|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
جایگاه امنیت اجتماعی در قرآن کریم چکیده بدون تردید یکی از مهمترین مؤلفه های اجتماعی که وجود آن درهرجامعه ای،از ضروریات محسوب شده و بدون آن زندگی سعادتمندانه برای آحاد مردم امکان پذیر نمی باشد، مسأله مهم و اساسی «امنیت» می باشد. امری که در واقع منشأ و زیربنای تمامی امور بوده و با عدم آن هیچ گونه فعالیت فردی و اجتماعی دیگر،چه در عرصه ی فرهنگی و چه در عرصه های دیگر،نظیر صنعت، اقتصاد، هنر، سیاست و... انجام پذیرنخواهد بود. ازهمین روست که تمامی عقلا و خردمندان جوامع بشری از این به عنوان نخستین نیاز هر جامعه یاد کرده و حاکمان را به تأمین و ایجاد آن توصیه نموده اند.کما اینکه در احادیث و روایات منقول از حضرات معصومین علیهم السلام نیز «امنیت» از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و آن بزرگواران به کرّات اهمیت آن را مورد تأکید و تکرار قرار داده اند. مقدمه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) درحدیثی فرموده اند: «بدترین جا برای سکونت جایی است که ساکنین درآن امنیت نداشته باشند».(فرهنگ معارف و معاریف، ج ۲، ص ۵۲۳) و امام صادق (ع) نیز دراین باره فرموده اند: «سه چیز است که عموم مردم بدان نیازمندند: امنیت و عدالت و فراوانی نعمت». (فرهنگ معارف و معاریف، ج ۲، ص ۵۲۳) همانگونه که ازاین احادیث دانسته می شود از نظر اولیای الهی که رهبران حقیقی بشریت می باشند،مسأله «امنیت» از چنان اهمیتی برخوردار است که حتی موضوع «عدالت» نیز که خود در ردیف والاترین ارزش های الهی و انسانی قرار دارد نسبت به آن در درجه دوم قراردارد،چرا که تا امنیت و آرامش درجامعه ای برقرارنباشد،برقراری عدالت نیز امری محال و غیرممکن خواهد بود. در واقع پایه ریزی و ایجاد یک تمدن و زندگی انسانی اصیل که «عدالت» یکی از پایه ها و بنیان های آن است،بدون تأمین و برقراری «امنیت» ممکن نیست. «ویل دورانت» مورخ و محقق مشهورغرب در کتاب «تاریخ تمدن» این نکته را متذکرگردیده و می گوید: «ظهورتمدن هنگامی امکان پذیراست که هرج و مرج و ناامنی پایان پذیرفته باشد؛زیرا فقط هنگام از بین رفتن ترس است که کنجکاوی و احتیاج به ابداع و اختراع به کار می افتد و انسان خود را تسلیم غریزه ای می کند که او را به شکل طبیعی به راه کسب علم و معرفت و تهیه ی وسایل بهبود زندگی سوق می دهد». (تاریخ تمدن،ویل دورانت،ج ۱، ص ۵) به هرحال ازآنچه دراین مقدمه کوتاه آوردیم به خوبی این نکته به اثبات رسید که بدون امنیت درهیچ جامعه ای امید تعالی و ترقی وجود نخواهد داشت و یکی از اولین وظایف هر سیستم حکومتی باید تلاش در راستای ایجاد فضایی امن و خالی ازدغدغه های مادی و معنوی برای شهروندان خود باشد، تا آنان درسایه این امنیت به فعالیت پرداخته وزمینه پیشرفت های گوناگون درعرصه اجتماع خویش را فراهم آورند. اقسام امنیت باید دانست که موضوع «امنیت» از جمله موضوعاتی است که دارای اقسام گوناگون و متنوعی می باشد و علمای علم جامعه شناسی برای آن انواعی را قائل شده اند که از آن جمله می توان به:«امنیت شغلی»،«امنیت سیاسی»، «امنیت اقتصادی»،«امنیت فرهنگی» و... اشاره کرد که هریک مقوله ای جداگانه بوده و درجایگاه خود نیازمند بحق و بررسی جداگانه ای هستند. اما دریک تقسیم بندی کلی می توان امنیت را به دو نوع «امنیت فردی» و «امنیت اجتماعی» تقسیم نمود. یعنی هنگامی که بحث از امنیت به میان می آید این موضوع را هم در حوزه فرد و هم درحوزه اجتماعی باید مدنظر قرارداد. البته ناگفته پیداست که این دو اگرچه از نظر ظاهر دو حوزه جدا از یکدیگر می باشند ولی در حقیقت ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر داشته به گونه ای که ایجاد و برقراری امنیت اجتماعی بدون پرداختن به علل و عوامل ایجاد امنیت فردی منتج نبوده و به ثمرنخواهد نشست.ازاین روست که از دیدگاه علم جامعه شناسی «امنیت فردی زیربنای امنیت اجتماعی است». اهمیت امنیت اجتماعی در دیدگاه قرآن از آنجا که قرآن کریم به عنوان قانون اساسی دین اسلام و نیز بهترین نسخه شفابخش آلام روحی و جسمی انسان ها در برگیرنده ی تمامی نیازهای دنیوی و اخروی و فردی و اجتماعی انسان ها می باشد،نسبت به مقوله ی «امنیت» نیز توجه ویژه ای داشته و درآیات بسیاری ضمن بیان اهمیت موضوع «امنیت»،مخاطبان خود را نسبت به اهمیت آن متذکر شده است؛که ما دراین بخش به برخی از آن آیات اشاره خواهیم کرد.
آیه اول: یکی از مشهورترین آیات قرآن کریم که به موضوع «امنیت» اشاره شده است آیه ۱۲۶ سوره مبارکه ی بقره می باشد که مشتمل بردعای پیامبر بزرگ خداوند حضرت ابراهیم(علیه السلام) درباره سرزمین و مردم مکه می باشد: «و به یادآور هنگامی که ابراهیم عرض کرد: پروردگارا! این سرزمین را شهرامنی قرار داده و اهل آن را،آنها که ایمان به خدا و روز بازپسین آورده اند از ثمرات (گوناگون) روزی ده...».این دعا درحالی که به پیشگاه الهی عرضه شده است که «مکه تدریجاً شکل شهری را به خود گرفته و قبیله جرهم در آنجا ساکن شده بودند و پیدابش زمزم آنجا را قابل سکونت ساخته بود». (تفسیرنمونه، ج ۱۰، ص ۳۶۵) و در نتیجه ایشان دردعای خود،اصلی ترین نیاز این اجتماع نه چندان بزرگ (در آن روزگار) را مد نظر قرار داده و قبل از هر تقاضای دیگری برای آنان درخواست «امنیت» می نماید « و این خود اشاره ای است به این حقیقت که تا امنیت در شهر یا کشوری حاکم نباشد فراهم کردن یک اقتصاد سالم ممکن نیست!» (تفسیرنمونه، ج۱، ص ۴۵۲) و نه تنها اقتصاد سالم که اصولاً برخورداری ای یک زندگی انسانی مطلوب بدون وجود امنیت امکان ناپذیراست و «اگرجایی امن نباشد قابل سکونت نیست،هرچند تمام نعمت های دنیا درآن جمع باشد و اصولاً شهرو دیار و کشوری که فاقد نعمت امنیت است سایر نعمت ها را نیز از دست خواهد داد!» (تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۳۳۶) در خاتمه گفتار پیرامون این آیه شریفه،ضمن تذکراین نکته که این درخواست حضرت ابراهیم (ع) مبنی برامنیت مکه و اهل آن، درآیه ی ۳۵ سوره مبارکه ی ابراهیم نیز تکرار شده که خود بیانگر اهمیت موضوع می باشد،باید گفت که این خواسته بزرگ ازجانب پروردگار مورد اجابت واقع شده و خداوند دعایش را مستجاب کرد و «دعای ابراهیم درباره ی امنیت مکه از دو سو اجابت گردید: هم امنیت تکوینی به آن داد، زیرا شهری شد که درطول تاریخ حوادث ناامن کننده کمتر به خود دیده و هم امنیت تشریعی،یعنی خدا فرمان داده که همه انسان ها و حتی حیوانات در این سرزمین درامن و امان باشند». (تفسیرنمونه، ج ۱۰، ص ۳۳۶) آیه دوم: در سوره مبارکه قصص آیه ۵۷ چنین آمده است: «وقالوا إن نتبّع الهی معک نتخطف من أرضنا أولم نمکن لهم حرماً ءامناً یجبی إلیه ثمرات کل شئ رزقاً من لّدنّا و لکنّ أکثرهم لا یعلمون»؛آنها گفتند: ما اگر هدایت را همراه تو پذیرا شویم ما را از سرزمینمان می ربایند! آیا ما حرم امنی در اختیارآنها قرارندادیم که ثمرات هرچیزی (ازهرشهر ودیاری) به سوی آن آورده می شود؛ولی اکثرآنها نمی دانند! درتفاسیراسلام پیرامون این آیه شریفه و شأن نزول آن آمده است:«شخصی به نام حارث بن عثمان بن نوفل بن عیب مناف، خدمت پیامبرگرامی اسلام (ص) رسید و گفت: تنها چیزی که باعث می شود ما از پیوستن به شما و اسلام آوردن خودداری کنیم آن است که ما ازعرب و قدرت او بیمناکیم که در صورت مسلمان شدن،ما را از سرزمینمان بیرون کرده و مورد آزار قرارمی دهند و اگرنبود این مطلب ما مسلمان می شدیم و در پاسخ به این بهانه او،خداوند آنها را به این واقعیت متذکر گردید که آیا ما شهرمکه را برای شما مکانی امن قرار ندادیم که درآن با آسودگی زندگی می کنید و از ثمرات آن بهره مند می شوید پس از چه می ترسید؟ همانکه این شهر را برای شما به خلعت امنیت آراست،باز هم قادر است تا شما را از شرور و آزار عرب ایمن گرداند». (نقل به مضمون از تفسیر روض الجنان،ابوالفتوح رازی، ج ۱۵، ص ۱۵۴) با تدبردراین آیه شریفه بازهم به یک نکته مهم و اساسی پی می بریم و آن تأکید بر اهمیت موضوع «امنیت» به عنوان نخستین نعمت الهی برای شهر و مردم مکه می باشد. خداوند عزیز دراین آیه شریفه قبل از پرداختن به موضوع رزق وروزی و بدون توجه به سایر امتیازات مادی و معنوی سرزمین عربستان و شهرمکه، موضوع «امنیت» حاکم برآن را یادآوری می نماید تا اولاً افراد خائف و بیمناک از صولت عرب را اطمینان خاطر بخشد و ثانیاً اهمیت ویژه ی امنیت و نقش ارزشمند آن را در دستیابی به اهداف عالیه مورد یادآوری قرار دهد و به این ترتیب به تمام مخاطبان مصحف شریف خود یادآورشود که آنچه لازمه ی یک محیط اجتماعی برای رشد و تعالی در زمینه های گوناگون است در درجه نخست «امنیت اجتماعی است و پس از تأمین این مقوله مهم است که باید به اموردیگر پرداخت. آیه سوم: «وضرب الله مثلاً قریه کانت ءامنهً مطمئنه یأتیها رزقها رغداً من کل مکان...»؛(نحل، ۱۲)خداوند (برای آنان که کفران نعمت می کند) مثلی زده است؛منطقه ای را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیش بطور وافر ازهر مکانی فرا می رسیده است... . دراین آیه شریفه خداوند متعال برای آنان که قدر نعمت های الهی را نمی دانند و به جای سپاسگزاری و شکر به درگاه پروردگار،کفران نعمت کرده و راه ناسپاسی پیش می گیرند، داستان قریه ای را در قالب یک مثل ذکر می نماید و سرگذشت تلخ و غم انگیزاهل آن را برای ناسپاسان یادآور می شود که چگونه در اثر قدرناشناسی و کفران نعمت های الهی به عذاب خداوند دچارشدند. دراین آیه سه ویژگی و خصوصیت برای یک سرزمین آباد و قابل سکونت و زندگی ذکر گردیده که به ترتیب عبارتند از: امنیت،اعتماد و اطمینان به تداوم حیات درآن و وجود رزق وروزی فراوان؛که در رأس همه کسانی که می خواهند سرزمینی آباد و آزاد و مستقل داشته باشند که باید قبل از هر چیز به مسأله «امنیت» پرداخت؛سپس مردم را به آینده خود در آن منطقه امیدوار ساخت و به دنبال آن چرخ های اقتصادی را به حرکت درآورد». (تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۴۳۳) جالب توجه آنکه دراین آیه شریفه محروم شدن از این سه نعمت الهی که «امنیت» نیز یکی از آنها و درحقیت مهمترین آنها می باشد، به عنوان عذاب و نقمت الهی مطرح گردیده و اعلام شده که خداوند درمقابل ناسپاسی اهل آن قریه، لباسی از گرسنگی و ترس را براندام آنها پوشانید و با سلب امنیت از آنها و گرفتار نمودنشان به قحط و گرسنگی، کیفر کافران آنان را به سختی عطا فرمود! و همین مطلب خود تأکیدی دیگر بر این موضوع است که امنیت درهرجامعه ای نعمتی بی بدیل و نشانه لطف و رحمت پروردگار است و مردم نیز بایستی قدر این نعمت خداوندی را دانسته و ضمن پاسداری از آن، مراتب شکرو سپاس خود را درمقابل آن به جای آورند. که اگر چنین کنند به مصداق آیه «لئن شکرتم لأزیدنکم...»؛ (ابراهیم، ۷) هر روز بیش از گذشته مشمول الطاف خداوند شده و شاهدامنیت و آرامش بیشتری در جامعه خود خواهند بود،در غیراین صورت باید منتظرعذاب الهی یعنی از دست دادن امنیت وابتلا به هرج و مرج و ناامنی باشند که: «و لئن کفرتم إنّ عذابی لشدید». آیه چهارم: یکی از زیباترین داستان های قرآن که به عنوان «أحسن القصص» نامیده شده است،داستان زندگی حضرت یوسف (ع) می باشد که به طور مفصل درسوره مبارکه یوسف ذکر گردیده است. درآیه ۹۹ این سوره می خوانیم: «فلما دخلوا علی یوسف ءاوی إلیه أبویه و قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنین»؛هنگامی که بر یوسف وارد شدند او پدر ومادرخود را درآغوش گرفت و گفت همگی داخل مصرشوید أن شاءالله درامن و امان خواهید بود. از آیه فوق استفاده می شود هنگامی که یعقوب پس از سالیان متمادی تحمل رنج هجران و فراق فرزندش، به همراه سایر فرزندانش وارد شهر مصرشدند،یوسف (ع) که اینک به رفیع ترین مقامات حکومتی سرزمین مصرنائل شده بود به جهت استقبال از پدر ومادر و برادران خود به دروازه شهرآمده و آنان را به زندگی پاک و گوارایی همراه با برخورداری از امنیت کامل درمصر مژده می دهد. «یوسف از میان تمام مواهب ونعمت های موجود در مصر، انگشت روی مسأله امنیت گذاشت و به پدر ومادر خود و برادرانش گفت: وارد مصرشوید که إن شاءالله در امنیت خواهید بود.این نشان می دهد که نعمت امنیت ریشه ی همه نعمت ها است؛زیرا هرگاه امنیت از میان برود،سایرمسائل رفاهی ومواهب مادی و معنوی نیز به خطرخواهد افتاد. در یک محیط ناامن،نه اطاعت خدا مقدوراست ونه زندگی توأم با سربلندی و آسودگی فکرو نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدف های اجتماعی». (تفسیرنمونه، ج ۱۰، ص ۸۴) همچنین ازاین آیه شریفه می توان این نکته را نیز استفاده نمود که موضوع امنیت باید در رأس برنامه های حکومت قرار گرفته و مسؤلان هرجامعه، قبل ازهرچیز تأمین این نیاز اساسی اجتماع را مدنظر قرار دهند. حضرت یوسف (ع) هنگامی که در سرزمین مصر صاحب قدرت و مکنت حکومتی می گردد درراستای ایجاد امنیت کامل به عنوان اساسی ترین نیازجامعه قدم برداشته و امنیت کامل را در کشور تحت حکمرانی اش برقرارنموده و این فضای امن و آرام را به عنوان نخستین هدیه حکومت و زمامداری خود به مردم مصر و پدر و مادر و برادران خود عرضه می دارد. آیه پنجم: درآیه ۳۷ از سوره مبارکه سبأ خداوند فرموده است «و ما أموالک و لا أولدکم بألتی تقربکم عندنا زلفی إلّا من ءامن و عمل صلحاً فأولئک لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم فی الغرفات ءامنون»؛اموال و فرزندان شما هرگز شما را نزد ما مقرب و نزدیک نمی سازد و به جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر اعمالی است که انجام داده اند و آنها درغرفه های (بهشتی) در(نهایت) امنیت خواهند بود. دراین آیه شریفه که بیانگرعاقیت نیک و سعادتمند بهشتیان است ازجمله نعم الهی که در سرای جاوید یعنی بهشت موعود ازسوی خداوند به آنان ارزانی می شود را «امنیت» برمی شمرد و همین خود،بیان کننده ی ارزش و اهمیت والای این مقوله ازنظر قرآن کریم و خداوند است که حتی بودن آن را در بهشت در ردیف پاداش های بهشتیان ذکر می فرماید. البته تذکراین نعمت بزرگ یعنی امنیت در بهشت، مختص این آیه شریفه نمی باشد بلکه در آیات دیگر نیز مورد اشاره قرار گرفته که ازآن جمله باید به آیه ۴۶ از سوره ی مبارکه ی حجراشاره نمود،آنجا که بهشتیان از سوی فرشتگان الهی مورد خطاب واقع شده و به آنان گفته می شود: «ادخلوها بسلام ءامنین»؛ داخل این باغ ها(ی بهشتی) شوید با سلامت و امنیت. اما درآیه ی مورد بحث (آیه شریفه ۳۷ از سوره ی مبارکه سبأ) «تعبیربه ءآمنون (کسانی که درامنیت به سر می برند) در مورد بهشتیان تعبیربسیار جامعی است که آرامش روح و جسم آنها از هر نظرمنعکس می کند، چرا که نه ترس فنا و زوال و مرگ دارند،نه ترس هجوم دشمن و نه بیماری و آفت و اندوه،نه حتی ترس از ترس! و نعمتی برتر از این نیست که انسان ازهرنظر درامنیت به سر برد، همانگونه که بلایی بدتر ازناامنی در جنبه های مختلف زندگی وجود ندارد».(تفسیرنمونه، ج ۱۸، ص ۱۱۰) نتیجه آنکه «امنیت» ازچنان ارزش والایی برخورداراست که بهشت با تمام خوبی ها و امتیازات ونعمت هایش بدون آن گوارا نخواهد بود و تمام نعم این دارالسلام با بودن امنیت است که قابل بهره برداری و استفاده می شوند و به کام بهشتیان شیرین می گردد.به تعبیردیگر«بهشت ناامن!» جز دوزخی سراسر رنج و مشقت چیز دیگری نخواهد بود و با امنیت است که بهشت،بهشت می شود. آیه ششم: یکی از مهمترین جنبه های «امنیت اجتماعی» برخورداری از امنیت به هنگام سفر و دورشدن از خانه و کاشانه است. «امنیت» اگرچه در وقت حضر و بودن در وطن از اهمیت بسزایی برخورداراست ولی ناگفته پیداست که این مقوله به هنگامی که آدمی پای در سفر می گذارد و غربت و غریبی را تجربه می کند،اهمیت مضاعف و دوچندان پیدا می کند. جالب توجه اینجاست که درآیات قرآن کریم امر «امنیت در سفر» مورد عنایت واقع شده و بدان اشاره شده است که به عنوان نمونه می توان به آیه ۱۸ از سوره مبارکه سبأ اشاره کرد: «میان آنها و سرزمین هایی که برکت داده بودیم شهرها و آبادی های آشکار قرار داریم و فاصله های متناسب و نزدیک مقررداشتیم (و به آنها گفتیم) شب ها و روزها در این آبادی ها درامنیت کامل مسافرت کنید». این آیه شریفه که بیان کننده ی برخی از نعمت های الهی است که شامل حال قوم سبأ گردیده بود،ضمن بیان این موضوع که سرزمین این قوم سرزمینی پرخیر و برکت و آباد بوده است و آنها دراین سرزمین از همه گونه رزق و روزی گوارا بهره مند بوده اند،به یکی دیگر از نعمت های الهی که به آنها ارزانی شده بود یعنی «امنیت در سفر» نیز اشاره می نماید و در پایان آیه این نکته را متذکر می گردد که مردم و قوم سبأ در سرزمین خود چه درسفر و چه درحضر از امنیت کامل برخورداربوده اند و همین اشاره به موضوع امنیت آن هم به هنگام سفرباز بیانگر ارزشمند بودن این نعمت و اهمیت داشتن آن دردیدگاه قرآن کریم می باشد؛چرا که از میان همه نعمت های معنوی دیگری که قابل اشاره بوده اند نظیر آزادی، عدالت، و...انگشت روی «امنیت» گذارده و این مقوله ی مهم را یادآورشده است. ازمجموع آنچه دراین بخش از مقاله آوردیم به خوبی و به روشنی «جایگاه امنیت اجتماعی» در قرآن کریم و مقام والای آن ازدیدگاه قرآن کریم روشن شد و به این مطلب پی بردیم که از دیدگاه قرآن نخستین نیاز زندگی اجتماعی انسان همانا دارابودن «امنیت» است و تا دریک اجتماع حتی کوچک و چند نفره امنیت برقرارنباشد سایر تلاش ها و فعالیت ها نیز ثمره ی چندانی درپی نداشته و استفاده از سایر مزایای زندگی فردی و اجتماعی برای آدمی گوارا نخواهد بود. هدف از ایجاد امنیت اجتماعی در قرآن کریم هرنوع فعالیت انسان، چه در عرصه ی فعالیت های فردی و چه در عرصه ی فعالیت های اجتماعی، هدف یا اهدافی را تعقیب می کند که انگیزه آن فعالیت ها بوده اند. تلاش در جهت ایجاد «امنیت اجتماعی» نیزاز این قاعده مستثنی نبوده و مسئولین برقراری امنیت،درهرجامعه ای بنا بر پایگاه و خاستگاه اعتقادی خویش،اهدافی را دنبال می کند. در این میان قرآن کریم که مسئولیت تربیت انسان را به عنوان خلیفه و جانشین پروردگار در زمین بر عهده دارد «برقراری امنیت اجتماعی» را به عنوان وسیله ای بسیار اساسی و مهم در نظر قرارداده و اهدافی را ازامنیت دنبال می کند که در نهایت منجربه دستیابی به این غایت و نتیجه مبارک گردد. دراین بخش ازمقاله به مهمترین این اهداف اشاره کرده و پیرامون آن صحبت می کنیم: موضوعات مرتبط: امنیت شناسی برچسبها: امنیت شناسی [ شنبه سی ام مهر ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||