|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
مصرمصر در تمام تاریخ طولانی و مکتوب خود شامل سرزمینهای آبرفتی دره و دلتای رود نیل در بخشهای پایینتر از آبشار بزرگ آسوان (7) بوده است و اگرچه این ناحیه مدام به دو یا سه پادشاهی یا ایالت تقسیم میشد، اما از نظر طبیعی متشکل از دو واحد دائمی بود. مصر علیا بخش درهای و باریکی است که پهنای آن حداکثر دوازده مایل (حدود 19/3 کیلومتر) و حداقل کمتر از دو مایل (حدود 3/2 کیلومتر) است. مصر سفلا دلتای مثلث شکلی است که از پیشروی آبرفتهای رودخانه در دریا به وجود آمدهی است و حاشیههای نزدیک به دریای آن را تالابها و تپههای ماسههای روان زینت میبخشند. مصر علیا که بخش سیلابی نیل سفلا را تشکیل میدهد، مانند درهی اردن یک درهی نشستی نیست با اینحال اطرافش را صخرههای مرتفعی از سنگهای آهکی یا ماسهای احاطه کردهاند (تصویر 3). نیل سفلا در گذشته تا آبشار آسوان قابل کشتیرانی بود، اما آنجا تودههای عظیم سنگ گرانیت بستر رودخانه را میپوشاند. قایقها میتوانستند با جریان معمولاً آرام رود به سمت پایین دست آن حرکت کنند و حرکت به سمت بالادست رود معمولاً به کمک بادهای شمالی انجام میشد؛ یعنی بادهای اتسی (8) یونانیان که عمدتاً در تابستان بادهای غالب هستند. دشت آبرفتی از هر دو سو هم مرز با بیابانهایی بود که در آنها واحههای پراکندهای وجود داشت و حاشیههای آنها پر از «وادی»هایی بود که امروزه بیآب هستند. در کنارهی شرقی آن بیابان مرتفعی که با نام بیابان عربستان شناخته میشود و خود بخشی جداشده از صفهی بزرگ عربستان است تا دریای سرخ امتداد مییابد و کرانهای خشک و صخرهای با تابستانهایی سوزان دارد. در جانب غربی آن صفهای کم ارتقاعتر، اما نه به اندازهی آن خشک به بیابان لیبی میرسد که از میان آن دو راه طبیعی میگذرد: یکی از آنها در ورای ساحل کم ارتفاع، ماسهای و خشن مدیترانه قرار دارد و در آن بارندگی اندک است و دیگری بسیار دور از ساحل است و به واسطهی ناحیهای از واحهها مشخص میشود که امکان سفر با دلیجان را فراهم میکند. بیابانها مصر را در حصار میگرفتند اما به هیچ روی سپری نفوذناپذیر نبودند (بیابان گردهایی که در آنجا زندگی میکردند مدام به دشت مسکون مصر حمله میکردند) در بیابان شرقی هم راههایی به بنادر دریای سرخ و فلسطین و سوریه وجود داشت و مدیترانه امکان ارتباط با کرت و سوریه را دستکم از هزارهی چهارم ق.م. فراهم میکرد. سرانجام در جنوب - جایی که راه آبی نیل به پایان میرسید- منطقهای بیابانی مصر را از نوبیا (9) جدا میکرد. نوبیا سرزمینی با مرغزار و درختزار بود که از نظر فرهنگی در سایهی مصر نادیده ماند. تصویر 3. نیمرخی از درهی نیل سفلا، بالاتر از دلتا مصر که به جز دورهی کوتاهی در پاییز عملاً بی باران است، از دوران نوسنگی به بعد برای اینکه قابل سکونت بماند به سیلابهای تابستانی رود نیل وابسته بوده است. علت این سیلابها بارانهای سنگین موسمی در ارتفاعات اتیوپی (حبشه) است که در تابستان رودهای نیل آبی و آتبارا (10) مقدار زیادی از آب آنها را به پایین دست میآورند. در مصر هم مانند بینالنهرین سفلا، سیلابها سالانه حاصلخیزی خاک را با انباشت مواد رسوبی و آبرفتی احیا میکردند، به گونهای که میشد زمین را مدام زیر کشت برد بدون اینکه مانند اروپا نیاز به آیش باشد. اگرچه سیلهای منظم رود نیل امکان سکونت مداوم را در مصر فراهم میکرد، اما نوساناتی که گاه در حجم ابن سیلابها پدید میآمد نتایج وخیمی را در پی داشت. افزایش بیش از اندازهی آن روستاها و شهرها را به زیر سیل میبرد و خرابی بسیار به بار میآورد و کاهش آب سیلها دورههایی از سختی و حتی قحطی را تحمیل میکرد. در همهی دورهها توزیع آب سیلابها همواره مسؤولیتی بسیار بزرگ بوده و ساماندهی مناسب آن به خدمات یک دولت مرکزی و نیرومند نیاز داشته است. تصویر 4. درهی سند و سرزمینهای مرزی آن موضوعات مرتبط: تمدن شناسی برچسبها: تمدن شناسی [ یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||