
دیر زمانی است که بشر در مسیر جستجوی حقیقت، روشهای گوناگونی را کشف کرده و به کار بسته است. یکی از راههای رسیدن به این هدف که به جلوگیری از خطا نیز کمک میکند، «منطق صوری» یا همان منطق قدیم و منطق ارسطویی است که با به کار بستن قوانین آن میتوان صحیح فکر کرد و از خطای در فکر مصون ماند. راه دیگر «علم شناخت روشها» و یا روششناسی است که با قواعد اختصاصی، یا روشهای مخصوصی که برحسب طبیعت موضوع مورد فکر باید رعایت شود؛ سر و کار دارد و چون تابع موضوع و مادهی مورد تحقیق میباشد، به همین دلیل متفاوت است.([1])
«حقیقت» گذشته از شرایط صوری نیازمند مطابقت فکر با واقع ـ موضوع شناسایی ـ است. اما از آن جا که طبیعت موضوع فکر، به حسب قلمروهای مختلف شناسایی، متفاوت میباشد؛ روشها نیزگوناگون خواهد شد. مثلاً در ریاضیات؛ روش قیاس و استنتاج و در فیزیک و شیمی؛ مشاهده و آزمایش و استقراء و در روانشناسی؛ تفکر در خور و در علوم زیستی؛ علاوه بر مشاهده و آزمایش و استقراء، تعریف و طبقهبندی و در علوم اجتماعی؛ علاوه بر مجموعهی طریق و وسایل مذکور، منابع و اسناد و مدارک و گواهیها نیز مورد توجه قرار میگیرد.([2])
این نوشتار در جستجوی روش یا روشهای مناسبی است تا در کشف حقایق تاریخی، به ما مدد رساند. از این رو ابتدا تعریف و توضیح مختصری از «روش شناسی»، «روش» و « تاریخ» ضروری است تا ضمن معلوم شدن مقصود، گسترهی کار نیز روشن و مشخص شود.
1. تعریف «روش شناسی»؛
«روششناسی» یا«متدلوژی» عبارتست از: «شناخت روشهای علوم یا علم روش» و «دانشی که دربارهی روشهای مناسب تحقیق و اثبات علوم مختلف» به بحث و تحقیق میپردازد.
2. تعریف روش:
تعریفهای گوناگونی نقل شده که از آن جمله است:
الف. «روش» عبارتست از مجموع طریقههایی که برای کشف حقیقت یا اثبات آن به کار میرود.([3])
ب. «روش» طریقی است که برای حل یک مسأله به منظور رسیدن به یک نتیجهی ارزنده در پیش گرفته میشود.([4])
ج. مراد از واژهی «متد» که به معنی دقیق «در پیش گرفتن راهی» است یعنی؛ معینکردن گامهاییکه برای رسیدن به هدفی میباید با نظم خاص برداشت.([5])
د. «روش» مجموعهی اقدامات و اِعمال اصول و قوانینی است که برای تحقیق علمی انجام میگیرد.([6]) از مجموع این تعاریف به دست میآید که «روش»، به هر راهی گفته نمیشود، و با بینظمی و بیهدفی سخت در ستیز است. بنابراین «روش» افزون بر دربرداشتن طریقهی خاص و منظم، باید دارای غایت و هدفی باشد که بشر بتواند به وسیلهی آن به حقیقت دست پیدا کند. از همین رو هدف از انتخاب «روش»، بهبود عملیات مربوط به تحقیق و تدقیق در مسایل و جریاناتی است که به گونهای مربوط به تحقیق بوده، و اظهار نظر شایسته و داوری صحیح را در موارد تحقیق میسر میسازد.
قواعد اساسی روشها:
چهار قاعدهی اساسی را به عنوان مبنای «روش تحقیق علمی» مطرح کردهاند:
1. بداهت ؛
هیچ موضوعی را نباید حقیقی بدانیم مگر آن که به گونهای دقیق مورد بررسی قرار گرفته و خوب فهمیده و درک ـ بدیهی ـ شود.
2. تجزیه و تحلیل؛
موضوع مورد تحقیق را باید به اجزای کوچک قسمت نمود. بدون تجزیه نمیتوان در شناخت ـ تحلیل درست ـ یک دستگاه یا یک مجموعه گامهای استوار اولیه را برداشت.
3. ترکیب ؛
پس از تجزیهی کامل باید شروع به مطالعه و تحقیق در هر یک از اجزاء نمود و نخست از اجزای کوچکتر آغاز کرد. مثلاً در تعمیر یا دوباره ساختن یک ساعت علاوه بر تجزیهی آن، باید اجزای در ارتباط با هم را دوباره به حالت اول برگرداند، سپس اجزای ساعت را به گونهای در جاهای خود قرار داد تا هر جزء وظیفهی خود را به تنهایی و در ارتباط با دیگر اجزاء به طور منظم انجام دهد، انجام این کار به طورکامل «ترکیب» نامیده میشود.
ترکیب و تجزیه بدون یکدیگر ممکن نمیباشد و هر کدام به تنهایی ناقص است. محقق در تحقیق و طرح نقشههای زندگی و یا شرح وقایع و امور پدیدهها به تجزیه و ترکیب نیازمند است؛ تا نتیجهی کارش با واقعیت تطبیق کند.
4. احاطه و فراگیری؛
در این مرحله باید کاملاً دقیق بود تا هیچ یک از اجزاء هر چند هم که کم اهمیت باشد، از نظر دور نشده و ناشناخته نماند.
پدیدههای تاریخی به گونهای با هم مربوطند که هر کدام چون حلقهای در نظام پدید آمدن امور مؤثرند، اگر یکی از آنها از نظر دور بماند، استنتاج واقعی و کامل و جامع امکانپذیر نیست. از این رو باید در هر واقعهی تاریخی همهی زمینهها، حوادث، اشخاص و رفتارهایی که میتواند در پدید آمدن آن واقعه مؤثر باشد را مورد بررسی و توجه قرار داد تا بتوان به اظهار نظر و داوری صحیح پرداخت.
موضوعات مرتبط:
تاریخ شناسی
برچسبها:
تاریخ شناسی