ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

شیطان رجیم

بابِل کجاست؟

درمورد واژه «بابِل» در آیه شریفه نیز نظرهایی ارائه شده است:

1. بعضی برآنند که منظور، شهر «بابِل» در عراق است.

2. برخی گفته اند: منظور، «بابِل» دماوند است.

3. و پاره ای نیز آن را منطقه وسیعی از نَصیبَیْن تا رَأْسُ الْعَیْن عنوان ساخته اند.

هاروت و ماروت

درباره این دو واژه نیز عدّه ای معتقدند که نام دو فرشته است، که خداوند آنها را بصورت انسان گسیل داشت تا مردم را به طرف خود بکشانند و راههای مبارزه با آفت جنون آمیز سحر و افسون را که در آن روزگاران زندگی را بر مردم تلخ و دردناک ساخته بود، به آنان بیاموزند و سحر و جادو را از معجزه ای که سند صداقت و درستی پیامبران خداست، بازشناسانند و مردم را دربرابر جادوگران یاری کنند. امّا گروهی دیگر بر این پندارند که آنان دو انسان عادی از انسانهای آن روزگار بودند، نه دو فرشته از فرستادگان خدا.

«وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ اَحَدٍ حَتّی یَقُولا اِنَّما نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ»

و آن دو فرشته، به هیچکس سحر و جادو نمی آموختند، جز اینکه پیش از آموزش آن، به او می گفتند: هشدار که ما تنها وسیله آزمونی برای تو هستیم؛ مبادا کفر بورزی!

علّت آنکه گفتند: ما تنها وسیله آزمونی هستیم، این بود که آنان راه سحر و باطل ساختن آن را به مردم آموزش می دادند و در همانحال به آنان هشدار می دادند که مبادابا سوءاستفاده از این آگاهی که برای مبارزه با بداندیشان و جادوگران به آنان آموخته شده بود، خود به کفر و خیانت گرایش یابند؛ چرا که هدف از آموزش، شناخت آفت سحر و پیکار با ساحران بود، نه بکار گرفتن آن. روشن است که شناخت گناهان و آموزش راههای مبارزه با گناهکاران، گناه نیست، بلکه ارتکاب آنها گناه است.

در مورد واژه «لاتَکْفُر»، یکی از سه نکته زیر مورد نظر است:

1. آن دو فرشته می گفتند: مبادا با انجام سحر و افسون، به خدا کفر بورزی.

2. برخی گفته اند: از آنجا که سحر و جادوگری در آن زمان بسیار گسترش یافته بود، آموزش سحر، نوعی گرایش به کفر بود و نیاموختن آن، نشان ایمان؛ازاین رو، آن دو فرشته می گفتند: ماتنهاآزمونی برای شماهستیم، مبادا که سحر بیاموزید، زیرا این خود، نوعی کفر ورزیدن است. و نظیر این معنا، در آیه شریفه زیر نیز آمده است: «...فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنّی...»(1)


1- 249 / بقره.

3. به عقیده پاره ای،منظوراین است که بایادگرفتن و عمل به آن، به خدایت کفر نورز.

که به نظر ما، دیدگاه نخست بهتر بنظر می رسد.

«فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما»

امّا آنان از آن دو فرشته [چیزهایی] می آموختند

درمورد ضمیر «مِنْهُما»، بیشتر مفسّران اعتقاد دارند که منظور، آن دو فرشته اند؛ امّا برخی نیز گفته اند: منظور، سحر و کفر است. و پاره ای نیز برآنند که منظور،

بدل از چیزی است که آن دو فرشته به مردم آموزش می دادند و آن عبارت است از نهی از سحر و باطل ساختن آن.

«ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ»

تابه کمک آن، بین مرد و همسرش جدایی افکنند

در اینکه آنان با سحر و افسون، بنیاد خانواده ها را متلاشی ساختند، نظرهایی ارائه شده است:

1. عدّه ای می گویند: منظور این است که آنان به کمک افسون، گاه میان مرد و همسرش مهر و محبّت پدید می آوردند و گاه کینه توزی و دشمنی، تا به جدایی و ازهم گسیختن خانواده می انجامید.

2. گروهی دیگر می گویند: منظور این است که یکی از دو عضو اصلی خانواده زن یا مرد را گمراه می ساختند و به کفر می کشاندند؛ درنتیجه، درگیری عقیدتی در خانواده پدید می آمد و خانواده از هم می پاشید.

3. و پاره ای نیز برآنند که جادوگران با سخن چینی، آتش درگیری را میان زن و مرد شعله ور می ساختند و آنقدر بر آن می دمیدند تا نظام خانواده ازهم می گسیخت.

«وَ ما هُمْ بِضارّینَ بِهِ مِنْ اَحَدٍ اِلاّ بِاِذْنِ اللّهِ»

و آنان جز به فرمان [و خواست] خدا نمی توانستند به کسی گزند و زیانی برسانند.

این جمله از آیه شریفه، نوعی هشدار به افسونگران است که: خدا به تبهکاری آنان داناست و باید بدانند که به کیفر گناه خویش خواهند رسید. همچنین نوعی اعتماد و امید بخشیدن به انسانهای باایمان است که: خدای توانا هر که را اراده کند، از آفت سحر و افسون دَجّالها دور نگه می دارد و گزند و آسیبی به او نمی رسد و به زیان سحر«» گرفتار نمی آید.

«وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّ هُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ»

و آنچه را به ایشان زیان و گزند می رسانید و برایشان سودی ببار نمی آورد، فرامی گرفتند. این آموزش سحر و بکارگیری آن در راههای نادرست و ظالمانه، گرچه به پندار آنان منافع زودگذری در این جهان برای آنان داشت، اگر درست می اندیشیدند، این سود، واقعی نبود؛ بویژه آنکه در روز رستاخیز سخت برایشان زیانبار خواهد بود.

«وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَریهُ مالَهُ فِی الاْآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ»

و بی گمان جماعت یهود دریافته بودند که هر که خریدار این کالا باشد و به این شیوه زشت و ظالمانه روی آورد، در آخرت بهره ای از پاداش خدا نخواهد داشت؛ چرا که این کار، پشت کردن به کتاب خدا و پیروی از شیطانها و شیطان صفتان و روی آوردن به سحر و رها کردن مقررّات دینی است.با این توضیح، ضمیر در «اِشْتَریهُ» به سِحر باز می گردد.

«وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ اَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»

و براستی چه بد است آنچه خویشتن را دربرابر آن فروختند، اگر براستی می دانستند!

در تفسیر آخرین جمله این آیه شریفه، نظرهایی ارائه شده است:

1. منظور این است که آنان دو گروه بودند: گروه نخست، شیطانها یا یهودیانی که کتاب خدا را پشت سر افکندند و به آن عمل نکردند؛ و گروه دوّم کسانی که سحر آموختند و آن را ظالمانه به کار بستند.

2. منظور این است که دانا و نادان یک گروه بودند؛ چرا که آنان می دانستند کسی که دین خدا را وانهد و سحر بیاموزد و بکار بندد، در روز رستاخیز بهره ای از پاداش«» نخواهد داشت، امّا در همانحال به چگونگی حرمان از پاداش خدا و عذاب او آگاهی نداشتند.

3. علّت آنکه این جمله از آیه شریفه پس از اثبات دانش و آگاهی برای آنان، آن را نفی می کند، این است که: آنان براساس آگاهی و دانش خود عمل نکردند و عالمان بی عمل و کردار شایسته بودند.


موضوعات مرتبط: شیطان شناسی
برچسب‌ها: شیطان شناسی
[ جمعه ششم آبان ۱۴۰۱ ] [ 8:19 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب