|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
روش سياسي خلافت انتخابي و مغايرت آن با نظر شيعه «شيعه» معتقد بود كه شريعت آسماني اسلام كه مواد آن در كتاب خدا و سنت پيغمبر اكرم روشن شده تا روز قيامت به اعتبار خود باقي و هرگز قابل تغيير نيست [21] و حكومت اسلامي با هيچ عذري نميتواند از اجراي كامل آن سرپيچي نمايد، تنها وظيفه حكومت اسلامي اين است كه با شورا در شعاع شريعت به سبب مصلحت وقت، تصميماتي بگيرد ولي در اين جريان، به علت بيعت سياست آميز شيعه و همچنين از جريان حديث دوات و قرطاس كه در آخرين روزهاي بيماري پيغمبر اكرم اتفاق افتاد، پيدا بود كه گردانندگان و طرفداران خلافت انتخابي معتقدند كه كتاب خدا مانند يك قانون اساسي محفوظ بماند ولي سنت و بيانات پيغمبر اكرم را در اعتبار خود ثابت نميدانند بلكه معتقدند كه حكومت اسلامي ميتواند به سبب اقتضاي مصلحت، از اجراي آنها صرفنظر نمايد.و اين نظر با روايتهاي بسياري كه بعدا در حق صحابه نقل شد (صحابه مجتهدند و در اجتهاد و مصلحت بيني خود اگر اصابت كنند مأجور و اگر خطا كنند معذور ميباشند) تأييد گرديد و نمونه بارز آن وقتي اتفاق افتاد كه خالد بن وليد يكي از سرداران خليفه، شبانه در منزل يكي از معاريف مسلمانان «مالك بن نويره» مهمان شد و مالك را غافلگير نموده، كشت و سرش را در اجاق گذاشت و سوزانيد و همان شب با زن مالك همبستر شد! و به دنبال اين جنايتهاي شرم آورد، خليفه به عنوان اينكه حكومت وي به چنين سرداري نيازمند است، مقررات شريعت را در حق خالد اجرا نكرد [22] !! و همچنين خمس را از اهل بيت و خويشان پيغمبر اكرم بريدند [23] و نوشتن احاديث پيغمبر اكرم به كلي قدغن شد و اگر در جاي حديث مكتوب كشف يا از كسي گرفته ميشد آن را ضبط كرده ميسوزانيدند [24] و اين قدغن در تمام زمان خلفاي راشدين تا زمان خلافت عمر بن عبد العزيز خليفه اموي (99ـ102) استمرار داشت [25] و در زمان خلافت خليفه دوم (13ـ25 ق) اين سياست روشنتر شد و در مقام خلافت، عدهاي از مواد شريعت را مانند حج تمتع و نكاح متعه و گفتن«حي علي خير العمل»در اذان نماز ممنوع ساخت [26] و نفوذ سه اطلاق را داير كرد و نظاير آنها [27] . در خلافت وي بود كه بيت المال در ميان مردم با تفاوت تقسيم شد [28] كه بعدا در ميان مسلمانان اختلاف طبقاتي عجيب و صحنههاي خونين دهشتناكي به وجود آورد و در زمان وي معاويه در شام با رسومات سلطنتي كسري و قيصر حكومت ميكرد و خليفه او را كسراي عرب ميناميد و متعرض حالش نميشد. خليفه دوم به سال 23 هجري قمري به دست غلامي ايراني كشته شد و طبق رأي اكثريت شوراي شش نفري كه به دستور خليفه منعقد شد، خليفه سوم زمام امور را به دست گرفت. وي در عهد خلافت خود خويشاوندان اموي خود را بر مردم مسلط ساخته در حجاز و عراق و مصر و ساير بلاد اسلامي زمام امور را به دست ايشان سپرد [29] ايشان بناي بيبند و باري گذاشته آشكارا به ستم و بيداد و فسق و فجور و نقص قوانين جاريه اسلامي پرداختند، سيل شكايتها از هر سوي به دار الخلافه سرازير شد، ولي خليفه كه تحت تأثير كنيزان اموي خود و خاصه مروان بن حكم [30] قرار داشت، به شكايتهاي مردم ترتيب اثر نميداد بلكه گاهي هم دستور تشديد و تعقيب شاكيان را صادر ميكرد [31] و بالأخره به سال 35 هجري، مردم بر وي شوريدند وپس از چند روز محاصره و زد و خورد، وي را كشتند. خليفه سوم در عهد خلافت خود حكومت شام را كه در رأس آن از خويشاوندهاي اموي او معاويه قرار داشت، بيش از پيش تقويت ميكرد و در حقيقت سنگيني خلافت، در شام متمركز بود و تشكيلات مدينه كه دار الخلافه بود جز صورتي در بر نداشت [32] خلافت خليفه اول با انتخاب اكثريت صحابه و خليفه دوم با وصيت خليفه اول و خليفه سوم با شوراي شش نفري كه اعضا و آيين نامه آن را خليفه دوم تعيين و تنظيم كرده بود، مستقر شد.و روي هم رفته سياست سه خليفه كه 25 سال خلافت كردند در اداره امور اين بود كه قوانين اسلامي بر طبق اجتهاد و مصلحت وقت كه مقام خلافت تشخيص دهد، در جامعه اجرا شود و در معارف اسلامي اين بود كه تنها قرآن بي اينكه تفسير شود يا مورد كنجكاوي قرار گيرد خوانده شود و بيانان پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم (حديث) بي اينكه روي كاغذ بيايد روايت شود و از حدود زبان و گوش تجاوز نكند. كتابت، به قرآن كريم انحصار داشت و در حديث ممنوع بود [33] پس از جنگ يمامه كه در سال دوازده هجري قمري خاتمه يافت و گروهي از صحابه كه قاري قرآن بودند در آن جنگ كشته شدند، عمر بن الخطاب به خليفه اول پيشنهاد ميكند كه آيات قرآن در يك مصحف جمع آوري شود، وي در پيشنهاد خود ميگويد اگر جنگي رخ دهد و بقيه حاملان قرآن كشته شوند، قرآن از ميان ما خواهد رفت، بنابر اين، لازمست آيات قرآني را در يك مصحف جمع آوري كرده به قيد كتابت در بياوريم [34] ، اين تصميم را درباره قرآن كريم گرفتند با اينكه حديث پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم كه تالي قرآن بود نيز با همان خطر تهديد ميشد و از مفاسد نقل به معنا و زياده و نقيصه و جعل و فراموشي در امان نبود ولي توجهي به نگهداري حديث نميشد بلكه كتابت آن ممنوع و هر چه به دست ميافتاد سوزانيده ميشد تا در اندك زماني كار به جايي كشيد كه در ضروريات اسلام مانند نماز، روايات متضاد به وجود آمد و در ساير رشتههاي علوم در اين مدت قدمي بر داشته نشد و آن همه تقديس و تمجيد كه در قرآن و بيانات پيغمبر اكرم نسبت به علم و تأكيد و ترغيب در توسعه علوم وارد شده بي اثر ماند و اكثريت مردم سرگرم فتوحات پي در پي اسلام و دلخوش به غنايم فزون از حد كه از هر سو به جزيرة العرب سرازير ميشد، بودند و ديگر عنايتي به علوم خاندان رسالت كه سر سلسله شان علي عليه السلام بود و پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم او را آشناترين مردم به معارف اسلام و مقاصد قرآن معرفي كرده بود نشد، حتي در قضيه جمع قرآن (با اينكه ميدانستند پس از رحلت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مدتي در كنج خانه نشستند و مصحف را جمعآوري نموده است) وي را مداخله ندادند حتي نام او را نيز به زبان نياوردند [35] . اينها و نظاير اينها اموري بود كه پيروان علي عليه السلام را در عقيده خود راسختر و نسبت به جريان امور، هشيارتر ميساخت و روز بهروز بر فعاليت خود ميافزودند.علي نيز كه دستش از تربيت عمومي مردم كوتاه بود به تربيت خصوصي افراد ميپرداخت. در اين 25 سال، سه تن از چهار نفر ياران علي عليه السلام كه در همه احوال در پيروي او ثابت قدم بودند (سلمان فارسي و ابوذر غفاري و مقداد) در گذشتند ولي جمعي از صحابه و گروه انبوهي از تابعين در حجاز و يمن و عراق و غير آنها در سلك پيروان علي درآمدند و در نتيجه پس از كشته شدن خليفه سوم، از هر سوي به آن حضرت روي نموده و به هر نحو بود با وي بيعت كردند و وي را براي خلافت برگزيدند. موضوعات مرتبط: شیعه شناسی برچسبها: شیعه شناسی [ سه شنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||