
منابع
تاریخ ادیان در مفهوم اسلامی آن بیشتر بر پایه روایات شفاهی قرار گرفته و در قالب قصص الانبیا، ملل و نحل و غیره تبلور یافته است.
قصص الانبیا
قرآن مهمترین سند مکتوب با مسلمانان در خصوص تاریخ ادیان است.از سدههای گذشته مسلمانان داستانهای قرآن راجع به انبیا و پیامبران را، تحت عنوان قصص انبیا جمعآوری کردند و با پروراندن آنها کوشیدند ضمن بیان تاریخ پیامبران به نتایج تربیتی، عرفانی، اخلاقی و سیاسی دست یابند.از این مجموعه میتوان در زبان عربی به قصص الانبیای ابو جعفر محمد بن جریر طبری، العرائس امام ابو اسحق احمد بن محد ابن ابراهیم ثعلبی، قصص القرآن علی الشیخ منصور المرهون القطیفی، قصص الانبیاء عبد الوهاب النجار و مع الانبیاء فی القرآن الکریم عفیف عبد الفتاح طباره اشاره کرد.در زبان فارسی قصص انبیاء محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن آذربخاری، قصص قرآن برگرفته از تفسیر ابوبکر عبیق نیشابوری مشهور به سورآبادی و قصص الانبیاء مولانا محمد جوهری و در پایان، قصص قرآن یا تاریخ انبیا نوشته سید هاشم رسولی محلاتی، از منابع شناخته شده و بنام شمرده میشوند.
در این منابع به صورت سنتی قصص پیامران از آدم تا خاتم آورده میشود.پیامبرانی که قصص آنها در قریب به اتفاق این منابع آورده شده است عبارتند از:آدم، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، ذوالقرنین، یعقوب، یوسف، شعیب، ایوب، ذوالکفل، موسی، هارون، داوود، سلیمان، الیسع، الیاس، یونس، ذکریا، یحیی، عیسی و محمد(ص).در برخی از این منابع به قصص پیامبران یاد شده، حکایتهایی از قوم سبا، اصحاب رس، اصحاب کهف و رقیم و مجملی از زندگینامه و آموزشهای ارمیا، دانیال، عزیر و متی نیز اضافه شده است.
ب-ملل و نحل
در ملل و نحل از ادیان الهی و دینهایی که ساخته و پرداخته بشر و اوهام و خیالات انسانی است بحث میشود.اسلام اگر چه حضور ملحد و مشرک در سرزمین اسلامی را فقط با تنظیم اماننامه و عهد و پیمان تجویز میکرد، ولی در خصوص اهل کتاب تنها به دریافت جزیه که فقط یک امر سیاسی و حکومتی است، بسنده کرد و حاکمان و کارگزاران اسلامی را به حمایت از آنان موظف ساخت 7 و با استفاده از اصل«و جاد لهم بالتی هی احسن» 8 و«انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»و«اخذوا العلم من افواه الرجال»اطلاع بر مقالات و آراء اهل دیانات مختلف یکی از ابواب و فصول برجسته معرفت دینی دانشمندان مسلمان شد و مسلمانان در هر دو قلمرو شناخت اسلام و فرق آنکه بتدریج پدید آمدندو نیز ادیان دیگر به تحقیق پرداختند.اختلاف الشیعه نوشته محمد بن هارون ابو عیسی وراق(ف.247 ه.ق.)، فرق الشیعة ابو محمد حسن بن موسی نوبختی (متوفای بین 310-300 ه.ق.)فرق الشیعة ابو القاسم نصر بن صباح بلخی(متوفای نیمه اول قرن چهارم)کتاب البهجة نوشته ابو المظفر محمد بن احمد نعیمی، کتاب فرق الشیعة و الابانة عن اختلاف الناس فی الامامة ابو طالب انباری(ف.356 ه.ق.)، اوایل المقالات فی المذاهب و المختارات شیخ مفید، نیز المقالات و الفرق سعد بن عبد الله بن ابی خلف الاشعری قمی و مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین ابو الحسن اشعری از مجموعه اول است که بررسی فرق اسلامی را به عهده گرفتهاند.آثار هشام بن حکم از جمله الرد علی الزنادقة، همچنین الرد علی الغلاة و الرد علی ابن الراوندی
نوبختی، نوشته خواهرزادهاش ابو محمد محمدحسن بن سوی نوبختی به نام الاراء و الدیانات، الفرق بین الفرق و بیان الفرقة الناجیة منهم تألیف ابو منصور بغدادی، مقالات جیهانی، الملل و النحل ابو فورک احمد بن محمد اصفهانی(ف.451 ه.ق.)، کتاب الفصل فی الملل و الاهواء و النحل امام ابو محمدعلی بن احمد معروف بن ابن حزم ظاهری(ف.456 ه.ق.)، ملل و نحل قاضی ابوبکر محمد بن طیب بغدادی باقلانی، ملل و نحل محمد بن عبد الکریم شهرستانی (ف.548 ه.ق.)، کتاب بیان الادیان ابو المعالی محمد بن عبید بن علی تألیف 485 ه.ق و ادیان العرب جاحظ، تبصرة العوام فی مقالات الانام منسوب به سید مرتضی رازی و کتاب اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین فخر الدین رازی که در آن دیانتها و فرقهها بدون هیچ تفسیری معرفی شدهاند و کتاب الحور العین حمیری (ف.573 ه.ق.)نیز کتاب الخیبه و الامل فی الملل و النحل احمد بن یحیی بن المرتضی الحسنی م(ف.840 ه.ق.)و ملل و نحل رشید یاسمی محقق معاصر، از دسته دوم هستند.
ج-تفاسیر
اسلوب قرآن در تاریخنگاری سبب شد که بسیاری از مفسران به منظور تکمیل معلومات خود در زمینه حوادث جزئی تاریخی و اشخاص و اعلام ذکر شده در قرآن، به منابع اهل کتاب مراجعه کنند و یا از افرادی چون عبد الله بن سلام، کعب الأحبار، وهب بن منبه و عبد الملک بن عبد العزیز استفاده کنند 9 .
ابن خلدون میگوید:«متقدمان هر گونه اطلاعاتی را که دریافت کردهاند، به عنوان تفسیر نقلی، گردآوردهاند، به طوری که در میان آنها هر نوع مطلبی، مقبول یا مردود و درست یا نادرست مشاهده میشود».وی اضافه میکند:«چنین بود که کتب تفسیر پر از اسرائیلیات شد و بتدریج همه آن افسانهها مورد قبول واقع شد» 10
به این ترتیب اسرائیلیات نه تنها دید تاریخی مفسران ما بخصوص در زمینه تاریخ ادیان را مملو از خطا کرد، بلکه قصص الانبیا را نیز که بیشتر با بهرهگیری از اطلاعات موجود در تفاسیر جمعآوری و تدوین یافته است، به افسانهها و اساطیر آمیخت.
وهب بن منبه بن کامل بن تسیج ابو عبد الله الیمانی الصنعانی(101-34 ه.ق.)که اصلا ایرانی بود و از زهاد شمرده میشد و یاقوت در معجم الادبا وی را چنین توصیف کرده است:«فکان من خیار التابعین ثقة صدقا کثیر النقل من الکتب القدیمة المعروفة بالاسرائیلیات 11 »، آثار بسیاری به وی نسبت دادهاند که در منابع مختلف به وجود آنها اشاره شده است.از آثار او دو فقره پاپیروس در شهر هایدلبرگ موجود است که شامل 27 ورقه یا 54 صفحه و دارای تاریخ 229 هجری است.یکی از این دو اثر حدیث داوود است. 12 ژرژ خوری محقق آلمانی، قصص الانبیا و کتاب اسرائیلیات را از آثار وی شمرده است 13 ..
وهب میگفت:من 92 کتاب خواندهام.همه آنها کتب آسمانی بودهاند که 72 کتاب را در معبد و نزد اهل کتاب یافتهام و بیست کتاب دیگر به گونهای بود که جز افرادی معدود از آن اطلاع نداشتند 14 .
گلدزیهر، مستشرق معروف در کتاب خود موسوم به مذاهب اسلامی در تفسیرقرآن ابن عباس را متهم میکند که از منابع یهود بهره جسته است.او میگوید:«ابن عباس در بیشتر مطالب به مردی به نام ابوالجلد غیلان ازدی مراجعه میکرده که در مطالعه کتب یهود مشهور بوده است و از میمونه دختر ابن عباس نقل میکندکه نظر گلدزیهر نمیتواند از قوت برخوردار باشد؛چون ابن عباس خود، رجوع به اهل کتاب را در باب تفسیر قرآن مردود شمرده است 16 .
البته باید دانست که شیوه مفسران بنامی چون شیخ طوسی در التبیان و شیخ طبرسی در مجمع البیان و از معاصران، مفسرانی چون علامه طباطبایی در المیزان و سید قطب در فی ظلال القرآن کاملا فرق دارد.در این تفاسیر کوشش شده است برای رفع ابهام از برخی آیات قرآنکه در زمینه ادیان و مذاهب نازل شدهاند، به جای بهرهگیری از اسرائیلیات، از استاد و شواهد و منابع قابل اعتمادتری استفاده شود.
د-اخبار و احادیث
احادیث و مجامع روایی نیز بخشی از منابع شفاهی تاریخ ادیان هستند.این مجموعه اگر چه اطلاعات بیشتری نسبت به قرآن در اختیار ما قرار میدهند، ولی از اعتبار آن برخوردار نیستند.
کتب روایی اطلاعات دامنهدار وسیعی را در زمینه«قصص»، «احتجاجها»، «احادیث»و«فضایل»انبیا به ما منتقل میکنند.به عنوان نمونه مجلدات 11 الی 14 بحار الانوار علامه شیخ محمدباقر مجلسی چاپ بیروت در خصوص قصص انبیا با زبانروایی است.جلد نهم این کتاب، کتاب احتجاج نامیده شده است و مباحث زیرا در بر میگیرد:«احتجاج خدا بر ارباب ملل مختلف در قرآن کریم»، «رویات معصومین در زمینه احتجاج بر ملل مختلف و تفسیر تأویل آیات»، «باب احتجاج رسول(ص)بر مشرکین و زندیقها»و«باب احتجاج نبی(ص)بر یهود در مسایل گوناگون».دامنه این رویه به جلد 10 نیز کشانده شده است.در این جلد ابواب زیر قرار دارند:«باب احتجاج امیر المؤمنین بر یهود»، «باب احتجاج امیر المؤمنین بر نصاری»، «باب مناظرات حسنین(ع)و احتجاجهایشان»، «باب احتجاجهای امام صادق(ع)بر زنادقه و مخالفین»، «باب احتجاجهای موسی بن جعفر(ع)»، «باب مناظرههای امام رضا(ع) و احتجاجهایش»، «باب مناظرههای اصحاب رضا(ع)»، «بعضی از مناظرههای شیخ مفید»و«بعضی از مناظرههای عالمان بنام».
علامه مجلسی بیشتر این مناظرهها را از کتابهایی چون توحید شیخ صدوق (ف.381 ه.ق.)جمعآوری کرده است.در این کتاب بخشی تحت عنوان«باب الرد علی الذین قالوا ان الله ثالث و ما من اله الا اله واحد»در نظر گرفته شده است که مناظره هشام بن حکم با جاثلیق نصرانی را در جزئیات آیین مسیح منعکس میکند.در باب«ذکر مجلس الرضا(ع)مع اهل الادیان و اصحاب المقالات»مجلسی را در به تصویر میکشدکه به دستور فضل بن سهل دایر شد و در آن جاثلیق و رأس الجالوت یهودی و رؤسای صابتین و هربذ اکبر و اصحاب زردشت و قسطاس رومی حضور داشتند.مناظرههای این نشست بیش از 26 صفحه از کتاب توحید صدوق را به خود اختصاص داده است 17 .
در این کتاب از زنادقه، صابشان، غلات، قدریه، هرابذ و یهود بحث شدهو صفحههای زیادی را همین مناظرات در بر گرفتهاست.
در تحف العقول شیخ ابو محمد حسن بن علی بن الحسین بن شعبه حرانی، رساله امام هادی در رد اهل جبر و تفویض 18 و جوابهای مکتوب امام هادی(ع)به یحیی بن اکثم که انبوهی از مسایل مربوط به تاریخ ادیان و آرا و نظریات آنها را در برمیگیرد، و نیز برخی از مواعظ مسیح در انجیل و منابع دیگر منعکس است.
در بیتر مجامع خبری اهل سنت، بابهایی به ذکر فضایل انبیا از قبیل ابراهیم، موسی، یونس، داوود، سلیمان، ایوب، عیسی و خضر، اختصاص یافته است. از جمله این منابع میتوان به جامع الاصول من الاحادیث الرسول امام ابو السعادات مبارک بن محمد بن اثیر جزری(544-606 ه.ق.)، چاپ انتشارات جهان تهران، اشاره کرد.در جلد نهم این کتاب فضایل انبیا و در جلد یازدهم از قصص آنها سخن به میان آمده است.جزو چهارم صحیح امام ابو الحسین مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری نیز به«کتاب الفضایل»نامگذاری شده است و فضایل عیسی(ص 1837)، ابراهیم خلیل(ص 1839)، یونس(ص 1846)، یوسف، زکریان و خضر(ص 1847)در آن ذکر شده است.
در برخی از مجامع خبری به نحوه برخوردهای مکتب اسلام با ادیان و مکاتب دیگر اشاره شده است.به عنوان نمونه میتوان از جامع الصحیح(سنن ترمذی)یاد کرد که در احادیث 1606 و 1067 به واقعه اخراج یهود و نصاری از شبه جزیره عربستان، پرداخته شده است.
برخی دیگر از مجامیع خبری مواعظ و سخنان پیامبران سلف آورده شده است.بهعنوان نمونه کتاب روضه ثقة الاسلام کلینی، جلد دوازدهم، صفحات 93 به بعد به بیان احادیث حضرت عیسی بن مریم، پرداخته است 19 .
کتابهایی که با بهرهگیری از احادیث در زمینه تاریخ ادیان تدوین شدهاند، دارای اشکالهای عمده هستند که بارزترین آنها بریدگی در روایات است.به این ترتیب که تعدادی داستان کوتاه که با هم مرتبط نیستند و تنها با قهرمان اصلی رابطه دارند، بدون توجه به نظم تاریخی آنها در روایت گنجانده شدهاند.ابراز نظر راویان، تکرارها، تفاوت مضامین، جا افتادگیها و افزودهها از اهمیت روایات میکاهند.
ه-کتب احتجاج:
بحثهای میان گروههای دینی، کلامی فرقهای که از تفسیر پیام نبی اکرم(ص) سرچشمه میگرفت، با گذشت زمان رواج یافت.در عصر پیامبر(ص)خلفای راشدین و به ویژه در دوران خلفای اموی و عباسی، مجالسی از ارباب ادیان تشکیل میشد و روحانیون ادیان بدون ترس و تقیه با علمای کلام اسلام به مباحثه میپرداختند.احتجاج گاهی به منظور به پیروزی رساندن خود و طرد و نفی رقیب صورت میگرفت و گاهی به منظور کشف حقیقت.پیشوایان اسلام از سقسطه و مغالطه پیروان خود را در مباحث باز میداشتند و به آنها توصیه میکردند که در هر بحثی جانب حقیقت را بگیرند.
اولین مدرک مکتوب در احتجاج، احتجاج علی(ع)در جواب معاویه 20 و نیز احتجاج وی بر خوارج است 21 .در عصر امام صادق(ع)مناظره ایشان با ابن ابی العوجاء 22 و با زنادقه 23 نیز از این جمله میباشد.
در ایام مهدی عباسی(158-169 ه.ق.)که زنادقه و اهل اهواء زیاد شده بودند، او به قلع و قمع آنها پرداخت و این مفضل را واداشت تا کتابی در اصناف فرق بنویسد و این کتاب را در باب الذهب بغداد بر مردم میخواندند 24 .
بعدها مأمون خود با ثنویان و اهل کتاب به مناظره میپرداخت 25 و در مجلسی امام رضا(ع)را به رد عقاید سلیمان مروزی واداشت 26 و در نشستی دیگر آن حضرت را به بحث با عالم یهود(رأس الجالوت)بزرگ نصارا(جاثلیق)و موید اکبر زرتشتیان و(عمران صابی)بزرگ متکلمان و(قسطاط رومی)و ابالش زندیق، دعوت کرد 27 .این مناظرهها در توحید صدوق، عیون اخبار الرضا، احتجاج طبرسی و بحار الانوار مجلسی 28 ، منعکس شده است.شاید اسقف مسیحی مشهور حران، تئودوابوقره(نسطوری)که از شرکت خویش در مجادله دینی در دربار خلیفه مأمون یاد میکند، یکی از همین مجالس مباحثه را در نظر داشته است.
برامکه نیز از متکلمان و مجالس مناظره حمایت میکردند.یحیی بر مکی هشام بن حکم شاگرد امام صادق(ع)را بزرگ میداشت و او را به مناظره با فرق مخالف ترغیب و تحریص میکرد.حتی نوشتهاند، در یکی از این مجالس مناظره هارون الرشید نیز در خفا ناظر غلبه هشام بر مخالفان بوده است 29 .
در دولتهای بعدی، بخصوص دولتهای ملی ایران و سرزمینهای دیگر اسلامی، این رسم پابرجا ماند.مقدسی مینویسد:«یکی از رسمهای سامانیان این بود که اهل علم را به زمین بوسی نزد شاهان تکلیف نمیکردند و برای آنان در جمعههای ماه رمضان، مجالس مناظره و مباحثه در حضور شاه ترتیب میدادند 30 ».
در دوره ایلخانان مغول نیز مجالس مناظره بسیار داغ بود و در دوره کوتاه سلطنت ارغون، بوداییان و مسیحیان مورد حمایت جدی قرار گرفتند.
در زمان صفویه آزادیهای دینی فزونی گرفت و بنابر آنچه جهانگردان خارجی و مؤلفان داخلی در آثار خود منعکس کردهاند، اجتجاجات دینی در حضور شاه صفوی میان ملل و ادیان مختلف صورت میگرفته است.
در دوره مشروطه، پس از استقرار نهضت، از سوی حاج آقا نورالله اصفهانی، یکی از سران مشروطیت به منظور ایجاد فضای مناسب برای مناظره دینی بین تیز دال سر دسته مبلغان مسیحی که از اروپا به هند و از آن جا به ایران آمده و در محله جلفای اصفهان مستقر شده بود و به زبان فارسی تسلط داشت، «انجمن صفاخانه»تأسیس شد و سید محمد علی داعی الاسلام، مأمور پاسخگویی به شبهات هیأت مسیحیان شد و مضمون مناظرات آنها به مدت دو سال در مجله الاسلام که به همین امر اختصاص یافته بود منتشر گردید 31 .بعدها داعی الاسلام به بمبئی رفت و طی دو سال اقامت در بمبئی با مبلغان مسیحی به مناظره پرداخت و این مناظرهها در مجله دعوة الاسلام منتشر گردید. آوازه داعی الاسلام فراگیر شد و به دعوت مسلمانان به حیدرآباد دکن رفت و علاوه بر مجالس مناظره به عنوان استاد کرسی زبان و ادبیات فارسی، دارالفنون دکن تعیین شد. وی در مهر 1308 به تهران بازگشت 32 .
پیش از انقلاب اگر چه تلاش چشمگیری از سوی مراکز دینی و حوزههای علمی در ایران به منظور ایجاد ارتباط مستقیم با ادیان و مذاهب صورت نگرفت، ولی حرکتهایی در زمینه بهسازی روابط فرق و مذاهب اسلامی انجام یافت.با تمایل آیت الله بروجردیمؤسسهای به نام«دار التقریب بین المذاهب الاسلامیه»در قم و قاهره گشوده شد و نشریهای به نام رسالة الاسلام منتشر گردید و این علاقه تا زمانی که پیوند تهران و قاهره محکم بود؛دوام آورد و مجددا در سپتامبر 1970 دشواری روابط سیاسی بین دو کشور را از میان برداشته شد و رئیس دانشگاه الازهر«محمد الفهام»در تابستان 1971 به ایران آمد و با شماری از مجتهدان برجسته از جمله مرحوم آیت الله سید محمدهادی میلانی در مشهد دیدار کرد.
در دوره مشروطه، پس از استقرار نهضت، از سوی حاج آقا نور الله اصفهانی، یکی از سران مشروطیت به منظور ایجاد مناسب برای مناظره دینی بین تیزدال سر دسته مبلغان مسیحی که از اروپا به هند و از آن جا به ایران آمده و در محله جلفای اصفهان مستقر شده بود و به زبان فارسی تسلط داشت، انجمن«صفاخانه»تأسیس شد
پس از انقلاب اسلامی به دلیل جهانی شدن مسایل انقلاب، زمینه این مباحثات بیشتر شده است.سمپوزیوم بینالمللی و مسیحیت ارتدکس که از سوی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آتن(پایتخت یونان)دایر میشود و نیز شرکت نمایندگان ایران در کنگره جهانی صلح پیشوایان ادیان و مؤتمر الاسلام العالمی لرجال الادیان که در سال 1370 در کشور سودان تشکیل شد، نمونههای از این فعالیتهاست.واتیکان نیز از شورای علمی ایرانی دعوت کرده است تا در فرصت مشخص موضوع بحث بین اسلام و مسیحیت کاتولیک را معین کند.
موضوعات مرتبط:
ادیان شناسی
برچسبها:
ادیان شناسی