|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
دشمنی آدم با شیطان «بَعْضُکُمْ لِبَعْض ٍ عَدُوٌّ» (1)78 / انبیاء.
1- 78 / انبیاء. شما دشمن یکدیگر خواهید بود گرچه در آدم چیزی که باعث دشمنی شود، دیده نشد و حسدورزی و نافرمانی شیطان این دشمنی را پدیدآورد، امّا پس از آن مرحله، دشمنی میان دو طرف عمیق شد؛ از این رو، دشمنی آدم با شیطان، ایمان و تقوا و ارزش است؛ امّا دشمنی شیطان با آدم، کفر و زندقه و بیداد. دسته ای از مفسّران گفته اند: منظور آیه شریفه، دشمنی نسل آدم با شیطان و نسل اوست؛ و روشن است که آیه در مقام هشدار است، نه دستور و فرمان؛ چرا که خدا به دشمنی و عداوت فرمان نمی دهد. و در اینجا سخن درمورد هبوط و فرود است؛ امّا پیش از آن وقایعی رخ داد که دشمنی میان این دو گروه را پدید آورد. برخی نیز بر این عقیده اند که خطاب این فراز از آیه شریفه، آدم و همسر اوست. با این بیان، دشمنی و عداوت نیز همان ناسازگاری میان نسل آنان است؛ و بدان دلیل روی سخن با آدم و همسرش است که اصل و پایه نسل انسانند. «وَ لَکُمْ فِی الاَْرْض ِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ اِلی حینٍ» و برای شما در روی زمین قرارگاه و آرامشی است و تا فرا رسیدن آخرین لحظات زندگی و پایان عمر، از آن بهره مند می شوید ابوبکر سَرّاج می گوید: اگر در آیه شریفه «اِلی حین ٍ» نیامده بود، امکان داشت این پندار پیش آید که اقامت در زمین تا بینهایت خواهد بود؛ به همین جهت فرمود: «اِلی حین ٍ» تا روشن سازدکه سکونت در زمین برای آدم و نسل او همیشگی نخواهد بود. گناه و اشتباه بندگان هرگز به خواست خدا و کار او نیست آخرین نکته در آیه شریفه این است که: خدا در این آیه و آیات قبل و بعد از آن، گناه آدم را به شیطان و اغواگری او نسبت می دهد، نه به خود آدم؛ و این نشانگر این واقعیت است که گناه و اشتباه بندگان هرگز به خواست خدا و کار او نیست. خدای پر مهر نه کسی را از عبادت و یکتاپرستی و پیمایش راه نجات و رستگاری بازمی دارد و نه کسی را به گناه و انحراف می کشاند؛ زیرا آفریدگار هستی از آنچه به شیطان نسبت داده شده و زیبنده شیطان و شیطان صفتان است، پاک و منزّه است. این نکته نیز روشن می شود که وسوسه شیطان در افکندن انسان به گناه، اثر مخرّبی دارد؛ از این رو باید هشیار بود و از شرارت و وسوسه های او به خدا پناه برد. فَتَلَقّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ اِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیمُ. پس آدم کلماتی از پروردگارش دریافت داشت و [خدای پرمهر] توبه او را پذیرفت، چرا که او توبه پذیر و مهربان است. «تَلَقّی» به معنای «گرفت» و «دریافت داشت» آمده و مصدر آن «تَلَقّی» به معنای «دریافتن» و «گرفتن» است. «کَلِماتٍ» جمع «کَلِمَه» و ریشه آن «کَلْم» به معنای زخم است؛ و همانگونه که زخم اثری است نشانگر واردآورنده زخم، کلمه یا کلام نیز اثری است که بر معنا و مفهوم مورد نظر گوینده آن دلالت می کند. «اَلتَّوّاب» صیغه مبالغه و به معنای «بسیار توبه پذیر» است. واژه های «تَوْبَه» و «اِنابَه»، یک معنا دارند. اصل «تَوْبَه» به مفهوم اصرارنداشتن برگناه و پشیمانی بر افراط کاریها و تندرویها و بازگشت از اشتباهات گذشته است. آدم پس از وسوسه های شیطان و لغزشی که پدید آمد، بر اثر حقجویی و به انگیزه پیروی از حقّ، کلماتی از پروردگار پرمهر خویش دریافت داشت و با روی آوردن به بارگاه او، با همه وجود خدای را با همان کلمات و جملات خواند و به نیایش با او نشست. قرآن شریف در گزارش فشرده خود از سرگذشت آدم، چگونگی مراحل بازگشت او را نیاورده و تنها به ترسیم نتیجه بسنده کرده است. «فَتابَ عَلَیْهِ» خدا توبه او را پذیرفت این فراز از آیه شریفه نشانگر این واقعیّت است که آدم پیش از این مرحله،توبه ای شایسته و بایسته انجام داده است.(1) موضوعات مرتبط: شیطان شناسی برچسبها: شیطان شناسی [ سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 9:18 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||