن پادشاه در موضوع هاي مذهبي چيزي ننويسد .[1]»

بگذريم كه پس از مرگ فردريك خود را از تعهد داده شده آزاد دانست و در نوشته هايش اشاراتي به دين نيز نمود اما نمي توان گفت كه كانت از ترس حاكم بعدي و فضاي فكري مردم ، دچار خود سانسوري نشده است .

تاثير خشونت برسكوت

نظر براين نيست كه همه ي انديشمندان سده ي هجدهم اروپا را خود سانسور بخوانيم ولي از ياد نبريم كه برخي از آنها تحت تاثير فضاي انقلاب كبير فرانسه بوده اند . فضاي پرتنشي كه خشم و خونِ برخاسته از ستم شاه و كشيش در آن موج مي زد و متفكراني چون ولتر را وا مي داشت تا خطاب به كشيشاني كه به خاطر آتش زدن عكسي ، جواني را آتش زدند بنويسند : « ... اينها كساني هستند كه تن آسايي و كاهلي شان از زحمت شماست ، ثروت شان از بينوايي و مشقت شماست . اينها در ستيزه براي به دست آوردن پيروان وبردگان ، شما را ازتعصبات ويرانگر آكننده اند تا ارباب شما باشند . آنها شما راخرافاتي كرده اند تا نه ازخدا بلكه از آنها بترسيد .[2]» اين گفتار يك مرتد بي خدا نيست بلكه خداپرستي است كه كاسه ي صبرش از دكانداران دين كه خلق را به نام خدا خاكستر نشين كرده اند به سر آمده است . چنان كه در باره اش نوشته اند : « ... ...ولتر ازكساني است كه باآنكه درهمه زندگي خود با كليساو كشيشان جنگيد ، به خدا ايمان دارد و حتي برآنست كه مي توان هستي خدا را اثبات كرد. » ولتر مي گويد : «كافي است كسي چشمان خودرابگشايد تا هستي خدا را دريابد ... زيرا آفرينش نشاني است از آفريننده . رقص ستاگان گردنده برگرد خورشيد ، نشان در كاربودن هنري تحسين انگيز است . جانوران و گياهان و كاني ها ، و هرآنچه هست داراي نسبت و عدد و جنبش منظم اند . اينكه نقش يك منظره يا جانور ، از كلك نقاشي است چيره دست ، چيزي است كه كسي در آن شك نمي كند ... ».

او در نامه اي كه به هلباخ مي نويسد مي گويد شما در كتاب خود به نام « نظام طبيعت » هستي خدا را انكاركرده ايد وحال آنكه خودِ نامِ « نظام » كه بركتابِ خود نهاده ايد گواه هستي اوست . شما خودمي گوييد كه اعتقاد به خدا .. . برخي كسان را از جنايت بازداشته است . مراهمين بس است . اگر اين عقيده حتي ده جنايت و بدنامي رامانع شده باشد ، من برآنم كه همه جهان بايد آنرا با آغوش باز بپذيرد . شما مي گوييد مذهب بدبختي هاي بي شمار پديد آورده است . ( ولي بهتراست بجاي مذهب بگوييد خرافات كه برجهان نگونبخت ما حكومت مي كند . خرافات بي رحم ترين دشمن پرستش پاك برترين باشنده است . بايد از اين هیولايي كه همواره سینه مادرِ خود را دريده است بيزاري جست ؛ كساني كه با خرافات مي جنگند نيكخواهان نژاد انسانند ؛ خرافات ماري است كه برگرد دين چنبره مي زند . بايد بي آنكه به مادرآسيبي رسد ، سر آن را به سنگ كوبيد .»


موضوعات مرتبط: ادیان شناسی
برچسب‌ها: ادیان شناسی
[ پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب