|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
پس از بررسی آیات مربوط به خلقت آسمانها و زمین، مناسب است درباره پدیدههای جهان و حكمت آفرینش آنها ازنظر قرآن، بحث كوتاهی داشته باشیم. ابتدا به پدیدههای کیهانی، سپس به پدیدههای جوّی و در انتها به پدیدههای زمینی خواهیم پرداخت. خورشید، ماه و اخترانتعدادی از آیات قرآن درباره آفرینش خورشید، ماه، ستارگان، و حكمتهای آفرینش آنهاست. برخی از آنها اشاراتی به حركت ماه و خورشید و كیفیت و نظم آن دو، و یا شكلهایی كه ماه پیدا میكند، دارند؛ ازجمله: وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیم * وَالْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّی عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِیم * لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلاَ اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَكُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُون (یس:38ـ40)؛ خورشید تا قرارگاهی که برای آن معین شده است، جریان پیدا میکند؛ این [جریان خورشید] تقدیری است از خدای عزتمند ﴿ صفحه 130 ﴾ شکستناپذیر و دانا؛ و برای ماه منازلی مقدر کردیم تا آنگاه که بهصورت شاخسار خشك خرما [به شكل هلال] بازگردد. خورشید را نسزد که ماه را دریابد و نه شب را كه بر روز پیشی جوید و هریك در مداری شناورند. در بحث تقدیر، به معنای دو آیه نخست بهاجمال اشاره كردیم.(1) آیه اخیر (آیه40) در بیان نظام حكیمانة آفرینش ماه و خورشید است كه هیچگاه این دو بههم نمیرسند و یكدیگر را جذب نمیكنند و مزاحم حركت همدیگر نمیشوند. قسمت آخر همین آیه یعنی عبارت كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُون را که مربوط به حرکت خورشید و ماه است، اینجا توضیح میدهیم. ممكن است برخی گمان كنند كه ذكر فلك در این آیه، بهگونهای تأیید هیئت قدیم است كه برای هریك از سیارهها یك فلك قائل بودند. (2) اما باید توجه داشت كه هیئت قدیم مبتنی بر فرضیهای بود كه امروزه بطلان آن ثابت شده است. قدما فلك را جسم شفافی میدانستند كه «خرق و التیام»(3) در آن راه ندارد و چیزی نمیتواند از آن عبور كند؛ كون و فساد در آن محال است و كرات در آن میخكوب شدهاند؛ آنان ماه و خورشید و كرات را بیحرکت میپنداشتند و بر این باور بودند که تنها فلک حرکت میکند.(4) قرآن برخلاف هیئت قدیم، فلك را چون دریایی میداند كه اجرام در آن 1. معنای تقدیر و تقدیر جریان خورشید و منازل ماه در خداشناسی بیان شد. برای یادآوری ر.ک: یادداشت شمارة 1. 2. برخی مفسران گمان کردهاند که فلک مذکور در آیه، اشاره به همان افلاک مطرح در هیئت قدیم دارد (ر.ک: فخرالدین الرازی، التفسیر الکبیر، ج20، ص140ـ142). 3. خرق و التیام به معنای پاره كردن و پیوستن است و مقصود از این اصطلاح، نفوذ در افلاك و خروج از آنهاست (ر.ک: محمد معین، فرهنگ فارسی، مدخل خرق). 4. ر.ک: دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج12، مدخل بطلمیوس. ﴿ صفحه 131 ﴾ شناورند. پیداست كه منظور از فلک در این آیه، فضایی است كه این اجرام در آن حركت میكنند و مدار حركتشان را در آن فضا، تعیین میكنند؛ نه چنانكه قدما میگفتند که فلك حركت میكند و اجرام در فلك ثابتاند. بنابراین قرآن از ابتدا، فرضیة فلكیات قدیم را مردود دانسته است. افزون بر این قرآن میفرماید: كُلٌّ فِی فَلَك؛ یعنی هرکدام در یك فلك شناورند؛ درحالیكه قدما به چند فلك محدود، بیشتر باور نداشتند. علاوه بر این کلمه «یَسْبَحُونَ» نشان میدهد که هریك از اجرام آسمانی، هم حركت وضعی دارد و هم انتقالی. پس از این آیه برمیآید كه اجرام آسمانی، همه در حركتاند و این مطلبی است كه نجوم جدید، آن را اثبات میكند. آیات دیگری نیز در این زمینه هست(1) كه در اینجا مجال بررسی آنها نیست. در بعضی آیات حکمت آفرینش ماه و خورشید بیان شده است؛ ازجمله اینكه از حركت ماه و خورشید میتوان حساب را بهدست آورد: وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبانا (انعام، 96)؛ «و [خداوند] خورشید و ماه را وسیله شمارشگری و محاسبه قرار داد».(2) آیاتی هم اشاره دارند که حرکت و آثار ماه و خورشید و اجرام آسمانی در تحت فرمان الهی است و آنها در همان جهت خاصی که از آفرینششان منظور بوده ازسوی خداوند مسخّر و گمارده شدهاند: وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِه (اعراف:54)؛ «خورشید و ماه و اختران در تسخیر امر اویند». 1. همین تعبیر در آیه 33 سوره انبیاء نیز آمده است: وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُون آیات دوم رعد، سیزدهم فاطر، پنجم زمر، 29 لقمان و 33 ابراهیم نیز به جریان داشتن ماه و خورشید اشاره دارند. 2. آیه دیگری که بر نقش حرکت ماه در تعیین تقویم زمانی و آگاهی از عدد سالها و محاسبات دلالت دارد، آیه پنجم سوره یونس است. همچنین آیه شانزدهم سوره نوح به روشناییبخشی و فروزندگی آن دو اشاره دارد. ﴿ صفحه 132 ﴾ کلمه تسخیر، در قرآن بسیار بهكار رفته است؛ چه درباره كرات آسمانی مثل خورشید و ماه، و چه برای پدیدههای زمینی، و حتی درباره نهرها، دریا، كشتی و جز اینها.(1) این كلمه در لغت به معنای رام ساختن و بهكار گماردن است؛(2) یعنی آدمی، وسیله یا ابزاری را دراختیار بگیرد و آن را برای منظور خویش بهكار بگمارد. برخی گمان كردهاند كه آیات تسخیر از پیشگوییهای قرآن است که از تسخیر كرات آسمانی به دست بشر خبر میدهد.(3) درحالیكه در قرآن تسخیر فعلِ خداست، نه بشر، و منظور این است كه حركت این اجرام با آثاری كه از آنها ظاهر میشود، همه زیر فرمان الهی است و اوست كه برای هدفی كلی كه از آفرینش آنها داشته است، هریک را در جای خود و با ویژگیهایش آفریده و زیر فرمان خود درآورده است. موضوعات مرتبط: جهان شناسی برچسبها: جهان شناسی [ دوشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||