ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

 استاد مطهری: ایمان اگر مقرون به علم نباشد مفید نیست بلکه وبال است و اسلام نه عالم بی دین می خواهد نه جاهل دین دار

نقد و بررسی
از دیدگاه استاد مطهری، نظریه‏ی مارکس با تاریخ ادیان همخوانی ندارد، چرا که تاریخ ادیان نشان‏گر آن است که در دوره‏ی اشتراکی بودن اولیه، که اثری از طبقات نبود، دین وجود داشته است. ضمن این که تعالیم ادیان همواره در جهت انقلاب علیه طبقه‏ی حاکم و استثمارگر بوده است. اگر نظریه‏ی مارکس مبنی براندیشه حوزه » شماره 58 (صفحه 40)
این که طبقات حاکمه برای حفظ منافع و امتیازات خودشان، دین را وضع کرده‏اند، در این صورت باید تمام تعلیمات ادیان در جهت تسلیم و تمکین و تسکین باشد، در حالی که چنین نیست. نه تنها دین از میان طبقه‏ی حاکم بروز نکرده است، بلکه در جهت منافع طبقه‏ی محکوم و دعوت به انقلاب بوده است. از نظر مارکسیست‏ها اگر امتیازات طبقاتی از بین برود، دین هم خود به خود منتفی خواهد شد. مثلاً در دوره‏ی سوسیالیسم اثری از دین باقی نخواهد ماند. در حالی که در کشورهای سوسیالیستی دین از بین نرفت. (ر. ک: همان، 578-581)
4 ) فرضیه‏ی پرستش جامعه
نظریه‏ی جامعه شناختی دین امیل دورکیم از مشهورترین نظریات در باب منشأ دین است. آراء وی نه تنها موجب پیدایش نظریه‏ی انسان شناختی یا جامعه شناختی شد، بلکه فلسفه‏ای کامل، مشهور به «پوزیتیویسم اجتماعی»، بنیان نهاد. مفهوم یا ایده‏ی جامعه در محور این فلسفه بود و کلید فهم مسایل فلسفی محسوب می‏شد. دورکیم در فلسفه‏ی اجتماعی خود، توجه خاصی به موضوع دین داشت. او معتقد بود که خصوصیت دین نخستین، نه در جانمند انگاری، بلکه در «توتم پرستی»، که به اعتقاد دورکیم شکل اساسی‏تر و ابتدایی‏تر دین است، دیده می‏شود. توتم پرستی پدیده‏ای شایع و گسترده‏ای است که در گروه‏های بسیار پراکنده همچون سامیان باستان، قبایل امریکای شمالی و بومیان استرالیا، که دورکیم بررسی ویژه‏ای در خصوص آنها انجام داده دیده شده است.
«توتم» (که معمولاً نوعی حیوان، گاهی یک نوعی گیاه و به ندرت موجودی بی‏جان است) در پیوندی خاص با یک گروه ویژه اجتماعی همچون یک قبیله یا خاندان قرار داد. به نظر دورکیم، توتم برای این گروه اجتماعی الگوی موجودی مقدس است و برای تفکیک امر مقدس از امر غیرمقدس، که به نظر او جوهر و ذات دین است، اساسی است. دورکیم با ملاحظه‏ی توتم پرستی، به عنوان نوعی دین، به این نتیجه رسید که دین را باید به مثابه پدیده‏ای اجتماعی تلقی کرد. (مک کویری، 1375 ، 321) انسان دارای دو خود است؛ خود فردی و خود اجتماعی. پرستش تجلی روح اجتماعی انسان است، توتم پرستی هم ریشه در پرستش جامعه دارد. (ر. ک: مطهری، 1375 ب، 591-592)
نقد و بررسی
استاد مطهری در نقد نظریه‏ی دورکیم تأکید می‏ورزد که انسان دارای دو خود نیست. انسان دو شخصیت مستقل و جدا از یکدیگر ندارد، در انسان یک «من» است که همه‏ی کارهای متضاد را در آن واحد انجام می‏دهد. پس این توجیه که انسان دو «من» دارد، یک «من» خودش را فراموش کرده و بعد آنچه را که از آن «من» صادر می‏شود به «غیر من» و به «جز من» نسبت داده که آن «جز من» ماوراء الطبیعه است، صحیح نیست؛ اصلاً دو «من» در کار نیست که به این شکل بخواهد دربیاید.
همچنین استاد در نقد این نظریه می‏گوید:
اگر چنین باشد باید همیشه مذهبی‏ها در میان مردمی باشند که به قول شما بیشتر «از خود بیگانه» باشند؛ یعنی هر چه افراد، روح اجتماعی در آنها بیشتر فراموش شده و بیشتر مرده باشد و هر چه احساس اجتماعی را بیشتر فاقد باشند باید بیشتر دینی و مذهبی باشند، در صورتی که قضیه برعکس است، همیشه افرادی، مذهبی به معنای واقعی هستند که احساس اجتماعی در آنها از دیگران زنده‏تر است. (مطهری، 1375 ب، 597)
اشکال دیگر دیدگاه دورکیم این است که پیامبران و رهبران دینی همیشه خلاف جوّ حاکم اجتماعی حرکت کرده‏اند. علاوه بر این، چنین کسانی همیشه احساس کرده‏اند که از تأییدات الهی برخوردارند و بیش از هر زمان دیگری به او نزدیک هستند، حتی مخالفت خود را با جریان حاکم اجتماعی نتیجه‏ی هدایت خداوند می‏دانند. اگر خدا صرفا جامعه در لباس مبدل باشد، در این صورت پیامبر نمی‏تواند از تأیید الهی برخوردار باشد و یا احساس تقرب بیشتری کند. (قائمی نیا، 1379 ، 118)5 ) دین‏شناسی فطری (نظریه‏ی استاد)
استاد مطهری سپس نقد و بررسی دیدگاه‏ها درباره‏ی منشأ دین و گرایش انسان به آن را متذکر می‏شود که این‏ها جز یک سلسله فرضیه‏ها چیز دیگری نیست، یعنی هر یک از این‏ها از نظر علمی حداکثر ارزش یک فرضیه را دارد نه یک نظریه که یک فرضیه‏ی اثبات شده است.
فرق است میان فرضیه و نظریه. یک وقت انسان درباره‏ی چیزی یک فرض می‏کند؛ یعنی یک احتمال می‏دهد، این احتمال به عنوان یک طرح اولی است برای تحقیق تا بعد ببینیم که دلایل، آن را تأیید می‏کند یا نمی‏کند. ولی نظریه آن وقتی است که دلایل هم آن را تأیید کرده است. (مطهری، 1375 ب، 599)
از نظر استاد، خود همین تعدد و گوناگونی فرضیه‏ها دلیل بر این است که این‏ها به صورت نظریه در نیامده است، علاوه بر این که هیچ کس برای سخن خود دلیلی ذکر نکرده است.
استاد با نقد دیدگاه‏های فوق عامل پیدایش دین را از یک سو تمایلات فطری و از سوی دیگر طبیعت عقلانی بشر می‏داند. بشر از قدیم‏ترین ایام به اصل علیت پی برده و همین اصل او را بر آن داشته تا از علت پیدایش موجودات و پدیده‏ها سؤال کند و سرانجام خدا را به عنوان مبدأ آفرینش مطرح سازد. به علاوه، مشاهده‏ی نظم دقیق موجودات موجب شد تا این اندیشه به ذهن او راه یابد که این تشکیلات و نظم حیرت آور جهان معلول مبدأ مدبر و داناست. (نصری، 1383 ، 25) فطرت هم منشأ گرایش انسان به خدا و دین است که از نظر استاد مورد تأکید و تصریح قرآن کریم نیز هست:
فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها (روم/ 30)
آنچه که پیغمبران عرضه داشته‏اند نه چیزی است که انسان نسبت به آن یک حالت بی‏تفاوتی و یک حالت تساوی داشته است، بلکه چیزی است که اقتضای آن در سرشت و ذات انسان هست؛ یعنی طلب او، خواست او و جستجوی او در طبیعت و سرشت انسان هست. در این صورت حالت پیغمبران، حالت باغبانی می‏شود که گلی یا درختی را پرورش می‏دهد. ... در انسان نیز یک فطرتی - به معنای یک تقاضایی - وجود دارد. بعثت پیغمبران، پاسخ گویی به تقاضایی است که این تقاضا در سرشت بشر وجود دارد. در واقع آنچه که بشر به حسب سرشت خودش در جستجوی آن بوده است و خواهد بود، پیغمبران آن را بر او عرضه داشته‏اند و عرضه می‏دارند. این همان معنی فطرت است. (مطهری، همان، 602)
از دیدگاه استاد مطهری، فطرت بر دو قسم است؛ فطرت ادراکی و فطرت احساسی. فطری بودن دین با توجه به فطرت ادراکی «یعنی از نظر فکری برای بشر فطری است؛ یعنی یک فکری است که عقل انسان بالفطره آن را می‏پذیرد و برای پذیرفتنش نیاز به تعلیم و تعلم و مدرسه نیست و به طور کلی هر چه را که ما از نظر ادراک بگوییم «فطری»، معنایش این است که یا دلیل نمی‏خواهد و بدیهی اولی است و یا از قضایایی است که اگر هم دلیل می‏خواهد دلیلش همیشه همراهش هست». (همان، 612)
فطری بودن دین با توجه به فطرت احساسی «یعنی توجه به خدا و حتی توجه به دستورهای دین به گونه‏ای است که احساسات انسان، انسان را به سوی خدا و به سوی دین می‏کشاند ... انسان بالفطره به سوی خدا گرایش و کشش دارد و جذب می‏شود». (همان، 614 ؛ برای اطلاع بیشتر، ر. ک: فرامرز قراملکی، 1383 ، 169-172 ؛ قائمی‏نیا، 1379 ، 175-182)

 


موضوعات مرتبط: دین شناسی
برچسب‌ها: دین شناسی
[ چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب