|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
نقش امام معصوم در شيوه حكومت زمان اميرالمؤمنين پول براي فقرا كم آمد. حضرت علي به اسبها زكات بست. صاحبان اسبها راهپيمايي راه انداختند، كه چرا زكات بر شتر و گوسفند و گاو است. اسب كه زكات ندارد. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: من امام زنده هستم. امام زنده ميفهمد الآن وضع جامعه چطور است. هركس اسب دارد يك مقدار بدهد. ماليات را اضافه كرد. از طرفي زمان امام كاظم ميرفتند به دست امام پول برسانند، ساواك بني عباس اينها را ميگرفت. فرمود: امسال خمس را بخشيدم. اصلاً هيچكس خمس به من ندهد. خمس حلال! امام كاظم كه شهيد شد، امام رضا امام شد. مردم فارس طوماري نوشتند كه پدر شما خمس را بخشيد، خواهش ميكنيم شما هم ببخشيد. امام رضا فرمود: خمس بخشيدني نيست. اينطور نيست كه نزد كدام آقا برويم، حلال كند ببخشد. خمس حلال كردني نيست. پدرم هم كه بخشيد براي اينكه شما گرفتار نشويد. ميآمديد پول برسانيد گرفتار ميشديد. يعني امام كاظم يك سال به خاطر مصلحت نظام خمس را بخشيد، اميرالمؤمنين به خاطر نياز جامعه ماليات را اضافه كرد. اينكه ميگويد: «وَ أَنَا» يعني امام بايد زنده باشد. حتي وصيت كه ميكنيم نزد يك عالم وصيت كنيم. گاهي افراد وصيتهايشان غلط است. نصيحتهايشان غلط است. سير و سلوكهايشان غلط است. امام رضا فرمود: هميشه، دنبال يك عالم زنده باشيد. چون خيلي كارها در يك زماني واجب است، در يك زمان ديگر ممكن است حرام باشد. طلبهي جواني بودم حدود بيست سال. طلبهي جواني بودم امام از تركيه آمد نجف، كربلا آمد، من خدمت امام نشسته بودم. يك كسي گفت: آقا، مردم كرهي زمين يك عده مسلمان هستند. 2- در مسلمانها يك عده خوب دارند. 3- در پولدارهاي مسلمان يك عده مكه ميروند. آنوقت اين مقدار طواف، تنگ است. كتف ما داشت ميشكست. حالا اگر يك زماني ما به حرف شما آخوندها گوش بدهيم، همه مردم مسلمان شوند و همه پولدارها خواسته باشند مكه بروند. اين مقدار طواف به كجا ميرسد. امام فرمود: در آن زمان ما طواف مستحبي را حرام ميكنيم. من جوان بيست ساله بودم. برق مرا گرفت. آقا طواف مستحب را حرام ميكني؟ گفت: بله حرام ميكنيم. ميگوييم فقط طواف واجب. طواف مستحبي ممنوع! معناي ولايت فقيه اين است كه نگاه كند چه شرايطي است، براساس مقتضيات زمان، در اين زمان، در اين مكان اين كار لازم است. در اين زمان، در اين مكان اين كار حرام است. بينندههاي عزيز بحث را شب تولد امام رضا(ع) گوش ميدهند. چند نكته گفتيم. يكي اينكه اگر گفتند: قرص را بخور خوب ميشوي. آمپول را بزن خوب ميشوي، معلوم ميشود تركيبات شيميايياش با هم يكي است. روح توحيد و روح ولايت يكي است. 2- حصن يعني قلعه. اگر دستت را در دست خدا گذاشتي بيمه هستي. دستت را در دست هركس بگذاري بيمه نيستي. مسألهي سوم: امام رضا نفرمود: امامت شرط است. فرمود: «وَ أَنَا» يعني هميشه دنبال امام زنده بگرديد. مسألهي ديگر قرآن و اهل بيت از هم جدا نميشوند. اگر امروز قرآن هست بايد حضرت مهدي هم باشد. مسألهي ديگر وقتب مأمون امام را وليعهد كرد، فرمود: من وليعهد ميشوم به شرطي كه دخالت نكنم. يكجا ميگويد: من شرط توحيد هستم. شرط از مشروط جدا نميشود. من شرط توحيد هستم، يعني از توحيد جدا نميشوم. اينجا ميگويد: من از مأمون جدا ميشوم. يعني نظام مأموني نظام توحيدي نيست. اين بخش معارف است. موضوعات مرتبط: رابطه شناسی برچسبها: رابطه شناسی [ سه شنبه دهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||